فهرست مطالب

چکیده

مقدمه

آهسته دويدن و دويدن

تمرينهاي سبك آيروبيك

مزاياي فعال ماندن در دوران حاملگي

افسردگيهاي دوران حاملگي را از بين مي برد.

تمرينهاي مخصوص تقويت عضلات كف لگن

چند نكته سودمند ديگر

پياده روي

علائم خطر در ورزش طي دوران بارداري

تهوع

سرگيجه

خونريزي از واژن

نتیجه گیری

 

چکیده

آيا مي توان در حين حاملگي ورزش كرد ؟ چه ميزان فعاليت بدني لازم است ؟ اغلب زنان به محض حاملگي توسط والدين و فاميل هاي سالمندشان تشويق مي شوند كه فعاليت بدني خود را كاهش دهند .بعضي هم از ترس رساندن آسيب به فرزندشان و سقط از فعاليت بدني امتناع مي كنند.

فعاليت بدني نه تنها منجر به آسيب به شما و فرزندتان نمي شود بلكه با اثرات زير به شما و جنين تان  كمك مي كند :

·    بهبود رشد جنين

·    كاهش ورم وكشش عضلات ، بهبود گردش خون

·    بهبود وضعيت گوارشي با كاهش يبوستbloating

·    بهبود وضعيت خلقي و ميزان انرژي كاهش واريس و گرفتگي عضلاني

·    بهبود خواب

·    كاهش درد هاي عضلاني و مفصلي

·    وضع حمل راحت تر و سريع تر

·    پيشگيري از ديابت حين بارداري

·    بهبود سريع تر پس از زايمان و بازگشت سريع تر به وزن قبل از احاملگي

پس همه زنان مي توانند و بايد در طول بارداري فعال باشند .

 

 

 

 

 

مقدمه

در طي دوران بارداري تغييراتي در بدن زن باردار ايجاد مي شود .با افزايش وزن پستان ها و بزرگ شدن شكم، قوس كمري بيشتر شده و در نتيجه انحناي ستون فقرات پشتي افزايش مي يابد لذا بروز كمر درد به علت افزايش قوس كمري به همراه افزايش وزن در زنان باردار 50% افزايش پيدا مي كند.كشيده شدن شانه ها و سر و گردن  به جلو و منجر به افزايش فشار و انحناي فقرات گردن و پشتي شده  كه  اين تغيرات منجر به كشش اعصاب دستي و در نتيجه بي حسي ، گز گز ، و درد در دست ها مي شود.از طرفي شل شدن بافت بينابيني منجر به افزايش خيز به خصوص در پاها مي شود.شل شدن رباط ها كه لگن زن را براي انجام زايمان آماده مي كند ،مفاصل زنان باردار را مستعد كشش مي نمايد. به خصوص مفصل اتصال شصت به كف دست بسيار حساس است.

با وجود اين تعدادي از زنان به علت وجود بيماري هاي خاص لازم است فعاليت بدني حود را محدود يا متوقف نمايند. جدول 1 و 2 شرايط خاصي در زنان باردار را كه نيازمند مراقبت هاي بيشتري در حين ورزش مي باشند را نشان مي دهد.

آهسته دويدن و دويدن

اين تمرينها را براي سه دوره بررسي مي كنيم: سه ماهه اول، سه ماهه دوم و سه ماهه سوم.

دويدن آرام مي تواند سريعترين و موثرترين راه براي به فعاليت درآوردن قلب و بدن باشد. همچنين، مي توانيد اين فعاليت را در هر بخش از برنامه روزانه كه وقت كافي داريد انجام دهيد: يك روز كه وقت كافي نداريد 15 دقيقه بدويد، و روز ديگر كه وقت كافي داريد حدودا نيم ساعت را به دويدن اختصاص دهيد. با اين حال، اگر پيش از حامله شدن تجربه اين ورزش را نداشته ايد، اين فعاليت احتمالا نمي تواند گزينه مناسبي براي شما باشد. در دوران حاملگي، بدن شما ميزان بيشتري از هورمون ريلكسين را ترشح مي كند، كه مفاصل شما را شل كرده و احتمال مصدوميت را در شما افزايش مي دهد. پس اگر يك دونده حرفه اي نيستيد، بهتر است حداقل تا زمان زايمان، از اين كار صرف نظر كنيد. بارداري دوران مناسبي براي شروع اين فعاليت نيست و بهتر است به پياده روي يا فعاليتهاي ديگري كه براي خانمهاي حامله ايمن و بي خطر است بپردازيد. دويدن فشار زيادي بر لگن شما وارد مي كند، پس انجام تمرينهاي لگني را در حين دويدن فراموش نكنيد: انجام اين تمرينها تنها چند دقيقه قبل و بعد از دويدن، كافي نخواهد بود.

سه ماهه اول: موارد احتياطي و پيشگيري معمول را (از قبيل زير نظر گرفتن ضربان قلب، و نوشيدن مقادير زياد آب قبل، بعد و در حين دويدن) مراعات نماييد. در غير اين صورت، ممكن است بدن شما مقادير زيادي آب را از دست بدهد، كه در نتيجه ممكن است خونرساني به رحم كاهش يافته و حتي موجب بروز انقباضات زودرس زايماني نيز شود. از دويدن در هواي گرم و مرطوب خودداري كنيد. گرم شدن بيش از حد بدن، خصوصا در سه ماهه اول، ممكن است خطرات بالقوه اي براي كودك شما داشته باشد؛ شما بايد از گرم شدن بيش از حد بدن خود جلوگيري نماييد. بعلاوه، كفشهاي مناسبي را انتخاب كنيد كه پاهايتان را به ميزان كافي حمايت كنند.

سه ماهه دوم: محل مركز ثقل بدن شما در حال تغيير است و شكم شما در حال بزرگ شدن مي باشد؛ در نتيجه احتمال ليز خوردن و افتادن براي شما زياد شده است. براي ايمني بيشتر تنها در مسير پياده روهاي صاف و مسطح به دويدن بپردازيد. اگر تعادل خود را از دست داديد، سعي كنيد كه در جهت مناسبي بر روي زمين بيفتيد: به پهلو، يا روي دستها و زانوها؛ از افتادن بر روي شكم به شدت جلوگيري كنيد.

سه ماهه سوم: همانند سه ماهه اول و دوم، مراقب خود باشيد. به ياد داشته باشيد كه اگر خيلي خسته هستيد، به سراغ اين فعاليت نرويد. هرچند عدم تحرك براي شما نامناسب است، تحرك بيش از حد نيز مي تواند خطرناك باشد. خانمهايي كه پيش از بارداري نيز دويدن يا آهسته دويدن را انجام مي دادند، مي توانند با لذت به اين كار ادامه دهند. اگر چه با افزايش سن حاملگي بهتر است مسافت، زمان و شدت فعاليت خود را كاهش دهيد. به بدن خود فشار نياوريد و مراقب علائم خطر احتمالي باشيد.

 

 

تمرينهاي سبك آيروبيك

تمرينهاي آيروبيك، قلب و ريه هاي شما را تقويت مي كند و كشيدگي طبيعي مناسبي را براي عضلات به ارمغان مي آورد. شما مي توانيد در دوران حاملگي به طور منظم به تمرينهايي بپردازيد كه فشار شديد نداشته باشند (يعني لگد يا پرش نداشته و همواره يكي از پاها بر روي زمين قرار داشته باشد تا از شدت فشار بر روي مفاصل كاسته شود)؛ و با نزديك شدن به پايان دوران حاملگي به تدريج از ميزان تمرين خود بكاهيد.

هرچند شما مي توانيد با استفاده از يك نوار ويدئويي تمرينها، در خانه نيز به تمرين بپردازيد و وضعيت بدني خود را در حالت مناسبي نگه داريد، اما انتخاب يك كلاس كه ويژه خانمهاي حامله طراحي شده باشد، بهترين گزينه ممكن است. در اينصورت از همراهي با خانمهايي كه وضعيتي مشابه با شما دارند لذت خواهيد برد و مي توانيد اطمينان يابيد كه مربي كلاس از تمرينهايي استفاده مي كند كه با وضعيت خانمهاي حامله بهترين سازگاري را دارد. اگر در يك كلاس معمولي آيروبيك ثبت نام كرده ايد، به مربي خود اطلاع دهيد كه باردار هستيد، به اين ترتيب او مي تواند تمرينهايي را كه براي شما سنگين است تا حدي تغيير دهد.

هرچند تمرينهاي سبك آيروبيك، تمرينهاي مناسبي براي دوران حاملگي هستند اما اگر عضلات كف لگن شما ضعيف باشند، حتي اين تمرينهاي سبك نيز ممكن است موجب خروج يا نشت ادرار شوند. انجام تمرينهاي آيروبيك بيشتر از چند بار در هفته نيز ممكن است موجب بروز اين عارضه در دوران بارداري شود. در طول تمرين ماهيچه هاي كف لگني خود را در حالت فشرده و منقبض نگه داريد تا از خروج غير ارادي ادرار جلوگيري كنيد. انجام چند تمرين مخصوص براي تقويت عضلات كف لگن (قبل و بعد از جلسه اصلي) مي تواند تا حد زيادي بروز اين مساله را كاهش دهد.

همچنين با رعايت نكات زير در تمرينات، مي توانيد از وارد آمدن فشار بيش از حد به مفاصل خود جلوگيري نماييد:

·    از تغيير جهت در هنگامي كه به سرعت حركت مي كنيد، خودداري كنيد.

·  در هنگام انجام حركات اسكوپ (حركاتي كه همراه با جلو آوردن پا دستها نيز به طور چرخشي به سمت راست و چپ حركت مي كنند) ، لگن خود را در وضعيت پايدار و در ميانه بدن قرار دهيد.

·    هنگام انجام حركات بالا بردن زانو، سطح و وضع باسن خود را حفظ كرده و شكم خود را حركت ندهيد.

·  از انجام حركاتي كه از تركيب بالا بردن زانو و بالا بردن دستهاست خودداري كنيد؛ زيرا فشار بيش از حد بر كمر و مفاصل لگن شما وارد مي كند.

سه ماهه اول: پيش از شروع يا ادامه برنامه منظم ورزشي خود، همواره احتياطهاي عمومي را به عمل آوريد. از لباسهاي چند تكه و خنك استفاده نماييد تا علاوه بر جريان مناسب هوا روي پوست، بتوانيد هنگام انجام حركات ورزشي شديدتر بخشي از لباس خود را درآوريد. برخي خانمها مايلند كه ضربان قلب خود را در طول تمرين كنترل كنند؛ اما صرفا تكيه بر ضربان قلب (به عنوان معياري براي تعيين شدت مناسب ورزش) كافي نيست، زيرا ميزان ضربان قلب در طول دوران حاملگي تغييرات وسيعي دارد. يك قانون كلي آن است كه: اگر نمي توانيد در طول تمرين براحتي صحبت كنيد، بايد سرعت و شدت فعاليت خود را كاهش دهيد. قبل از آغاز تمرينات، نكات ايمني و راهنماي سلامت در ورزش حين بارداري را مد نظر قرار دهيد.

سه ماهه دوم: پيش از تمرينات، در حين ورزش و پس از آن، مقادير زيادي آب بنوشيد. در غير اين صورت ممكن است بدن شما مقادير زيادي آب از دست بدهد كه در نتيجه ممكن است دچار گرفتگي عضلاني يا حتي انقباضات زودرس زايماني شويد.

سه ماهه سوم: شكم حامله شما ممكن است مانع از انجام برخي حركات شود. در صورتي كه خم شدن به جلو (دولا شدن) يا انجام برخي حركتهاي ديگر براي شما خيلي دشوار است، به قدم زدن در جا (Marching) اكتفا كنيد. اين كار موجب مي شود كه ضربان قلب شما در اين مرحله پايين نيايد.

 

 

مزاياي فعال ماندن در دوران حاملگي

ورزش كردن در دوران حاملگي چه سودي دارد؟

اگر احساس نفخ يا تهوع صبحگاهي داشته باشيد، احتمالا لباس پوشيدن روزانه هم براي شما به اندازه كافي سخت خواهد بود! اما بايد بدانيد كه كمي ورزش و فعاليت، مي تواند انرژي بيشتري به شما ببخشد و احتمالا موجب شود كه احساسي همانند دوران پيش از حاملگي خود داشته باشيد. از آنجا كه ورزش موجب بهبود كشيدگي طبيعي عضلات، قدرت و استقامت آنها مي شود، به شما در تحمل اضافه وزن دوران حاملگي كمك مي كند. شما را براي فشار زايمان آماده كرده و بازگشت بدن شما را پس از زايمان به حالت طبيعي بسيار آسانتر خواهد كرد. قبل از آغاز هرگونه برنامه ورزشي، اطمينان حاصل كنيد كه دستورالعملهاي مربوط به سلامتي و ايمني را رعايت كرده ايد، خصوصا حالا كه حامله هستيد!

ورزش كردن در اين دوره، مزاياي زير را به ارمغان خواهد آورد:

به شما انرژي بيشتري خواهد داد.

حاملگي موجب از دست دادن انرژي بدن شما مي شود، اما تمرينهاي منظم ورزشي، مانند پياده روي سريع، شما را قادر خواهد ساخت كه فعاليتهاي روزانه خود را انجام دهيد. ورزش، سيستم قلبي- عروقي شما را تقويت خواهد كرد، در نتيجه شما به سادگي خسته نخواهيد شد. با عضلات قوي و كشيده، شما به تلاش كمتري براي انجام فعاليتهاي روزمره خود از قبيل خريد يا ملاقاتهاي كاري نياز خواهيد داشت.

به شما كمك مي كند تا براي مرحله دشوار زايمان آماده شويد.

اين نتيجه را به خوبي خواهيد ديد، هر چه وضعيت بدني بهتري داشته باشيد، قويتر خواهيد بود و بهتر از عهده زايمان برخواهيد آمد. زايمان مشابه با دويدن در دوي ماراتن است؛ به استقامت، اراده و توجه نياز دارد. فعاليت فيزيكي در دوران حاملگي، آمادگي خوبي براي مرحله سخت زايمان است. بعلاوه، برخي محققان نشان داده اند كه جنين خانمهايي كه در دوران حاملگي ورزش مي كرده اند، مراحل دشوار زايمان را بهتر از ساير خانمها تحمل مي كنند.

ناراحتيهاي حاملگي را كاهش مي دهد.

ورزش و تمرين موجب تقويت و كشيده شدن عضلات شما مي شود، كه به شما كمك خواهد كرد تا بهتر از عهده دردها و ناراحتيهاي دوران حاملگي برآييد. حركتهاي كششي دردهاي پشت و كمر را كاهش مي دهد، پياده روي موجب بهبود گردش خون و شنا موجب تقويت عضلات شكمي مي شوند.

افسردگيهاي دوران حاملگي را از بين مي برد.

حاملگي را مي توان يك تمرين 9 ماهه براي يك واقعه بزرگ (زايمان و تولد كودك) دانست؛ پس از آنكه هيجان اوليه اطلاع دادن حاملگي به اطرافيان از بين برود، شما مي مانيد و انتظار! در ماههاي ششم يا هفتم، بارداري مي تواند ملالت آور يا حتي كسل كننده شود و افزايش وزن و خستگي (كه فعاليتهاي اجتماعي شما را محدود مي كند) ممكن است موجب بي حوصلگي مضاعف گردد. پيدا كردن يك فعاليت سازگار وضعيت بارداري، مي تواند راه حلي براي اين مشكلات باشد.

به شما كمك مي كند تا خواب بهتري داشته باشيد.

وقتي در تما روز وزنه اي را در جلوي شكم خود حمل مي كنيد، پيدا كردن وضعيت مناسبي كه بتوانيد در شب، خواب راحتي داشته باشيد، يك مشكل اساسي خواهد بود. ورزش به شما كمك مي كند تا تمام انرژي اضافي خود را بسوزانيد، و آنقدر شما را خسته خواهد كرد تا بتوانيد به يك خواب آرام و راحت برويد.

استرس را كاهش داده و توان روحي شما را افزايش مي دهد.

بارداري و به دنيا آوردن يك كودك، واقعه مهمي است كه زندگي شما را تغيير خواهد داد و مي تواند موجب هيجان و در عين حال دستپاچگي شما شود. يك مطالعه نشان داده است كه ورزش مي تواند ميزان هورمون سرتونين را افزايش دهد. اين هورمون، يك ماده شيميايي است كه در مغز ترشح مي شود و به خلق و خو و اخلاق ربط دارد. در نتيجه ورزش مي تواند روح تازه اي به شما ببخشد. هنگامي كه احساس افسردگي مي كنيد، موسيقي مورد علاقه خود را بگذاريد و يك رقص آرام را در اطاق نشيمن آغاز كنيد يا در يك كلاس رقص آرام ثبت نام كنيد. همچنان به تمرينهاي سبك آيروبيك ادامه دهيد و به مربي خود اطلاع دهيد كه حامله هستيد.

تصورتان را از خودتان و شخصيتتان بهبود مي بخشد.

تصور كنيد اندام شما به ظريفي و نازكي گذشته نيست و هرچند كه مي دانيد اين اتفاق دليلي كاملا دلچسب و شيرين دارد، اما مشاهده اينكه سايز اندامهاي بدن شما مرتبا افزايش مي يابد و به اندازه اي مي رسد كه قبلا هرگز نبوده است، مي تواند شما را دلسرد يا افسرده كند! ورزش و فعاليت به شما كمك مي كند كه كمتر احساس افسردگي كنيد. همچنين، ورزش به بدن شما كمك خواهد كرد تا پس از زايمان، به سرعت به وزن و شكل طبيعي خود بازگردد.

به شما كمك خواهد كرد تا پس از زايمان، اندام خود را سريعتر به حالت طبيعي برگردانيد.

همين انگيزه مي تواند براي بسياري از خانمها كافي باشد تا برنامه ورزشي منظمي را در طول دوران حاملگي خود پيگيري كنند. اگر به گونه اي برنامه ريزي كرده باشيد كه ماهيچه هاي بدنتان در تمام دوران حاملگي، قدرت و كشيدگي مناسبي داشته باشند، پس از زايمان، بدن شما راحت تر مي تواند به حالت طبيعي خود باز گردد.

 

تمرينهاي مخصوص تقويت عضلات كف لگن

كدام ماهيچه ها را " ماهيچه هاي كف لگني" مي نامند؟

"ماهيچه هاي كف لگن" گروهي از عضلات بين پاها هستند كه از مقابل استخوان شرمگاهي (در جلوي بدن) تا انتهاي ستون فقرات (در پشت) كشيده شده اند و به نگه داشته شدن مثانه، رحم و روده ها در جاي خود و نيز به ماهيچه هايي كه مقعد، مجاري ادراري و واژن را مي بندند، كمك مي كنند. ضعيف شدن يا آسيب ديدن اين ماهيچه ها، مثلا در نتيجه زايمان، موجب مي شود كه ديگر نتوانند وظايف خود را به خوبي انجام دهند. اين امر ممكن است منجر به بي اختياري ادرار ، كاهش ميزان لذت جنسي هنگام آميزش و همچنين بروز عارضه پايين افتادگي رحم شود. بي اختياري ادرار بدين معناست كه ممكن است در زمان سرفه، عطسه، خنده يا حركات ورزشي، مقدار كمي از ادرار فرد خارج شود. تخمين زده مي شود كه حدودا 25% خانمهاي حامله به اين عارضه دچار مي شوند.

اين تمرينها چه كمكي به من مي كنند؟

اين تمرينها به تقويت عضلات كف لگن كمك مي كنند و نهايتا منجر به بهبود فعاليت آنها مي شود. مانند هر عضو عضلاني ديگر، اين ماهيچه ها نيز هر چه بيشتر به كار گرفته شوند، قويتر خواهند شد.

اگر اين عضلات به اندازه كافي قوي باشند، مي توانند به تحمل اضافه وزن دوران حاملگي كمك كنند، در مرحله دوم زايمان سودمند باشند و با افزايش گردش خون، موجب بهبود سريعتر پرينه (ناحيه بين مقعد و واژن) پس از زايمان شوند. با انجام منظم اين تمرينات از بروز بي اختياري ادرار و افتادگي رحم پس از زايمان، به ميزان زيادي جلوگيري مي شود. يكي ديگر از مزاياي اين تمرينها آن است كه قويتر بودن ماهيچه هاي كف لگن در خانمها موجب ارگاسمهاي بهتر و زندگي جنسي رضايت بخش تر خواهد شد!

چگونه مي توانم ماهيچه هاي كف لگني خود را پيدا كنم؟

تصور كنيد كه مي خواهيد از خروج باد شكم خودداري كرده و همزمان، از خروج جريان معمولي ادرار نيز خودداري نماييد. در اين حالت، احساسي مشابه با "فشردن و بالا كشيدن" به شما دست مي دهد كه حس خواهيد كرد مقعد و محل خروج ادرار در حال بسته شدن و بالا كشيده شدن هستند. اگر براي مدتي اين تمرين را تكرار كرده باشيد، مي توانيد در زمان مقتضي همين عمل را براي واژن هم بكار بريد!

مسلما اين كار، ساده به نظر مي رسد. اما نكته اين است كه شما بايد حركات "فشردن و بالا كشيدن" را بدون:

·    - فرو دادن شكم به سمت داخل

·    - فشار دادن شديد پاها به يكديگر

·    - منقبض كردن كفلها

·    - نگه داشتن نفس

انجام دهيد. به بيان ديگر، فقط بايد ماهيچه هاي كف لگني شما كار كنند و نه عضلات شكم، رانها يا باسن.

دقيقا همانطور كه كودكان در ابتدا ياد مي گيرند با حركت دادن ماهيچه هاي صورت خود چشمك بزنند، استفاده از عضلات كف لگني به صورت جداگانه از ساير ماهيچه هاي بدن نيز ممكن است در ابتدا كمي دشوار باشد، اما با تمرين و تكرار ساده تر مي شود. ممكن است به اين نتيجه برسيد كه قرار دادن يك دست بر روي شكم خود در هنگام تمرين (به منظور اطمينان از راحتي و آرام بودن وضعيت شكم)، برايتان مفيد است.

اگر مي خواهيد مطمئن شويد كه تمرين را به نحو صحيح انجام مي دهيد، اين كار را امتحان كنيد: در صورتي كه نشانه اي مبني بر مشكل در اين زمينه وجود نداشته باشد، و با فرض اينكه شما دوران نقاهت پس از زايمان را گذرانده ايد، يك يا دو انگشت خود را در حمام در واژن خود فرو كرده و همين تمرين را انجام دهيد. در اين صورت بايد مختصري فشار (شبيه نشگون گرفتن) حس كنيد.

چند نكته سودمند ديگر

·  - از اين تمرينها در زماني كه نگران ترشح ادرار هستيد (مثلا قبل از عطسه يا بلند كردن اشياء سنگين)، استفاده كنيد. به تدريج كنترل ترشح ادرار در شما بهتر خواهد شد.

·  - از انجام حركت دراز و نشست با پاهاي كاملا كشيده و همچنين از بالا آوردن و بالا نگه داشتن دو پا خودداري كنيد، زيرا فشار شديدي بر كف لگن و پشت شما وارد خواهد كرد.

·  - به مقدار معمول آب بنوشيد، و به طور مرتب و دائم به توالت نرويد؛ تنها هنگامي به توالت برويد كه احساس مي كنيد مثانه شما كاملا پر شده است.

