X
تبلیغات
درخت سفید
 

در صورت داشتن هرگونه سوالی درباره مطالب وبلاگ درقسمت نظرات سوال خود را مطرح کنید تا در اولین فرصت (72 ساعت) به آن پاسخ داده شود.


برچسب‌ها: درخت گاندور, پیج رینگ بالا, فروش وبلاگ, White Tree of Gondor, gondor tree
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 11:11  توسط حامد | 

خلاقیت یکی از عالی ترین و پیچیده ترین فعالیتهای ذهن آدمی است که تعلیم و تربیت باید بدان توجه کند .

خلاقیت نه فقط به هوش و تفکر بلکه به سازمان شخصیت فرد نیز مربوط می شود. تربیت آزادانه کودک در وضعیتی که والدین دارای علایق قوی گوناگونی باشند باعث بروز صفت خلاقیت در کودکان می‌شود. از این رو مساله تربیت کودکان و پرورش استعدادهای فطری آنان از مسایل بسیار مهمی است که باید مورد توجه مربیان و والدین قرار گیرد و معلمان بایستی امکانات تجلی اندیشه خلاق را در مدارس فراهم آوردند و دانش آموزان به تدریج مفاهیم اساسی علوم مختلف را بیاموزند تا با مسایل زندگی، خلاقانه برخورد کنند و جهان اطراف خویش را در جهت مطلوب تغییر دهنده تصاویر ذهنی که ما به کودکان خود می دهیم، آینده آنها را شکل می بخشند. این تصاویر ذهنی بصورت پیشگویی هایی هستند که به تحقق در می آیندو تصویر ذهنی شما میزان شاد بودن، مفید بودن و خلاق بودن کودکتان را شکل می بخشند، مطمئناً تصویر ذهنی شما برای هر یک از کودکانتان بیش از آنچه انجام می دهید و یا به آنها می گویید در رشد انگیزه خلاقیت و موفقیت آنها در آینده موثر خواهد بود.یکی از سوالاتی که در چهار دهه گذشته ذهن بسیاری از پژوهشگران و اندیشمندان تعلیم و تربیت را به خود مشغول کرده است این است که آیا می توان خلاقیت را پرورش داد؟ نتایج تحقیق (بودو، تورنس و ...) نشان داده است خلاقیت که در تمام فعالیتهای فردی و گروهی انسان مشاهده می گردد، با شدت و ضعف بالقوه و پرورش پذیر در همه انسانها وجود دارد و برای پرورش خلاقیت (سندرز و سندرز) باید به کودکان و نوجوانان امکان تفکر داد و آنان را از انجام دادن فعالیتهای قالبی و از پیش تعیین شده تا حد امکان بر حذر داشت .
با توجه به اینکه خلاقیت می تواند شکننده محدودیتها، بر اندازنده ناتوانیها، شکافنده ناشناخته ها و یابنده نا دانستنیها باشد این سوال مطرح می‌شود که چه نوع تصاویری می تواند الهام بخش کودکان در انجام کارهای خلاق بوده و چگونه می توان نسلی متفکر و خلاق پرورش داد؟            

پیشینه تحقیق :
بررسی پیشینه تحقیقات (مک کنین ، 1968، مانسفید  و باس، 1981، کاتل  و بوچر 1968، نشان می دهد که پیروان اصالت ذات، خلاقیت را یک توانایی و وصفت بالقوه تلقی می کردند، ولی حتی متفکران پیشرو (ترمن ، 1925، کالکس  ، 1926 ، گالتن ، 1869) نیز بر این باور بودند که هر چند خلاقیت نیز مانند هوش، بعد ارثی دارد، باز هم عوامل محیطی می توانند بر این توانایی اثر بگذارند .

ندرز و سندرز، در کتاب آموزش خلاقیت از طریق استعاره از طریق تاکید می کند که برای پرورش خلاقیت باید کودکان و نوجوانان امکان تفکر داد و آنان را از انجام دادن فعالیتهای قالبی و از پیش تعیین شده تا حد امکان بر حذر داشت. در رابطه با پرورش خلاقیت، پژوهشهای (آلبیرخ ، 1978، محمدی ، 1370) نشان داده اند که افراد خلاق به مراتب بیشتر از افراد غیر خلاق توانایی پرورش خلاقیت را در دیگران دارند .                
بر این اساس در این مقاله به بررسی مفهوم خلاقیت و روند تفکر خلاق، ویژگیهای افراد خلاق، عوامل موثر در خلاقیت، نقش معلم در پرورش خلاقیت، راههای ایجاد و پرورش خلاقیت در دانش آموزان می پردازیم .        

مفهوم خلاقیت و روند تفکر خلاق :        
نگاهی به منابع معتبر مربوط به خلاقیت، نوآوری و تفکر خلاق نشان می دهد که ریشه این اصطلاح در نوع و روش فکری انسان نهفته است. در حقیقت فرد خلاق کسی است که از ذهنی جستجوگر و آفریننده برخوردار باشد .        
درباره مفهوم خلاقیت تعاریف متعدد و گاه متضادی ارائه شده است ولی در مورد تعریف زیر یک اتفاق نظر کلی مشاهده شده است :     
«خلاقیت توانایی فرد برای تولید ایده ها، نظریه ها، بینش ها یا اشیاء جدید و بدیع و بازسازی مجدد در علوم و سایر زمینه ها است که توسط متخصصان، اصیل واز نظر علمی، زیبا شناسی، تکنولوژی، اجتماعی با ارزش تلقی گردد.»(ورنون 1989،ص 94 )            
در قرآن نیز از آفرینندگی گاهی بر معنی تسخیر تعبیر شده است و« تسخر لکم ما فی السموات فی الارض جمیعاً» (سوره جائیه- آیه 13) یعنی خداوند بر پدیده‌های طبیعی آنچنان نیرویی بخشید که انسان می‌تواند با قدرت تسلط و حاکمیتی که دارد در آن تصرف نموده و هر گونه دگرگونی و سازندگی در آن بوجود آورد .   
«فردریک فروبل»، یکی از مشهورترین مربیان و پرورشکاران خلاق متوجه مساله خلاقیت بوده و می‌پرسید که آیا خلاقیت فرآیندی درونی است یا بیرونی؟ آیا مستلزم انضباط است یا خودانگیزی؟ او بر این عقیده بود که خلاقیت یکی از مهمترین نیازهای انسان است .            
امروزه‏، چهارچوب روانشناسی به ما اجازه می‌دهد که بر این عقیده باشیم فرایند خلاقیت ذاتی نیست بلکه می‌تواند آموزش داده شود. ما از طریق آموزش می‌توانیم به کودکان یاد دهیم که به راههای غیر معمولی فکر کنند و از طریق تفکر واگرا به بررسی مشکلات پرداخته و به راه حلهای مناسب دست یابند. مساله این است که اجازه تفکر در این حیطه را به مربیان بدهیم که جریان خلاقیت، جریانی از قبل ساخته شده نیست، بلکه روندی زاینده و قابل تغییر می‌باشد.

«هالپرن» خلاقیت را توانایی شکل دادن به ترکیب تازه‌ای از نظرات یا ایده‌ها برای رسیدن به یک نیاز یا تحقق یک هدف می‌داند. از نظر «پرکنیز» تفکر خلاق، تفکری است که به نحوی تشکیل شده که منجر به نتایج تازه و نو می‌شود به نظر «ویلیام جیمز»، همه ما توانایی و استعداد خلاقیت را داریم ولی متاسفانه در طول زندگی ودر مسیر آموزش یاد می‌گیریم که غیر خلاق باشیم. به عبارتی در سطح کلی محیط یادگیری اعم از خانه، مدرسه و اجتماع ما را به تفکر همگرا عادت می‌دهند . (اسپرینت‌هال، 1977،ص 576) او معتقد است دوران کودکی سرآغاز شکل گیری روند تفکر خلاق محسوب می‌شود (همان منبع، ص 517 )          
در دایره المعارف روانشناسی، «آیسنک، آرنولد، مای‌لی»، خلاقیت به منزله ظرفیت دیدن روابط جدید پدید آوردن، اندیشه های غیر معمول و فاصله گرفتن از الگوهای سنتی تفکر، قلمداد گردیده. در اثر «دورن » (Doron,R ) و «پارو » (,Parot,F1991 ) خلاقیت استعداد پیچیده‌ای است متمایز از هوش و کنش وری شناختی و محتملاً تابع سیلان افکار، استدلال استقرایی، پاره‌ای از صفات ادراکی وشخصیت و نیز هوش واگرا، در حدی که این هوش گوناگونی را حلها و فرآورده‌ها را مساعد می‌سازد.    

در فرهنگ روانشناسی «پیرون » pieron ، خلاقیت چنین تعریف شده است :  
خلاقیت عبارت از کنش اختراعی تخیل سازنده می‌باشد که طبق نظریات «گتزل» و «جاکسون» چیزی سوای هوش معمولی برخی از محققان (ویلسون، 1956،کراچفیلد،1962) خلاقیت را نقطه مقابل «همنوایی» می‌دانند و به نظر آنها خلاقیت یعنی عقاید اصیل، نظریات متفاوت و نحوه متفاوت نگریستن به مسایل .   
اکثر روانشناسان، آفرینندگی و حل مساله را فرایندهای مشابهی دانسته‌اند (مایر، 1930 ،تورنس،1960،دی چکو،کرافورد،1974،گانیه،1977،گیج وبرلاینر،1984). گانیه بالاترین سطح یادگیری را حل مساله می‌داند و معتقد است که آفرینندگی نوع ویژه‌ای از حل مساله است .

«مک کینون» نیز خلاقیت را عبارت از حل مساله همرا با ماهیتی بدیع و نو می‌داند . (مامفورد و گوستافون ).
«آزوبل» (1963،ص 110-99) خلاقیت را استعداد بی همتا در یک زمینه بخصوص می‌داند و از نظر «گیلفورد» هوش و خلاقیت دو عامل فکری جداگانه تلقی شده و هوش را تفکر همگرا و خلاقیت را تفکر واگرا می‌داند. از نظر او وجه تمایز تفکر آفریننده، تفکر واگرا است که از طریق انعطاف پذیری،اصالت و روانی می‌توان باز شناخت (سیف: روانشناسی یادگیری و تدریس ).    
نظریه پردازان روان شناختی نیز عقیده دارند که خلاقیت از حالت برانگیختگی درونی ناشی می‌شود. (کراچفیلد،1962) «دچار مس» (1968) معتقد است رفتارهایی که از داخل بر انگیخته می‌شوند ناشی از نوعی اشتیاق برای تجربه یک امر می‌باشند:

بررسی تعاریف فوق نشان می‌دهد که عده‌ای از آن به برانگیختگی درونی، بعضی به توانایی فرد برای تولید ایده‌های نو، برخی به توانایی حل مساله و نوعی تفکر واگرا، و نیز به نتیجه و محصول خلاقیت پرداخته‌اند .     
بنابراین نتیجه می‌گیریم خلاقیت عبارتست از: توانایی مشاهده اشیاء به روشهای جدید، یادگیری از طریق تجربیات گذشته و ارتباط آن به موقعیتهای جدید، تفکر در راستای برداشتن موانع و خطوط نا متعارف، استفاده از دیدگاههای غیر سنتی برای حل مسایل، خلق و ابداع چیزی تازه و ابتکاری، طی کردن مراحلی فراتر از اطلاعات داده شده.          
بدین ترتیب فرایند آموزش و یادگیری می‌تواند تفکر خلاق را پرورش دهد و افرادی کاوشکر، آفریننده، مشکل گشا، نوآور، مولد و عامل تغییر را تربیت کند .           