·    - وزن خود را تحت نظر داشته باشيد: اضافه وزن، فشار اضافي بر ماهيچه هاي كف لگن شما وارد مي كند.

اگر ظرف چند هفته پس از زايمان، وضعيت كف لگن شما به حالت طبيعي برنگشت، بهتر است آن را با پزشك خود در ميان بگذاريد. تمرينها را به مدت طولاني رها نكنيد. هر چه مدت زماني كه شما اين تمرينها را رها مي كنيد طولاني تر باشد، بازگشت كف لگن به حالت طبيعي نيز سخت تر خواهد شد. البته به ياد داشته باشيد كه اولين سوالي كه پزشك از شما مي پرسد، اين خواهد بود كه: آيا تمرينهاي خود را انجام مي دهيد؟

اگر شما يكي از معدود مادراني باشيد كه هنوز پس از گذشت 3 ماه از زايمان نيز از عارضه بي اختياري ادرار رنج مي بريد، از پزشك خود بخواهيد تا شما را به يك فيزيوتراپيست كه در زمينه عوارض پس از زايمان تخصص دارد، معرفي كند.

 

پياده روي

پياده روي يكي از بهترين ورزشها براي خانمهاي حامله است كه بدون وارد آوردن فشار بيش از حد بر زانو و قوزك پا، وضعيت بدني آنها را در حالت مناسبي نگه مي دارد. اين فعاليت براي تمام 9 ماه حاملگي، سالم و ايمن ارزيابي مي شود و در صورتي كه شما قبلا به طور منظم ورزش نمي كرديد، يكي از آسانترين راههاي آغاز ورزش كردن است.

در صورتي كه قبلا هم پياده روي مي كرديد، برنامه خود را ادامه دهيد. اگر پيش از حاملگي، براي مدتي طولاني فعاليت چنداني نداشته ايد، از پياده روي آرام آغاز كنيد و به تدريج ميزان آن را به 20 تا 30 دقيقه پياده روي تند برسانيد. مي توانيد هر چند دقيقه يكبار، پياده روي خود را از حالت آرام به سريع و بالعكس تغيير دهيد. بهتر است اين تمرين را حداقل سه بار در هفته انجام دهيد. در صورتي كه به طور منظم و مداوم به ورزش نپردازيد، خطر بروز آسيب ديدگي در شما افزايش مي يابد؛ بعلاوه در صورتي كه گهگاهي به ورزش بپردازيد، از مزايا و منافع ورزش بهره نخواهيد برد. انجام تمرينهاي مربوط به ماهيچه هاي كف لگن خود را در حين پياده روي فراموش نكنيد.

هنگامي كه عازم پياده روي هستيد، مقداري آب با خود ببريد تا بدن شما مقادير زيادي آب از دست ندهد، زيرا اين امر ممكن است موجب بروز برخي انقباضات عضلاني و همچنين افزايش دماي بدن شود، كه اين دو عارضه ممكن است به حدي برسند كه براي شما و كودكتان خطرناك باشند.

سه ماهه اول: براي شما لازم نيست كه عادتهاي پياده روي معمولي خود را خيلي تغيير دهيد، فقط اطمينان حاصل كنيد كه كفشهاي شما براي پياده روي مناسب باشند و حمايت كافي را از پاهاي شما به عمل مي آورند. اگر هواي بيرون گرم و مرطوب است، از پياده روي صرف نظر كنيد. اين وضعيت آب و هوايي، احتمال گرمازدگي شما را افزايش مي دهد. هر چند مطالعه اي كه خطرات گرم شدن بيش از حد بدن براي بارداري انسان را اثبات كند وجود ندارد، اما برخي مطالعات بر روي حيوانات نشان داده اند كه اين عامل مي تواند منجر به بروز اختلالاتي شود. قبل از آغاز هر گونه برنامه ورزشي در دوران حاملگي، راهنماي مربوط به سلامتي و امنيت را مطالعه و رعايت كنيد.

سه ماهه دوم: وضعيت بدني شما ممكن است در اين دوره تغييرات زيادي كرده و از حالت طبيعي خارج شده باشد، پس با توجه به وضعيت راه رفتن خود، از وارد آوردن فشار بيش از حد بر پشتتان جلوگيري كنيد. سرتان را صاف بگيريد، چانه خود را به صورت افقي نگه داريد، باسن خود را دقيقا زير شانه نگه داريد تا از خم شدن پشت خود جلوگيري كنيد و مستقيم به مسير روبروي خود نگاه كنيد. دستهاي خود را به طور هماهنگ با بدن و با ريتم پياده روي خود، حركت دهيد تا هم تعادل بدن را حفظ كنيد و هم سرعت پياده روي را افزايش دهيد.

سه ماهه سوم: برنامه ورزشي خود را در همان مدت زمان قديمي كه به آن عادت كرده ايد، ادامه دهيد. با توجه به اينكه به علت بزرگ شدن شكم، نمي توانيد پاهاي خود را ببينيد، از پياده روي دسته جمعي (پشت سر افراد ديگر) و يا پياده روي در زمينهاي نامسطح كه مي تواند شما را در خطر از دست دادن تعادل و زمين خوردن قرار دهد، خودداري كنيد.

 

علائم خطر در ورزش طي دوران بارداري

يك برنامه ورزشي متعادل، عضلات شما را قوي و انعطاف پذير نگه مي دارد و براي آمادگي مراحل زايمان بسيار مفيد است. همچنين ورزش موجب آرامش، كاهش ناراحتيهاي فيزيكي دوران حاملگي از قبيل درد كمر و تهوع صبحگاهي (ويار)، و همچنين آسانتر شدن بازگشت بدن شما پس از زايمان به حالت طبيعي، مي شود. اما اكنون كه حامله هستيد، با محدوديتهايي در ورزش مواجهيد. بدن شما تغيير كرده است: محل مركز ثقل بدن شما تغيير كرده، وزن بيشتري داريد و سريعتر خسته مي شويد. به همين دليل بايد با احتياط بيشتري ورزش كنيد و به دقت وضعيت بدن خود را زير نظر داشته باشيد. در اين صورت، هنگامي كه فعاليت بدني شديد داشته و به وضعيت خطرناك نزديك مي شويد به سرعت از اين مسئله آگاه خواهيد شد.

اگر هريك از عوارض زير را مشاهده كرديد ورزش را متوقف كرده و در اولين فرصت به پزشك يا ماماي خود اطلاع دهيد. نشانه هاي خطر عبارتند از:

تهوع

بروز اين حالت به معناي توليد مقادير زيادي اسيد لاكتيك است كه در نتيجه متابوليسم عضلات در حين فعاليت شديد و سنگين، ايجاد مي شود.

 

سرگيجه

سرگيجه دائمي، يا سرگيجه به همراه تاري ديد و سردرد يا تپش قلب، مي تواند نشانه كم خوني شديد يا ديگر بيماريهايي باشد كه بر حاملگي شما تأثير مي گذارند.

كم آوردن نفس

اگر در هنگام ورزش، نمي توانيد يك مكالمه عادي داشته باشيد يا اينكه بسيار عرق مي كنيد، احتمالا فعاليت شما بيش از حد سنگين است. مراقب باشيد كه فعاليت شما در محدوده ايمن و سالم ضربان قلب صورت گيرد و ضربان قلبتان از حداكثر مجاز بيشتر نشود.

تپش قلب

اگر هرگونه احساس عجيب، مثلا لرزش در سينه خود حس كرديد، احتمالا فعاليت شما بيش از حد سنگين است. شدت فعاليت خود را به تدريج كمتر كرده و سپس آن را به كلي متوقف كنيد. با ماماي خود تماس گرفته و مراقب باشيد كه فعاليت شما در محدوده ايمن و سالم ضربان قلب صورت گيرد و ضربان قلبتان از حداكثر مجاز بيشتر نشود.

تورم زياد در دستها، پاها و قوزك پاها

دستها و پاهاي شما ممكن است پس از ورزش كمي متورم شوند. اما اگر ميزان تورم بيش از حد معمول باشد، ممكن است دچار عارضه پره‌اكلامپسي شده باشيد.

تغييرات ناگهاني دماي بدن

اگر دستهاي شما ناگهان سرد شدند، يا ناگهان احساس گرمي يا سردي كرديد، نشانه اختلال در تنظيم دماي بدن است كه ممكن است براي جنين شما خطرناك باشد. در صورت افزايش بيش از حد دماي بدن يا گرما زده شدن، ممكن است همين حالات براي جنين نيز پيش بيايد و در نتيجه ممكن است جريان خون از سمت رحم به طرف پوست تغيير مسير يابد تا دماي بدن پايين آورده شود كه اين امر ممكن است جنين را در مخاطره قرار دهد.

موارد زير جدي تر هستند؛ لذا در صورت مشاهده اين عوارض، اگر به پزشك يا ماماي خود دسترسي نداشتيد، فورا به اورژانس مراجعه كنيد:

خونريزي از واژن

هرچند برخي از خانمها در تمام طول حاملگي، مقداري لكه خون مشاهده مي كنند، اما خونريزي مي تواند موجب نگراني شود. در اوائل دوران حاملگي، خونريزي مهبلي مي تواند نشانه سقط جنين باشد. در سه ماهه هاي دوم و سوم، خونريزي ممكن است به زايمان زودرس، جفت سرراهي (پلاسنتا پرويا) و يا عارضه جدا شدگي جفت (دكولمان جفت) مربوط باشد كه در هر يك از اين موارد مداخله فوري پزشكي ضروري خواهد بود.

تاري ديد

اگر بينايي شما در طول تمرين تار مي شود، احتمالا گرما زده شده ايد و بدن شما آب زيادي از دست داده است، كه موجب كاهش فشار خون و فعاليت شديدتر قلب مي شود. در نتيجه، ممكن است خون كافي به اندامهاي حياتي در حال رشد كودك نرسد. همچنين ممكن است دچار عارضه اي به نام پره‌اكلامپسي شده باشيد. علامتهاي اين عارضه عبارتند از: تورم و تجمع غير عادي مايع در بافتهاي بدن، فشار خون بالا و وجود پروتئين در ادرار. از آنجا كه بروز اين عارضه ممكن است مانع رسيدن خون كافي به جفت شود، مي تواند براي كودك در حال رشد شما بسيار خطرناك باشد.

نتیجه گیری

در طي دوران بارداري تغييراتي در بدن زن باردار ايجاد مي شود .با افزايش وزن پستان ها و بزرگ شدن شكم، قوس كمري بيشتر شده و در نتيجه انحناي ستون فقرات پشتي افزايش مي يابد لذا بروز كمر درد به علت افزايش قوس كمري به همراه افزايش وزن در زنان باردار 50% افزايش پيدا مي كند.كشيده شدن شانه ها و سر و گردن  به جلو و منجر به افزايش فشار و انحناي فقرات گردن و پشتي شده  كه  اين تغيرات منجر به كشش اعصاب دستي و در نتيجه بي حسي ، گز گز ، و درد در دست ها مي شود. که ورزش کردن در این زمان نقش تعیین کننده ایی را خواهد داشت


برچسب‌ها: دوران حاملگي, آيروبيك, بهبود رشد جنين
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:5  توسط حامد | 

 

4ساله

               یک جعبه قشنگ داریم               دنیای رنگارنگ داریم

               بهش میگن تلویزیون                با آدمای مهربون

               برای ما قصه میگن                   فیلمها ی خوب نشون می دن

               کارتونای قشنگ قشنگ              عروسکاش زبر و زرنگ

               نقاشیهاش حرف می زنن            توجعبه بازی می کنن

 

 

 

 

 

ترکیب رنگها

               سلام مداد زردم                                  بازم نقاشی کردم

               آهای مداد آبی                                    بیداری یا که خوابی

               آسمونو آبی کن                                  روزشو آفتابی کن

               میخوام چمن بکارم                             مدادشو ندارم

               چمن که آبی رنگ نیست                      زرد که باشه قشنگ نیست

               مداد آبی و زرد                                  باید به هم کمک کرد

               رنگ شما هر دوتا                              میشه یه سبز زیبا

 

 

 

 

سلام

              سلام سلام گنجشکه                     سلام کبوتر

              سلام خورشید قشنگ                   سلام به مادر

              سلام به اهل خونه                       به اهل کوچه

              سلامی گرم و شیرین                   مثل کلوچه

             هدیه می دهم به تو                      سلامی بلند

             سلامی شاد و زیبا                       همراه لبخند

 

                   

هفت سین

سبزه:

من سبز قشنگم با سرماها می جنگم

وقتی میام به دنیابستان می شه چه زیبا

نزدیک عید نوروز با تبل حاجی فیروز  عید شما مبارک(2)

سکه:

من سکه ام چه زیبا زینت جیب بابا

با افتخار نوروز می شم فراری یک روز

نزدیک عید نوروز با تبل حاجی فیروز  عید شما مبارک(2)

سنبل:

من سنبلم من سنبلم همنشینم با بلبل

وقتی میام به بستان باغبون میشه چه خندان

نزدیک عید نوروز با تبل حاجی فیروز  عید شما مبارک(2)

سنجد

من سنجد لباس گلی سرخ سفید وتپلی

باناز و اطوار و ادا می نشینم پیش شما

نزدیک عید نوروز با تبل حاجی فیروز  عید شما مبارک

سیر

من سیر و لذیذم یک کمی تند وتیزم

نزدیک عید نوروز با تبل حاجی فیروز  عید شما مبارک

سیب

اسم شریف من سیب  خوشمزه بی رقیب

ای آقای زمستون من اومدم به میدون

نزدیک عید نوروز با تبل حاجی فیروز  عید شما مبارک

سمنو

سلام سلام بچه ها سمنو کوچک شما

بدون قند و شکر از عسل هم شیرینِ تر

نزدیک عید نوروز با تبل حاجی فیروز  عید شما مبارک

آینه

آینه م آینه  خودتو تو من نگاه کن شانه بزن به موها عید شما مبارک

ماهی

 تو تنگ کوچک خود من ماهی رنگارنگ

بالا و پایین میرم با پولکهای قشنگ عید شما مبارک(2)

شمع

شمع هستم و پر نورم با شادی ها پرنورم

خوب می شه کنارتون روشن باشد دلاتون

عید شما مبارک(2)

آی بقال

                    اینجا چیه ؟بقالی                               خورانی هاش چه عالیه

                    آقای بقال شاد شاد                             عقب میوه جلو میاد

                    ماست و پنیر به ما میده                      یک شیشه به ما میده

                    چای و قند وشکلات                          برنج و روغن ونبات

                    خیلی چیزهای رنگارنگ                   خوشبو و خوشرنگ و قشنگ

 

 

 

 

رفتگر گل ما

وقتی که صبح پیدا میشه

رفتگر از خواب پا میشه

کار میکنه خیلی زیاد

باچرخ بی دنده و گاز

با جاروی دسته دراز

کلی گرد و خاک میکنه

کوچه ها رو پاک میکنه

جوبها را میکنه تمیز

از چیزای درشت و ریز

خیابونها را می روبه

کارهای او خیلی خوبه

بازحمت رفتگرا

تمیز میشه محل ما

 

 

         خانه ما

خانهٔ کوچک ما

چه گرم و چه با صفاست

به چشم ما بچه ها

بزرگ مثل دنیا

مامان نازنینم

که خوب و مهربان است

برای خانه ما

مثل یک آسمان است

پدر که دست نرمش

همیشه بر ماست

خورشید خانه ماست

امید ما بچه هاست

حالا بگو ببینم

ما بچه ها چه هستیم

برای خانهٔ خود

مثل پرنده هستیم

مثل هزار پرنده

پر می زنیم شادمان

زیر نگاه خورشید

برسینهٔ آسمان

 

 

                     بابای خوب آمد                      تق تق تق بر در زد

                    دویدم دویدم                          او را دوتا بوسیدم

                   گفتم سلامی زیبا                     خسته نباشی بابا

                   خنده بر لب آوردم                   اخم او را پاک کردم

 

 

                  من خورشیده تابانم                  روزها در آسمانم

                  روشن سازم دنیا را                 می آورم گرما را

                  بوته ها و درختان                   از نورم می گیرند جان

                  می کشم میکروبها را              بخار سازم آبها را

                  روشن سازم دنیا را                من خورشیده تابانم

                                       روزها در آسمانم

 

 

                 برزگرای مهربون                   پنبه ها رو نخ می کنن

                تودشتا پنبه می کارن                با ماشین ریسندگی

                بوته های سبز و قشنگ             پارچه ها را رنگ می کنن

                بزرگ میشن گل میارن             مثل گلای رنگارنگ

                گل های خوشگل و قشنگ         برای ما دوخته میشه

               مثل گلوله های برف                 لباس های خوب و قشنگ

               پرمیشه روی بوته ها                گلوله های پنبه ای

               وقتی گلای پنبه ای                   پیراهن و جوراب میشه

               جدا میشن دونه دونه                 روپوش و شال و روسری

               سوار کامیون میشن                  پرده و رختخواب میشن

                               با هم میرن تو کارخونه

 

آی بچه ها پاییزه

برگ از درخت می ریزه

برگها شده سرخ و زرد

هوا شده کمی سرد

وقتی تابستون گذشت

باد میاد از کوه و دشت

حرف من بکن گوش

لباس گرمی بپوش

وقتی میاد زمستون

تو برف و باد وبارون

شال و کلاه و پالتو

بپوش بیرون برو

 

دانه های برف

دانه های برف آرام می ریزه

فیله زمستون بعد از پاییزه

وقتی میباره برف سفید رنگ

همه جا میشه زیبا و قشنگ

مادرها میگن آهای بچه ها

نباید برید تو کوچه ها

وقتی که هوا زیادی سرده

سرمامی خورید خدانکرده

دانه های برف از پشت شیشه

مانند پنبه خوب دیده میشه

 

         ای ایران

زیبا زیبا زیبا یی ای ایران

میهن خوب مایی ای ایران

هم کوه جنگل داری هم صحرا

هم باغ و بستان داری هم دریا

من یک دنیا خاکت را دوست دارم

من این خاک پاکت را دوست دارم

هر جای تو قشنگ است سرتاسر

تو مهربان مایی چون مادر

زیبا زیبا زیبایی ای ایران

میهن خوب مایی ای ایران

 

 

وقتی نو بهار میشه

وقتی کشت و کار میشه

پیدا میشه بنفشه ها

صحرا میشه پر از صفا

مر د کشاورز شاد شاد

از تو خونش بیرون می یاد

اینجا میره اونجا میره

یه راست سوی صحرا میره

شخم می زنه زمین ها را

بعد میکاره گندم ها را

زحمت بسیار میکشه

تا موقع درو میشه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

میوه ها

این میوه های رنگارنگ

پر آب شیرین و قشنگ

بعضی هستن خیلی درشت

بعضی قد بند انگشت

پیش از غذا بعد از غذا

ما می خوریم از میوه ها

میوه ها ویتامین دارن

طعم ترش و شیرین دارن

ما بچه ها خوب می دونیم

میوه چه قدر فایده داره

میوه خوب و رسیده از

از هر خوراکی بهتره

انگور آلو وگیلاس

میوه های تابستونه

انار و موز و پرتقال

میوه های زمستونه


برچسب‌ها: شعر, پیش دبستانی
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:38  توسط حامد | 

روز شمار زندگی "دارند"

نام:حسین

شهرت: دارند

نام پدر غریب

تاریخ تولد:1330

محل تولد :روستای جتوط

سکونت فعلی:برازجان

وضعیت خانوادگی :دارای چهار پسر ودو دختر

دوران ابتدایی تا کلاس دوم یا سوم :برازجان (دبستان ابن سینا)

ادامه تحصیلات تاکلاس یازده(قبل از دیپلم): سعدآباد

سال ومحل اخذ دیپلم :خرداد 1352ه.ش دبیرستان امام خمینی (ره) (25شهریور برازجان )

دوران سربازی :1/8/1352تا 1/8/1354ش

 دوران تربیت معلم (فوق دیپلم ): دانشسرای شیراز، 1/7/1355تا 31/6/1357ش

مدیر مدرسه راهنمایی شهید مدرس نظر آقا:1357تا1360

معاون اداره آموزش وپرورش سعدآباد : 1360تا1363

مسؤولیت انجمن اسلامی فرهنگیان سعدآباد:تاحدود پایان دوره ی معاونت اداری

اخذ مدرک لیسانس در رشته زبان وادبیات فارسی : پایان سال 1366-دانشگاه شیراز

اخذ مدرک فوق لیسانس دررشته زبان وادبیلت فارسی :سال 1378دانشگاه آزاد اسلامی – بوشهر

شغل: دبیر باز نشسته آموزش وپرورش وتدریس پاره وقت دردانشگاه آزاد اسلامی بوشر وآموزش عالی فرهنگیان برازجان

فعالیت های هنری :  

-    از پایه گذاران اصلی وعضو انجمن شعر وقصه اداره فرهنگ وانجمن شعر این اداره به مدت چند سال

-    اولین پایه گذار ((شب شعر عاشورایی)) دراستان بوشهر(برازجان)

-    عضو شورای سرپرستی کانون شعرا ونویسندگان سازمان آموزش وپرورش استان بوشهر ومسؤول کانون شعر ازسال 1369تاکنون وداوری آثار

-    همکاری با مطبوعات وصداوسیما درطول سال های بعد از پیروزی انقلاب

-    شرکت درکنگره ها،جشنواره ها ومحافل ادبی دراستان وکشور

-    چاپ اولین گزیده ی آثار،به نام ((یک سوره از شب های مهتابی )) درسال 1377ش

-    انتخاب مجموعه:((یک سوره ازشب های مهتابی)) به عنوان اثر برگزیده سال دراستان ، درچند سال پیش ودریافت لوح تقدیر

-    وچاپ کتاب

-    انتخاب مجددمجموعه :((یک سوره از سوره از شب های مهتابی))دراستان ودریافت لوح تقدیر و... به نام طرح (( دکتر سید جعفر حمیدی))

-    آثار وآماده برای چاپ: نقد وبررسی شعر معاصر استان بوشهر – مجموعه ی غزلیات – مجموعه ی اشعار عاشورایی وانتظار – مجموعه شعر کودک- مجموعه ی اشعار محلی – مجموعه دوبیتی ورباعی- تألیف زندگی وآثار محتشم کاشانی

-    مجموعه اشعار عاشورایی شاعران استان بوشهروکتاب تیغ و ابریشم در سال 87 و...

-    وهمچنین فعالیت ها وکارهای دیگر.

گفت وگو با غزل سرای معاصر استاد حسین دارند:

آفت شعر هنگامی است که شاعر تصور کند به حد مطلوب وبه بالاترین قله ی شعر دست یافته است 

سؤال: اگر ممکن است کمی از زندگیتان و بعد بفرمایید که از چه زمانی وارد عرصه شعرشدید وهمچنین در مسیری که تاکنون پیموده اید ، از چه گذرگاه هایی عبور کردهاید؟

پاسخ: قبل از هر گفت وگویی ،به شمه وهمه دوستان سلام وخسته نباشید عرض می کنم .اما بعد،اسم کوچکم((حسین))،شهرتم((دارند)) ودردهه ی اول محرم سال 1330 ش در روستایی به نام  ((جتوط))،از توابع بخش سعد آباد (دشتستان استان بوشهر) به دنیا آمده ام . بیش تر عمرم درهمین روستا سپری شده واز مهر ماه سال 1373 ش تا کنون درشهر برازجان زندگی می کنم. دارای مدرک تحصیلی فوق لیسانس دررشته زبان وادبیات فارسی وافتخار شغل دبیری را در اموزش وپرورش دارم.

درپاسخ به ادامه سوالتان ، لازم است عرض کنم که دراین فرصت کم ومحدوده ی زمانی ،مجبورم بسیار گذرا وکوتاه پاسخ دهم: اگر درست بگویم ،دراواخر سال های دوره ابتدایی، گاه گاهی پیش خودم زمزمه هایی می کردم که تا اندازه ای با حرف های روزمره ومعمولی تفاوت داشت . به تناسب ادامه ی تحصیلات وسن وسالم ،این زمزمه ها مرا رها نمی کردند واتفاقاً احساس می کردم که درمن بیش تر جا خوش می کنند. ازاین جهت روز به روز با هم دوست وصمیمی تر می شدیم ؛تا اینکه درنزدیکی های پایان دوره متوسطه (دیپلم) کمال همنشینی با همه ویژگی هایش درمن اثر کرد واین بود که مدتی قبل وهمچنین بعداز پیروزی انفلاب اسلامیمان احساس کردم که شعر ،پاره ای از وجودم شده است. دراین گذر گاه طولانی ، به علت فاطله ی زیادی که در آن روزگار با شهر وجود داشت ،از آشنایی وبهره مندی لازم محروم وتقریباً هیچ دست رسی به محافل ادبی آن سال ها که بسیار کم بود ،نداشتم.

از این جهت کاملاً خود ساخته وخود جوش به حرکت خود ادامه می دادم ودر آن محدوده ی کوچک ودور افتاده ، با سروده هایی ابتدایی که متناسب همان روزگار من بود ،نفس می کشیدم.حتی در سال -هایی که دربرازجان وبه تعبیر آن روز ،در کلاس دوازده (دیپلم) مشغول تحصیل بوده، با وجود یکی از دبیران که از چهره های شعر آن  زمان درمدرسه ما بود وارتباط خوبی هم باهم داشتیم ،هیچ کمک وراهنمایی وتشویقی نصیبم نشد وهمچنین از اکثر کتاب ها واحیاناً مجموعه های شعری که گاهی چاپ می شد ، بی خبربودم.بعدها در ادامه کارم،دریافتم که مهمترین تأثیر پذیری ام درحوزه شعر، موهبتی بود که به برکت مجالس عزاداری وتعزیه خوانی امام حسین(ع) به من ارزانی شده است؛ زیرا حدود سیزده یا چهارده سالگی عملاً وارد تعزیه خوانی وشبیه خوانی شدم وپس از مدتی ،نوحه خوانی وزیارت نامه وخواندن دعاهای مرسوم، به آن علاوه شد واز برکت آن ها ،تمام وجودم با شعر های گوناگون مذهبی وآیینی عجین وشناختم نسبت به شعر – درحدخودم- بیش تر شد . ازاین جهت با ادامه ی این راه ، در فضای قبل از انقلاب اسلامیمان ، با شعر آشناتر شدم وآن راجدی تر تعقیب نمودم وتا امروز با هم هستیم.

سؤال: لطفاًبرای شروع بحث ، تعریف شخصی خودتان را از مفهوم شعر بیان کنید؟

پاسخ:همان طور که می دانید، تاکنون تعریف های گوناگونی از شعردیده وشنیده شده است که هریک از آن هابرمی گرئئ به نوع نگاه وطرز تلقی گوینده نسبت به شعر وحتی پاره ای از عواملی که ممکن است کسی آن ها را به حساب نیاورد. اما می توان به این نکته اعتماد کرد که تمتم تعریف های رایج از شعر، تابع حالت وشرایط زمان ومکانی خاصی است که مثلاً گوینده درآن محصور است.ازاین جهت ، به محض عبور ازاین شرایط ،((تعریف)) هم رنگ می بازد. به بیان دیگر ، زمان وحتی مکان ، برای هیچ ((تعریفی ))از شعر،معطل نمی شود؛ وهمین است که نمی توان هیچ تعریف جامع ومانعی از ((شعر)) به دست داد. پش به ناچار باید پذیرفت که هر تعریفی دراین مورد ممکن است قابل استفاده وحتی در همان شرایط خاص درست به نظر برسد ،اما هرگز شعر تن به یک تعریف جامع ومانع نمی دهد.بنابراین با توجه به گریز پای شعر وبیان این مطلب که اگر شعر درتعریف مورد نظر بگنجد، یا شعر نیست ویا به فرض محال ،مکان وبخصوص زمان درذات خود خشکیده ومتوقف شده است! اکنون با توجه به آن چه گفته شد، می توانم درشرایط اکنون بگویم که مثلاً :((شعر، ناگهانی است، که با خیال ، در زبان به ظهور می رسد، تا واژه های زمینی ، آسمانی شوند.)) اگرچه ممکن است فردا تعریفی دیگر داشته باشم.

سؤال: استاد، به عنوان کسی که در زمینه شعر وشناسایی آن صاحب نظر هستید به نظر شما شعر معاصر استان نسبت به شعر امروز ایران درچه وضعیتی است؟

پاسخ: وقتی صحبت از ارزیابی ومقایسه ی یک جریان ادبی، آن هم دریک محدوده ی خاص جغرافیایی به میان می آید ، لازم است به بسیاری ازجزئیات وشرایط گوناگون ومؤ ثر اقلیمی آن پرداخته شود، از این جهت فعلاً دراین مقاله نمی گنجد. فقط می توانم بگویم که شعر معاصراستان بوشهر ، نه تنها امروز،بلکه درگذشته هم اکثرا ًازقافله ی شعر معاصرایران باز نمانده است.اگر حمل به کلی گویی نشود، می گویم که دردربعضی ازمقاطع زمانی خاص، شعر این دیار تأثیر گذرا هم بوده است. صرف نظر ازضعف ها وآشفتگی ها وبعضی از دیدگاه های مقطعی که معمولاً درهمه جا وجود دارد،امروزه شعر این دیار به خوبی شناخته شده است ودرمتن شعر معاصر ایران قرار گرفته است. بدیهی است که نباید فریبندگی این موقعیت ، به تکامل .پیش رفت آن لطمه ای وارد کند، زیرا مهمترین آفت شعر، هنگامی است که شاعر تصور کند به حد مطلوب وبالاترین قله شعر دست یافته است.  

دارند. نامی آشنا درپهنه ادبیات استان بوشهر

ای طنین بال کبوترها، یک پرده راز بود ونفهمیدی

                                                 صد آسمان دریچه به روی تو، تا صبح باز بود ونفهمیدی

حسین دارند، نامی آشنا درپهنه ادبیات استان بوشهر است. نامی که هرزمان بخواهیم از شعر ، خاصه شعر دشتستان سخنی به میان آوریم ، باید از او بگوییم . چرا که هم درمواردی برشعرجوان ترها تأثیر داشته وهم می توان شعرش رادرآینه ی ادبیات انقلاب وجنگ دردشتستان دانست. دارنددراوایل دهه ی گذشته ، پرشورتر می آمد واو رابیشترمی شنیدیم اما خود علت کمرنگی حضورش رادرکنون، سدی به نام گرفتاری ها می داندکه البته چنین است اما به یقین او به تجربه های پنهانی مشغول است. هنگامی که می بایست آنچه را که می داشتیم، جمع وجور می کردیم ومی آمدیم تا درآب راکد، موجی برانگیزیم ،اوآمد با یک سوره از شب های مهتابی .جزو اولین هایی که باید جاده را هموار کنندتا دیگران بیایند که آمدند

 وهمچنان می آیند. درباره یک سوره از شبهای مهتابی ، بیشتر مطالبی نوشتم . مجموعه ای با قالب های کلاسیک ودرون مایه ی مذهبی – عاشورایی- سیاسی. به نظر می رسد دارند با آنکه نیروی خود را تقسیم کرده ، درهمه قالب ها موفق بوده است اما آن گونه که از کتاب برمی آید، قالب دلخواهش غزل است.

دیشب دلم باران گل ها بود، صدیاس گلگون گریه می کردم

                                                  اینجا نبودم نیز آن جاهم ، مجنون مجنون گریه می کردم

یک سوره ازشب های مهتابی ، ازپشت بام خانه پیدابود                   

                                                 گل بر سرم مهتاب می پاشید، من مثل هامون گریه می کردم

دیدم که روی دست مهتابی ، خاکسترم را بادها بردند

                                                 من مانده بودم زیر شب این جا، دنبال او خون گریه می کردم

از پشت سر آواز می آمد ، مردی نوای شروه سر می داد

                                                 ازبوی فایز آه می بستم ،باشعر مفتون گریه می کردم

زخم صدایم نینوایی بود، آوازهایم کربلایی بود

                                                     پیشانیم آیینه تر می شد ، آیینه تر چون گریه می کردم

او علاوه برشعر به زبان فارسی معیار ، اشعار دلنشین وروانی به گویش محلی دارد.

 دلم تنگه مث دل تنگی اور بهار امشو              میخوام تاصب درارم از سر قیلون دمار امشو

به طور کلی اگر از منوچهر آتشی بگذریم ،می توان گفت دارند درکنار رضا معتمد، حرف اول را درغزل

دشتستان می زندامادرزمینه شعرمحلی باآنکه وی جایگاه خاص خود را دارد ولی کارش دشوارتر است    

چرا که نمی توان ازشعر محلی دشتستان سخن گفت واز کنار غولی به نام کمالی به آسانی گذشت.

درپایان این مقاله لازم است بیان کنم ادبیات ما پیکری واحد است که دارند، کمالی، خسروی،چمنکار، شاه حسینی، اوجی فرد، انصاری نژاد،شجاع، کمالیان، کمالی نژاد، وهمه وهمه اعضای آن هستند.

باید بیش از آنکه درحصار اندیشه های خودمان باشیم ، به فکر اتصال حلقه های گسسته ومستحکم تر کردن حلقه های پیوسته باشیم. شفاف بنگریم ودرزلال واقعیت ها ، هرکسی رادرجای خودش ببینیم.

آنچنان که نیازی به برکشیدن کسی نداشته باشیم که دوستش داریم ونه فرو آوردنش که اورانمی پسندیم.

واقیت هاراببینیم حتی درباره ی کسانی که درپاره ای مسائل باآنان هم عقیده نباشیم . باید فکر ادبیات دشتستان باشیم ودر این راستا قدم شایسته ی دریای جنوب درپاسداشت شاعر ارجمند آقای حسین دارند قابل ارزش است چرا که هرکس درغنای سطح فرهنگ می کوشد، سزاوار تقدیر است.(محمدغلامی)

  شاعری درسه منظر

حسین دارند رااز حیث شاعریش می توان ارسه منظر به تماشا نشست. شاعرغزل ، شاعر بومی سرا وشاعری با دغده های مذهبی اجتماعی ، که دریک ارزیابی منصفانه ، می توان اورادرهرسه عرصه شاعری توانمند ارزیابی کرد.

غزل سرایی دارند، ادامه ی غزل سرایی نسل ی است که پس ازپیروزی انقلاب اسلامی قالب غزل رادرشمایلی نوبه خدمت باورهای برخاسته ازتفکر انقلاب گرفت. احیای قالب غزل پس از پیروزی انقلاب نکته ای ست که مورد وقوف اغلب کارشناسان ونظریه پردازان ادبی ست. حسین دارند دراین بخش ازشخصیت شاعریش درجرگه ی شاعرانی قرار می گیرد که با حرکتی نو گرایانه اما متعدل غزل معاصر رابا اندیشه های انقلابی وحماسی متأثراز جنگ هشت ساله پیوند دادند.حجم بیشترغزل های منتشرشده ازدارند چه درتنها مجموعه متشر شده اش(یک سوره از شب های مهتابی) وچه درشعرهایی که به طور جسته گریخته ازاو درمطبوعات انتشار یافته اند،ازچنین هویتی برخوردارند.دارند درقالب غزل تجربه های عاشقانه نیز دارداما عاشقانه های اونیز متاثر ازشخصیت سراینده اش نمایی متعادل ومتمایل به جنبه های فرازمینی دارد. زبان غزل های دارند، زبانی آرام ومتین ویک دست است که با وجود تلاش به وارد شدن هرچه بیشتر درعرصه های امروزین تر،ریسک ناپذیر ومحتاط است. شاید علت این تعادل واحتیاط این است که دارندضمن اینکه شاعری از نسل میانه است،وجهه ای آکادمیک نیز دارد.

اودرمواردی متاثر ازآموزه های مدرسه ای وآکادمیک ادبیات ، خود را مقید به وجه سنتی زبان می داند وبخصوص دربه کارگیری پاره ای ازصنایع ادبی درغزل اصراردارد. ازسویی ،همین تمایل، زبان اورا درمواردزیاد فرهیخته ومنسجم نشان می دهد. درشعر مذهبی بدون هیچ تردیدی باید دارند رااز چهره های موفق وحتی بسیار موفق دانست . مرثیه های دارند چه درغزل وچه در قالب هایی چون دوبیتی ورباعی بعضا اززیباترین وموفق ترین نمونه های این نوع ازشعرند. بطوری که غزل های عاشورایی این شاعر دشتستانی ، امروزه بعدی فرامنطقه ای وکشوری یافته اند . علاوه بر این ارزشهای دینی ومعرفتی غلبه ای چشمگیر درمجموعه آثار این شاعر دارند.بیان مفاهیم وارزش هایی چون شهادت وایثار ودرمواردی نیز اعتراض به برخی ناهنجاری ها اجتماعی ،شاعر مجموعه ی یک سوره ازشبهای مهتابی را شاعری دغدغه مند نسبت به معارف دینی وارزشهای مذهبی واجتماعی معرفی می کنند.از منظر بومی سرایی نیز باید دارند را درزمره ی چهره های مطرح وموفق به شمار آورد . درعرصه ی شعر محلی بخصوص درگویش دشتستانی ، هرچند دروهله ی اول همه نگاه ها به سمت فرج الله کمالی به عنوان چهرهای برجسته نشانه می رود اما نباید ونمی توان از بزرگانی دیگر نیز به سادگی گذشت. بزرگانی  چون محمد غلامی وحسن دارندکه هردو آثاری موفق ودرخور اعتنا رابه علاقمندان شعر محلی عرضه کرده اند.چهره ی شعردارند دروجه محلی آن چهره طنز آلوده وشوخ طبع است. هرچند شوخ طبعی وطنز مندی جزء جوهر نفسانی شعر بومی درهمه گویش هاست بااین حال عناصر انتقادی وبومی برخاسته از تجربه های محلی شاعر به آن جذابیت وفرحناکی ودلپذیری بخشیده است. دارند بخصوص دراشعار اخیر محلی اش هم رویکرد طنز آلود به شعرش راشدت بخشیده است وهم صمیمیت زبانی وروانی قابل توجه تری دست یافته است که باید این تجربه های جدید رابه فال نیک گرفت.روی هم رفته دارند بی تردید درعرصه ی شعر استان ودرصحنه ادبی دشتستان نامی در خوراحترام ودارای جایگاهی ماندگار است. روی آوری او به جلوه های متنوع شعر،طیف گسترده تری راخواهنده وخواننده     

 شعرهای اوکرده است واین خودبه معنای برخورداری ازاقبال بیشتر برای ماندگاری است.

درباره دارند وشعرش هم گسترده ترمی توان گفت وهم درمجالی فراخ تر باشواهد عینی ترمی توان به بحث نشست. فعلا به همین بسنده می کنم با آرزویی صمیمانه برای توفیق روز افزون شاعر محجوب وصمیمی دشتستان وبا امید به حضور کماکان وتوام  با درخشش اودرآوردگاه ادبیات این مرز وبوم کهن وحرف آخر اینکه به عنوان یک دوست ونیز یک ((دشتستانی))به وجود ((دارند)) افتخار می کنم.(رضاومعتمد)

حسین دارند رااز کودکی می شناخته ام. ازهمان موقع که کلاس اول راهنمایی بودم. حتی نام روستای زادگاهش رابی آنکه دیده باشم به یاد دارم:جتوط.

تابستان 71 است ومن نوجوانی ضعیف الجثه هستم که آمده ام نماینده شعر دانش آموزی استان دراردوگاه میرزاکوچک خان جنگلی باشم ساده وکمرو. یک دهاتی زاده به غیر ازاین چه میراثی می -تواند داشته باشد. اوهمراه ماست .ساده ومتواضع .کلمه به کلمه خود باوری رابرایمان هجی می کند .

لبخند می زند وچقدر روزهای کوچک مابادرکنار اوبودن بزرگ می شود.

(دارند)فعل بخش پذیری است، بخشش داردوجالب این که خودش راتنها برای خود نمی خواهد ،(سوم شخص جمع )است(شمع می شود وما گرداگرد وجودش چرخ می خوریم) وسالهای بعد هم من تا پایان تحصیلات دانش آموزی ،همواره درمسابقات وجشنواره های کشوری حضور دارم وهم او آشنای اغلب این محفل است ودراین سالها به معنای واقعی کلمه (دستم بگرفت وپا به پابرد).

من دراین سالها جزخوبی وتواضع ومهربانی وتعهد وهرچه لغت خوب است ازاو ندیده ام.حتی دراین سالها با وجود همه ی مشکلات فراوان وازدست دادن همسری مهربان، باز هم دربرخورد هایی که با هم دربرخی جشنواره ها وحافل ادبی داشتیم ،هنوز هم صبور ومهربان ایستاده است.

آن قدربه یکی از رباعیاتش علاقه دارم که دراکثر شعر خوانی ها آنرادرسر آغاز وقرائت شعرم می خوانم وحتی بسیاری ازاهالی شهرم مراباخوانش این رباعی درآغاز شعر خوانیها می شناسند:

  دستی به سر ستارگان گل می ریخت

                                               درذهن کویر خسته جان گل می ریخت

  انگارکسی نام محمد می برد

                                               برفرق زمین وآسمان گل می ریخت

از نکات مهمی که دربرخورد با اوهمواه به ذهنم مانده است جدیت اودر داوری شعر دانش آموزی است،هیچ گاه به نام افراد ونام مناطق وشهرستان ها کاری ندارد.قوت وضعف آثار رابه خودشان می سنجید ونه ملاکی دیگر. ایمان وتعهد اونکته ی بسیار بارز مشخصات وجودی اوست. دراردوها همواره کاروان شعر وقصه رابرای اقامه نماز اول وقت نگه می داشت.

درشعر عاشورایی یکی از بزرگان ادبیات کشور است چندسال درشب های شعر عاشورایی شیرازغزلهای عاشورایی زیبایی ارائه داد وبزرگان شعرمتعهد کشور همواره ازنام او به بزرگ ی یاد می کنند. به جرأت می توان گفت که او با سرایش غزل عاشئرایی اش درموردابا الفضل(ع) همه دینش رابه ادبیات دینی کشور اداکرده است. درغزلهای زیبایی که ازفراق ودرانتظار برای صاحب الزمان (عج)سروده است نیز همه زیباییهای یک شعر رامی نوان به نظاره نشست ،دوبیتی هایش نیز ،ساده ،جذاب وگیرااست.

       خبراومه خبرازدلبراومه                                   خبرازجمله های سنگر اومه

       شب جمعه گلی دادم به خیرات                          شب شنبه بهارم پرپراومه

دارند،پراز ستاره وباران است. نام اوتلاقی روزهای خوش اردوبرای من بوده است.

روزهایی که بهترین لحظات زندگی برای من بوده است وهم اوسیروس فتحی وحاج خداداد دهقان ورضا     معتمد وقاسم درویش و. . . دست کودکیم راگرفته اند ومرا ازاین سمت جاده وآنسوترکه افقهای زندگی  

است راهنمایی کرده اند والبته من هنوز هم همان کودکم که به مهر وتواضع و مهربانی دارند نیاز دارم، هنوز هم نیاز دارم که بنشیند و با شعرمحلی مرا (نصیحت) کندتاصدای(احسنت)دوستان فضاراخنده آگین کند.دوستش دارم وسر تعظیم درمقابل این سلاله خوبیها فرود می آورم وهمواره باخویش می گویم که: هرکجا هست خدایا به سلامت دارش. (اسفند84-آبدان – حیدر منصوری)

مروری کوتاه بردفتر شعر «یک سوره ازشب های مهتابی» اثر حسین دارند

                                                           (محمد حسین انصارنژاد)

اگر شعر رارستاخیز کلمات بدانیم ومهم ترین مشخصه های آن راغلیان وانتقال عواطف برتر وژرف اندیشی های اصیل ومتعهدانه برشماریم ؛حسن دارند رادربیشتر سروده ها ،شاعری موفق وصمیمی خواهیم یافت. دفتر شعر ((یک سوره ازشب های معتابی)) پیش رویمان است. این دفتر فراگیرنده 30غزل ،یک مثنوی ،16رباعی و14دوبیتی است که با چاپ خوش آب ورنگ توسط مؤسسه فرهنگی همسایه  قم روانه بازار کتاب گردیده است.