ویژگیهای شخصیتی افراد خلاق :          
پال تورنس (1998) در پاسخ به این پرسش که ویژگیهای شخصیتی چه نقشی در خلاقیت ایفا می‌کند، گفته است شخصیت هم می‌تواند خلاقیت را آسان ‌سازد و هم مانع آن شود . ویژگیهایی از قبیل آمادگی برای خطر کردن، کنجکاوی و جستجوگری، استقلال اندیشه، پشتکار و پایداری، شهامت، استقلال رای، خودآغازگری، ابتکار، پرسشگری درباره موقعیتهای معماگونه، و در گیر شدن با امور دشوار از جمله ویژگیهای آسان ساز خلاقیت محسوب می‌شوند. او می‌گوید، هر عملی که ما برای تشویق این گونه رفتارها انجام می‌دهیم شخص را در جهت خلاقیت بیشتر سوق می‌دهد. (سیف،1379).

از نظر گیلفورد (1998) ویژگیهایی از بروز خلاقیت جلوگیری می‌کنند، عبارتند از سلطه گری،منفی بافی، مقاومت ترس، عیب جویی، انتقاد از دیگران، سازشکاری، تسلیم در برابر قدرت و کمرویی. (سیف،1379،ص 599 ).          
مطالعاتی که «بارون» (1969) در زمینه شخصیت افراد خلاق انجام داده است نیز نشان می‌دهد که آنها در مقایسه با افراد عادی خوش بین‌تر ودارای انرژی روانی و جسمی استثنایی‌اند. زندگی آنها پیچیده‌تر است و به دنبال تنش‌اند یا از طریق آزاد شدن آن احساس لذت می‌کنند. افراد خلاق، کمتر ضعیف‌النفس بوده و از مسایل و امور آگاهند . (مزلو) آنان به مسایل بنیانی علاقه‌مندند و تمایل زیادی به خطر کردن دارند .      
«نیکسون» (1962)،تورنس(1966) و لی‌کاک (1979)،ضمن تحقیقاتی ویژگیهای دانش‌آموزان خلاق را چنین عنوان کرده‌اند: 1- دارای هوش کلامی و فضایی بسیار برجسته 2- دارای هوش بالاتر از سطح متوسط 3- دارای ظرفیتهای حافظه‌ای فوق‌العاده در ثبت و نگهداری وقایع مختلف 4- آمادگی جهت تجربه امور و فعالیتهای مختلف 5- استقلال فکری (استاین، 1974 ،ص 548) 6- دارا بودن رفتار مطلوب اجتماعی 7- بیان صریح و روشن (بارون، 1968 ) 8- طرز فکر انتقادی، فعال و کنجکاو بودن (استرنبرگ تیلر،جان دیویی،1985) 9 - برخورداری از نوع تفکر واگرا (گیلفورد) 10- علاقه‌مند بودن به مسایل فلسفی و مذهبی 11- مقاوم، باجرئت، انتقاد پذیر و خستگی ناپذیر بودن 12- خود جوش، صادق و ساده بودن. (افروز،1365، ص 21 .)                
تورنس (1989) پس از 22 سال مطالعه مستمر پیرامون ویژگیهای گروهی از کودکان، نوجوانان و جوانان (یعنی از 1985 تا 1980) به این نتیجه می‌رسد که خمیر مایه شخصیت افراد خلاق، استقلال اندیشه و شیفتیگی فراوان آنها در برابر مساله یا فعالیت مورد علاقه‌شان است. فرد خلاق کسی است که فکری نو ومتفاوت ارائه دهد. بالطبع احساس گریز از کانال بندیهای مشخص ذهنی، همنوا نبودن با دیگران و استقلال طلبی و آزاد اندیشی می‌تواند پایه‌های تراوش تفکر خلاق و خلق آثار نو را فراهم آورد. بقول «تورنس » خلاقیت شکافتن بن‌بست‌ها و دست دادن با فرداست.

«هیز» (1988)، متذکر می‌شود که افراد بسیار خلاق، اغلب بطور کامل در کار خود غرق می‌شوند. زندگینامه افراد بسیار خلاق این نکته را مورد تأکید قرار می‌دهد که آنها برای عرضه کارهای مهم، انگیزه‌های عالی دارند و بسیار سخت کوشند .       
بدین ترتیب مجموع یافته‌های تحقیقی روانشناسان در مورد انسانهای خلاق را می‌توان در 5 دسته زیر خلاصه کرد :     
1- آفرینش گری و هوش 2- آگاهی و حساسیت 3- انعطاف پذیری و ابتکار 4- شک گرایی و پایداری 5- بازیگوشی فکری و شوخ طبعی 6- ناهمنوایی و اعتماد بنفس .    
پژوهشهای مقدماتی «پال تورنس»، نشان می‌دهد که دانش آموزان خلاق معمولاً با همگنان خود کمتر سازش می‌کنند، به ایده‌های خود بیشتر علاقه دارند و برای مقبول افتادن و پذیرفته شدن تلاش نمی‌کنند. آنها به علایق شدید همکلاسی‌های خود نسبت به کارهای غیر درسی و غیر ضروری با شک و تردید می‌نگرند و هم جوش نمی‌شوند. و امور جاری را متفاوت از دیگران می‌بینند. به دنبال تکالیف مشکل می‌روند و غالباً جوانب مختلف هر موضوعی را به هم ربط می‌دهند و ترکیب می‌کنند .           

عوامل موثر در خلاقیت و تاثیر آن بر محتوای کتب درسی :      
کارل راجرز (carl Rogers ) ، چگونگی عوامل موثر در خلاقیت را به طریق تحلیلی بیان کرده است و در این زمینه می‌گوید: واضح است که خلاقیت را نمی‌توان با فشار بوجود آورد بلکه باید به آن اجازه داده شود تا ظهور کند. او معتقد است که با فراهم کردن امنیت روانی و آزادی، احتمال ظهور خلاقیت سازنده را می‌توان افزایش داد.

«تورنس» شواهدی بدست آورد که نشان می‌داد اوج خلاقیت در کلاس دوم ابتدائی است ولی به دلیل اقرار در مطابقت با دیگران معمولاً‌از بین می‌رود. منحنی خلاقیت بسیاری از کودکان در حدود ده سالگی افت می‌یابد و آنان هرگز خلاقیت دوره اولیه کودکی را باز نخواهند یافت. با توجه به اینکه آنان در این سن در مدرسه هستند نباید تاثیر خانواده، مدرسه، محتوای درسی، روش تدریس و شخصیت معلم را در افت خلاقیت کودکان ندیده گرفت. محتوای درسی یکی از عواملی است که می‌تواند در مدرسه، زمینه پرورش خلاقیت را فراهم کند .                
علاوه بر موضوعی که «کارل راجرز» مطرح کرده است عوامل دیگری نیز در خلاقیت موثر هستند که اگر بطور صحیح بکار گرفته شوند در شکوفایی خلاقیت افراد موثر خواهند بود . در این مقاله این عوامل و تاثیری را که بر محتوای کتابهای درسی دارند مورد بررسی قرار می‌دهیم: 1- نقش اطلاعات در خلاقیت 2- انگیزش و خلاقیت 3- خلاقیت و میزان خود پذیری 4- تخیل و خلاقیت 5- خانواده و خلاقیت .            

1- نقش اطلاعات در خلاقیت :  
اطلاعات یکی از عوامل اساسی خلاقیت وماده خام آن است و به گفته «ویلیام»، خلاقیت مهارتی است که اطلاعت پراکنده را به هم پیوند می‌دهد. نتایج تحقیقات «هیز» (1988) و «ویش بو» (1988) در رابطه با زندگی 76 آهنگساز و 66 شاعر مشهور نشان داده است که هیچکدام از ایشان زودتر از پنج سال از شروع دوران شاعری و آهنگسازی خویش، شعر یا آهنگ قابل توجهی نساخته‌اند، این امر نشانه آنست که بدون برخورداری از میزان مطلوبی از دانش نمی‌توان شاعر، نویسنده، موسیقی‌دان و یا فیزیکدان خلاق شد.


رابطه هوش و خلاقیت :            
تحقیقات علمی نشان داده است که هوش خارق‌العاده معادل با داشتن استعداد خلاقیت نیست، به عبارتی دانش آموزانی که دارای هوش زیادند، الزاماً‌افرادی که ابداعی ترین ایده‌ها را خلق کنند، نمی‌باشند (قاسم‌زاده، حسن، ص 17.) همچنین محققانی چون رو، (1953) و مک کنیون (1968)، ضمن بررسی هوش افراد بسیار خلاق دریافتند، آنان از مردم عادی باهوش‌ترند ولی از همکاران غیر خلاق خویش درخشان‌تر نبودند. «والدچ» و «رانکو » ضمن تایید این مطالب اظهار می‌دارند که داشتن حداقلی از هوش، برای خلاقیت ضروری به نظر می‌رسد .  
از نظر «پیاژه» بوسیله نیروهای خلاقه است که کودک می‌تواند دورانهای مختلف اندیشه را طی می‌کند. برای اینکه عقل و هوش او رشد کند بایستی مراحل سختی را بگذراند. انباره‌ای از شواهد نشان می‌دهد که دو شیوه یادگیری و تفکر از وظایف اختصاصی نیمکره‌های چپ و راست مغز حاصل می‌شود. قسمت چپ اطلاعات را بطور خطی، منطقی و متوالی پردازش نموده و اساساً‌ با اطلاعات شفاهی سر و کار دارد. نیمکره راست، اطلاعات را بطور غیر خطی، از طریق درک مستقیم (شهودی) و بطور همزمان پردازش نموده و با اطلاعات تصویری، شنوائی و عاطفی سر و کار دارد .

استراتژیهای تفکر که بیشتر از ویژگی نیمکره چپ است، تحلیلی، متوالی، ومنطقی است . نیمکره چپ همچنین در درک تمایزها و تفاوتهای ظریف تخصص دارد. از آنجا که فرایند تفکر خلاق نیاز به مقدار زیادی تفکر مربوط به هر دو نیمکره دارد، انتظار می‌رود که هر فرد خلاق ایده‌آل کسی باشد که بتواند وظایف اختصاصی هر دو نیمکره را به نحوی مکمل ادغام نموده و مورد استفاده قرار دهد. ولی شواهد موجود حاکی از آن است که در انواع متعددی از آزمونهای تفکر خلاق بزرگان که در وظایف مغزی نیمکره راست تخصص دارند، تقریباً بدون استثناء از افرادی که شیوه ادغام دو نیمکره را بکار می‌برند، پیش می‌گیرند. چنین افرادی همچنین یادگیریهای خود را بیشتر مورد استفاده قرار می‌دهند .