حسین دارند رااز دیر باز با کوله باری تجربه ودنیایی صمیمیت وخاکی زیستنی که دریک شاعردرد آشنا ی دیار شروه وشرجی ودریا می توان سراغ گرفت، می شناسیم، روحیه مذهبی واصالت وپویایی اندیشه شاعر درجای جای سروده ها به روشنی مشخص است.این تفکر ناب وگرمپویانه را می توان در لابلای غزلهای زیبایی که به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر(ع)تقدیم نموده، جستجوکرد؛ همچنین درغزلهای عاشورایی این دفتر که حجم قابل توجهی رابه خود اختصاص داده اند. زبان شعر در پای تخیل واندیشه ای قوی حرکت می کند.:

دستی که طرح چشم تورا مست می کشید                  صدآسمان ستاره ازاین دست می کشید

 برد بلند شرقی پیشانیت به روز                               خورشیدرابه کوچه بن بست می کشید

*    *     *

اگرچه از تودورم ازغمت لبریزلبریزم                              بهارمهربان من! ببین پاییز پاییزم

تو می آیی پرستوهاکه برگشتند می گفتند                        نگاهم رازسقف هرشب می آویزم

دارند، ازآن دسته شاعرانی است که با اعتقاد قوی به نوآوری وتلاش درمسیر شکوفایی زبان، نسبت به ابزار وشیوه ه های رسیدن به قله های پیشین غزل ، بی توجه نمانده وکوشیده است تا ازآن روشها ،تازه ترین استفاده ها رابنماید. وی باچیره دستی وریزه کاری های خاص ، به استفاده هنرمندانه از صور مختلف خیال پرداخته وضرباهنگ عاطفی وطراوت زبانی شعر خود رادوچندان کرده است:

مثال ازحس آمیزی:

    دیشب صدای بال ملائک را،گلها هزار مرتبه نوشیدند

                                                               درخواب رفتی وهنگام رازونیاز بود ونفهمیدی

                                                    *        *     *

 کسی تورات با لهجه سبز نگاهت خواند

                                                               گل مریم بهارآورده با انجیل درچشمت

                                                *      *     *

ببین  ! چه داد می کشم تورا که دیر باوری

                                                               وهضم می کنم تورا اگر چه مثل خنجری

مثال برای تشخیص:

آسمان دستی تکان می داد ، ماه چیزی را نشان می داد

                                                             ناگهان فریادزد ای عشق ،گرد مردی از کران پیداست

                                                  *           *

اما کنار علقمه دستان روزگار                                          تصویر یک شجاعت بی دست می کشید

                                                 *         *

بهار دست تکان می دهد ازآن بالا                                     برابرم صفی از ابرهای باران زاست                

                                                *          *        

مثال برای بیان پارادوکسی:

پر ازهفت آسمان سینه ام آوازجبریل است      

                                                                بگو ای دل که یک شب، روز رستاخیز خواهم شد

((تعلیل شاعرانه))

ببار ای دل دریایی قلندر کیش که                                     سربلندی توفان همیشه از دریانیست

از مشخصه های موسیقیایی غزل دارند،میتوان به موارد زیر که البته نمونه های دیگر آن نیز دراین دفتر کم نیستند،اشاره کرد:

چقدرچشم به راهت به ماه خیره شدم                                چقدرگوش سپردم به نغمه چاووش

*          *        

تمام حنجره مس خواستم که گریه کنم                               دوچشم عاطفه راتازدم به هم، فهمید

سربریده به دنبال دفتربودم                                              که ازچکاچک اندیشه ام قلم فهمید

قافیه داخلی:

تومثل غنچه روشنی، پراز تب شکفتنی                               دوباره خواب دیده ام که انقلاب می شود

*       *

درخت عاطفه آهن شد، وابر سهم دل من شد                      بیا،بیا که به لبهایم ، نمانده غیر خدایا هیچ

تکرار:

زخم صدایم نینوایی بود ،آوازهایم کربالایی بود

                                              پیشانیم آیینه تر می شد ، آیینه تر، چون گریه می کردم

آشنایی زدایی موفق که ازجانمایه های اصلی شعر امروزین است رادرشعر دارند ، فراوان می توان یافت:

درکوچه مادست کسی عطسه نمی کرد                              

                                                                           کشکول غزل خوانی درویش نمی سوخت

*        *

دیشب دلم باران گلها بود، صدیاس گلگون گریه می کردم

                                                اینجا نبودم نیز آنجا هم، مجنون مجنون گریه می کردم

گاه گرایشی به غزلهای بهمنی نشان وی دهد:

گاهی ازتمام خودم سیر می شوم                                    احساس می کنم که سرازیر می شوم

یک آه ،یک نگاه به هم دست می دهند                             پیش از شروع حادثه تبخیر می شوم

یا غزلهای روایی:

ازکودکی تقدیر ما کم کم                                              می خورد با دستی گره محکم

از کودکی آن روزها ی خوب                                        تومثل من، من مثل توبودم

یادت می آید یک شبی باران                                        آهسته می بارید وآن نم نم

اما دلبستگی فراوان شاعر به استفاده از بعضی صنایع لفظی ومعنوی غزل سنتی بعضا باعث نوعی شلختگی زبانی وبه تکلف انجامیدن کارهای او می شود.

زبان سبزآسمان ، نزول وحی چشم تو                             به سایبان نرگست، شکوفه خواب می شود

که فعل می شود به معنای قدیمی آن((می رود)) بکار رفته است.

شکستگی ناخوشایند (کزوکاین) که به جای که ازوکه این دردو بیت زیر بکار رفته است:

خون می گرفت صورت عباس او هنوز                             شرمنده کز برادر خود دست می کشید

*          *

یک علم بی صاحب افتادست ، چشمش اما رو به صحراهاست

                                                         گفت اینک می رسد مردی،کاین علم بر دوش او زیباست

دربعضی از غزلها محور عمودی وافقی نیز به خوبی رعایت نشده اندو. . .

اوج خلاقیت وتکامل زبانی وکشف وشهود های شاعرانه دارندرا باید درغزلهای بسیار زیبای آیه تنزیل ،ریشه درآتش ،همیشه سنگ، کنار علقمه و. . . به تماشا نشست. که از بهترین نمونه های غزل روزگار ما به حساب می آیند. به ویژه درآیه تنزیل که شاعر کوله بار دلتنگی ها وانتظار سرخ خود رابه پیشگاه مولای خود ولی عصر(عج الله) می برد وشاهکاری تازه وماندگار می آفریند.

  چه غوغا می کند آیینه وقندیل درچشمت                       

                                                                           اگر روزی نخشکدموج رود نیل درچشمت

  تورا زیبا از آن کردند تا در آسمان باشی                          

                                                                           ومن هرشب بخوانم آیه تنزیل درچشمت

  کسی تورات را با لهجه سبز نگاهت خواند                      

                                                                           گل مریم بهار آورده با انجیل درچشمت

  لبت قرآنی وموج صدایت آسمان خیز است                     

                                                                         به آهنگی که می روید گل ترتیل درچشمت

  هزار دشنه می ریزد به خاک از بوی تو آنگاه  

                                                                        مسجل می شود خونخواهی هابیل درچشمت

  من ازطرز نگاهت پشت این دیوار دانستم

                                                                         که فردا می شکوفد سور اسرافیل درچشمت

دارند علاوه برغزل ،مثنوی ، رباعی ودوبیتی رانیز صمیمی وشیوا می سراید، دررباعی ها ودوبیتی ها نیز همانند غزل چاشنی کلی سروده ها ، روحیه مذهبی وشهادت طلبی بسیجی عاشقی حاکم است که خود راوامانده کاروان شقایق ها ولحظه های تقسیم شهادت می بیند ودردمندانه مویه سر می دهد:

پرواز پرنده حاصل بال شماست                                     درقاب ستاره ،ماه تمثال شماست

درکوچه عاشقی که بنبستی نیست                                   چشم من ودل همیشه دنبال شماست

              *      *

 سبزند اگر چه سرخ پر پر گشتند                                   سردارترند ،اگرچه بی سر گشتند

انگار پرنده ،زیر باران با هم                                          یک صبح بدون بال وپر برگشتند

گاهی دردوبیتی ها حال وهوای فایز به خوبی نمایان است:

خبراومه خبرازدلبراومه                                                خبرازجمله های سنگر اومه

شب جمعه گلی دادم به خیرات                                       شب شنبه بهارم پرپراومه

                 *         *

توکس راجزبه افسونت نبینی                                          دلی راجز پریشونت نبینی

اگر ازچشم توافتاده باشم                                              الهی خیر چشمونت نبینی

وختم کلام اینکه حسین دارند شاعری اندیشمند وآگاه است که درنخستین مجموعه خود ،آثاری زیبا ساختاری محکم واستخوان بندی قوی وسرشار ازتازگی، ارائه داده است. پس چشم براه آثار جدید تر وماندگار تر این شاعر صمیمی ودردمند جنوبی می مانیم.


برچسب‌ها: دارند, حسین دارند, شاعر دشتستانی
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 18:34  توسط حامد | 

سوالات درست - نادرست

 

مشخص کنید کدام یک از عبارات زیر درست و کدام یک نادرست است.

 

۱- اوراق خزانه، اوراق تجاری و وجوه سرمایه گذاری در بازار پول، نمونه هایی از معادل نقد

      می باشند.

 

 ۲- پنج نوع جریان وجه نقد در صورت جریان های نقدی شامل می شوند.

 

۳- سپرده های (ودیعه) دریافتی از مشتریان، در جریان وجه نقد ناشی از فعالیت های سرمایه

     گذاری طبقه بندی می شود.

 

۴- جریان های نقدی ناشی از فعالیت های سرمایه گذاری شامل فروش نقدی دارایی های عملیاتی،

     فروش نقدی سرمایه گذاری های بلند مدت در اوراق بهادار و وصول اصل وام می شود.

 

۵- خالص عواید ناشی از انتشار اوراق بدهی یا اوراق سرمایه ای، جریان نقدی تأمین مالی است.

 

۶- هنگام تهیه صورت جریان های نقدی با استفاده از روش غیر مستقیم، افزایش در دارایی های

     جاری به سود خالص افزوده می شود تا جریان نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی بدست آید.

 

 

٧- هنگام تهیه صورت جریان وجه نقد با استفاده از روش غیر مستقیم، برای تعیین جریان نقدی

     ناشی از فعالیت های عملیاتی، افزایش در بدهی های جاری به سود عملیاتی افزوده می شود.

 

 

۸- انتخاب روش ارائه جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی (مستقیم یا غیر مستقیم) بر     

     گزارشگری فعالیت های تأمین مالی و سرمایه گذاری اثر می گذارد.

 

۹- کیفیت سود، به عنوان توانایی گزارش شده در پیش بینی عواید آتی اشاره می شود.

 

۱۰- تعدیلات سنواتی مستلزم ورود یا خروج وجه نقد، به طور جداگانه در صورت جریان وجوه

       نقد در یکی از سرفصل های اصلی و با ذکر عنوان تعدیلات سنواتی، گزارش می شوند.

 

 

سوالات چهار گزینه ای (تألیفی)

 

۱- اطلاعات زیر مربوط به شرکت فارس در سال ۶ x۱۳ است:

 

                                                            ۲۹ اسفند            اول فروردین 

حساب های دریافتنی                                 ۰۰۰,۳۰              ۰۰۰,۲۶         

ذخیره مطالبات مشکوک الوصول               ۰۰۰,۲                ۶۰۰,۱

پیش پرداخت هزینه ها                              ۴۰۰,۱۶              ۸۰۰,۲۴

موجودی کالا                                          ۰۰۰,۲۸              ۰۰۰,۲۰

حساب های پرداختنی تجاری                      ۸۰۰,۴۴              ۸۰۰,۳۸

 

 

سود عملیاتی ۰۰۰,۳۰۰ريال است. خالص جریانهای نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی چقدراست؟

الف) ۰۰۰,۳۰۲              ب ) ۲۰۰,۲۹٧               ج) ۸۰۰,۲۹۰                 د)۸۰۰,۳۰۲

 

 

۲- کدام یک از موارد زیر در صورت جریان وجوه نقد در سرفصل فعالیت های عملیاتی گزارش

می شود؟

 


                        وجه پرداختی بابت مزایای پایان                  وجه پرداختی بابت هزینه

                                    خدمت کارکنان                                 سازماندهی مجدد

الف)                                  بله                                                    بله

ب)                                    بله                                                     خیر

ج)                                   خیر                                                    بله

د)                                    خیر                                                    خیر

 

 

۳- نحوه برخورد با معادل وجه نقد در ایران چگونه است؟

    الف) با وجه نقد ترکیب می شود.

    ب) با وجه نقد ترکیب نمی شود.

    ج) ترکیب یا عدم ترکیب آن با وجه نقد اختیاری است.

    د) تنها در حالتی که احتمال خطر کاهش ارزش آن ناچیز باشد، می تواند با وجه نقد ترکیب شود.

۴- صورت جریان وجوه نقد پاسخ هایی را برای تمام سؤالات زیر فراهم می سازد به جز مورد:

    الف) وجوه نقد طی دوره از کجا تأمین شده است؟

    ب) وجوه نقد استفاده شده در طی دوره به چه میزان بوده است؟

    ج) تورم بر مانده وجه نقد در پایان سال چه تأثیری دارد؟

    د) تغییر در مانده وجه نقد طی دوره چقدر است؟

 

۵- پرداخت سود نقدی به سهامداران عادی در کدام یک از سرفصل های صورت جریان وجوه نقد   

    منعکس می شود؟

    الف) فعالیت های عملیاتی

    ب)  فعالیت های تأمین مالی

    ج)  بازده سرمایه گذاری ها و سود پرداختی بابت تأمین مالی

    د)  فعالیت های سرمایه گذاری

 

۶- کدام یک از موارد زیر یک منبع اطلاعاتی مفید در تهیه صورت جریان وجوه نقد نیست؟

    الف) اطلاعات انتخابی معاملات

    ب) ترازنامه های مقایسه ای

   ج) تجزیه و تحلیل فروش ها بر حسب مناطق

   د) صورت سود و زیان جاری

 

 - مانده حساب های زیر از شرکت ساری در اختیار است:

 

                                                ۲۹/۱۲/۴x۱۳              ۲۹/۱۲/۵x۱۳ 

  تجهیزات                                  ۰۰۰,۰۰۰,۳ريال            ۰۰۰‚۹۰۰‚۲ريال

  استهلاک انباشته                        ۰۰۰,۹۰۰                      ۰۰۰,۰۰۰,۱

  زیان ناشی از فروش تجهیزات          —                            (۰۰۰‚۶۰)

 

طی سال، شرکت تجهیزاتی به بهای تمام شده اولیه ۰۰۰,۴۰۰ريال را به مبلغ ۰۰۰,۱۶۰ريال فروخته و طی همین مدت تجهیزات جدیدی را نیز خریداری کرده است.

                                                           

٧- تجهیزات خریداری شده طی سال ۵x۱۳چند ريال است؟

 الف) ۰۰۰,۳۰۰             ب)۰۰۰,۵۰۰                 ج) ۰۰۰‚۶۰۰                 د)۰۰۰ ‚۱۸۰

 

۸- هزینه استهلاک سال ۵x۱۳چند ريال است؟

 الف)۰۰۰ ‚۱۰۰ ب) ۰۰۰,۲۸۰                ج) ۰۰۰,۳۲۰                د) ۰۰۰,۳۸۰

 

 ۹- سود و کارمزد پرداختی در حالتی که به حساب دارایی تحصیل شده منظور شود و در حالتی که

      هزینه دوره تلقی گردد در صورت جریان وجوه نقد به ترتیب تحت چه قالبی انعکاس خواهد  

      یافت؟

     الف) فعالیت های سرمایه گذاری- فعالیت های تأمین مالی

     ب) فعالیت های سرمایه گذاری- بازده سرمایه گذاری ها و سود پرداختی بابت تأمین مالی

     ج) هر دو در قالب بازده سرمایه گذاری ها و سود پرداختی بابت تأمین مالی

     د) بازده سرمایه گذاری ها و سود پرداختی بابت تأمین مالی - فعالیت های سرمایه گذاری

 

 

 

 

۱۰- صورت جریان وجوه نقد استفاده کنندگان برون سازمانی را کمک می کند تا کلیه موارد زیر را

       ارزیابی کنند، به جز:

      الف) توانایی شرکت در ایجاد جریان نقدی مثبت آتی

      ب) میزان نقدینگی فعلی شرکت

      ج) توانایی شرکت در انجام تعهدات و پرداخت سود سهام

       د) نیاز شرکت به تأمین مالی خارجی

 

۱۱- کدام گزینه در ارتباط با صورت جریان وجوه نقد صحیح نیست؟

    الف) روش معمول برای فعالیت های عملیاتی روش مستقیم است.

    ب) فعالیت های عملیاتی شامل تمامی معاملات و سایر رویدادهای مرتبط با فرآیند کسب سود

         است.

    ج) صورت جریان وجوه نقد باعث می شود تا مانده ی وجه نقد را در ابتدا و پایان دوره با هم   

        مطابقت دهیم.

    د) صورت جریان وجوه نقد به استفاده کنندگان کمک می کند تا نیاز شرکت را به تأمین مالی

       خارجی مورد ارزیابی خود قرار دهند.

 

 

سؤالات چهارگزینه ای (آزمون دانشگاه ها و جامعه حسابداران رسمی )

 

۱- شرکت سهند طی سال ۱۳٧۸ ساختمانی به ارزش ۳۰۰ میلیون ريال را با اخذ۱۰۰ میلیون  

    ريال وام بلند مدت و پرداخت ۲۰۰ میلیون ريال تحصیل کرد. در صورت جریان وجوه نقد، در

    فعالیت های سرمایه گذاری و تأمین مالی به ترتیب چند میلیون ريال گزارش می شود؟

                                                                                                            (سراسری سال ۸۰ )  

   الف) ۳۰۰ و صفر                                ب) ۲۰۰- و صفر

  ج) صفر و ۱۰۰-                                   د) ۳۰۰- و ۱۰۰-

 

۲- اگر بخش با اهمیتی از فروش های نسیه سنوات قبل که ثبت نگردیده بود در سال جاری کشف و

    وصول گردد، محل انعکاس این رویداد در صورت های مالی چه قسمتی است و در صورت

    جریان های نقدی به عنوان چه فعالیتی طبقه بندی می شود؟

    الف) صورت سود و زیان دوره جاری – فعالیت های تأمین مالی                  (سراسری سال ۸۲)

   ب) ترازنامه یاصورت وضعیت مالی – فعالیت های سرمایه گذاری

   ج) گردش حساب سود و زیان انباشته – فعالیت های عملیاتی

   د) صورت جریان نقدی – فعالیت های بی تأثیر

 

۳- هزینه بازخرید سنوات کارکنان شرکت طی سال ۱x مبلغ ۱۵ ريال و مانده ذخیره بازخرید سنوات

    کارکنان در ابتدا و پایان دوره به ترتیب ۴۰ و ۴۸ ريال بوده است. سود منعکس در صورت

   جریان نقدی که به روش غیر مستقیم تهیه می گردد، به چه مبلغی تعدیل می گردد؟

    الف) ٧                      ب) ۸                ج)۵ ۱               د) ۲۳                (سراسری سال ۸۳)

 

4 – اگر هزینه بازخرید کارکنان طی سال ۱۰ باشد و مانده اول و آخر دوره ذخیره بازخرید به ترتیب

      ۵ و ۱۵ باشد، در بخش فعالیت های عملیاتی صورت جریان وجوه نقد، سود چند میلیون ريال

      باید تعدیل شود؟                                                                                 (سراسری سال۸۴)

    الف) ۱۰ کاهش           ب) ۱۰افزایش                ج) ۵ افزایش                  د) صفر

 

 

 

۵ – شرکتی طی سال ۱۳۸۴ ماشین آلاتی به ارزش ۳۵۰ میلیون ريال را با پرداخت ۱۵۰ میلیون

     ريال وجه نقد و صدور یک سفته یک ساله ۲۰%تحصیل کرد. نحوه انعکاس این معامله در بخش

     فعالیت های سرمایه گذاری و تأمین مالی صورت جریان وجوه نقد کدام است؟           

    الف) ۱۵۰ میلیون ريال خروجی – صفر                                                  (سراسری سال ۸۵)

    ب) ۱۵۰ میلیون ريال خروجی – ۲۰۰ میلیون ريال ورودی

    ج) ۱۵۰ میلیون ريال خروجی – ۲۴۰ میلیون ريال ورودی

    د) ۳۵۰ میلیون ريال خروجی – ۲۰۰ میلیون ريال ورودی

 

6 – طبق استانداردهای حسابداری ایران کدام گزینه صحیح است؟

                                                                                                            (سراسری سال ۸۵)

     الف) هزینه بهره به عنوان جریان خروجی در بخش فعالیت های عملیاتی گزارش می شود.

     ب) هزینه بهره به عنوان جریان خروجی در بخش فعالیت های تأمین مالی گزارش می شود.

     ج) کاهش بدهی های بلند مدت به عنوان جریان ورودی فعالیت های تأمین مالی شناسایی می شود.

     د) وجه نقد ناشی از فروش سرمایه گذاری های کوتاه مدت به عنوان جریان ورودی در بخش

        سرمایه گذاری ها گزارش می شود.

 

7 – ماشین آلاتی به ارزش منصفانه ۰۰۰,۰۰۰,۳۰ ريال در دهم اسفند سال ۱۳۸۴ از طریق قرارداد اجاره به شرط تملیک تحصیل شده است. طبق قرارداد ۲۰% ارزش ماشین آلات به عنوان پیش پرداخت اجاره به شرکت لیزینگ پرداخت شده است و اقساط اجاره ماهانه به مبلغ۰۰۰,۸۶۶, ۹ ريال طی مدت ۳۰ ماه (مدت قرارداد اجاره) پرداخت خواهد شد. سررسید اولین قسط دهم فروردین ماه سال ۱۳۸۵ می باشد. در صورت جریان وجوه نقد سال ۱۳۸۴ وجه نقد پرداختی بابت تحصیل این دارایی ثابت چند ريال است؟

     الف) صفر                             ب) ۰۰۰,۰۰۰,۶                                     (سراسری سال ۸۶)

     ج) ۰۰۰,۰۰۰,۲۴                  د) ۰۰۰,۰۰۰,۳۰

 

8 - طبق استانداردهای حسابداری ایران، حصه سود تضمین شده اقساط پرداختی اجاره به شرط تملیک و فروش بخشی از عملیات واحد تجاری به ترتیب در چه بخش هایی گزارش می شوند؟

     الف) سرمایه گذاری – عملیاتی                                                             (سراسری سال ۸٧)

     ب) تأمین مالی – سرمایه گذاری

     ج) بازده سرمایه گذاری و سود پرداختی بابت تأمین مالی- عملیاتی

     د) بازده سرمایه گذاری و سود پرداختی بابت تأمین مالی- سرمایه گذاری

 

9 – شرکت نیکو در سال ۱۳۸۵ مبلغ ۵۲۵ میلیون ريال کالا فروخته است. حساب های دریافتنی تجاری به طور خالص مبلغ ۵۵ میلیون ريال افزایش یافته است. در سال ۱۳۸۵ بدهی یکی از مشتریان به مبلغ ۱۵ میلیون ريال سوخت شده و حذف گردیده است. مانده ذخیره مطالبات مشکوک الوصول مبلغ ۲۰ میلیون ريال افزایش یافته است. وجوه نقد دریافتی از مشتریان چند میلیون ريال است؟                                                                                                      (سراسری سال ۸٧)

الف) ۴۳۵                      ب) ۴۵۰                        ج) ۴۵۵                        د) ۴٧۰

 

 

 

 

 

 

 

 

۱۰ – اطلاعات زیر از دفاتر و مدارک شرکت سهامی «جاجرود» در سال مالی منتهی به پایان اسفند ۱۳۸۰ استخراج شده است:

 

                                                                                                ارقام به هزار ريال

وجوه نقد حاصل از انتشار سهام جدید                                                           ۰۰۰,۴

پرداخت سود نقدی سهام                                                                            ۴۰۰

تبدیل بدهی های بلند مدت به سرمایه                                                            ۰۰۰,۲

خرید نقدی ماشین آلات تولیدی جدید                                                            ۵۰۰

وجوه نقد حاصل از فروش نقدی ساختمان قدیمی شرکت                                  ۲۰۰,۱

سود حاصل از فروش ساختمان قدیمی شرکت                                                ۲۰۰

صدور سهام جایزه به میزان ۲ درصد سرمایه فعلی از محل سود انباشته ۳۰۰

 

خالص وجه نقد حاصل از فعالیت های سرمایه گذاری و خالص وجه نقد حاصل از فعالیت های تأمین مالی به منظور انعکاس در صورت جریان وجوه نقد برای سال مالی منتهی به پایان اسفند ۱۳۸۰ کدام یک از مبالغ زیر است؟                                                 (آزمون حسابدار رسمی سال۸۱)

 

                            خالص وجه نقد حاصل از فعالیت های    

                              سرمایه گذاری                   تأمین مالی

                                 هزار ريال         هزار ريال

الف)                             ٧۰۰                             ۰۰۰,۴

ب)                                ٧۰۰                             ۹۰۰,۳

ج)                                ۹۰۰                             ۹۰۰,۳

د)                                 ۹۰۰                             ۶۰۰,۵

 

 

۱۱ – کدام گزینه زیر در مورد انعکاس معاملات غیر نقدی در صورت جریان وجوه نقد درست

       است؟                                                                     (آزمون حسابدار رسمی سال۸۲)

      الف) تمام معاملاتی که مستلزم استفاده از وجه نقد نیست باید دریادداشت های توضیحی افشا

      شود.