2- انگیزش و خلاقیت :
انگیزش به حالات درونی ارگانیم که موجب هدایت رفتار به سوی نوعی هدف می‌شود، اشاره می‌کند. اخیراً‌برخی از روانشناسان اجتماعی (لپر، کرین، نیس بت،1973 ) انگیزش درونی را از جنبه شناختی تعریف کرده‌اند، آنها عقیده دارند، اگر افراد درک کنند که بواسطه علاقه خود در فعالیتشان مشغول هستند، بطور درونی انگیخته می‌شوند اما اگر فعالیتهای خود را به عنوان کسب اهداف بیرونی ادراک کنند، بطور بیرونی انگیخته می‌شوند. نظریه پردازان روان شناختی عقیده دارند که خلاقیت از حالت برانگیختگی درونی مرتبط با فعالیت بیشتر از انگیختگی بیرونی مرتبط با فرد منجر به خلاقیت می‌شود .                
از نظر گیلفورد، تا زمانی که عملی از روی عادت انجام گیرد، خلاقیتی در کار نیست ولی به مجردی که اجرای عملی احتیاج به تدابیر جدیدی داشت، جریان خلاقیت به کار می‌افتد. (خلاقیت کودکان، ص 19 )              
در برخی نوشته های هیجان انگیز بوسیله آینده نگرانی مانند، (الوین تافلر، بنیامین سینگر و فردریک پولاک) درباره وجود رابطه بسیار قوی بین انگیزه برای یادگیری و نیل به دستاوردهای خلاق از یک سو و تصویر ذهنی شخص از آینده، از سوی دیگر بحث شده است. «تافلر» معتقد است که نحوه‌ای که دانش‌آموز و دانشجو، آینده خود را می‌بینند با عملکرد آکادمیک آنها و نیز توانایی آنان برای زندگی، وفق دادن خود با محیط و رشد فکری آنان در یک جامعه پر تغییر ارتباط مستقیم دارد.


3- خلاقیت و میزان خود پذیری :        
تعادل در میزان خود پذیری در صورتی که سایر شرایط موجود باشد باعث می‌شود که انسان در صدد به فعل درآوردن استعدادهای بالقوه خود از جمله خلاقیت باشد. نتایج تحقیقات «گراندال» (1954) در ارتباط با میزان خود پذیری و سازگاری اجتماعی نشان میدهد که هم کسانی که خود را کمتر از آنچه هستند به حساب می‌آورند و به دیگران نشان می‌دهند و هم کسانی که خود را بیشتر از آنچه هستند به دیگران نشان می‌دهند، در زندگی اجتماعی موفق نیستند. این دو گروه در روابط انسانی دائم با مشکلاتی مواجه هستند و با هدر دادن وقت و انرژی، بازده کارهای خلاقه آنان کاهش می‌یابد .

«میچر» جهت نشان دادن رابطه خودپذیری و اضطراب نتیجه گرفت، اضطراب یکی از عوامل مهم بازدارنده جریان خلاقیت است و عواملی است که در سازش آنها و بازده تحصیلی و خلاقیت آنان اثر سوء می‌گذارد .        

4- تخیل و خلاقیت :    
تخیل نوعی تفکر آزاد است و با بهره گیری از آن که خمیر مایه خلاقیت است، دنیایی بزرگ پهناور در مقابل چشمان دانش‌آموزان گشوده می‌شود و قادر می‌گردد، آزادانه خیال پردازی کند .

به گفته یکی از روانشناسان معاصر (هارلوگ،1982)، خلاقیت شکلی از تخیل کنترل شده است که به نوعی ابداع و نوآوری منجر می‌شود.

به نظر «فروید»، تفکر خلاق شکل عالی تخیلات آزاد و بازیهای دوره کودکی است. به عقیده او سرچشمه خلاقیت را باید در تجربیات دوره کودکی جستجو کرد. زیرا چگونگی تجارب دوران خردسالی در ظهور اندیشه‌های نو فوق‌العاده موثر است. از طرفی تجارب خلاق و تخیلی به ما فرصت می‌دهد تا به رشد استعدادهای خود برای تفکر، عمل و تبادل نظر پرداخته و بتوانیم به گسترش مهارتهای جسمی و ذهنی خود، پرورش احساسات، حواس پنجگانه، کشف ارزشها و درک فرهنگ خود و دیگران بپردازیم. (کارلوس گالبن کین، 1982)   


5- خانواده و خلاقیت :
بدون شک خانواده مهمترین نقش را در کنترل و هدایت تخیل و ظهور خلاقیت دارد . خانواده‌ها باید شرایط لازم جهت فعالیتهای متنوع برای کودکان را فراهم نموده و فرصتهای لازم را برای سوال کردن، کنجکاوی و کشف محیط به کودکان بدهند. تنیبه و تهدیدهای مکرر، آفت خلاقیتهای ذهن است. زمینه رشد خلاقیت در خانه زمانی فراهم می‌شود که به کودکانتان آزادی زیادی بدهند و به آنها احترام بگذارید. از نظر عاطفی در حد اعتدال به آنها نزدیک شوید و بر روی ارزشهای اخلاقی و نه قوانین خاص تأکید نمایید. با تشویق و تایید رفتار کودک و فراهم آوردن زمینه‌های مساعد و تدارک لوازم بازیهای دلخواه او، قدرت تخیل و خلاقیت کودکان را تقویت کنید. خیالپردازیهای کودکان را سرزنش نکنید زیرا خلاقیت او را محدود می‌سازید .              
مهمترین عامل در بروز خلاقیت انگیزه است و این انطباق انگیزه و استعداد تواماً در خلاقیت کارساز است. محیط اجتماعی کودکان و تایید بر روی انگیزه خلاق بسیار مفیدتر از تاکید روی استعداد می‌باشد. 
خانواده خلاق به ویژگیهای درونی نظیر پای‌بندی به ارزشها، داشتن علاقه به چیزی و صراحت و رک‌گویی، بیش از ویژگیهای بیرونی نظیر خانواده خوب، حسن سلوک و کوشا بودن، اهمیت می‌دهند از نظر «ویلیامز» تماس فعال با محیط زیست طبیعی، اجتماعی و فرهنگی می‌تواند تاثیر ثمربخشی بر بازده خلاقیت داشته باشد، به اعتقاد او هر اندازه محیط خانوادگی و تحصیلی کودک از نظر دانستنیها و اطلاعات غنی‌تر باشد به همان اندازه بازده خلاقیت کودک بیشتر است. محیطهای بیش از اندازه رسمی و بیش از اندازه آزاد برای خلاقیت نسبتاً مضرند و هرگز نخواهند توانست خلاقیت را در فرد بطور سالم بپرورانند. «پال تورنس» می‌گوید محیطی که هم آزادی بیان و هم ارتباط سالم را تبیین کند از لحاظ پرورش خلاقیت بهترین محیط محسوب می‌شود به ویژه اگر پاداشهایی نیز برای رفتارهای خلاق در نظر گرفته شود. در کنار خانواده، مدرسه نیز نقش بسیار مهمی در شکوفایی خلاقیتهای کودکان دارد .     
سن ورود به مدرسه سنی بسیار بحرانی و حساس در ارتباط با خلاقیتهای ذهنی است . عواملی همچون تکالیف زیاد، تأکید بر محفوظات، اجرای برنامه‌های هماهنگ و انتظار رفتارهای یکسان از دانش‌آموزان، عدم توجه به تفاوتهای فردی، اعمال انضباط و مقررات شدید، تشویق به کسب نمرات بالا و ایجاد جو قوی، رقابتهای فردی برای ممتاز شدن و عدم شناخت یا بی‌توجهی به ویژگیهای کودکان خلاق سبب می‌شود که قدرت تخیل و خلاقیت آنها به تدریج کاهش یابد.


عواملی که مانع خلاقیت می‌شوند :        
«گیلفورد» در این باره ویژگیهای زیر را نام برده است که عبارتند از: سلطه‌گری، منفی‌بافی، مقاومت، ترس، عیب‌جویی، انتقاد از دیگران، سازشکاری، تسلیم در برابر قدرت کمرویی. از موانع دیگر که بر سر راه خلاقیت دانش‌آموزان قرار دارند، عبارتند از: 1ـ عدم اعتماد به نفس 2ـ تمایل به همرنگی 3ـ عکس‌العمل منفی 4ـ حذف خیالبافی 5ـ پیش‌داوریها6ـ ترس از انحراف وسعی در همنوایی با اجتماع 7ـ ارزش‌ها و هنجاری‌های فرهنگی .               

نقش معلم در پرورش خلاقیت :
پال تورنس (1985) در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که خصوصیات مربی و شیوه‌های آموزش وی می‌تواند به افزایش تفکر خلاق بیانجامد. مربیانی که از شیوه کودک ـ محور در آموزش خود استفاده می‌کنند، کودکان را نسبت به محرکات محیطی پیرامون حساس می‌نمایند. از تأکید بر الگوهای قالبی اجتناب می‌ورزند و کلاس را چنان سازماندهی می‌نمایند که محیطی تنوع و خلاق ایجاد شود. در نتیجه این روش موجب افزایش و رشد خلاقیت در کودکان می‌شود. بررسی انجام شده نشان می‌دهد معلمانی که خودخواهان تغییر در روشهای تدریس روزانه‌شان هستند، توان یادگیری آفرینندگی را دارند. راهکارهای آموزشی خلاقیت، محیطی انباشته از کنجکاوی و تنوع می‌آفریند. «وایتهد» معتقد است که شغل معلمی باید از یک «قاطعیت ویژه» برخوردار باشد و معلمان موفق باید بدقت بدانند که شاگردانشان به یادگیری چه مطالبی نیاز دارند.               
و این موضوع باید مبتنی بر استانداردها و اصول منطقه‌ای و مدرسه‌ای باشد و همچنین باید آگاهی کامل از سطح نسبی ومیزان استعدادها و خلاقیت دانش‌آموزان داشته باشند.     
بررسی نحوه ارتباط آموزشی معلمان خلاق نشان داده که آنها معمولاً از روشهای زیر استفاده می‌کنند :
1ـ استفاده از حواس مختلف، توجه به حواس مختلف و استفاده صحیح و بجا از آنها در فرایند یادگیری. مطالعات (بودو، 1358؛ شهرآرای، 1370) نشان داده است که این افراد از امکانات سمعی ـ بصر ی، کامپیوتری، کانالهای ارتباطی و دیگر وسایل کمک آموزشی بیشتر بهره می‌گیرند .   
2ـ استفاده از تجربه‌های مستقیم: (نقش پرورش دهندگان خلاقیت در فراهم آوردن زمینه برای دستکاری اشیاء و تجربه و آزمایش، تشویق جهت پیدا کردن راههای جدید، ترغیب فراگیران به حدس زدن جهت ابداع و نوآوری )                
3ـ استفاده از روش بحث و گفتگوی آزاد و متقابل :           
بکارگیری سخنان خود جوش و گفتگوی آزاد و متقابل و غیر قالبی (بودو، 1358، نلر 1369) ، تشویق فراگیران به ارائه نظرات و انتقادات خود و فراهم آوردن شرایط مناسب برای داد و ستد اجتماعی و ذهنی، پاسخ غیر مستقیم به سئوالات کنجکاوانه آنها .