     ب) تمام معاملاتی که مستلزم استفاده از وجه نقد نیست باید درصورت جریان وجوه نقد یا    

      یادداشت های توضیحی افشا شود.

    ج) به استثنای معاملات مربوط به فعالیت های عملیاتی، معاملات با اهمیتی که که مستلزم استفاده

      از وجه نقد نیست باید دریادداشت های توضیحی افشا شود.

   د) معاملات با اهمیتی که مستلزم استفاده از وجه نقد نیست باید درصورت جریان وجوه نقد منعکس

      شود.

 

۱۲ – تجهیزاتی به بهای تمام شده ۰۰۰,٧۱ ريال و استهلاک انباشته ای معادل ۰۰۰,۳۸ريال به مبلغ

        ۰۰۰,۳٧ريال فروخته شد. با فرض استفاده از روش غیر مستقیم در تهیه صورت جریان های

        نقدی (گردش وجوه نقد)، این رویداد چه تأثیری بر این صورت خواهد داشت؟

                                                                                    (آزمون حسابدار رسمی سال۸۳)

      الف) افزایش سود خالص به اندازه ۰۰۰,۴ ريال و یک جریان ورودی   ۰۰۰,۳٧ ریالی در       

       بخش فعالیت های تأمین مالی

     ب) کاهش سود خالص به اندازه ۰۰۰,۴ ريال و یک جریان ورودی  ۰۰۰,۳۳  ریالی در بخش

      فعالیت های سرمایه گذاری

 

 

     ج)کاهش سود خالص به اندازه ۰۰۰,۴ ريال و یک جریان ورودی   ۰۰۰,۳٧ ریالی در بخش

      فعالیت های سرمایه گذاری

      د) افزایش سود خالص به اندازه ۰۰۰,۴ ريال و یک جریان ورودی ۰۰۰,۳۳ ریالی در بخش

      فعالیت های تأمین مالی

 

۱۳ – در چه صورتی سود خالص تعهدی سال ۱۳۸۳ در مقایسه با سود خالص به روش نقدی در

        همان سال، بیشتر خواهد بود؟                         (آزمون حسابدار رسمی سال۸۴)

       الف) سود سهام نقدی در سال ۱۳۸۳ اعلام شود و در سال بعد پرداخت شود.

      ب) مانده حساب های پرداختنی در پایان سال نسبت به اول سال کاهش یافته باشد.

      ج) حذف مطالبات لا وصول از حساب های سال ۱۳۸۳، مبلغ ۰۰۰,۱۵ ريال افزایش یابد.

      د) تجهیزات موجود نقدا به فروش رسیده باشد و در نتیجه آن در سال ۱۳۸۳ سودی عاید

         شرکت شده باشد.

 

۱۴ – کدام یک از معاملات غیر نقدی مستلزم افشا در یادداشت های توضیحی نمی باشد؟

        الف)افزایش سرمایه ازمحل اندوخته ها                        (آزمون حسابدار رسمی سال۸۶)

        ب) افزایش سرمایه از محل مطالبات حال شده

        ج) تحصیل دارایی های ثابت مشهود در قبال تسهیلات مالی

        د) موجودی کالی ساخته شده با دارایی ثابت مشهود

 

 

تمرین و مسائل

 

۱- طبقه بندی در صورت جریان نقدی – سرفصل های اصلی صورت جریان وجوه نقد در زیر با حروف اختصاری نشان داده شده است. مبادلات خاصی نیز در آن نشان داده شده است. مشخص کنید هر یک از مبادلات در کدام یک از سرفصل های مزبور جای می گیرند.

سرفصل های اصلی صورت جریان وجوه نقد

الف) فعالیت های عملیاتی

ب) بازده سرمایه گذاری ها و یود پرداختی بابت تأمین مالی

ج) مالیات بر درآمد

د) فعالیت های سرمایه گذاری

ه) فعالیت های تأمین مالی

و) هیچکدام

 

مبادلات

------ ۱ – تحصیل دارایی های عملیاتی به صورت نقد

------ ۲ – سود سهام نقدی اعلام شده اما پرداخت نشده

------ ۳ – مبلغ دریافتی از محل اسناد پرداختی    

------ ۴ – فروش دارایی های عملیاتی

------ ۵ – اعطای وام به دیگران

------ ۶ – خرید اوراق بهادار

------ ٧ – هزینه اسناد دریافتنی (تنها اصل آن)

------ ۸ – هزینه استهلاک (روش مستقیم)

------ ۹ – تغییر در موجودی کالا

------ ۱۰ – پرداخت بدهی، ۶۰ درصد نقدی و ۴۰ درصد از طریق صدور سهام

------ ۱۱ – انتشار سهام عادی به طور نقدی

 

------ ۱۲ – سود سهام نقدی پرداخت شده

------ ۱۳ – خرید نقدی سهام خزانه

------ ۱۴ – پرداخت اسناد پرداختنی

------ ۱۵ – درآمدهای فروش، نقدی

 

۲- مفاهیم – در زیر فهرستی از اصلاحات و عبارات موجود می باشد. هر عبارت را با اصطلاح مناسب مربوط مطابقت دهید ( برای جریان خروجی، علامت منفی(- ) در کنار رحرف مورد نظر قرار دهید).

 

            اصطلاحات

الف – فعالیت های غیر نقدی تأمین مالی و سرمایه گذاری

ب – فعالیت های عملیاتی

ج – روش غیر مستقیم

د - بازده سرمایه گذاری ها و یود پرداختی بابت تأمین مالی

ه – روش مستقیم

و- فعالیت های تأمین مالی

ز - فعالیت های سرمایه گذاری

            عبارات

    ۱ - محاسبات از سود عملیاتی شروع می شود تا به وجه نقد تبدیل شود.

۲- وجوه پرداختی بابت تجدید ساختار در این طبقه قرار می گیرند.

۳- تحصیل دارایی ها از طریق انتشار بدهی یا اوراق سرمایه ای

۴- مربوط به تحصیل و کنارگذاری دارایی های بلند مدت است .

۵- مرتبط با تأمین مالی خارجی شرکت است.

 

۳ – تهیه صورت جریان وجوه نقد – برخی از اطلاعات مربوط به شرکت آلفا در ۲۹ اسفند ۶x۱۳به شرح زیر می باشد:

 

ترازنامه:                                                                                                       ارقام به ريال

سود نقدی پرداخت شده                                                                                          ۰۰۰‚۱۰

تأمین وجوه برای ساخت ساختمان با نرخ بهره ۸%                                                     ۰۰۰‚۶۰

افزایش در موجودی کالا                                                                                       ۰۰۰‚۱۴

استقراض از طریق اسناد پرداختنی بلند مدت                                                            ۰۰۰‚۲۵

تحصیل پنج قطعه زمین برای ساخت آتی که بابت آن ۰۰۰‚۳ سهم عادی به

ارزش اسمی هر سهم ۱۰ريال، به ارزش بازار ۱۵ريال منتشر شده است.

افزایش در پیش پرداخت هزینه ها                                                                           ۰۰۰‚۳

کاهش در حساب های دریافتنی                                                                               ۰۰۰‚٧

پرداخت اوراق قرضه پرداختنی                                                                              ۰۰۰‚۹٧

افزایش در حساب های پرداختنی                                                                            ۰۰۰‚۵

وجه نقد ناشی از فروش دارایی های عملیاتی قدیمی

(فروخته شده به ارزش دفتری)                                                                               ۰۰۰‚۱۲

کاهش در اجاره دریافتنی                                                                                       ۰۰۰,۲

صورت سود و زیان:

درآمد فروش                                                                                                       ۰۰۰,۴۰۰

درآمد اجاره                                                                                                        ۰۰۰,۱۰

بهای تمام شده کالای فروش رفته                                                                            (۰۰۰,۱۹۰)

هزینه استهلاک                                                                                                    (۰۰۰,۲۰)

سایر هزینه ها                                                                                                     (۰۰۰,۹٧)

سود خالص                                                                                                         ۰۰۰,۱۰۳

 

مطلوبست: تهیه صورت جریان وجوه نقد با استفاده از روش غیر مستقیم (فرض کنید مانده اول دوره وجه نقد۰۰۰,۶۲ريال است).

 

۴– صورت جریان وجوه نقد: طبقه بندی – بخش های اصلی صورت جریان وجوه نقد در زیر با حروفی نشان داده شده است. همچنین مبادلاتی در زیر آن منعکس است.

الف- فعالیت های عملیاتی – افزوده می شود به سود خالص (روش غیر مستقیم)

ب- فعالیت های عملیاتی – کسر می شود از سود خالص (روش غیر مستقیم)

ج- جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی (روش مستقیم)

د- جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی (روش مستقیم)

ه- جریان های نقدی ناشی ازبازده سرمایه گذاری ها و سود پرداختی بابت تأمین مالی

و- جریان های نقدی ناشی ازمالیات بر درآمد

ز- جریان های نقدی ناشی ازفعالیت های سرمایه گذاری

ح- جریان های نقدی ناشی ازفعالیت های تأمین مالی

ط- به عنوان یک مبادله غیر نقدی گزارش می شود

ی- نیازی به افشاندارد.

 

 

------  ۱- خرید اوراق بهادار سرمایه ای

------ ۲– افزایش در پیش پرداخت هزینه طی دوره

------ ۳– افزایش در درآمد اجاره کسب شده

------ ۴– پرداخت سود سهام نقدی

------ ۵– عواید ناشی از فروش زمین

------ ۶– هزینه استهلاک

------ ٧– خرید یک دارایی ثابت از طریق صدور سهام  عادی

------ ۸– خرید نقدی مواد خام

------ ۹– بازخرید اوراق قرضه از طریق انتشار سهام عادی

------ ۱۰– عواید ناشی از صدور سهام

------ ۱۱– پرداخت بهره مربوط به بدهی بلند مدت

------ ۱۲– عواید ناشی از تسویه حساب مربوط به تخلف از حق ختراع

------ ۱۳– صدور اوراق قرضه

------ ۱۴– خرید حق اختراع

------ ۱۵– پرداخت اصل رهن

------ ۱۶– وصول حساب های دزیافتنی

------ ۱٧– استهلاک سرقفلی

------ ۱۸– زیان ناشی از کاهش ارزش دارایی ثابت

------ ۱۹– عواید ناشی از فروش تجهیزات مورد استفاده

------ ۲۰– پرداخت پاداش

 

مطلوبست: مشخص کنید هر مبادله در کدام بخش صورت جریان وجوه نقد(ذکر شده در بالا) انعکاس می یابد.

 

 

 

۵– تهیه مجدد صورت جریان وجوه نقد – صورت مالی زیر به طور نادرست توسط شرکت بتا تهیه شده است (ارقام به ريال):

شرکت بتا

صورت جریان وجوه نقد

برای سال منتهی به ۲۹اسفند ۲x۱۳

وجه دریافتی:

از عملیات:

سود خالص                                                                                                         ۰۰۰,۱۰۲

هزینه استهلاک                                                                                                    ۰۰۰,۴۰

استهلاک سرقفلی                                                                                                 ۰۰۰,۹

کاهش در مانده حساب های دریافتنی                                                                       ۰۰۰,۵

افزایش درمانده موجودی کالا                                                                                 ۰۰۰,۱۰

افزایش در مانده حقوق پرداختنی                                                                             ۰۰۰,۴

ماشین آلات قدیمی(فروخته شده به ارزش دفتری به طور نسیه)                         ۰۰۰,٧

اسناد بلند مدت صادره برای خرید زمین                                                                   ۰۰۰,۹

جمع وجوه نقد دریافت شده                                                                         ۰۰۰,۱۸۶

وجوه نقد مصرف شده:

ابطال اوراق قرضه رهنی                                                                                     ۰۰۰,۶

سود سهام نقدی                                                                                                    ۰۰۰,۲۰

ماشین آلات (جدید)                                                                                              ۰۰۰,۵۰

زمین خریداری شده؛ پرداخت به صورت انتشار سهام

(۰۰۰,۶سهم ۵ریالی ) صورت گرفته                                                                      ۰۰۰,۳۶

سرمایه گذاری در سهام سرماه شرکت مازندران                                                        ۰۰۰,۱۰

افزایش در مانده حساب نقد                                                                                    ۰۰۰,۱۰

کل وجوه نقد مصرف شده                                                                                      ۰۰۰,۱۸۶                                                                                 

 

 

 

شرکت بتا

صورت سود و زیان

برای سال منتهی به ۲۹اسفند ۲x۱۳

درآمد فروش                                                                                                       ۰۰۰,۳۲۰

بهای تمام شده کالای فروش رفته                                                                            (۰۰۰,۱۲۰)

هزینه استهلاک                                                                                                    (۰۰۰,۴۰)

استهلاک سرقفلی                                                                                                 (۰۰۰,۹)

حقوق و دستمزد                                                                                                   (۰۰۰,۱۱)

سایر هزینه ها (تماما نقدی)                                                                                    (۰۰۰,۳۸)

سودخالص                                                                                                          ۰۰۰,۱۰۲

                        قیمت بازار هرسهم                                                                       ۶۰ريال

مطلوبست: با استفاده از روش مستقیم، صورتمالی بالا را به نحو صحیح مجددا تهیه کنید.

(فرض کنید مانده وجه نقد در ابتدای سال۰۰۰,۲۸ريال است).

 

 

 

 

 

۶– تهیه مجدد صورت جریان وجوه نقد ناقص- با توجه به اطلاعات تمرین قبل، صورت جریان وجوه نقد را با استفاده از روش غیر مستقیم تهیه کنید.

 

٧- تهیه مجدد صورت جریان وجوه نقد در حالتی که زیان خالص وجود دارد- در پایان دوره گزارشگری جاری، ۲۹اسفند۵x۱۳  مدیران شرکت شیراز نگرانی هایی در مورد مانده پایان دوره وجه نقد، (۰۰۰,۴ريال) داشتند (مانده اول دوره وجه نقد،۰۰۰,۳۴ريال بوده است). در طی سال ۵x۱۳، مدیران اقداماتی را جهت رسیدن به وضعیت نقدی بهتر انجام داد. در بررسی کاهش مانده وجه نقد، مدیر شرکت از حسابدار شرکت خواست صورت جریان وجوه نقد را تهیه کند. اطلاعات زیر از مدارک حسابداری استخراج شده است:

الف) بدهی:

۱- استقراض۰۰۰,۱۰ريال از طریق اسناد بلند مدت

۲- پرداخت بدهی بلند مدت در سررسید:۰۰۰,۱۱ريال

۳- تسویه بدهی کوتاه مدت۰۰۰,۵۰ريالی از طریق انتشار سهام عادی به ارزش اسمی

(که تقریبا برابر با ارزش بازار آن است)

۴- افزایش در حساب های پرداختنی،۰۰۰,۲۰ريال

 

ب) پرداخت های نقدی:

۱- سود سهام نقدی،۰۰۰,۱۸ريال

۲– خرید دارایی های عملیاتی،۰۰۰,۲۲ريال

 

 

ج) دریافت های نقدی:

۱- فروش و انتشار سهام عادی،۰۰۰,۱۱ريال

۲- فروش دارایی های ثابت قدیمی به ارزش دفتری آنها، ۰۰۰,۱ريال

۳- فروش سرمایه گذاری در سهام شرکت آلفا- ثبت مربوطه به صورت زیر بوده است:

نقد                                                         ۰۰۰,۹۰

زیان فروش سرمایه گذاری                        ۰۰۰,۳۰

                        سرمایه گذاری در سهام آلفا                        ۰۰۰,۱۲۰

 

 

د) حساب های مربوط در ترازنامه:

۱- کاهش در مالیات بر درآمد پرداختنی،۰۰۰,۱۰ريال

۲- کاهش در حساب موجودی کالا،۰۰۰,۳۸ريال

۳- افزایش در حساب های دریافتنی،۰۰۰,۵ريال

 

 

ه) اطلاعات صورت سود وزیان:

فروش                                                                ۰۰۰,۱۶۰ريال

بهای تمام شده کالای فروش رفته                            (۰۰۰,۱۵۰)

هزینه استهلاک                                                    (۰۰۰,۵۸)

استهلاک حق اختراع                                            (۰۰۰,۲)

هزینه مالیات بر درآمد                                          (۰۰۰,۴)

سایر هزینه ها                                                     (۰۰۰,۴۱)

زیان فروش سرمایه گزاری بلند مدت                       (۰۰۰,۳۰)

سود و زیان خالص                                               (۰۰۰,۱۲۵)

مطلوبست: بر اساس اطلاعات بالا، صورت جریان وجوه نقد را با استفاده از روش غیر مستقیم تهیه کنید.

 

 

۸- تهیه صورت جریان وجوه نقد با استفاده از روش مستقیم- اطلاعات ترازنامه ای زیر از مدارک حسابداری شرکت سرو انتخاب شده است.

الف) مانده حساب وجه نقد: ۱فروردین ۱x۱۳، ۰۰۰,۴۳ريال و ۲۹اسفند۱x۱۳، ۰۰۰,۱۸ريال.

ب) خالص مانده حساب مطالبات، به میزان ۰۰۰,۱۰ريال درطی سال به ۰۰۰,۶ريال کاهش یافته است. شرکت هیچ گونه سرمایه گذاری کوتاه مدت ندارد.

ج) موجودی کالا از ۰۰۰,۹ريال به ۰۰۰,۹۰ريال افزایش یافته است.

د) حساب های پرداختنی در طی سال ۰۰۰,۳ريال افزایش یافته و به ۰۰۰,۳۲ريال رسیده است. مالیات بر درآمد پرداختی طی سال با ۰۰۰,۴ريال افزایش در طی سال به ۰۰۰,۸ريال و دستمزد پرداختنی با ۰۰۰,۵ريال کاهش به ۰۰۰,۴ريال رسیده است. هیچ گونه بدهی جاری دیگری وجود ندارد.

ه) در طی اسفند ۱x۱۳، شرکت با انتشار سهام خود، ۰۰۰,۱۰ريال اسناد پرداختنی خود را تسویه نموده است.

و) مخارج نقدی طی سال   ۱x۱۳، (۱) پرداخت بدهی بلند مدت به مبلغ ۰۰۰‚۶۴ريال،

(۲) خرید دارایی های عملیاتی جدید، ۰۰۰,٧۴ريال ؛

(۳) پرداخت سود سهام نقدی، ۰۰۰,۱۶ريال

(۴) خرید زمین به عنوان سرمایه گذاری، ۰۰۰,۲۵ريال است.

ز) فروش و انتشار سهام عادی به طور نقدی به مبلغ ۰۰۰,۲۰ريال

ح) صدور ۰۰۰,۳۰ريال اسناد رهنی بلند مدت

ط) فروش برخی از دارایی های عملیاتی، ثبت زیر انجام شده است:

نقد                                             ۰۰۰,۵             

استهلاک انباشته                          ۰۰۰,۱۲

            دارایی های عملیاتی                                 ۰۰۰,۱۵

            سود فروش دارایی های عملیاتی                 ۰۰۰,۲

اطلاعات صورت سود و زیان به صورت زیر است:

درآمد فروش (خالص)                                          ۰۰۰,۲۹۵ريال

بهای تمام شده کالای فروش رفته                            (۰۰۰,۱۴۰)

هزینه استهلاک                                                    (۰۰۰,۱۴)

استهلاک حق تألیف                                              (۰۰۰,۱)

هزینه مالیات بر درآمد                                          (۰۰۰,۱٧)

هزینه های فروش و اداری                                    (۰۰۰,۴۲)

سود فروش دارایی های عملیاتی                             ۰۰۰,۲

سود خالص                                                         ۰۰۰,۸۳

 

مطلوبست: تهیه صورت جریان وجوه نقد با استفاده از روش مستقیم

 

 

۹- تهیه صورت جریان وجوه نقد با روش غیر مستقیم – با توجه به اطلاعات مسئله قبل، صورت جریان وجوه نقد را با استفاده از روش غیر مستقیم تهیه کنید.

 

۱۰- تهیه بخش هایی از صورت جریان وجوه نقد – صورت سود و زیان شرکت اهواز برای سال  ۳x۱۳به شرح زیر است:

 

                                                                        هزار ريال

درآمد فروش                                                       ۱۰۰,۲۵۳,۱

بهای تمام شده کالای فروش رفته                            ۵۰,۶۸۱)

سود ناخالص                                                       ۳۵۰,۵٧۱

هزینه استهلاک                                                    (۰۰۰,۵٧)

هزینه حقوق                                                        (۰۲۵,۱۸۲)

سایر هزینه های عملیاتی                                       (۲۵۰,۱۳۱)

سودعملیاتی                                                        ۰٧۵,۲۰۱

هزینه های تأمین مالی                                           (۳۰۰,۱۸)

سود قبل از مالیات                                               ٧٧۵,۱۸۲

هزینه مالیات                                                       ۵۰,۴۵)

سود خالص                                                         ۰۲۵,۱۳٧

 

سایر اطلاعات مربوط به برخی از اقلام ترازنامه به شرح زیر می باشد:

 

                                                            ۲۹/۱۲/ ۲x۱۳          ۲۹/۱۲/ ۳x۱۳

حساب های دریافتنی تجاری                         ۵۰۰,۸۲                      ۲۵۰,٧۱

موجودی کالا                                            ۹۰۰,۹۳                      ۱۰۰,۹۸

حساب های پرداختنی تجاری                        ۰۵۰,٧۳                      ۸٧۵,۶٧

هزینه مالی پرداختنی                                  ۲۰۰,۱                       ۸۰۰,۱

ذخیره مالیات                                            ۰۰۰,۶۳                      ۲۵۰,۴۴

 

مطلوبست:

۱- تهیه بخش فعالیت های عملیاتی صورت جریان وجوه نقد با استفاده از :

        الف) روش مستقیم

        ب) روش غیر مستقیم

   ۲- تهیه بخش بازده سرمایه گذاری ها و سود پرداختی بابت تأمین مالی

     ۳- تهیه بخش مالیات بر درآمد

 

۱۱- تهیه صورت جریان وجوه نقد- ترازنامه مقایسه ای شرکت بوشهر به شرح زیر است:

(ارقام به هزارريال)

 

شرکت بوشهر

ترازنامه مقایسه ای

دارایی ها:                                              ۲۹اسفند ۲x۱۳               ۲۹اسفند ۱x۱۳

نقد                                                             ۰۰۰,۳۸                         ۰۰۰,۲۰

حساب های دریافتنی                                    ۰۰۰,۱٧۰                      ۰۰۰,۱۵۰

موجودی کالا                                             ۰۰۰,۲۳۰                      ۰۰۰,۲۰۰

زمین                                                        ۰۰۰,٧۰                         ۰۰۰,۸۵

ساختمان و تجهیزات                                    ۰۰۰,۲۰۰                      ۰۰۰,۱٧۵

استهلاک انباشته                                       (۰۰۰,۸۰)                     (۰۰۰,۶۵)

جمع دارایی ها                                         ۰۰۰,۶۲۸                      ۰۰۰,۵۶۵

بدهی و حقوق صاحبان سهام:

حساب های پرداختنی                                  ۰۰۰,۹۰                        ۰۰۰,٧۵

حقوق پرداختنی                                         ۰۰۰,۳۰                        ۰۰۰,۴۲

 

اسناد پرداختنی (بلند مدت)                        ۰۰۰,۱۰۰                     ۰۰۰,۸۰

سهام ممتاز                                             ۰۰۰,٧۵                        ۰۰۰,٧۵

سهام عادی                                             ۰۰۰,۲۰۰                     ۰۰۰,۱٧۵

سود انباشته                                             ۰۰۰,۱۲۳                     ۰۰۰,۱۱۸

جمع                                                      ۰۰۰,۶۲۸                     ۰۰۰,۵۶۵

 

سود عملیاتی سال  ۲x۱۳، ۰۰۰,۲۵ريال، فروش های نسیه ۰۰۰,۴۰۰ريال و سود نقدی تقسیمی پرداخت شده۰۰۰,۱۰ريال است. هیچگونه ساختمان یا تجهیزاتی طی سال۲x۱۳ به فروش نرسیده است.