4ـ استفاده از روش فعال در تدریس :    
تقویت قوه خلاقیت از طریق فعالیتهای خودبخودی با تکیه بر تجربیات عینی و امکانات فراگیر، رشد و توسعه آزادی عمل و استقلال فراگیر، عدم تکیه برحافظه شناختی و تاکید بر درک و فهم، تجزیه و تحلیل، ترکیب، ارزشیابی و حل مسئله در آموزشی. (روش اکتشافی)           
5ـ استفاده از روش بارش مغزی یا کنکاش مغزی : استفاده از روشهای گوناگون جهت حل مساله، دادن فرصت لازم جهت تفکر عمیق و طرح نظر خودبطور آزادانه، نقش راهنما داشتن معلم و شرکت فعالانه فراگیران در جریان یادگیری.  

6ـ استفاده تلفیقی از تفکر واگرا و همگرا : ایجاد موازنه منطقی بین این دو شیوه تفکر و استفاده از آنها در کنار هم. دادن فرصت به فراگیران در جهت کسب اصول و دانش و اطلاعات در رشته‌‌های گوناگون به صورت فردی یا گروهی و فراهم ساختن زمینه مساعد برای تفکر واگرا .         
7ـ توجه به تفاوتهای فردی : دارا بودن شناخت از تفاوتهای فردی فراگیران، تطبیق محتوا و روشهای آموزشی و پرورش خلاقیت را دارند. بنابراین خلاقیت توانایی ذاتی نیست، بلکه رویکردی روش شناسانه است که بیشتر افراد می‌توانند آن را بیاموزند. بطور خلاصه می‌توان به اصول زیر بنایی افزایش مهارت خلاقیت به ترتیب زیر اشاره کرد : 1ـ نگرش متفاوت معلم به موضوعات درسی .  
2ـ استفاده از روشهای مختلف تدریس وراهکاریهای متفاوت .         
3ـ تغییر در ابزار ارزشیابی و سنجش .  

راههای ایجاد و پرورش خلاقیت :         
علمای تعلیم و تربیت، روشهای متعددی برای آموزش خلاقیت پیشنهاد می‌کنند که اغلب مشابه به یکدیگر است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم :                
1ـ احترام به عقاید عادی و غیر عادی کودکان .  
2ـ طرح پرسشهای برانگیزنده و محرک .            
3ـ تشخیص و تمیز استعدادهای کودکان             
4ـ دادن آزادی عمل به کودکان (شکوفایی خلاقیت کودکان، ترزا آمابلی، ص 114 )     
5ـ احترام به کودکان و ایمان داشتن به توانایی آنها. (تورنس، اسمیت، درو )   
6ـ تشویق زیاد والدین در انجام کارهای خلاق .  
7ـ حاکم بودن ارزشها نه قوانین .          
8ـ داشتن تصاویر ذهنی مثبت از آینده کودکان خود .        
9ـ احترام به تخیلات کودک               
10ـ مشاهده اشیاء از نزدیک و دستکاری آنها .   
11ـ تکمیل کردن اشیاء و امور ناقص، جملات ناتمام، داستانهای ناقص، نقاشیها و تصاویر نیمه تمام و مبهم .               
12ـ تدارک فرصتهای مناسب یادگیری .            
13ـ هدایت کودک به سوالات تازه .   
14ـ واداشتن به کنجکاوی و کنکاشهای ذهنی .  
«تورنس» اصولی برای توسعه تفکر خلاق از طریق مدرسه ارائه می‌دهد :           
1ـ حساس کردن دانش‌آموزان به محرکهای محیطی 7ـ ایجاد فرصت برای تفکر خلاق  
2ـ تشویق به دستکاری اشیاء 8ـ گسترش انتقاد سازنده        
3ـ تشویق عقاید نو 9ـ روحیه حادثه جو داشتن     
4ـ ایجاد جوی خلاق در کلاس 10ـ کسب شناخت در رشته‌های گوناگون                       
5ـ آشنا کردن کودکان با فرایند خلاقیت 11ـ ارزشمند داشتن تفکر خلاق       
6ـ ارزشیابی و تشویق یادگیری خود انگیز           
نتایج نظرسنجی از تعدادی معلمان در زمینه خلاقیت :        
نتایج بدست آمده از نظرات تعدادی از دبیران مجرب، در زمینه عنوان مقاله به شرح زیر می‌باشد :
- اکثراً معتقدند که ارتباط مستقیمی بین متون درسی و خلاقیت وجود دارد و محتوای درسی در عین پربار بودن باید جالب و جذاب بوده و متناسب با نیازهای فردی و اجتماعی طراحی شود. به روز بودن مطالب درسی، نقش مهمی در ایجاد خلاقیت داشته و زمینه‌ساز و تقویت کننده آن می‌باشد .

- نحوه شناسایی دانش‌آموزان خلاق می‌تواند استفاده از روش مشاهده رفتار (یا از طریق مشاهده کارهای هنری ...) باشد.که این از طریق درگیری ذهنی دانش‌آموز نسبت به مطالب درسی، از عملکرد دانش‌آموز و از طریق ایجاد انگیزه در آنان، طرح سوالات معلم از شاگرد و پاسخ غیر معمول شاگرد به سوالات، انجام آزمایش و احترام به عقاید کودکان امکان پذیر می‌باشد .         
- و اما خصوصیات عمده معلمان خلاق را در: علاقه به مطالعه، پر تحرک بوده و فعالیت و پویایی، نوآوری در طرح درس، پشتکار و جدیت، استفاده از حداقل امکانات جهت آموزش، داشتن ابتکار در تدریس، دارا بودن اعتماد به نفس، انعطاف‌پذیری، استفاده از فعالیتهای فوق برنامه (رسمی ـ غیر رسمی)، توجه به تفاوتهای فردی دانش‌آموزان، استفاده از وسایل کمک آموزشی، منضبط بودن و دانش کافی می‌دانند .          
- عوامل مانع در تفکر خلاق راعبارتند از: مسایل مالی و معیشتی (اقتصادی) 2ـ تبعیض قایل شدن 3ـ جمود فکری 4ـ عدم استفاده از وسایل کمک آموزشی 5ـ داشتن مشکلات روحی و عاطفی 6ـ بی‌حوصلگی و کمبود امکانات 7ـ استفاده از روشهای سنتی در تدریس 8ـ تکیه بر نمره و امتحان 9ـ تفکر قالبی و همگرا .            
راههای ایجاد و پرروش خلاقیت :         
1ـ ایجاد انگیزه در دانش‌آموزان 6ـ تشویق دانش‌آموزان به تحقیق و پژوهش    
2ـ درگیری ذهنی با مطالب درسی 7ـ احترام به دانش‌آموزان              
3ـ طرح موضوعات جدید 8ـ اهمیت دادن به فعالیتهای فوق برنامه                    
4ـ ایجاد فضای آموزشی مناسب 9ـ مطالعه و تحقیق           
5ـ بکارگیری وسایل سمعی و بصری   
- نقش معلم را در پرورش خلاقیت بصورت نقش محوری و به عنوان سکان‌دار علم و دانش می‌دانند و همچنین ایجاد نمودن روحیه پژوهش دردانش‌آموزان و ایجاد انگیزه، ابتکار و تشویق دانش‌آموزان به فعالیتهای غیر کلاسی .  
و بالاخره نقش تحصیلات والدین و جو عاطفی حاکم بر خانواده، وضعیت اقتصادی مطلوب خانواده، استفاده از امکانات تفریحی و رفاهی سالم، ایجاد فضای سالم و روانی در مدارس وتوجه به علایق و استعدادهای دانش‌آموزان و کمک به انجام پژوهش و تحقیق را عامل مهمی در شکوفایی استعداد دانش‌آموزان می‌دانند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 11:21  توسط حامد | 

نظریه هیرشی :

عوامل خانوادگی که به جامعه  پذیری وروابط عاطفی اعضای خانواده ، کنترل خانوادگی ، همانند سازی  فرزندان با والدین، وگسیختگی خانواده وسایر ویژگیهای خانواده ارجاع داده می شود نقش مؤثری درایجاد رفتار بزهکارانه میان جوانان دارد.

هیرشی درآزمون نظزیه کنترل اجتماعی دریافت که افزایش تقید جوانان به  والدین وگذران بیشتر اوقات فراغت فرزندان با خانواده، گرایش جوانان به بزهکاری را کاهش می دهد.(احمدی،1384،131)

نظریه هیرشی در مورد گروه همسالان ؛  هیرشی معتقد است که جوانانی که برخی از محیط های  اجتماعی نظیر مدرسه، کار وخانه را به علت اعمال انضباط وسر پرستی شدید دوست ندارند به گذاران اوقات فراغت در خیابا ن ها با گروه های همسال وهم جنس خود تمایل دارند وانتظار می رود که این گروه از جوانان مرتکب رفتار بزهکارانه شوند، بنابراین درباره تأثیرات  گروه های همسال بر گرایش جوانان به رفتار بزهکارانه ، خشونت های فیزیکی ، روانی واجتماعی از طرف والدین وکنترل های شدید خانوادگی از اهمیت ویژه ای برخودار است.

نظریه مرتون در مورد گروه مسالان

گروه همسالان گروهی است که اعضای آن  عمدتاً سن مشابه داشته واغلب از یک جنس می باشند وبا

 

یکد یگر جرگه اجتماعی تشکیل داده وفرد با عضویت درآن درکنش متقابل با دیگر اعضای گروه قرار گرفته وبا ایفای نقش خود درگروه از حمایت گروهی بر خوردار می شود. گروه های همسال نقش مهمی در جامعه پذیری جوانان دارند،این نقش در جوامع مدرن که نقش خانواده کمتر است اساسی تر خواهد بود. جوانان به علت نیاز به برقرای روابط اجتماعی خاص  بادیگران ونیاز به مورد توجه وعلاقه دیگران بودن واز سوی دیگران مورد تحسین  واحترام  قرارگرفتن، جایی که خانواده ومدرسه نتوانند این نیازهای جوانان راارضا نمایند جذب گروه همسالان می شوند.(احمدی،1384،140)

« مرتن معتقد است که برخی از جوانان قشرهای محروم جامعه با تشکیل گروههای همسال به رفتاربزهکارانه مشغول می شوند، زیرا بعضی از نیازهای آنان، به ویژه نیازهای عاطفی،تنها دربیرون از خانواده ومدرسه می تواند ارضا شود.»(احمدی،1384،141)

درجایی دیگر مرتن معتقد است ترکیبی از انتظارات وآرزوی جوانان برای موفقیت با فرصتهای بسیار محدود برای کسب موفقیت به تلاشهای جمعی وگروهی جوانان با استفاده از روشهای غیر قانونی برای دست یابی به اهدافی مشابه منتهی می شود.(احمدی،1384،141،142)

نظریه سادرلند:

رسانه های جمعی ، به ویژه رسانه های تصویری نظیر سینما وتلویزیون ، تأثیراتی مستقیم وسریع بررفتار جوانان دارند.«سادرلند معتقد است که جوانان در فرایند یادگیری اجتماعی به تقلید ازرفتار دیگران می پردازند وازطریق رسانه هابرخی ازرفتارهای بزهکارانه نظیر پرخاشگری وخشونت را می آموزند. » (احمدی،1384،143)

جوانانی که درمعرض تماشای فیلمهای خشونت آمیز وسکسی قرار می گیرند دریک فرایند همانند سازی با بازیگران فیلمها رفتار بزهکارانه را از طریق پیوستگی با رسانه ها یاد می گیرند. رفتارهایی که

 رسانه ها به تصویر می کشند برچگونگی رفتار مخاطبان اثر می گذارد. به علاوه هنگامی که بازیگران

 فیلمها وسریالهای خشن در رسانه های تصویری به عنوان گروههای مرجع جوانان عمل می کنند، جوانان ازبزهکاری ملایم نظیر تخریب اموال مدرسه به سمت بزهکاری شدید نظیر ضرب وجرح گرایش می یابند، به این معنی که باتقلید از بازیگران فیلمهای خشن پلیسی ، ابزارها وروشهای قدیم تر رفتار خشونت آمیز راکنار گذاشته واز ابزارها وروشهای جدیدتری که بازیگران فیلم به کار می برند استفاده می کنند. استفاده از اسلحه در بین جوانان آمریکایی به جای کارد برای قتل در فرایند همانند سازی وتقلید از رسانه ها شکل گرفته است. (احمدی،1384،143)

نظریه لمبروزو

لمبروزو سعی کرد این فکر را که بعضی از مردمان جانی بالفطره هستند که قبلاً «مبتنی بر دلایل عملی نبود درکتابی که در سال1875تحت عنوان انسان - جنایت منتشر ساخت صورت عملی بدهد او ضمن تشریح بدن جنایتکاران به این نتیجه رسید که میان نقایص خلقت از یک سو وجنایت از سوی دیگر رابطه بسیار نزدیک وجود دارد وبدین طریق نظری راکد درباره جنایتکاران بالفطره وجودداشت مورد تأیید قرار داد.»(دانش، 1369،120).گسترش علوم وتحقیقات روشن ساخت که نتیجه هایی که لمبروزو گرفته با شتاب زدگی همراه بود چراکه نقایص خلقت هر چند که با بزهکاری بی نسبت نیستند ولی شرط لازم آن هستند نه شرط کافی.

«خلاصه طرز تفکرات وی چنین بوده است:

1. مجرمان وتبهکاران در جنبه توارث سیری قهقهرایی بازگشت به انسان های اولیه دارند.

2.عوامل اجتماعی در بزهکاری امری غیر قابل انکار است.

3.وراثت وسر نوشت ذاتی سبب پیدایش انحراف شده است.

4.افراد به علت نقایص درساختمان جسمی می توانند ازسرنوشت انحرافی خود فرارکنند.

لمبروزو معتقد است که رشد جرم وبزه مربوط به جنبه های مادرزادی وبازگشتی از خوی انسان های اولیه  است.»(خاتمی.87:1366).

دیدگاه پیروان فروید

این گروه بزهکاری وجرم وجنایت رابه چند گروه به شرح زیر تقسیم کرده اند:

1. بزهکاری ثمره کیفر خواهی ناکامی است به عقیده فروید اشخاص ناکام بخصوص نوجوانان ازنظر روانی خشمگین می شوند وازنظر فیزیولوژی ودستگاه وجودی آنان یک حمله سریع را تدارک دیده با نیروی بسیارشدیدی علیه سدی که مانع رشد آنان شده ویا تحقق امیالشان می شوند به مبارزه برمی- خیزند وبدین ترتیب پرخاشگری ناشی از ناکامی تقریباً همیشه تعرض می انجامد.

2.بزهکاری می تواند ناشی از احساس حقارت است: اینها معتقدندکه برخی از افراد برای احساس حقارت خود را جبران نموده وخود را برتر از دیگران نشان دهد از ارتکاب جرم ابایی ندارند.

3.بزهکاری می تواند ناشی از سلب مسئولیت باشد: برطبق این نظریه آدمی صفات مضموم خود را به دیگری می دهد تا وجدان خود را راحت کرده واز باز خواست خویش برکنار باشد.

4.جرم ناشی از سادیم است: به عقیده فروید سادیسم از تثبیت شخصیت خود انسانی در مرحله آدم خواری (کانی بالیسم) ناشی می شود. این مرحله به زعم فروید اولین مرحله خود دوستی است که در اطفال هنگام شیر خوارگی بروز می کند.

5.جرم وجنایت ناشی ازفقدان محبت: طفل خورد سالی که هرگز طعم محبت رانچشیده دیگر امیدوار نیست که در بزرگی او را دوست بدارند این کودک در نهاد خود مملو از کینه است برعلیه بزرگسالان ولی احساس عمیق ناکامی خود رامخفی نگاه می دارد.کانون خانواده ای که براثر جدایی وناسازگاری والدین آشفته است آثاری در نهاد کودک باقی می گذارد که در سالهای بعد به صورت عصیان وطغیان وسرکشی از مقررات اجتماعی بروز می کند.» (صلاحی،1370،93)

چارچوب نظری:

برای چارچوب نظری یا تحلیلی این تحقیق ازنظریات افرادی مانند: هیرشی، سادرلند وکوهن استفاده شده است.

فرضیه های تحقیق:

با توجه به مطالب مطرح شده در قسمت های پیش وهمچنین اطلاعات بدست آمده از منابع متفاوت درخصوص عوامل مؤثر بربزهکاری نوجوانان می توان فرضیه های زیر را مطرح کرد:

-به طور احتمال میان عوامل خانوادگی وبزهکاری رابطه معناداری وجود دارد.(هیرشی)

-به طور احتمال میان برنامه های  تلویزیون وبزهکاری رابطه معناداری وجود دارد.(سادرلند)

-به طور احتمال میان گروه همسالان وبزهکاری رابطه معناداری وجود دارد.(هیرشی)

-به طور احتمال میان خرابکاری وبزهکاری رابطه معناداری وجود دارد.(کوهن)

پیشینه تحقیق:

-تحقیق آماری انجمن اولیاء مربیان جمهوری اسلامی ایران

واحد پژوهشهای تربیتی انجمن اولیاء مربیان جمهوری اسلامی ایران درسال1361به منظور بررسی علل بزهکاری در میان نوجوانان تهران

«تحقیق از96نفر بزهکار کانون اصلاح وتربیت تهران بعمل آورد.»

آمارهای بدست آمده نشان می دهد حدود 1213' type="#_x0000_t75">  خانواده های بزهکاران در خانه درگیری داشته وحدود 1223' type="#_x0000_t75">   به کتک متوسل شده اند 27درصد معتاد و50 درصد محبت لازم که اعضای خانواده رابه یکدیگر نزدیک می کند محروم بوده اند همچنین طبق آمارهای بدست آمده در این تحقیق اکثر قریب به اتفاق بزهکاران از مناطق شلوغ وپر جمعیت شهر بوده اند که در این محلات ، تصادم وبرخوردهای خشونت آمیز بیشتر بوده وزمینه تجاوز به حقوق دیگران فراهم تر می باشد نتایجی که ازاین آمارها بدست آمده نشان می -دهد «گسیختگی روابط عاطفی خانواده «بخصوص والدین» بواسطه مشاجرات ونزاع های همه روزه ودر نهایت زندگی کردن در محلات شلوغ وپر جمعیت که گویای فقر مالی وفرهنگی حاکم برچنین محلاتی است ایجاد عقده های حقارت ودرماندگی در نوجوانان نمود وآنان را مستعد بزهکاری  می- نماید»

تحقیق آقای خسرو خسروی

تحقیقی درخصوص بررسی علل بزهکاری در میان نوجوانان ایران در سال 1341روی 67 نوجوان بزهکار کانون اصلاح وتربیت تهران به عمل آورد. آمارهای  بدست آمده ازاین تحقیق نشان می دهد که بیش از5/ 32درصد از بزهکاران درخانواده های از هم گسیخته زندگی می کردند وحدود 5/10 درصد

درخانواده هایی پرورش یافته اند که اختلاف خانواده درآنها تأثیر شوم بر روی رفتار نوجان باقی گذاشته است ازآمارهای بدست آمده چنین نتیجه گرفته شده که «گسیختگی خانواده بواسطه طلاق یا مرگ والدین» ونزاع های خانوادگی وعدم رعایت اقدام متقابل والدین در برخورد هایشان عوامل مؤثر در بروز رفتارهای نابهنجار وگاه بزهکارانه در میان نوجوانان می باشد. درضمن طبق آمارهای بدست آمده از این تحقیق بیشتر از 58 درصد بزهکاران به شاگرد مغازه گی ، 12درصد دانش آموزان و9 درصد به کشاورزی مشغول بوده اند ازاین آمار چنین نتیجه گرفته شده است که «پدیده بزهکاری» در میان طبقات پایین اجتماع نسبت به سایر طبقات بیشتر وجود دارد واین خود دلیلی بر رابطه فقر با بزهکاری می تواند باشد.

تحقیق آقای موریس پورو

آقای موریس پورو درسال 1948 درالجزایر تحقیقی رابر روی 654دختر وپسر بزهکار (525پسر129دختر) به منظور بررسی علل بزهکاری میان نوجوانان الجزایر به عمل آورد. نتیجه او نشان می دهد که«فقط 1213' type="#_x0000_t75"> خانواده های نوجوانان بزهکار مورد مطالعه به ظاهر دارای روابط سالمی بوده وبقیه یعنی 444نفردیگر در خانواده غیر طبیعی ونابسامان زندگی می کرده اند» به عبارت دیگر والدین این نوجوانان یا ازهم جدا شده بودند یا فوت کرده بودند ویا مسکن درستی نداشتند ویابزه نموده وزندانی شده بودند.

روش تحقیق:

برای اجرای این تحقیق از روش پیمایشی استفاده می نماییم.

روش تحقیق پیمایشی عبارت است از: جمع آوری منطقه اطلاعات درباره افراد- گروه ها واجتماعات ازطریق مصاحبه حضوری وبالینی(غیرحضوری)  جهت اخذ داده ها به طور مستقیم وتعبیر وتفسیر نتایج حاصله به طریق آماری وپیمایشی ممکن می باشد.

ابزار اندازه گیری

برای جمع آوری اطلاعات روش های مختلفی وجود دارد که می توان از بهترین این روشها مصاحبه – پرسشنامه را می توان بیان نمود. چون به علت وقت گیر بودن امکان مطالعه از طریق مصاحبه روی تمام بزهکاران زندانی نمی تواند روش مناسبی جهت این پژوهش باشد لذا با توجه به بالا بودن هزینه از روش پرسشنامه استفاده می گردد یعنی تهیه وتنطیم تعدادی سؤال به صورت مکتوب که برای هر خواننده ای واضح- روشن وقابل فهم باشد . ما در این پژوهش از پرسشنامه های بسته استفاده می- کنیم،زیرا محاسن ای نوع سؤالات سهولت رد جواب دادن است که در استخراج وتجزیه وتحلیل نتایج کسب شده می باشد.