مطلوبست: تهیه صورت جریان وجوه نقد با استفاده از روش غیر مستقیم.

 

۱۲- تهیه ترازنامه از روی صورت جریان های نقدی- شرکت پارس ترازنامه زیر را در ابتدای سال ٧x۱۳ تهیه نموده است:

شرکت پارس

ترازنامه

۱/۱/ ٧x۱۳

(ارقام به ريال)

                        دارایی                                                 بدهی ها و حقوق صاحبان سهام

وجوه نقد                         ۰۰۰,۱              حساب های پرداختنی                         ۰۰۰, ۴

حساب های دریافتنی (خالص)        ۹۰۰, ۳             حقوق پرداختنی                                 ۱۰۰,۱

موجودی کالا                              ٧۰۰, ۴             جمع بدهی ها                                  ۱۰۰, ۵

زمین                                         ۸۰۰, ۹             سهام عادی ۱۰ريالی                       ۵۰۰, ۱۳

ساختمان و تجهیزات                  ۹۰۰,۶۸               صرف سهام                                   ۲۰۰, ۱۱

کسر می شود:

استهلاک انباشته                     (۱۰۰,۱۴)             سود انباشته                                      ۴۰۰, ۴۴

جمع دارایی ها                         ۲۰۰,٧۴  جمع بدهی ها و حقوق صاحبان سهام  ۲۰۰, ٧۴

 

در پایان سال ٧x۱۳، شرکت صورت جریان وجوه نقد را به صورت زیر تهیه نموده است:

 

شرکت پارس

صورت جریان وجوه نقد

برای سال مالی منتهی به ۲۹ اسفند٧x۱۳

 

فعالیت های عملیاتی:

سود عملیاتی                                                                               ۴۰۰,۵

اضافه می شود:  

هزینه استهلاک                                                                            ۹۰۰,۱

کاهش در موجودی کالا                                                                 ۵۰۰

افزایش در حقوق پرداختنی                                                            ۴۰۰

کسر می شود:

افزایش در حساب های دریافتنی (خالص)                                        (۱۰۰,۱)

کاهش در حساب های پرداختنی                                                      (۰۰۰,۱)

خالص جریان ورودی وجه نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی                                        ۱۰۰,۶

 بازده سرمایه گذاری ها و سود پرداختی بابت تأمین مالی       

پرداخت سود سهام نقدی                                                                (۱۰۰,۳)

خالص جریان نقد خروجی ناشی از بازده سرمایه گذاری ها

 و سود پرداختی بابت تأمین مالی                                                                            (۱۰۰,۳)

مالیات بر درآمد(در این مسأله از مالیات صرفنظر شده است)

فعالیت های سرمایه گذاری

پرداخت بابت خرید ساختمان                                                          (۹۰۰,۱۳)

دریافت از محل فروش زمین                                                            ۰۰۰,۳

خالص جریان نقدی خروجی ناشی از فعالیت های سرمایه گذاری                                  (۹۰۰,۱۰)

خالص وجه نقد خروجی قبل از فعالیت های تأمین مالی                                               (۹۰۰,٧)

فعالیت های تأمین مالی

دریافت بابت انتشار سهام عادی                                                      ۵۰۰,۴

دریافت بابت صدور اوراق قرضه                                                   ٧۰۰,۵

خالص وجه نقد ورودی ناشی از فعالیت های تأمین مالی                                              ۲۰۰,۱۰

خالص افزایش در وجه نقد                                                                                     ۳۰۰,۲

وجه نقد در۱/۱/٧x۱۳                                                                                          ۰۰۰,۱

وجه نقد در ۲۹/۱۲/٧x۱۳                                                                                    ۳۰۰,۳

 

سایر اطلاعات مربوط به صورت جریان وجوه نقد:

۱- اوراق قرضه بلند مدت دارای ارزش اسمی۰۰۰,۶ريال هستند و در ۲۹اسفند ٧x۱۳منتشر شده است.

۲- ساختمان در ۲۸اسفند ٧x۱۳خریداری شده است.

۳- زمین به بهای تمام شده اولیه آن به فروش رسیده است.

۴- بهای عادی فروخته شده، ۳۰۰سهم بوده که دارای ارزش اسمی هر سهم ۱۰ريال بوده است.

مطلوبست:

       تهیه ترازنامه طبقه بندی شده برای شرکت پارس در  ۲۹اسفند ٧x۱۳.

      (راهنمایی: اطلاعات مربوط به صورت جریان وجوه نقد و مانده حساب های ترازنامه اول دوره

      را بررسی کنید تا بتوانید اثر آنها بر مانده حساب های ترازنامه پایان دوره را مشخص سازید).

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 21:33  توسط حامد | 

حسابداری میانه ۱

 

تألیف

 دکتر خواجوی

 

عنوان فصل

 صورت جریان وجوه نقد

 

صورت جریان های وجوه نقد

 

 

اهداف آموزشی

پس از مطالعه این فصل بر موضوعات زیر تسلط خواهید یافت :

۱- تشریح اهداف وسر فصل های اصلی صورت جریان وجوه نقد

     ۲-  آشنایی با سودمندی صورتجریان های وجوه نقد

۳- توضیح اشکال تهیه و ارائه صورت جریان های وجوه نقد

۴-  بحث درباره موارد خاص در تهیه صورت جریانهای وجوه نقد 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

       همان طور که می دانید، ترازنامه وصورت سود و زیان از جمله صورت های مالی اساسی بوده که ساختار مالی ونتایج عملکرد بنگاه اقتصادی را به ترتیب در یک مقطع و دوره ی زمانی بیان می کنند. علی رغم اطلاعات مفید موجود در هر یک از این صورتهای مالی، با این حال جهت سنجش نحوه ی مدیریت وجوه نقد بنگاه اقتصادی نیاز به صورت مالی دیگری است که در حال حاضر آن را صورت گردش وجوه نقد¹می خوانند. این صورت مالی اساسی اطلاعات سودمندی در مورد دریافت ها وپرداخت های وجه نقد به تفکیک هریک از فعالیت های عمده ی شرکت ارائه کرده و سرمایه گذاران و اعتباردهندگان را در ارزیابی خالص جریان نقدی واحد تجاری کمک می کند.

 

سابقه تاریخی صورت جریان نقدی

 

         در گذشته برخی واحدهای تجاری به منظور رفع نیاز استفاده کنندگان، همراه صورت های مالی سالانه خود صورتی تحت عنوان " صورت منابع ومصارف وجوه" ² تهیه و ارائه می کردند. تهیه این صورت الزامی نبود و برداشت های مختلفی از واژه وجوه می شد. در دهه ١٨٩٠، و به دنبال آن تا دهه ١۹۳٠، حرفه حسابداری بر مبنای تعهدی تاکید کرد، زیرا در طی این دوره زمانی مبنای نقدی حسابداری بطور وسیعی توسط واحدهای تجاری متوسط و کوچک مورد استفاده قرار می گرفت. وجود برداشت های متفاوت از واژه وجوه و نیز مبنای نقدی حسابداری توسط حرفه حسابداری به عنوان مانعی برای پیشرفت حسابداری تلقی شد. در نتیجه تلاش زیادی توسط حرفه حسابداری برای ارائه صورت های مالی با مبناهای مختلف انجام شد، زیرا صورت های مبتنی بر مبنای نقدی نمی توانست به طور مناسبی سود، دارایی ها وبدهی ها را اندازه گیری کنند. یکی از این تلاش ها در سال ۱۹۶۱ ، مطالعه تحقیقی پری ماسن³  با عنوان "تجزیه و تحلیل صورت جریان نقدی

وصورت وجوه" بود. این تحقیق اهمیت اطلاعات مربوط به جریان وجوه را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و تعریف مفیدی برای مفهوم وجوه قائل شد. دو سال بعد در سال ١۹۶۳ ، بیانیه شماره ۳ هیأت اصول حسابداری تحت عنوان "صورت منابع و مصارف وجوه " منتشر گردید. این بیانیه استفاده از واژه هایی مانند جریان نقدی و سود نقدی را مورد بررسی قرار داد و تهیه صورتی را که حاوی خلاصه ای از منابع و مصارف وجوه باشد، توصیه نموده است.در این بیانیه وجوه به عنوان سرمایه در گردش تعریف شده بود.

در سال ١۹۷۱ بیانیه شماره ۱۹ هیأت اصول حسابداری "گزارشگری تغییر در وضعیت مالی"، منتشر گردید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Statement of cash flows -1

2- The statement of source and application of funds

3- perry maso

 

 

 

 این بیانیه ارائه صورت تغییرات در وضعیت مالی¹ را در گزارش های مالی سالانه الزامی کرد. در این صورت مالی، جریان وجوه به عنوان منابع یا مصارف همراه با سایر فعالیت های سرمایه گذاری و تامین مالی غیر نقدی گزارش می شد. این بیانیه همانند بیانیه قبلی وجوه را به عنوان سرمایه در گردش دانست. مدتی پس از انتشار بیانیه شماره ۱۹، با توجه به تحقیقات و مطالعات هیات تدوین استاندارهای حسابداری مالی و توصیه "انجمن مدیران مالی"² ، تعداد قابل توجهی از موسسات اقدام به انتخاب مبنای نقدی برای تهیه صورت تغییرات در وضعیت مالی کردند و بسیاری از آنها از شکل سه طبقه ای آن، عملیاتی، سرمایه گذاری و تامین مالی، استفاده نمودند.

تعاریف گوناگون از واژه وجوه موجب شد که تفاوت های بسیاری از نظر مبنای تهیه و اطلاعات مندرج در صورت های تغییرات در وضعیت مالی تهیه شده توسط موسسات، وجود داشته باشد و این امر مشکلاتی برای استفاده کنندگان صورت های مالی در زمینه قابلیت مقایسه این صورت ها بوجود آورده بود.باتوجه به این موارد، هیات تدوین استانداردهای حسابداری مالی در بیانیه شماره ۹۵ ، تحت عنوان "صورت جریان های نقدی"³ در سال ۱۹۸۷ ، استاندارد حسابداری مالی شماره  ۹۵ را تدوین و جایگزین بیانیه شماره ۱۹ نمود.

در ایران نیز در حدود سال ۱۳۶۰ صورت تغییرات در وضعیت مالی در ایران به صورت های مالی اضافه شد. صورت جریان وجوه نقد نیز پس از یک دوره ۸ ساله از الزامی شدن آن در امریکا، جایگزین صورت تغییرات در وضعیت مالی شد.

 

هدف از تهیه صورت جریان های نقدی

 

صورت جریان های نقدی باید اطلاعات کافی و جامعی از گردش وجوه نقد یک واحد تجاری طی یک دوره مالی ارائه نماید. همچنین در این صورت مالی باید اطلاعاتی در مورد تمامی فعالیت های یک واحد تجاری در زمینه عملیات، بازده سرمایه گذاری و سود سهام، سرمایه گذاری و تامین مالی طی دوره مزبور ارائه شود.

با استفاده از اطلاعات مندرج در این صورت، و همچنین اطلاعاتی که در سایر صورت های مالی و یادداشت های پیوست آنها افشا می شود، می توان به اهداف زیر دست یافت :

-         برآورد قابلیت واحد تجاری در ایجاد جریان های مثبت نقدینگی در آینده.

-         ارزیابی قابلیت واحد تجاری در بازپرداخت تعهدات جاری، پرداخت سود سهام و نیاز به اخذ وجه از منابع خارجی

-         تعیین موارد اختلاف بین رقم سود خالص وجوه نقد دریافتی و پرداختی مربوطه

-         برآورد تاثیرات سرمایه گذاری نقدی و غیر نقدی و فعل و انفعالات مالی و پولی واحد تجاری بر وضع مالی آن در آینده.

 

 

 

 

 

- Statement of changes in financial position1

2- Financial executives institute

3- Statement of cash

 

 

 

 

 

 

 

مزایای صورت جریان های نقدی

 

       از جمله مزایای صورت جریان های نقدی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱-  بقاء، دوام و رشد یک واحد تجاری به توانایی آن در تحصیل و ایجاد وجه نقد بستگی دارد که این موضوع مهم را تنها صورت جریان های نقدی می تواند گزارش کند.

۲-  بر خلاف صورت سود و زیان که مبتنی بر فرض تعهدی و سایر مفاهیم حسابداری بوده و درک آن غالباً دشوار است، صورت جریان های نقدی به آسانی قابل فهم می باشد.

۳-  بستانکاران واحد تجاری به توانایی واحد در بازپرداخت به موقع بدهی هایش بیش از سودآوری آن علاقه مند هستند. در حالیکه سود خالص بیانگر دسترسی به وجه نقد است، صورت جریان های نقدی، نقدینگی سود را دقیقاً گزارش می کند.

 

تعاریف اساسی

 

            صورت جریان وجوه نقد برای انعکاس تغییر در جریان نقد طی سال طراحی شده است.

در این میان، تعریف وجه نقد از اهمیت بالایی برخوردار است. وجه نقد به موجودی نقد و سپرده های دیداری نزد بانک ها و موسسات مالی اعم از ریالی و ارزی (شامل سپرده های سرمایه گذاری کوتاه مدت بدون سررسید) اطلاق می گردد.

صورت جریان وجوه نقد باید منعکس کننده جریان های نقدی طی دوره، تحت سرفصل های اصلی زیر باشد:

الف) فعالیت های عملیاتی

ب ) بازده سرمایه گذاری ها و سود پرداختی بابت تامین مالی

ج ) مالیات بر درآمد

د ) فعالیت های سرمایه گذاری

ه ) فیعالیت های تامین مالی

 

صورت جریان وجوه نقد همچنین باید شامل صورت تطبیق مانده اول دوره و پایان دوره وجه نقد باشد. صورت تطبیق مزبور باید هر گونه تفاوت های ارزی ناشی از مانده های وجه نقد ارزی که به سود و زیان منظور شده است، شامل تفاوت های ارزش ناشی از تسعیر جریان های نقدی واحدهای تجاری فرعی خارجی به نرخ هایی غیر از نرخ تاریخ ترازنامه و سایر گردش مربوط به آن را نشان دهد.

اکنون به تشریح طبقات مختلف صورت جریان وجوه نقد می پردازیم.

 

۱- جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی

3مبلغ جریان های نقدی ناشی از فعالیت های  عملیاتی، یکی از شاخص های اصلی ارزیابی توانایی فعالیت های عملیاتی شرکت در ایجاد وجه نقد کافی جهت بازپرداخت وام ها، نگهداشت توان عملیاتی و پرداخت سود سهام است. فعالیت های عملیاتی، فعالیت های اصلی مولد درآمد عملیاتی واحد تجاری است مانند فروش کالا و ارائه خدمات. موارد منعکس در این طبقه از صورت جریان وجوه نقد، جریان های ورودی و خروجی وجه نقد مرتبط با سود عملیاتی است. نمونه جریان های نقدی معمول که در این طبقه قرار می گیرند به شرح زیر می باشند:

جریان های ورودی – وجه نقد دریافتی از :

• مشتریان – حاصل فروش کالا و ارائه خدمات

• سایر درآمدهای عملیاتی مانند وجه نقد دریافتی حاصل از حق امتیاز، حق الزحمه و         

              کارمزد

            • بابت قراردادهای منعقد شده با اهداف تجاری وعملیاتی

 

جریان های خروجی – وجه نقد پرداختی :

            • به فروشندگان کالا و خدمات

            • بابت حقوق و دستمزد

            • به کارکنان واحد تجاری یا از جانب آنها

            • بابت مزایای پایان خدمت کارکنان

            • بابت هزینه سازماندهی مجدد

            • بابت قراردادهای منعقد شده با اهداف تجاری عملیاتی

              تفاوت بین جریان های ورودی و جریان های خروجی و جریان های ورودی – عملیاتی وجه نقد، خالص جریان وجوه نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی نامیده می شود.

بسیاری از تحلیلگران، این مبلغ را بیشتر مورد توجه قرار می دهند، زیرا آن معیار اندازه گیری سود خالص عملیاتی بر مبنای نقدی است.

 

۲- جریان های نقدی ناشی از بازده سرمایه گذاری ها و سود پرداختی بابت تامین مالی

مطابق با استاندارد شماره ۲ ایران، پرداخت های مرتبط با سود و کارمزد تامین مالی، سود سهام و درآمد سرمایه گذاری در سه فصل جداگانه طبقه بندی می شوند.بازده سرمایه گذاری ها و سود پرداختی بابت تامین مالی دربرگیرنده دریافت های حاصل از مالکیت سرمایه گذاری و سود دریافتی از بابت سپرده های سرمایه گذاری بلند مدت و کوتاه مدت بانکی و نیز پرداخت های انجام شده به تامین کنندگان منابع مالی بابت بهره است، نمونه اقلامی که در این طبقه قرار می گیرند به شرح زیر است :

جریان های نقدی ورودی :

            • سود و کارمزد دریافتی

            • سود سهام دریافتی شامل سود سهام دریافتی از شرکت های سرمایه پذیری که سرمایه     

             گذاری در آنها به روش ارزش ویژه در حساب ها انعکاس یافته است.

جریان های نقدی خروجی :

• سود و کارمزد پرداختی(اعم از این که به حساب دارایی تحصیل شده یا به هزینه دوره    

               منظور شده باشد)

             • سود سهام پرداختی

             • حصه ای از اقساط اجاره به شرط تملیک پرداختی که هزینه تامین مالی محسوب می شود.

 

۳- جریان های نقدی مالیات بر درآمد

 طبق استاندارد حسابداری شماره ۲ ایران (صورت جریان های وجوه نقد)، جریان های نقدی مرتبط با مالیات بر درآمد، در سرفصل جداگانه ای ارائه می شود.

جریان های نقدی مرتبط با مالیات بر درآمد برای اغلب استفاده کنندگان صورت های مالی دارای اهمیتی ویژه است. جریان های نقدی مرتبط با این طبقه، تنها منحصر به پرداخت ها یا علی الحساب های پرداختی از بابت مالیات بر درآمد و یا استرداد مبالغ پرداختی از همین بابت است و در بر گیرنده جریان های نقدی مربوط به سایر انواع مالیات ها که درآمد مربوط جزء درآمد مشمول مالیات تلقی نمی شود (از قبیل مالیات های تکلیفی، مالیات های مستقیم وضع شده بر تولید یا فروش ) نیست.

 

۴- جریان های نقدی ناشی از فعالیت های سرمایه گذاری

 این طبقه شامل جریان های ورودی و خروجی نقدی مربوط به تحصیل یا فروش دارایی های عملیاتی (اموال، ماشین آلات و تجهیزات)، خرید وفروش سرمایه گذاری های کوتاه مدت وبلند مدت، دارایی های نا مشهود و نیز پرداخت و وصول تسهیلات اعطایی به اشخاص مستقل از واحد تجاری به جز کارکنان می باشد. نمونه اقلامی که در این طبقه قرار می گیرند به شرح زیر می باشد:

 

 

 

جریان های ورودی – وجه نقد دریافتی از:

            • فروش اموال، ماشین آلات و تجهیزات

            • فروش سرمایه گذاری ها

            • فروش دارایی های نا مشهود

            • وصول وام اعطایی (به جز بهره مربوطه که در سرفصل بازده سرمایه گذاری ها و سود

              پرداختی بابت تامین مالی)

جریان های خروجی وجه نقد – وجه نقد پرداختی بایت:

            • تحصیل اموال، ماشین آلات و تجهیزات

            • سرمایه گذاری بلند مدت در اوراق بهادار و اوراق مشارکت

            • وام های نقدی پرداختی به سایر اشخاص

            • تحصیل سایر دارایی های مورد استفاده در عملیات مانند دارایی های نا مشهود(به استثنای

              موجودی کالا که در سرفصل فعالیتهای عملیاتی قرار می گیرند)

 

۵- جریان های نقدی ناشی از فعالیت های تأمین مالی

 این طبقه شامل جریان های ورودی و خروجی نقدی مربوط به فعالیت های تأمین مالی (استقراض یا انتشار سهام) جهت دریافت وجه نقد برای واحد تجاری است. جریان های خروجی نقد زمانی رخ می دهد که اصل مقادیر به مالکان و اعتباردهندگان برگشت داده شود. نمونه اقلامی که در این طبقه قرار می گیرند، به شرح زیر هستند:

جریان های ورودی – وجه نقد دریافتی از:

            • محل انتشار نقدی سهام

            • اعتباردهندگان از محل انتشار اوراق بدهی

جریان های خروجی– وجه نقد پرداختی:

            • به اعتبار دهندگان بابت اصل وام و استقراض دریافتی

            • بابت حصه اصل اقساط اجاره به شرط تملیک

            • بازخرید سهام(سهام خزانه)

 

تغییرات نرخ ارز مربوط به موجودی ارزی

            در صورت جریان وجوه نقد، سود و زیان ناشی از تغییرات نرخ ارز مربوط به موجودی ارزی، به صورت یک رقم مجزا در انتهای صورت جریان وجوه نقدی اضافه می شود.

 

روش های تهیه صورت جریان های وجوه نقدی

بر خلاف ترازنامه و صورت سود وزیان، صورت جریان های نقدی را نمی توان از طریق تراز آزمایشی تعدیل شده تهیه نمود. اطلاعات مورد نیاز برای تهیه صورت جریان های نقدی معمولا از منابعی مانند تراز نامه مقایسه ای(تغییر در مانده حسابها)، صورت سود و زیان (حساب هایی مانند بهای تمام شده کالای فروش رفته) و سایر اطلاعات در طی سال از طریق حساب های دفتر کل ومدارک حسابداری شرکت بدست می آید.

 

برای تهیه صورت جریان های نقدی از سه روش استفاده می شود:

الف – روش تجزیه و تحلیل مستقیم در مانده حساب ها- در این روش با مراجعه و تجزیه و تحلیل مانده حساب ها به طور مستقیم، جریان های نقدی ناشی از فعالیت های مختلف شناسایی می شوند.

 

ب – روش کاربرگ – در این روش مانده های اول و پایان دوره هر حساب در کاربرگ درج و با تحلیل تغییرات و رویدادهای موثر بر حسابها، ثبت های روزنامه در کاربرگ بازسازی و جریان های نقدی قابل گزارش در صورت جریان وجوه نقد از طریق تغییرات حساب ها شناسایی و طبقه بندی می شود.

ج – روش حساب Τ – در این روش برای هر یک از حساب های ترازنامه و سود وزیان یک حساب Τ جداگانه رسم می شود. خالص تغییر در وجه نقد از طریق مانده ابتدا و پایان دوره حساب وجه نقد محاسبه می شود. حساب Τ وجه نقد نقش تلخیص اطلاعات لازم برای تهیه صورت جریان های نقدی را ایفا می کند.