بنابراین وسیله اندازه گیری وشیوه جمع آوری با استفاده از یک پرسشنامه سی سؤالی به کار گرفته می -شود وسؤالات ازنوع پنج گزینه ای خیلی زیاد- زیاد- متوسط- کم- خیلی کم استفاده می شود.

تعریف عملیاتی واژه ها

نوجوان

این متغیر در سطح تربیتی طیف پنچ گزینه ای لیکرت(خیلی زیاد – زیاد- متوسط- کم- خیلی کم) سنجیده می شود.

برحسب نژادهای مختلف در اوایل سن دوازده سیزده سالگی دوران پیش از بلوغ شروع می شود تعادل جسمی، روحی کودک بهم می خورد این دوره تا پانزده یا شانزده سالگی ادامه می یابد وبه صورت بحرانی ظاهر می گردد این دوره زمان اضطراب وبحران بلوغ وتقریباً همیشه با خشم وناراحتی همراه است. این تحولی است که دانشمندان آن را لحظه متشنج یا دوران منفی خوانده اند. (احمدوند؛1374،163)

بیکاری

این متغیر درسطح تربیتی طیف پنج گزینه ای لیکرت(خیلی زیاد – زیاد- متوسط- کم- خیلی کم) سنجیده می شود. نداشتن شغل جهت تأمین مخارج زندگی

وضعیت خانوادگی

این متغیر درسطح ترتیبی طیف پنج گزینه ای لیکرت (خیلی زیاد – زیاد- متوسط- کم- خیلی کم) سنجیده می شود.

منظور ازوضعیت خانوادگی اینست که اطفال ونوجوانان به علت نفاق- ناسازگاری، اعتیاد پدر ومادر وتشنج در محیط خانوادگی طرد وتحقیر، کمبود محبت- ازهم گسیختگی خانواده(جدایی- طلاق- فوت) وعدم مراقبت وبی توجهی والدین وسرپرستان مخصوصاً درخانواده های پرجمعیت دست به اعمال نادرست می زنند یعنی این که ریشه بسیاری از بزهکاریها بستگی به وضعیت خانواده دارد.(دکتر احمدی؛1371،1)

نامناسب بودن وضعیت فیزیکی منزل مسکونی

 این متغیر درسطح ترتیبی طیف پنج گزینه ای لیکرت (خیلی زیاد – زیاد- متوسط- کم- خیلی کم) سنجیده می شود. منزل کمتر از سه اطاق داشته باشد واز نظر قدمت ساختمان وسعت حیاط واطاقها«نامناسب» ارزیابی می شود.

وضعیت اجتماعی

این متغیر درسطح ترتیبی طیف پنج گزینه ای لیکرت (خیلی زیاد – زیاد- متوسط- کم- خیلی کم) سنجیده می شود.

منظور این است : در دورانی که ما زندگی می کنیم شرایط مناسبات اجتماعی برای یک زندگی انسانی وتوام با محبت فراهم نیست در این عصر انسانها از یکدیگر دور شده اند عواطف انسانی تقلیل یافته وناامنی – تشویش به انتقام جویی واضطراب زیاد شده است.(دکتراحمدی؛ 1371؛151)

وضعیت اقتصادی

این متغیر درسطح ترتیبی طیف پنج گزینه ای لیکرت (خیلی زیاد – زیاد- متوسط- کم- خیلی کم) سنجیده می شود. یعنی اینکه شکافهای اقتصادی بین طبقه محروم وطبقه مرفه نوجوانان را نسبت به چشم اندازه های آینده مایوس می نماید وآنها را نسبت به محیط های کار وفعالیت سالم محدود می کند وازسوی دیگر اقتصاد نامتعادل در روابط خانوادگی طبقه محروم ومتوسط جامعه اختلالاتی ایجاد می -کند بحران اقتصادی موجب بیکاری می شود در این صورت جوانان برای تأمین زندگی خود در مضیقه هستند وگاهی مر تکب بزه می شود.(یزد-خواستی، 1375،107)

میزان پایبندی والدین نسبت به اعتقادات مذهبی واخلاقی

این متغیر درسطح ترتیبی طیف پنج گزینه ای لیکرت (خیلی زیاد – زیاد- متوسط- کم- خیلی کم) سنجیده می شود. میزان پایبندی والدین نسبت به اعتقادات مذهبی واخلاقی حداقل«زیاد»ارزیابی میشود

گروهای ناسالم

این متغیر درسطح ترتیبی طیف پنج گزینه ای لیکرت (خیلی زیاد – زیاد- متوسط- کم- خیلی کم) سنجیده می شود. رابطه دوستی با کسانی که در تحصیل موفقیتی نداشته وترک تحصیل کرده اند بیکار هستند ویا اینکه مدتی را درزندان بسر برده اند.

جامعه آماری

تعریف جامعه: عبارت است ازهمه اعضای واقعی یا فرضی که پژوهشگر علاقمند است یافته ها وپژوهش رابه آن تعمیم دهد.

جامعه آماری ما تعدادی از پسران بزهکار در کانون اصلاح وتربیت در شهر بوشهر می باشند.

حجم نمونه

 برای این پژوهش از فرمول برآورد حجم نمونه استفاده می شود.

منابع ومآخذ

-بررسی ساختار اجتماعی علل بزهکاری نوجوانان؛ نشریه: اطلاعات 7 /12/84

-دکتر بهرامی،هادی،روان شناسی نوجوانان – تهران- دانشگاه ابوریحان – 1358

-دکتر شامبیاتی- هوشنگ- بزهکاری اطفال ونوجوانان- تهران- پاژنگ

-بررسی جرم وبزهکاری در جامعه- نشریه : پیام- زمان 6/5/ 84

-دکتر احمدی- حبیب- جامعه شناسی انحرافات اجتماعی- تهران- وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی1384

-حصلاحی- جاوید- بزهکاری اطفال ونوجوانان- انتشارات تهران- گوتنبرگ 1345

-دانش - تاج زمان- جرم چیست ومجرم کیست – انتشارات تهران- کیهان 1363

-یزد خواستی- خانواده نابسامان – انتشارات اصفهان 1375

-احمد وند- محمد علی-  روان شناسی کودکی ونوجوانی – انتشارات پیام نور 1374

دکتر احمدی – سید احمد – روان شناسی نوجوانان وجوانان انتشارات ترمه مشعل 1371

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1392ساعت 20:45  توسط حامد | 

بیان مسئله:

این تحقیق درراستای یافتن بررسی ساختار اجتماعی علل بزهکاری نوجوانان درشهر بوشهر است . بزهکاری کودکان ونوجوانان ازمسائل ومشکلات اجتماعی پیچیده دنیای امروز است.

«جامعه شناسی، بزهکاری کودکان ونوجوانان رانوعی ناسازگاری اجتماعی می داند که از افراد در سنین پایین سر می زند.»(نشریه اطلاعات،7/12/84) به طور کلی بزهکاری رفتاری است برخلاف اخلاق جامعه که درنهایت به زیان جامعه است، بزهکاری رفتارهایی است که کودکان ونوجوانان عاملان آنها هستند واز منظر جامعه شناختی با عاملانی که همان نوع رفتار را درسنین بالا انجام می دهند تفاوت دارند. درصورتی که نوع ورفتار آنها یکی است وهردواز نظر حقوقی رفتاری نابهجار شناخته شده اندو اصولاً عاملان چنین رفتاری تنبیه می شوند. کودکان ونوجوانان ، از نظر رفتاری وجامعه پذیری درمراحل فراگیری هستند وجامعه موظف است که درمورد رفتار نابهنجار این گروه بردباری نشان دهد وبا ابزار و وسایل ملایم تری به آموزش وجامعه پذیری آنها اقدام کند. توجه به این واقعیت به جریان فکری واجتماعی باز می گردد که باظهورنظام اجتماعی جدیددراروپا اوج گرفت وامروزه دراغلب جوامع پذیرفته شده است. واز کودکان ونوجوانان به انواع گوناگون حمایت می شود. این جریان فکری واجتماعی عامل پیدایش رفتار نابهنجار را بیشتر به نظام اجتماعی نسبت می دهد تا خود فرد. سرقت ساده، ضرب وجرح عمدی، تخلف ازمقررات راهنمایی ورانندگی، قتل عمدی، گدایی، اعتیاد به الکل ومواد مخدر ازجمله بزهکاری هایی است که کودکان ونوجوانان مرتکب آنها می شوند. عده ای ازصاحب نظران مانند: کنی، سادرلند علت پیدایش بزهکاری کودکان ونوجوانان رادرعوامل اجتماعی دانسته اند. این گروه عوامل اجتماعی را به دو دسته تقسیم می کنند:

1) عوامل خانوادگی (نوع تعلیم وتربیت درخانواده، نداشتن سرپرست، وجود نابهنجاری ها درخانواده، سخت گیری اعضای خانواده، رد دشمنی وستم ناپدری ونامادری)

2)عوامل اجتماعی(صرف وجود محیط های جرم زا مانند: بد آموزیهای سینما، تلویزیون، قمارخانه ها و

. . . )

عده ای ازصاحب نظران مانند: هیرشی ،مرتن و فروید- به عوامل فردی دربروز بزهکاری های کودکان ونوجوانان توجه دارند. این گروه در بررسی های خود به وضعیت جسمی وروانی فرد بزهکار توجه می نمایند وعوامل مؤثر دربروز بزهکاری را دو دسته می دانند:

1)وجود پدر ومادر نابهنجار

 2)  وجود نارسایهای جسمی وروحی درفرد بزهکار برای بررسی پیدایش نابهنجاری. قبل از هرچیز باید محیط های اجتماعی ونظام حاکم برآن را مورد مطالعه قرار داد از این دیگاه پدرو مادر ناتوان ویا بزهکار ویا محیط ناسالم برای رشد شخصیت واستعداد ها ناشی از نظام اجتماعی است. نظام اجتماعی منبعث ازروابط اجتماعی زمینه رابرای بروز وظهور هرگونه رفتار اجتماعی مساعد فراهم می کند. گرچه زمینه فردی، شخصیتی- روانی محیط خانواده وتعلیم وتربیت و محل رشد ونمو اولیه درپیدایش انواع بزهکاری های کودکان ونوجوانان تأثیر دارد، اما چنین زمینه هایی با ماهیت وکیفیت روابط اجتماعی افراد جامعه ارتباط مستقیم دارد. معظلات ومشکلاتی که بزهکار می تواند برای فرد وجامعه به وجود آورد این است که باعث گسیختگی خانوادگی وناکارآمدی جوانان برای انتصاب شغل می شود وباعث عدم وجود اعتماد در جامعه وبین اعضای خانواده می شود وموجب برچسب زدن برجوانان وعدم اعتماد افراد نسبت به آنها می شود. دراین تحقیق سعی می شود که به عوامل اجتماعی که ممکن است در فراهم کردن زمینه گرایش به بزهکاری نوجوانان مؤثر باشند اشاره کنیم.

اهمیت وضرورت تحقیق:

امروزه پدیده بزهکاری نوجوانان درتمام جوامع بشری وبخصوص در جوامع غربی به صورت یک مسئله حاد درآمده است ومعمولاً کمتر حادثه ای است که رخ دهد ویک گوشه ان به نوجوانان برنگردد. ستون حوادث روزنامه های چاپ صبح وعصر سراسر عالم شاهدی براین مدعاست.

چنان چه بررسی های مقدماتی در مورد بعضی ازجرایم ازجمله دزدی، ضرب وجرح، فرار از خانه، هتک ناموس ، استعمال مواد مخدر، قاچاق مواد مخدروانحراف جنسی نشان می دهد که «عدول ازقانون مقاومت در برابر نظامهای موجود از10تا11سالگی به بعد درنزد نوجوانان افزایش یافته ، درفاصله بین 16تا20سالگی به اوج خود رسیده وسپس به مرور ازتعداد دفعات ارتکاب به آنها کاسته می شود.»(بهرامی، 126:1358)

البته گفتنی است که زنگهای خطر هنگامی به صدا درآمدند که این نوجوانان درقالب دسته ها وباندهای بزهکارتشکیل گروه دادند وگاه با حرکت های وسیع وگسترده خود درشکل کارنوال نظم عمومی جامعه را بهم ریختند که ازآن جمله می توان به«حرکت22000 نوجوانی که دربرلین غربی بین سالهای 1957،1956با استفاده از آزادی هایی که کارنوال برای آنها فراهم کرده بود.»(همان منبع:116)

«ازخصوصیات مهم این کارنوال ها ، استفاده ازمواد مخدر (مخصوصاً ماری جوانا) وسکس آزاد بود.» (همان منبع:117). با کمال تأسف باید بیان کرد که هرچه از سالهای اول پیروزی انقلاب اسلامی فاصله می گیریم بربزهکاری نوجوانان درجامعه اسلامی که تاحدود زیادی پایین آمده بود مجدداً «با شتابی بیشتر سیر سعودی رادرپیش گرفته است علاوه برآمارهای منتشر شده از سوی مراجع قضایی زندانها وکانون های اصلاح وتربیت کشور ،بلکه ازچهره وظاهر اجتماع امروزین نیز به خوبی مشاهده کرد زیرا روییدن قارچ مانند باندهایی مانند(گروه کور) با دادن پارتی های شبانه به صورت مختلط، آلودگی جوانان به مواد مخدر وخرید وفروش آن اقدام واقدام نوجوانان به خرید وفروش مجلات وعکسهای مستهجن درمدارس وبیرون از مدارس.»(شامبیاتی،201,137،1373). همکاری با تبهکاران حرفه ای وسابقه دارایجاد مزاحمت های خیابانی برای نوامیس مردم وارتکاب به بزهکاری،شواهدی بر این ادعا باشند.   

با مشاهده این گونه رفتارهای نابهنجار وضد اجتماعی کافی است که درکشور مانند بیکاری، کمبود وسایل وامکانات جهت تفریحات سالم از بین بردن انگیزه ادامه تحصیل وترک تحصیل دراین دانش آموزان ، عدم آگاهی خانواده ها ازنحوه صحیح تربیت وبرخورد با نوجوانان ازیکسو وتهاجم فرهنگی دشمن وضد ارزشها بوسیله ویدئو وماهواره ازسوی دیگر. اگر دیرجنبیده شودچیزی جز وسعت وفراگیری این معضل اجتماعی درسراسر کشورعایدمان نخواهد شد. شاید به جرأت بتوان گفت اولین گام باید ازمدارس برداشته شود ومتأسفانه با افت تحصیلی که درنظا آموزش وپرورش کشور با آن روبه رو هستیم هرساله تعداد قابل ملاحظه ای ازنوجوانان به خیابان ها سپرده می شوند وبا درنظر گرفتن این نکته که محیط های مناسبی برای اشتغال به کار آنها وجود ندارد ناچار به ولگردی درخیابان ها مشغول ودرنهایت نیز جذب باندهای بزهکاری می شوند. درحقیقت بنابر همین ضرورت «موضوع»بررسی عوامل بزهکاری نوجوانان را برگزیدم.

نتایج این تحقیق می تواند کاربردی برای: خانواده ها، مدارس، مراکزکانون اصلاح وتربیت وحتی خود نوجوانان داشته باشد. برای بالا بردن سطح آگاهی ها وپیشگیری از بزهکاری باشد.

اهداف تحقیق:

- اهداف تحقیق :                                                                                                                                                                                                                                

بررسی عوامل بزهکاری نوجوانان 18- 12ساله پسر که درکانون اصلاح وتربیت می باشند.

- اهداف جزیی:

الف) شناخت علت ها وعامل های اجتماعی در گرایش نوجوانان به بزهکاری های اجتماعی

ب) دست یابی به راهکارهایی که بتوان از وقوع جرم توسط نوجوانان جلوگیری کرد وآنان رابه سمت ارزشهای اجتماعی سوق داد.

ج) پی بردن به علت های جرایم نوجوانان

د) بالا بردن سطح آگاهی نوجوانان نسبت به پیامدهای ارتکاب به جرم آنان

مبانی نظری:

بزرگترین مشکلاتی که جهان امروز با آن دست به گریبان است مسئله انحرافات وبزهکاری اجتماعی است که بسان قارچ روز به روز درحال گسترش است وجامعه را دستخوش مشکلاتی نموده وبیشترین جوامع این معضل را مهمترین مشکل خود قلمداد کرده اند. عوامل مختلفی دروقوع بزهکاری وجرم جنایت دخیل هستند که ممکن است نشات گرفته ازعوامل اجتماعی فردی ، خانوادگی و. . . باشد.

«آسیب اجتماعی هرگونه عملی را که برخلاف موازین ، قوانین ومعیارهای ارزشی جامعه باشد، جرم  می نامند وجرم شناسی به بررسی بزهکاری می پردازد تا علل پیدایش ، تکوین،  پیشرفت ونتایج آن را دریابد. از این رو درجرم شناسی پدیده هایی وجود دارد که به عنوان وسیله تجزیه وتحلیلهای پژوهشی وشناخت آسیبهای اجتماعی به کار آید. » (نشریه : پیام زمان:6/5/84) مقاله ومقالات متعددی در این رابطه می تواند راه گشایی باشد برای رفع مشکلات عمده جامعه چه از نظر فرهنگی وچه اقتصادی وسیاسی که به جرات می توان گفت سر منشأ اکثر جرایم وتخلفات در جامعه مادر بیان نسل جوان به چشم می خورد که امید بر این است بدین وسیله بتوان نقاط ضعف جامعه ونسل جوان را دریافته ودر صدد رفع آن اقدام نمود.

بزه عبارت است از اقدام به عملی که بر خلاف مقررات وقوانین ومعیارهای ارزشی وفرهنگی جامعه باشد از نظر روان شناسان گروه بزهکار در شمار یکی از گروه های متعدد ، متنوع ناسازگاران اجتماعی است. از نظر حقوقدانان گروه بزهکار کسانی هستند که به انجام هر فعل یا ترک فعلی که مطابق قانون، مجازات یا مستلزم اقدامات تامینی وتربیتی باشد اطلاق می شود.

بزهکاری مجموع جرایمی است که درزمان ومکان به وقوع می پیونند.

حدود وسعت بزه درجامعه های مختلف به تناسب وسعت وشدت قوانین شان فرق می کند ونزد همه ملل

یکسان نیست. به طور مثال در بسیاری از کشورهای پیشرفته صنعتی نفرستادن به مدرسه از سنین خاص به بعد نابخشودنی است واگر والدین ازآن سر باز زنند، تحت تعقیب قانونی قرار می گیرند درحالیکه دربسیاری از کشورهای درحال رشد این علت جرم شناخته نمی شود. در شهر قاهره چنانچه نوجوانی ته سیگار درخیابان به منظور استفاده از آن جمع آوری کند ، مرتکب عمل بزهکارانه شده است. در بعضی از جوامع والدین حق دارند دختران جوان وحتی خردسال خود را به مزاوجت هر کسی که بخواهند درآورند هرچند که دختر از عمل آنان راضی نباشد درصورتی که دراکثر کشورهای دیگر عمل آنان جرم شناخته می شود.

در بسیاری از شهرهای دنیا از جمله لوک نو وکمپور هندوستان ولگردی عملی مجرمانه به حساب می- آید وهر کسی بدون مقصود در خیابانها در مواقعی که عملاً باید کار کند پرسه بزند به جرم ولگردی تحت تعقیب قرار می گیرد.

بزهکاری : این امر پدیده ای اجتماعی مشتمل بر مجموعه جرایم ارتکابی به وسیله کودکان ونوجوانان است آنچه مسلم است ارتکاب جرم پدیده ای است که معلول عوامل متعدد فردی ، روانی واجتماعی است. دراین خصوص نظریات بسیاری گفته شده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

نظریه های تضاد    

نظریه های تضاد ، جامعه سرمایه داری رادر حال تغییرناهماهنگی وعدم تعادل دانسته واین ویژگی ها را برای نظام سرمایه داری اموری اجتناب ناپذیر می دانند. این نظری ها به همبستگی جرم وبزهکاری با نظام سرمایه داری اشاره کرده وبر این نکته تأ کید می کند که قوانین کیفری به وسیله گروههایی که قدرت اقتصادی وسیاسی را دراختیار دارند به منظور کنترل کسانی که صاحب قدرت نیستند دفع می- شود. نظریه های تضاد براساس دیدگاه مارکس شکل گرفته وبر این پیش فرض مارکس متمرکز شده اند که سرمایه داری به علت ویژگیهای خاص که در ماهیت این نظام وجود دارد، نظیر طبقات مسلط جامعه ، موجب می گردد که آنها را ازخود بیگانه نموده وجرم وبزهکاری  را به وجود آورد.(احمدی، 59:1384)

نظریه های مارکسیسم

درکتاب ایدئولوژی آلمانی مارکس بحث پیرامون حقوق ، جرم ومجازات است. از نظر مارکس قربانیان نظام سرمایه داری مجرمان وبزهکاران هستند که علیه مناسبات ظالمانه موجود ستیز می کنند، ولی هرگز رفتار انحرافی را تأیید نمی کند. مارکس اکثر مجرمان وبزهکاران را به عنوان لیمپن پرولتاریا، طبقه خطرناک وفرومایه بی طبقه طبقه بندی نموده که از نیروهای خلاق ومولد جامعه یعنی از پرولتاریا یا طبقه کارگران صنعتی وموقعیت های طبقاتی خود فاصله گرفته اند وتولید کننده وسازمان یافته نیستند.