 

روش های انعکاس جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی

          برای انعکاس اطلاعات جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی دو رویکرد وجود     دارد:

 

الف) رویکرد مستقیم – در این رویکرد، خالص جریان نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی با جمع تک تک جریان های ورودی نقدی (از مشتریان و سایر منابع) و سپس کسر تک تک جریان های نقدی خروجی (مانند خرید کالا و پرداخت بابت هزینه ها)بدست می آید. مزیت اصلی این رویکرد، انعکاس جداگانه ناخالص دریافت ها و پرداخت های نقدی عملیاتی است. اطلاع از منابع مشخص دریافت نقدی و مقاصد مربوط به پرداخت های نقدی انجام شده در دوره های گذشته می تواند در برآورد جریان های نقدی آتی مفید واقع شود، لیکن این رویکرد با ارائه جزئیات مربوط به خالص جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی، به این امر کمک می کند. علاوه بر این اطلاعات مربوط به گروه های اصلی دریافت ها و پرداخت های نقدی ناشی از عملیات، برای ارزیابی توان واحد تجاری در تحصیل وجه نقد کافی از طریق فعالیت های عملیاتی، برای بازپرداخت بدهی ها و نیز سرمایه گذاری مجدد در عملیات سودمندتر از اطلاعاتی است که حاصل آنها تنها خالص جریان های نقدی ناشی از عملیات را ارائه می دهد.

            نحوه عمل در روش مستقیم بدین صورت است که با در اختیار داشتن مانده های ابتدا و پایان دوره حساب های دفتر کل و تعدیل حساب های صورت سود و زیان تعهدی، به جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی دست می یابیم. این فرآیند با ارزیابی منظم هر یک از اقلام صورت سود و زیان که مرتبط با فعالیت های عملیاتی هستند، آغاز می شود؛ مانند درآمد فروش، بهای تمام شده کالای فروش رفته و هزینه های عملیاتی. اقلامی که ارتباطی با فعالیت های عملیاتی ندارند، مانند سود حاصل از فروش زمین و هزینه های غیر نقدی مانند استهلاک، کنار گذاشته می شوند.

 

مثال ۱) اطلاعات زیر از دفاتر شرکت ساری در دست است:

                       

                                                            ۲۹/۱۲/۴x۱۳     ۲۹/۱۲/۵x۱۳              افزایش(کاهش)

 

 

وجوه نقد                                     ٧٨٫۰۰۰          ۲۹۲٫۵۰۰         ۲۱۴٫۵۰۰        

حساب های دریافتنی (خالص)                    ۱۹۵٫۰۰۰        ۲۲۲٫۰۰۰         ۲۷٫۰۰۰

موجودی کالا                                          ۵۴۰٫۰۰۰        ۵۱۶٫۰۰۰         (۲۴٫۰۰۰)

حساب های پرداختنی(فروشندگان کالا)        ۱۴۰٫۱۰۰        ۱۳۰٫۵۰۰         (۹٫۶۰۰)

هزینه های پرداختنی(عملیاتی)                   ٧۲٫۹۰۰          ٧۹٫۵۰۰            ۶٫۶۰۰

مالیات بر درآمد پرداختنی                         ۲۵٫۲۰۰          ۲۳٫۷۰۰            (۱٫۵۰۰)

سود سهام پرداختنی                                  ۳۰٫۰۰۰          ۴۲٫۰۰۰            ۱۲٫۰۰۰

 

 

‏‏‎

 

 

 

 

 

 

 

شرکت ساری

صورت سود و زیان

برای دوره مالی منتهی به ۲۹اسفند ماه۵ x۱۳

مبالغ به ریال

فروش                                                                                                    ۳٫۵۴۰٫۰۰۰

بهای تمام شده کالای فروش رفته                                                                (۲٫۳٧۰٫۰۰۰)

سود نا خالص                                                                                          ۱٫۱٧۰٫۰۰۰

هزینه های عملیاتی:

هزینه های استهلاک                                             ۲۱٫۰۰۰                                               

سایر هزینه های عملیاتی                                       ۵٨٨٫۰۰۰                                              

جمع کل هزینه های عملیاتی                                                                      (۶۰۹٫۰۰۰)

سود عملیاتی                                                                                           ۵۶۱٫۰۰۰

سود حاصل از فروش زمین                                   ۳۶٫۰۰۰

سایر هزینه ها:

هزینه های سود تضمین شده                                   (۲۴٫۰۰۰)                        ۱۲٫۰۰۰

سود قبل از مالیات                                                                                     ۵٧۳٫۰۰۰

مالیات                                                                                                     ۲۴۹٫۰۰۰

سود خالص                                                                                               ۳۲۴٫۰۰۰

 

 

مطلوبست:

محاسبه خالص جریان های نقدی حاصل از عملیات به روش مستقیم

 

 

پاسخ:

در روش مستقیم، خالص وجه نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی از طریق گروه های اصلی دریافت های نقدی عملیاتی و پرداخت های نقدی عملیاتی گزارش می شود.

بنابراین:

دریافت های نقدی از مشتریان

          در روش تعهدی، فروش شرکت ساری معادل ۳٫۵۴۰٫۰۰۰ريال می باشد. در نتیجه برای تعیین وجه نقد دریافتی از مشتریان، مبلغ یاد شده به شرح زیر تعدیل می شود:

 

               شرح                                                              مبلغ به ریال

               فروش                                                         ۳٫۵۴۰٫۰۰۰

               کسر می شود:

               افزایش در حساب های دریافتنی                       (۲۷٫۰۰۰)

               وجه نقد دریافتنی از مشتریان                             ۳٫۵۱۳٫۰۰۰

 

در نتیجه وجه نقد دریافتی از مشتریان مبلغ۳٫۵۱۳٫۰۰۰ريال می باشد.

 

 

 

 

 

پرداخت های نقدی بابت خرید کالا

در شرکت ساری مبلغ ۲٫۳۵۵٫۶۰۰ريال بابت خرید کالا پرداخت شده است که در زیر نحوه ی محاسبه ی آن نشان داده شده است:

                                    شرح                                                     میلغ به ریال       

            بهای تمام شده کالای فروش رفته                                        ۲٫۳٧۰٫۰۰۰

            کسر می شود:

            کاهش در موجودی ها                                                       (۲۴٫۰۰۰)

            اضافه می شود:

            کاهش در حساب های پرداختنی                                          ۹٫۶۰۰

            وجه نقد پرداختی بابت کالا                                     ۲٫۳۵۵٫۶۰۰

                                                                            

 

مبلغ کاهش در موجودی ها بیانگر این مطلب است که کالای خریداری شده طی دوره از بهای تمام شده ی کالای فروش رفته معادل ۲۴٫۰۰۰ ريال کمتر است. از این رو برای تعیین وجه پرداختی جهت خرید کالا مبلغ ۲۴٫۰۰۰ريال از بهای تمام شده ی کالای فروش رفته کسر می شود.

در مورد مبلغ ۹۶٫۰۰ريال کاهش در حساب های پرداختنی می توان بیان داشت که این مبلغ نشان گر جریان خروجی وجه نقد است که شامل بهای تمام شده کالای فروش رفته نمی شود. از سوی دیگر کاهش در حساب های پرداختنی خود بیانگر این مطلب است که وجه پرداختی بابت خرید کالا به میزان ۹۶٫۰۰ريال بیش از حساب خرید در طی سال ۵x۱۳می باشد. در نتیجه مبلغ ۹۶٫۰۰ريال، به منظور مشخص نمودن وجه پرداختی بابت خرید کالا به بهای تمام شده کالای فروش رفته اضافه می شود.

وجوه پرداختی بابت هزینه های عملیاتی

از آن جایی که هزینه استهلاک مستلزم جریان خروج وجه نقد نمی باشد، در نتیجه هزینه استهلاک گزارش شده در صورت سود و زیان به مبلغ ۲۱٫۰۰۰ريال نیازی به جریان خروج وجه نقد ندارد، از این رو، هزینه استهلاک در روش مستقیم در صورت جریان های نقدی ارائه نمی شود. حال به منظور تعیین وجه پرداختی بابت هزینه های عملیاتی، بایستی هزینه های عملیاتی از بابت هزینه ی استهلاک به مبلغ ۵٨٨٫۰۰۰ريال تعدیل شود.

مبلغ پرداختی شرکت ساری بابت هزینه های عملیاتی معادل ۵٨۱٫۴۰۰ ريال می باشد که به شرح زیر تعیین می شود:

         شرح                                                    مبلغ به ريال

هزینه های عملیاتی به غیر از هزینه استهلاک                 ۵٨٨٫۰۰۰

کسر می شود:افزایش در هزینه های پرداختنی                (۶٫۶۰۰)

وجه نقد پرداختی بابت هزینه های عملیاتی                     ۵٨۱٫۴۰۰

 

افزایش در هزینه های پرداختنی نشان دهنده ی این مطلب است که هزینه های عملیاتی در برگیرنده ی مبلغ ۶٫۶۰۰ ريال هزینه ای است که جریان خروجی وجه نقد از بابت آن صورت نگرفته است. از این رو، برای تعیین وجه نقد پرداختی از بابت هزینه های عملیاتی از هزینه های یاد شده در صورت سود و زیان مبلغ ۶٫۶۰۰ ريال کسر می شود.

با توجه به محاسبات بالا خالص جریان های نقدی حاصل از فعالیت های عملیاتی به روش مستقیم به شرح زیر می باشد:

                                                                        مبالغ به ريال

دریافت های نقدی از مشتریان                                   ۳٫۵۱۳٫۰۰۰

پرداخت های نقدی بابت خرید کالا                              (۲٫۳۵۵٫۶۰۰)

وجوه پرداختی بابت هزینه های عملیاتی                      (۵٨۱٫۴۰۰)

خالص وجه نقد ناشی از فعالیتهای عملیاتی                   ۵٧۶٫۰۰۰

 

ب) رویکرد غیر مستقیم – این رویکرد با سود عملیاتی شروع و با انجام تعدیلاتی به شرح زیر به خالص جریان نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی دست می آید:

- اثر معاملات و رویدادهایی که دارای ماهیت غیر نقدی است، مانند استهلاک و هزینه مطالبات مشکوک الوصول.

- اثر اقلامی که در محاسبه سود یا زیان عملیاتی دوره جاری منظور شده اند، لیکن جریان های نقدی مرتبط با آنها در دوره های قبل حادث شده یا در دوره های آتی حادث خواهد شد و بالعکس. مانند افزایش یا کاهش در مانده حساب های موجودی کالا، حساب های دریافتنی و پرداختنی نسبت به مانده اول دوره.

مزیت اصلی روش غیر مستقیم این است که تفاوت بین سود عملیاتی و جریان وجه نقد ناشی از فعالیت ها ی

عملیاتی به گونه ای برجسته نشان داده می شود. به نظر بسیاری از استفاده کنندگان از صورت های مالی، چنین روشی در ارائه تصویری از کیفیت سود واحد تجاری، حائز اهمیت اساسی است.

نحوه عمل در روش غیر مستقیم بدینصورت است که با انجام تعدیلاتی بر سود عملیاتی تعهدی، سود عملیاتی بر مبنای نقدی بدست می آید. این فرآیند شامل تعدیل درآمدها و هزینه های منعکس در صورت سود و زیان که بر وجوه نقد تأثیر نداشته اند و همچنین شامل تعدیل جریان های نقدی ورودی و خروجی عملیاتی است که در صورت سود و زیان منعکس نشده اند. به طور کلی، هزینه های غیر نقدی مانند استهلاک و هزینه مطالبات مشکوک الوصول به سود عملیاتی افزوده می شوند،زیرا هزینه هایی هستند که مستلزم خروجوجه نقد نمی باشند، اما سود عملیاتی را کاهش داده اند. کاهش در دارایی های جاری (مانند حساب های دریافتنی) به سود عملیاتتی افزوده می شود، زیرا باعث ورود جریان وجه نقد گردیده، بدون آنکه باعث افزایش سود عملیاتی شده باشد. کاهش در بدهی های جاری نیز حاکی از خروج وجه نقد است، که در صورت سود و زیان انعکاس نیافته وبدین ترتیب از سود عملیاتی کسر می شود. به طور مشابه می توان در مورد افزایش دارایی های جاری، استدلالها یی استنباط نمود. در زیر نحوه عمل کلی این رویکرد نشان داده شده است:

 

سود عملیاتی (تعهدی)                                                                  ××

اضافه می شود:

افزایش در بدهی های مرتبط با سود عملیاتی

(مانند افزایش در پیش دریافت درآمد)                                              ××

کاهش در دارایی های مرتبط با سود عملیاتی

(مانند کاهش در پیش پرداخت هزینه ها)                                          ××

هزینه های غیر نقدی (مانند استهلاک)                                             ××

کسر می شود:

کاهش در بدهی های مرتبط با سود عملیاتی                                      (××)

افزایش در دارایی های مرتبط با سود عملیاتی                                   (××)

خالص وجه نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی                                      ××

 

 

 

 

 

مثال ۲) با در نظر گرفتن اطلاعات مثال ۱، جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی شرکت ساری را محاسبه نمایید؟

 

پاسخ:

همانطور که در بالا به آن اشاره شد در روش غیر مستقیم، با انجام تعدیلاتی بر سود عملیاتی تعهدی(نه سود خالص)، سود عملیاتی بر مبنای نقدی را به دست می آوریم:

 

                                                                                                مبالغ به ریال 

سود عملیاتی                                                                                 ۰۰۰,۵۶۱

اضافه (کسر) می شود:

افزایش در حسابهای دریافتنی                                                         (۰۰۰,۲٧)

کاهش در موجودی کالا                                                                   ۰۰۰,۲۴

کاهش در حساب های پرداختنی                                                      (۶۰۰,۹)

افزایش در هزینه های پرداختنی عملیاتی                                          ۶۰۰ ,۶

هزینه های استهلاک                                                                     ۰۰۰,۲۱

خالص وجه نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی                                  (۰۰۰,۵٧۶)

 

 

نکاتی در گزارشگری جریان های نقدی

·        در ارائه جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی

الف) در صورت کاربرد روش مستقیم، اجزای تشکیل دهنده خالص جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی در صورت جریان وجوه نقد ارائه می شود و صورت تطبیق خالص جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی با سود یا زیان عملیاتی از طریق یادداشت های توضیحی ارائه می شود.

ب) در صورت کاربرد روش غیر مستقیم، خالص جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی در صورت جریان وجوه نقد نمایش می یابد و صورت تطبیق آنها با سود یا زیان عملیاتی از طریق یادداشت های توضیحی ارائه می شود.

در ادامه جریان های نقدی، رعایت ترتیب سرفصل ها و نیز ارائه جمع جریانهای نقدی هر سرفصل و جمع کل جریان های نقدی قبل از سرفصل فعالیت های تأمین مالی ضروری است.

کلیه جریان های ورودی و خروجی نقدی مرتبط با هر یک از سرفصل های «بازده سرمایه گذاری ها و سود پرداختی بابت تأمین مالی»، «مالیات بر درآمد» ، «فعالیت های سرمایه گذاری» ، و «فعالیت های تأمین مالی» باید بر مبنای ناخالص به طور جداگانه در صورت جریان وجوه نقد انعکاس یابد، مگر در موارد زیر:

۱- جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی، سرمایه گذاری و تأمین مالی زیر را می توان

بر مبنای خالص گزارش کرد:

الف) دریافت ها و پرداخت های نقدی از جانب مشتریان، هنگامی که جریان های نقدی عملاً بیانگر فعالیت های مشتری باشد و نه واحد تجاری.

ب) ) دریافت ها و پرداخت های نقدی در رابطه با اقلامی که گردش آنه سریع، مبلغ آنها قابل ملاحظه و سررسید اولیه آنها حراکثر سه ماه باشد.

۲- جریان های نقدی ناشی ازفعالیت های عملیاتی زیر را دربانک ها و سایر موسسات مالی می توان بر مبنای خالص گزارش کرد:

الف) ) دریافت ها و پرداخت های نقدی مرتبط با قبول و بازپرداخت انواع سپرده ها.

ب) سپرده گذاری نزد بانک ها و سایر موسسات مالی و برداشت ازسپرده های مذکور.

ج) تسهیلات و اعتبارات پرداختی به مشتریان و وصول اصل آنها.

 

·    همواره این احتمال وجود دارد که برخی جریان های نقدی ماهیتاً به طور مستقیم قابل ارتباط با هیچ یک از سرفصل های اصلی نباشد. در صورت وجود چنین اقلامی، جریان های نقدی مربوط به عنوان جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی طبقه بندی می شود. مانند جریان های نقدی مربوط به فروش مواد اولیه در واحدهای تولیدی.

 

·    در برخورد با حساب های دریافتنی و پرداختنی اعم از کوتاه مدت و بلند مدت، مسأله اصلی عملیاتی بودن یا نبودن آن است. بر این اساس تغییرات در اقلام عملیاتی از قبیل مطالبات تجاری بلند مدت، و بدهی های تجاری بلند مدت، مطالبات و بدهی های غیر جاری بلند مدت، در سر فصل فعالیت های عملیاتی قرار می گیرد.

 

·    طبق بند ۵۶ استاندارد حسابداری شماره۲ایران، صورت جریان وجوه نقد تنها منعکس کننده ی اثرات نقدی معاملات و سایر رویدادها است. رویدادهایی از قبیل تحصیل دارایی های ثابت مشهود در قبال تسهیلات مالی یا صدور سهام، مبادله ی موجودی مواد اولیه با دارایی های ثابت اطلاعات تجدید ارزیابی دارایی ها، رویدادی غیر نقدی محسوب شده و در صورت درجه اهمیت بالای آن، می بایست جهت ارتقای کیفیت اطلاعات مندرج در صورت جریان وجوه نقد، در یادداشت های توضیحی افشا شوند، و معمولأ بابت آن در صورت جریان وجوه نقد افشایی صورت نمی گیرد.

 

موضوعات خاص گزارشگری جریان های نقدی

جریان های نقدی استثنایی

 جریان های نقدی استثنایی به آن دسته از جریان های ورودی و خروجی وجه نقد اطلاق می شود که :

·        دارای اهمیت بوده

·        از فعالیت های عادی واحد تجاری ناشی شده و

·        اقلامی را در بر می گیرد که به منظور ارائه تصویری مطلوب از انعطاف پذیری مالی

مالی واحد تجاری، افشای جداگانه آنها به لحاظ استثنایی بودن ماهیت یا وقوع ضرورت یابد.

این گونه اقلام، با اقلام استثنایی که در صورت سود و زیان منعکس می شود، لزوما ارتباطی نداشته و مستلزم قضاوت مستقل است. برخی جریان های نقدی عملیاتی که طبق تعریف فوق استثنایی تلقی می گردد، ممنکن است تأثیری در سود و زیان عملیاتی دوره نداشته باشد. برای نمونه پیش دریافت عمده از خریداران در مواردی که دریافت آن معمول نبوده است.  جریان های نقدی استثنایی عملیاتی باید در صورت جریان وجوه نقد به طور جداگانه انعکاس یابد و افشای کافی در مورد ماهیت آنها در یادداشت های توضیحی صورت گیرد. دلیل افشای جداگانه جریان های نقدی استثنایی جلب توجه استفاده کننده است.

 

جریان های نقدی غیر مترقبه

     جریان های نقدی غیر مترقبه به آن دسته از جریان های ورودی و خروجی وجه نقد اطلاق می شود که:

·        دارای اهمیت نسبی بوده

·        از رویدادهای خارج از فعالیت های عادی واحد تجاری ناشی شده و

·        اقلامی را در بر گیرد که به منظور ارائه تصویری مطلوب از انعطاف پذیری مالی  

واحد تجاری، افشای جداگانه آنها به لحاظ غیر مترقبه بودن ماهیت و وقوع ضرورت می بابد.

 

  جریان های نقدی غیر مترقبه معمولا با اقلام غیر مترقبه منعکس در صورت سود وزیان، ارتباط دارد. جریان های نقدی غیر مترقبه باید بر حسب ماهیت و قبل از آثار مالیاتی آن تحت سر فصل های اصلی مربوط در صورت جریان وجوه نقد به طور جداگانه نمایش یابد و افشای کافی در مورد ماهیت آنها در یادداشت های توضیحی صورت گیرد.

 

معاملات غیر نقدی

              جهت ارتقای کیفیت اطلاعات مندرج در صورت جریان وجوه نقد و فراهم آوردن زمینه های لازم جهت پیش بینی بهتر جریان های نقدی آتی، افشای اطلاعات در مورد معاملات غیر نقدی با اهمیت در یادداشت های توضیحی ضروری است. طبق استاندارد حسابداری شماره۲، این معاملات به استثنای معاملات مربوط به فعالیت های عملیاتی، در صورت با اهمیت بودن باید در یادداشت های توضیحی به نحو مناسب افشا شود، مانند تحصیل دارایی های ثابت مشهود در قبال انتشار سهام. تغییرات در چارچوب حقوق صاحبان سرمایه که مبین طبقه بندی مجدد حساب های تشکیل دهنده ی حقوق صاحبان سرمایه است، مانند افزایش سرمایه از محل اندوخته ها از محل سود انباشته، در زمره معاملات غیر نقدی مستلزم افشا تلقی نمی شود..

 

تعدیلات سنواتی

تعدیلات سنواتی از نظر آثار آن بر صورت جریان وجوه نقد به دو گروه تقسیم می شود:

 

۱- تعدیلات سنواتی فاقد آثار نقدی – برخی از تعدیلات سنواتی اثری بر جریان های نقدی دوره جاری ندارد و تنها اقلام مقایسه ای صورت جریان وجه نقد را تغییر می دهد، مانند آثار انباشته تغییر در رویه های حسابداری یا تعدیل استهلاک انباشته دارایی های ثابت مشهود.