مارکس معتقد است که این گروه ها که اکثر رفتارهای بزهکارانه ومجرمانه را انجام می دهند آگاهی طبقاتی نداشته وآگاهی آنان از نوع فردی وکاذب است وبه همین علت برای تحقق اهداف انقلابی آمادگی ندارند وبه جای آنکه در جهت براندازی نظام سرمایه داری تلاش کنند از راه ارتکاب جرم وبزهکاری از نظام سرمایه داری استفاده می کنند.(احمدی،1384،60,59)

نظریه های خرده فرهنگ

نظریه های خرده فرهنگ به موضع رفتار بزهکارانه در میان جوانان طبقات پایین جامعه بر حسب ویژگیهای خرده فرهنگی آنان نظیر ارزشها، زبان واسلوبها ی زندگی می پردازد. به علاوه نظریه های خرده فرهنگی بزهکاری جوانان رااز جرم متمایز دانسته وبر این باور است که رفتار بزهکارانه به وسیله افرادی رخ می دهد که هنوز به سن قانونی نرسیده اند. نظریه پردازان خرده فرهنگی معتقد هستند که رفتار بزهکارانه به وسیله دارودسته های بزهکار معمولاً دراجتماعات خرده فرهنگی طبقات پاین جامعه شکل گرفته وبه اجرا در می آید.(احمدی،72:1284).

کوهن : پسران بزهکار

 کوهن درسال 1955بابررسی پسران بزهکار ،نظریه خرده فرهنگی را باتفکیک رفتارانحرافی جوانان از انحراف اجتماعی بزرگسالان وتأکید بربزهکاری پسران طبقات پایین تدوین کرد.

 «کوهن معتقد است که خرده فرهنگ بزهکاری پاسخ دسته جمعی افراد ی است که درساختار اجتماعی موقعیت یکسانی دارد وبرای کسب موقعیت اجتماعی بالا ومزایایی مادی که به تبع این حاصل می شود احساس ناتوانی می کنند وانتخاب خرده فرهنگ بزهکار به طور دسته جمعی راه حلی است برای کسب موقعیت اجتماعی فردبراساس معیارهایی که از طرف آنان پذیرفته شده وانجام آنها برایشان امکان پذیر است. کوهن ویژگی هایی را برای بزهکاری جوانان به شرح زیر بیان کرده است:

1.  بزهکاری بدون انگیزه مادی ،برای مثال ،دزدی کالاًصرفاً به منظور تخریب آن

2.  کینه جویی، بدخواهی یا سوء نیت، خرابکاری، بی انظباتی

3.  منفی بافی

4.  لذت گرایی کوتاه مدت با ورود به دارو دسته های بزهکار

5.  تغییر پذیری

6.خودمختاری واستقلال گروهی. » (احمدی،1384،74,73)

نظریه کوهن درباره خرابکاری

خرابکاری درجامعه شناسی انحرافات به معنی تخریب اموال عمومی وخصوصی به وسیله جوانان است. که یکی از شایع ترین انواع بزهکاری جوانان است. رفتار بزهکارانه یا ضد اجتماعی که تحت عنوان خرابکاری تعریف شده شامل تخریب: کیوسکهای تلفن، تابلوهای رانندگی، پاره کردن صندلی اتوبوس          واحد وسینما، آسیب رساندن به اموال مدرسه وپارکها وکتابخانه های عمومی وغیر است که درکلان

شهرها به عنوان یک مشکل اجتماعی مطرح است، زیرا هزینه های مادی بسیاری را به جامعه تحمیل می کند. رفتار خرابکارانه معمولاً بعد از مسابقات فوتبال ودراجتماعات نظیر آن بیشتر رخ می دهد. این نوع رفتار بزهکارانه بیشتر به وسیله پسران جوان شهر نشین انجام می شود واز نوع بزهکاری ملایم محسوب می شود که معمولاً از منظر مراجع قضایی وجامعه قابل اغماض است.

«کوهن معتقد است که خرابکاری معمولاً به وسیله پسران جوان طبقات پایین جامعه با هدف کسب مقام ومنزلتشان درگروه انجام می شود، زیرا آنها قادر نیستند براساس استانداردها ی مدرسه با دانش -آموزان طبفه متوسط رقابت کنند. به اعتقاد کوهن معلمان معمولاً درارزیابی دانش آموزان مقیاسهایی را ملاک قرار می دهند که براساس استانداردهای طبقه متوسط تعیین شده است، این امر موجب می گردد تا

پسران جوان طبقات پایین با عضویت دردارودسته های بزهکاری با مقیاسهایی ارزیابی شوند که برای آنان ارضاکننده است.»(احمدی،1384،152)

ماتزا: نظریه خنثی سازی

درتبین بزهکاری باید به واقعیت زندگی وتجربه  بزهکاری به همان وضعیتی که درعالم واقع وجود داردوفرد بزهکار آن رابیان می نماید توجه نمود، نه آنکه تصویری تحریف شده رااز منظر محقق ارائه داد«از دیدگاه ماتزا نباید دربررسی بزهکاری قضاوت ارزشی نموده وارزشهای خود راتحمیل کرد. »(احمدی ، 1384،78)

فنون خنثی سازی ارزشهای فرهنگی مسلط که جوانان در توجیه رفتار بزهکارانه خود استفاده می کنند به شرح زیر است:

1.انکارآسیب رساندن به دیگران ،نظیر اینکه گفته می شود آنها ثروتمندند ومی توانند این سرقت راتحمل کنند.

2.انکار مسئولیت ، نظیر خود رابیمار دانستن.

3.انکار قربانی بزه،نظیر اینکه گفته می شود ما به کسی آسیبی نرسانده ایم ویا اینکه گفته شود درهر صورت برای او این اتفاق رخ می داد.

4.سرزنش کردن سرزنش کنندگان ، نظیر اینکه گفته شود والدین یا کسانی که مارامورد سرزنش قرار  می دهند زمینه های بزهکاری جوانان رافراهم می سازند.

5.اظهار وفاداری ،نظیر اینکه گفته شود من این کار رابرای خودم نکرده ام ویا اینکه گفته شود من نمی- توانستم دوستانم را تنها بگذارم.

اهمیت فنون خنثی سازی بی اثر ساختن سازو کارهای نظارت وبازبینی اجتماعی است. به اعتقاد ماتزا استفاده از فنون خنثی سازی جوانان، جوانان طبقات پایین را قادر می سازد بدون اینکه احساس تقصیر کنند، خارج از چهارچوب اخلاق وقانون عمل نمایند.(احمدی،1384،79)

 نظریه کنترل:

نظریه کنترل اجتماعی به این پیش فرض استوار است که برای کاستن از تمایل به رفتار بزهکارانه ومجرمانه باید همه افراد کنترل شوند. این نظریه همچنین رفتار انحرافی را عمومی وجهان شمول دانسته وآن را نتیجه کارکرد ضعیف سازوکارهای کنترل اجتماعی وکنترل شخصی ودرونی می داند؛ بنابراین بزهکاری وجرم، ازیک سو محصول عوامل فردی کنترل نظیر خود پنداره منفی ، ناکامی، روان پریشی واعتماد به نفس پاین است، واز سوی دیگر نظام های کنترل ناقص اجتماعی وفقدان تقید وتعهد نسبت به نهادهای بنیادین اجتماعی مانند خانواده ومدرسه به رفتارانحرافی منتهی می شود. درتبیین انحرافات اجتماعی اندیشمندان نظریه کنترل برعوامل کنترل شخصی ودرونی وعوامل کنترل اجتماعی تأکید نموده اند. به طور کلی، نبود کنترل های شخصی واجتماعی  موجب پیدایش بزهکاری وجرم می گردد.

برخی از مقوله  های کنترل برای تحلیل بزهکاری جوانان به شرح زیر است:

1-کنترل مستقیم، که والدین آن رااز طریق تنبیه وتشویق اعمال می کنند.

2-کنترل غیر مستقیم، که به وسیله آن جوانان از رفتاربزهکارانه خوداری می کنند، زیرا این رفتار ممکن است موجب نگرانی ونا امیدی برای والدین یا دیگران باشد که با آنها روابط نزدیکی دارند.

3-کنترل درونی، که به وسیله آن آگاهی از احساس تقصیر وگناه وشرم جوانان رااز درگیر شدن در رفتار بزهکارانه باز می دارد.(احمدی،1384،86)

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1392ساعت 12:42  توسط حامد | 

بی شک یکی از مهمترین پدیده های هزاره سوم رشد چشمگیر و روز افزون IT و تاثیر آن بر تمامی جوانب زندگی بشر می باشد. یکی از این جنبه ها نیز که به شدت تحت تاثیر این پدیده قرار گرفته بحث مشاغل و اشتغال می باشد و به گونه ای درآمده که در چند سال آینده بدون IT  عملا نمی تواند کاری از پیش ببرد. با پذیرش این تاثیرات می بینیم که مشاغل از جهات گوناگونی نظیر نوع، چگونگی انجام آن، سرعت، دقت و سهولت در انجام آنها دچار دگرگونی شده اند. ساختارهای سنتی مشاغل و سازمان ها شکسته و مشاغل دچار تحولات اساسی شده اند. تکنولوژی ظاهرا بعضی از مشاغل را حذف کرده یا تغییر می دهد اما در واقع بسیاری مشاغل جدید تر ، مفیدتر و متنوع تر ایجاد می کند. تحت تاثیر این روند می توان مشاغل را در چهار گروه مورد بررسی قرار داد: گروه اول مشاغلی هستند که دیگر جایی در ساختارهای نوین سازمانی ندارند و به دلیل از دست دادن کارایی خود کاملا از بین می روند. گروه دوم مشاغلی هستند که کاملا جدید بوده و با ظهور IT و نفوذ آن در سازمانها بوجود آمده و کاملا مرتبط با IT می باشند. گروه سوم مشاغلی هستند که در هر صورت چه ساختار سنتی و چه ساختار نوین مورد لزوم هستند ، این مشاغل تغییر چندانی نمی کنند ولی برای تطابق با شرایط جدید و فناوریهای نوین با انعطاف پذیری بیشتری در مکان و زمان صورت می گیرند.گروه چهارم مشاغلی هستند که ساختار آنها هیچ گونه تغییری نمی کند ولی با استفاده از IT به سهولت ، با دقت و سرعت بیشتری انجام می شوند.

 سه بخش مهم در هر کشوری وجود دارد که در چگونگی تاثیر این فرآیند موثر می باشند: یکی دولت می باشد که با تصویب و اجرای قوانین موردنیاز برای پیاده سازی و اجرای صحیح و ایجاد زیرساخت ها زمینه مناسب برای ورود و گسترش و بهره گیری از این پدیده را فراهم می آورد. دوم ، دانشگاه ها که با تربیت متخصصان این رشته و ایجاد زمینه و شرایط تحقیق و توسعه به گسترش و به روز رسانی آن کمک می کنند و سوم سازمان ها و بخش های خصوصی که این فرآیند در آنها اجرا و شکل می گیرد. و تنها با پیوند این سه بخش و همکاریهای متقابل آنهاست که موجبات پیشرفت کشور از نظر فناوریهای نوین فراهم می آید.

 همانطور که در بحث طبقه بندی مشاغل در ارتباط با تاثیر IT ذکر شد ، گروه دوم را مشاغلی تشکیل می دهند که با ورود IT به سازمان ها شکل گرفته اند و کاملا مرتبط با IT می باشند که طبق عناوین اعلام شده از سوی وزارت کار و امور اجتماعی در حوزه فناوری اطلاعات 138 عنوان شغلی وجود دارد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1392ساعت 19:43  توسط حامد |