 

۲-  تعدیلات سنواتی دارای آثار نقدی – برخی دیگر از تعدیلات سنواتی بر جریان نقدی دوره جاری اثر گذارند. در اینگونه موارد مانند پرداخت هزینه مالیات سنوات قبل در دوره جاری که قبلا برای آن ذخیره شناسایی نشده است، باید آثار نقدی آنها در سر فصل مربوط به آن در صورت جریان وجوه نقد، بدون اشاره به عبارت تعدیلات سنواتی، گزارش شود. در ادامه نمونه ای از نحوه ارائه صورت جریان وجوه نقد و نمونه اقلامی که در آن جا قرار می گیرد، نشان داده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شرکت نمونه

صورت جریان وجوه نقد

برای سال منتهی به ه ۲۹اسفند ماه۵ x۱۳

فعالیت های عملیاتی (یادداشت ۱)

وجه نقد دریافتی از مشتریان                                                                       ××

پیش دریافت مشتریان- جریان نقدی استثنایی                                      ××

وجه نقد پرداختی به فروشندگان                                                                   (××)

مزایای پایان خدمت پرداختی به کارکنان                                                      (××)

سایر وجه نقد پرداختی                                                                               (××)

خالص جریان وجه نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی                                                   ×××

بازده سرمایه گذاری ها و سود پرداتی بابت تأمین مالی

سود تضمین شده دریافتی                                                                           ××

حصه سود تضمین شده اقساط پرداختی اجاره به شرط تملیک                           (××)

سود سهام پرداختی                                                                                   (××)

جریان خالص وجه نقد ناشی از بازده سرمایه گذاری ها و سود پرداختی بابت تأمین مالی  ×××

مالیات بر درآمد                                                                                                              

مالیات بر درآمد پرداختی                                                                          ××        ×××

فعالیت های سرمایه گذاری

 خرید دارایی ثابت مشهود                                                                        (××)

فروش دارایی نا مشهود                                                                             ××

جریان نقدی غیر مترقبه: خسارت دریافتی از شرکت بیمه                                ××

فروش سرمایه گذاری بلند مدت                                                                  ××

جریان خالص وجه نقد ناشی از فعالیت های سرمایه گذاری                                          ×××

جریان خالص وجه نقد قبل از فعالیت های تأمین مالی                                     ×××

فعالیت های تأمین مالی

وجوه دریافتی بابت افزایش سرمایه                                                              ××

بازپرداخت تسهیلات مالی                                                                          (××)

حصه اصل اقساط پرداختی اجاره به شرط تملیک                                          (××)

جریان خالص وجه نقد ناشی از فعالیت های تأمین مالی                                               ×××

خالص افزایش (کاهش) در وجه نقد                                                             ×××

مانده وجه نقد در ابتدای سال                                                                                  ×××

تأثیر تغییرات نرخ ارز                                                                                            ×××

مانده وجه نقد در پایان سال                                                                                      ×××

 

یادداشت ۱:

صورت تطبیق سود عملیاتی با جریان خالص ورود وجه نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی به شرح زیر است:

 

 

 

 

 

 

سود عملیاتی                                                                               ××

هزینه استهلاک                                                                            ××

خالص کاهش در ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان                         (××)

افزایش در حساب های دریافتنی عملیاتی                                          (××)

افزایش در حساب های پرداختنی عملیاتی                                         ××

خالص سایر درآمدها و هزینه ها                                                     ××

جریان خالص وجه نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی                           ×××

 

 

مثال جامع – صورت سود و زیان شرکت ستاره برای سال منتهی به ۲۹اسفند ماه۶ x۱۳و ترازنامه های مقایسه ای آن در ه ۲۹اسفند ماه۵ x۱۳و ۶ x۱۳در ادامه آمده است: (ارقام به میلیون ريال)

 

شرکت ستاره

ترازنامه مقایسه ای

دارایی ها                                                           ۲۹/۱۲/۵x۱۳              ۲۹/۱۲/۶x۱۳

نقد                                                                             ۱۰۰                             ۲۳۵

 حساب های دریافتنی                                                    ۱۲۵                        ۵ /۱۸٧

موجودی کالا                                                          ۵/۲۳٧                          ۵/۱۶۲               

تجهیزات                                                                   ۵۰۰                              ۵۵۰

استهلاک انباشته                                                       (۲۵۰)                          (۲٧۵)       

زمین                                                                         —                                ٧۲۵

سرمایه گذاری های بلند مدت                                       ۲٧۵                               ۲۲۵

جمع                                                                     ۵/۹۸٧                             ۱۸۱۰

حساب های پرداختنی                                               ۵/۲۶۲                             ۵/۱۱۲

هزینه های پرداختنی                                                   ۱۰۰                                ٧۵         

سهام عادی                                                               ۱۲۵                            ۵/۲۳٧

صرف سهام                                                              ۱۲۵                              ٧۵۰

سود انباشته                                                              ۳٧۵                               ۵۳۵

جمع                                                                    ۵/۹۸٧                              ۱۸۱۰

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شرکت ستاره

صورت سود و زیان

برای سال منتهی به۲۹اسفند ماه۶ x۱۳

درآمد فروش                                                                                           ۱۶٧۵

بهای تمام شده کالای فروش رفته                                                              (۹۵۰)

استهلاک                                                                                              (۱۲۵)

سایر هزینه های عملیاتی                                                                        (۳٧۵)

سود عملیاتی                                                                                          ۲۲۵

زیان ناشی از فروش تجهیزات                                                                  (۲۵)

سود حاصل از فروش سرمایه گذاری بلند مدت                                             ۱۲۵

سود قبل از مالیات                                                                                   ۳۲۵

مالیات                                                                                                  (۶۵)

سود خالص                                                                                            ۲۶۰

 

 

سایر اطلاعات موجود برای سال ۶ x۱۳:

الف) ۱۰۰میلیون ريال از اسناد بلند مدت پرداخت شده است.

ب) تجهیزاتی به بهای تمام شده ۲۰۰میلیون ريال (۵۰ درصد مستهلک شده) در پایان سال

 ۶ x۱۳نقدا به مبلغ ٧۵ میلیون ريال فروخته شده است.

ج) زمینی به بهای تمام شده ۲۵۰ میلیون ريال خریداری که۵ /۱۶۲میلیون ريال آن نقدا پرداخت و برای مابقی یک فقره سند بلند مدت ارائه شده است.

د) سهام عادی به مبلغ  ۲۵۰ میلیون ريال به طور نقدی منتشر گردید.

ه ) تجهیزاتی به بهای تمام شده ۲۵۰میلیون ريال خریداری که نیمی از آن به طور نقد و برای باقی مانده یک سند بلند مدت صادر گردید.

و ) سرمایه گذاری های بلند مدت به مبلغ ۱۷۵ میلیون ريال فروخته شد.

 ز) ۳۰۰ سهم عادی بابت تحصیل قطعه زمینی با ارزش منصفانه ۴۷۵ میلیون ريال منتشر و مابقی به صورت نقدی پرداخت گردید. هر سهم شرکت به مبلغ ۲۵/۱ میلیون ريال خرید و فروش می شود.

ح) اعلام و پرداخت سود سهام، در یک دوره واحد بوده است.

مطلوبست:

۱- محاسبه جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی با استفاده از:

            الف) روش مستقیم            ب)روش غیر مستقیم

۲- تهیه صورت جریان وجوه نقد با استفاده از روش مستقیم. نیازی به تهیه صورت تطبیقی و یادداشت های توضیحی نیست.

پاسخ:

۱- الف: محاسبه خالص جریان نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی با استفاده از روش مستقیم:

 

وجه نقد دریافتی از مشتریانٰ                                                           ۵/۱۶۱۲

وجه نقد پرداختی بابت خرید کالا۲                                                   (۱۰۲۵)

وجه نقد پرداختی بابت هزینه های عملیاتی۳                                      (۴۰۰)

جریان خالص ورود وجه نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی                   ۵/۱۸٧

 

 

 

 

 

 

۱- وجه نقد دریافتی از مشتریان:                          

 

درآمد فروش                                                                       ۱۶٧۵                                  

- افزایش در حساب های دریافتنی                                       (۵/۶۲ )

                                                                                    ۵/۱۶۱۲

                                                                         

۲- وجه نقد پرداختی بابت خرید کالا:

     بهای تمام شده کالای فروش رفته                                               ۹۵۰

     - کاهش در موجودی کالا                                                         (٧۵)

    + کاهش در حساب های پرداختنی                                              ۱۵۰

                                                                                                ۱۰۲۵

۳- وجه نقد پرداختنی بابت هزینه های عملیاتی:

 سایر هزینه های عملیاتی                                                              ۳٧۵

+ کاهش در هزینه های پرداختنی                                                   ۲۵

                                                                                                ۴۰۰

 

ب: محاسبه خالص جریان نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی با استفاده از روش غیر مستقیم:

سود عملیاتی                                                                               ۲۲۵

+ هزینه استهلاک                                                                        ۱۲۵

- افزایش در حساب های دریافتنی                                              (۵/۶۲ )

+کاهش در مانده موجودی کالا                                                       ٧۵

- کاهش در هزینه های پرداختنی                                                  (۲۵)

- کاهش در حساب های پرداختنی                                                (۱۵۰)

                                                                                           ۵/۱۸٧

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شرکت ستاره

صورت سود و زیان

برای سال منتهی به۲۹اسفند ماه۶ x۱۳

 

فعالیت های عملیاتی:

وجه نقد دریافتی از مشتریان                                                           ۵/۱۶۱۲           

وجه نقد پرداختی بابت خرید کالا                                                       (۱۰۲۵)

وجه نقد پرداختی بابت هزینه های عملیاتی                                        (۴۰۰ )

خالص وجه نقد ورودی ناشی از فعالیت های عملیاتی                                     ۵/۱۸٧

بازده سرمایه گذاری ها و سود پرداختی بابت تأمین مالی:

سود سهام پرداختی*                                                                       (۱۰۰)

خالص وجه نقد خروجی ناشی از بازده سرمایه گذاری ها و

سود پرداختی بابت تأمین مالی                                                                                (۱۰۰)

مالیات بر درآمد

مالیات بر درآمد پرداختی                                                              (۶۵)                 (۶۵)

فعالیت های سرمایه گذاری

فروش تجهیزات                                                                             ٧۵

خرید زمین                                                                              (۵/۱۶۲)

خرید تجهیزات                                                                            (۱۲۵)

فروش سرمایه گذاری                                                                    ۱۷۵

خالص وجه نقد خروجی ناشی از فعالیت های سرمایه گذاری                                       (۵/۳٧)

جریان خالص خروج وجه نقد قبل از فعالیت های تأمین مالی                                        ( ۱۵)

فعالیت های تأمین مالی

وجوه دریافتی بابت انتشار سهام                                                      ۲۵۰

پرداخت اسناد بلند مدت                                                               (۱۰۰)

خالص وجه نقد ورودی ناشی از فعالیت های تأمین مالی                                              ۱۵۰    

خالص افزایش در وجه نقد                                                                                     ۱۳۵

مانده وجه نقد در ابتدای دوره                                                                                 ۱۰۰

مانده وجه نقد در پایان دوره                                                                                   ۲۳۵

 

*: برای محاسبه سود سهام پرداخت شده از تغییرات حساب سود انباشته استفاده می شود:

سود انباشته ابتدای پایان دوره = تقسیم سود – سود خالص سال جاری = سود انباشته اول دوره

                                              ۵۳۵= تقسیم سود - ۲۶۵ + ۳٧۵

                                                          ۱۰۰= تقسیم سود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خلاصه فصل

 

۱- تشریح اهداف و سرفصل های اصلی صورت جریان وجوه نقد-

      صورت جریان های نقدی باید اطلاعات کافی و جامعی از گردش وجوه نقد یک واحد تجاری طی یک دوره مالی ارائه نماید. همچنین در این صورت مالی باید اطلاعاتی در مورد تمامی فعالیت های یک واحد تجاری در زمینه عملیات، بازده سرمایه گذاری و سود سهام، سرمایه گذاری و تأمین مالی طی دوره مزبور ارائه شود. صورت جریان وجوه نقد باید منعکس کننده جریان های نقدی طی دوره، تحت سرفصل های اصلی:

 

الف) فعالیت های عملیاتی

ب) بازده سرمایه گذاری ها و سود پرداختی بابت تأمین مالی

ج) مالیات بر درآمد

د) فعالیت های سرمایه گذاری

ه) فعالیت های تأمین مالی باشد.

 

۲- آشنایی با سودمندی صورت جریان های وجوه نقد-

      بستانکاران واحد تجاری به توانایی واحد در بازپرداخت به موقع بدهی هایش بیش از سودآوری آن علاقه مند هستند. در حالیکه سود خالص بیانگر دسترسی به وجه نقد است، صورت جریان های نقدی، نقدینگی سود را دقیقا گزارش می کند. همچنین بقاء، دوام و رشد یک واحد تجاری به توانایی آن در تحصیل و ایجاد وجه نقد بستگی دارد که این موضوع مهم را تنها صورت جریان های نقدی می تواند گزارش کند.

 

۳- توضیح دو شکل تهیه و ارائه صورت جریان های وجوه نقد-

      برای انعکاس اطلاعات جریان های نقدی دو روش وجود دارد. تفاوت این دو رویکرد، تنها در نحوه محاسبه جریان های نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی است. محاسبه و نحوه ارائه اطلاعات مربوط به بازده سرمایه گذاری ها و سود پرداختی بابت تأمین مالی، مالیات بر درآمد و فعالیت های سرمایه گذاری و تأمین مالی یکسان باقی می ماند. این دوره رویکرد عبارتند از:

 

الف) رویکرد مستقیم

ب) رویکرد غیر مستقیم

 

۴- بحث درباره موارد خاص در تهیه صورت جریان های وجوه نقد-

       در تهیه صورت جریان نقدی باید به موضوعاتی از قبیل جریان های نقدی استثنایی، جریان های

       نقدی غیر مترقبه، معاملات غیر نقدی و تعدیلات سنواتی توجه خاص شود.

 

 

 

 

 

 

 

پرسش ها

 

۱- هدف از صورت جریان وجوه نقد چیست؟

 

۲- سرفصل های اصلی صورت جریان وجوه نقد را توضیح دهید؟

 

۳- رابطه بین مانده حساب وجه نقد و صورت جریان وجوه نقد را شرح دهید؟

 

۴- نمونه هایی از اقلامی که در سرفصل فعالیت های عملیاتی در صورت جریان وجوه نقد منعکس       

     می شوند، نام ببرید.

۵- روش های تهیه صورت جریان وجوه نقد را به طور مختصر توضیح دهید.

 

۶- کدام سرفصل های صورت جریان وجوه نقد باید به رقم خالص گزارش شوند؟

 

٧- منظور از جریان های نقدی استثنایی چیست؟

 

۸- منظور از جریان های نقدی غیر مترقبه چیست و چگونه در صورت جریان وجوه نقد انعکاس

     می یابند؟

                        

۹- معاملات غیرنقدی چگونه در صورت جریان وجوه نقد منعکس می شوند؟

 

۱۰- مزایای روش های مستقیم و غیر مستقیم تهیه صورت جریان وجوه نقد را ذکر کنید؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 21:31  توسط حامد | 

ارزیابی شعرصوفیه:

شعرصوفیه درکلام سنایی که ازپیشروان شیوه ی تحقیق محسوب است، چون مخاطب آن عوام آن صوفیه نیستند،آثاراوازجمله دیدن وحدیقه الحقیقه رااز--- درسنتهای عصری مانع نمی آید. وحکیم --- چون این گونه معانی راباعلمای عصروادبیات دربیان می نهد اجتناب از--- شاعرانه رابرخودلازم نمی داندوازاینجاست که فی المثل سیرالعبادوحدیقه ی اوهیچ یک بحروشعرصوفیانه نسیت،بایان حال شعرصوفیانه وآنچه شیوه ی تحقیق نام دارد قبل ازعطارومولاناوالترین جلوه ی خودرادرکلام وی نشان می دهد. درکلام عطار،برعکس، مخاطب غالباً عامه ی اهل عرفان است وگوینده ی شعر هم شاعر رسمی ومنسوب به دربارها نیست این این تعلیم صوفیانه ازلوازم شاعری ومتون وانواع رایج بین شاعران خالی است. ذکرهیچ ممدوح هم درآن نیست تابه هجواهل عصرچه رسد.

آنچه درمثنوی معنوی ودیدن کبیردرقالب شعرعرضه می شود،درواقع تبلورمواجیدروحانی است وباآنکه صوت شعردارد،آنهارابا انگاره ی شعر عادی نمی توان سنجید.

گلشن راز وسعادتنامه ی شیخ شبستری که به صورت مثنوی است ودین مغربی تبریزی که صورت غزل داردنیز جنبه ی تعلیمی دارندوعنوان عرفان بیش ازشعربرآنها صادق است.

جام جم اوحدی بیشاروارث سنتهای حدیقه ی سنایی است ودرطی آن بااغراض ومتون شعربه هم می آمیزد. دیوان شاه نعنه الله مانی باآن که جامع شیوه های تعلیمی وتغزلی است عرفان برشعرغلبه دارد.

 

شعرای فارسی گوی هند:

ازاین جمله، فیض اکبرآبادی معروف به رکنی ملک الشعرای  درگاه اکبرامپراطور، بعداز امیرخسرودهلوی اولین شاعرفارسی گوی پرآوازه ای بودکه درسرزمین هندولادت یافت. وی پسرشییخ مبارک ازمشایخ ووعاظ عصروبرادرارشدابوالفضل علامی وزیر ومرشدزیرامپراطوراکبروابوالفیض نام داشت. نزدیک به صدتألیف به اومنسوب است ازجمله : وارداللکم،مواطع الالهام، اشعار فیضی ازجمله خمسه ای ناتمام است ومرکزادوارش مقابل مخزن الاسرار است وسلیمان وبلقیس ونل ودمن وهفت کشور وهفت پیکر، دیوان فیضی نیز شامل قصایدوغزلیات وقطعات وترکیبات زیباست. درقصیده غزل ازتأثیر امیرخسرو خالی نیست. اوخودرامبتکرمی خواندوگاه گاه شعرش گرم تروپرجوش ترازشعرخسروبه نظرمی آید.بااین همه مخالفان، ازجمله بدایونی مولف  منتخب التواریخ که فیضی رابه زندته والحادمتهم می داد حتی شعراورانیز نادرست می خوانن این داوری بدون شک نعرضمانه است.

شاعردیگرکه ازهندوان برخاست چند--- لاهوری است. متخلص به همین که غزلیاتش لطف وشوری داد. وی باآنکه ازفضل وکمال امثال فیضی بهره نداشت درعصر بعدازجهانگیر ازمنشیان وشاعران معروف هندمحسوب می شدودرانشاء ازشیوه شیخ ابوالفضل عندلی پیروی می نمود. نغمه چارچمن سادگی واستواری انشای اورانشان می دهد. چند--- به صحت فقراواهل عرفان علاقه می ئرزیدوشورودرداهل سلوک راداشت.

غنی کشمیری ،محمدطاهرنام،مشهرازهمان اوایل عمرباآن که ازعلوم وازآنچه می توانست برای وی مایه ی جاه واعتبارباشدبهره ای داشت، درکمال بی تعلقی می زیست گوینددرمعیشت اهل قناعت بودوبه همین سبب باآن که دستگاه ومکنتی نداشت خودراغنی می خواند وبه اهل قدرت وکلفت سرفرود نمی آورد بسیاری ازتذکره نویسان هندخاطرنشان کرده اندکه درآن عهداز اهل کشمیربلکه ازتمام هند،همچواوشاعری برنخاسته است وبه اعتقلدخان آرزو،درتبن مضامین تازه ودرصفای عبارت ازهم عصران بلکه ازگذشتگاه پیشدم بوده است.

درزمانی که ظفرخان احسن صوبه داکشمیربودغنی باوی وباصائب وکلیم آشنایی یافت. گویندصائب به سخن اواعتقادی به هم رساندودربازگشت به اصفهان چون کسی ازوی می پرسیدازشعرغنی چه ارمغان آورده ای؟ غنی دراواخرعمرمویش ازپیری سفیدشده بود وازحلیه یبصرهم ظاهراًعاری شده بود.

غنیمت کنجاهی یک شاعردیگرهند، ازشیخ زاده های پنجاب بوده ومحمداکرم نام داشت. درعهداورنگ زیب مناصب دیوانی داشت وبه طریقه ی قادری منسوب بود.چندی درکابل وکشمیربه سیاحت پرداخت وآخرشوق وطن اورابه پنجاب بازآوردوهمانجادرسنه1107وفات یافت.

درشعرسبک بابا فغانی راتتبع می کرد. همچنین درآنچه درتتبع اشعارصائب ونظیری گفته است ازخودقدرت طبع نشان داده است. شعرش به نازک خیالی وتازه جویی موصوف است. داستان عشقی واقعی بین میرزاعبدالعزیزازامرای پنجاب رابارقاص بچه ای به نام شاهدنظم کرده است که عزیز وشاهدنام داردویادآور محمودوایاز زلالی خوانساری است.

شاعرنامداردیگری که دراواخرعصرپدیدآمدناصرعلی است که ازسادات ولیت پنجاب ونجبای شهرسرهند محسوب می شد.درشاعری درعصرخودآوازه ای بلندیافت وموردتحسین سخن شناسان زمانه واقع گشت. باآنکه به  شیوه ی شاعران عصرمدیحه سرایی هم می کرد، برخلاف بسیاریازآنهابه ممدوحان وصلاتشان بانظربی نیازی می نگریست. بسیارصاحب همّت بود، قلندرنه می زیست وزروخاک پیشروی یکسان می نمود. دراواخرعمرازعشرت جوییهای رندانه توبه کردودرپایان داعیه قطبیت وشیخی یافت وبراثرسودایی که بر مزاجش غالب گشته بود درسنه 1108 درسن شصت سالگی وفات یافت.

ناصرعلی نسبت به بیدل که بی نظیر عص محسوب می شدتکریمی نشان نمی دادوخودراازصائب برترمی دانست. بهرحال درهندناصرراآبروی هندوستان ویگانه ی عصرتلقی می کردند واورادرهند نظیرصائب درایران می شمردند. مضامین پیچیده، استعارات شوخ وخیالات رنگین ازویژگیهای شعراوست.

بیدل، میرزاعبدالقادرعظیم آبادی دهلوی، آخرین شاعربزرگ فارسی گوی عهدبابریه هند وثالث ثلاثه ای است که امیرخسرووفیضی دوهمطراز دیگرش محسوب می شوند. اوایل عمرش درتحصیل ومسافرت گذشت. دراکثرعلوم رسمی وحکمی تبحرپیداکردوباطریقه ی صوفیه وبعضی مشایخ ومجذوبات هم آشنایی حاصل نمود. احاطه اوبرعلوم وقدرتش درنظم ونثر، جاذبه ی خاصی به شخصیت اوداد. کلیات آثاروی شامل نظم ونثرست ودرنثرآثاری مانندقطعات، نکات وچهارعنصرشیوه ی نویسندگی اورادرعین ساده بودن مبهم وپیچیده نشان می داد.اشعارش غیراز قصایدوغزلیات شامل تعدادی مثنویات هم هست که بعضی ازآنهاصبغه ی عرفانی قوی دارد. بعضی ازتذکره پردازان هند، وی رادرنثرهمطراز غزالی وخواجه عبدالله انصاری ودرشعرهمانندسعدی ومولوی خوانده اندوپیداست که بین سبک فکروبیان اوباآنها تفاوت آن اندازه است که این مقایسه رابه کلی نابه جانشان می دهد.اوج قریحه ی بیدل درغزلسرایی اوست وذوق عرفانی فوق العاده ای درآنهاست که کلام اوراازشاعران دیگرممتاز می دارد.

ویژگی عمده ی شعرابرمضامین پیچیده رااستعارات رنگین است که موجی ازابهام،آن رادرتخیلّهای رمزآمیز  می پوشاند ولفظی بی نظیر به ان می دهدکه شعرامثال غرقی،حکیم وصائب درمقابل آن ساده است. بااین ویژگیها که درکلام اوهست، اوراباید شاعرخیال، شاعرابهام وشاعرسایه ها خواند

منبع: زرین کوب،عبدالحسین، گذشته ی ادبی ایران، ص 431-416

صوفیا:

صوفیه درقرن هفتم هشتم قوتی بسیارداشتندوتصوف رواج روزافزونی می یافت.درپایان سده ششم وآغازسده هفتم دومکتب بزرگ درعرفان وجود داشت که به هریک ازآنها عده ایی ازمشایخ بزرگ نسبت داشتند. نخست سلسله کُرویه یعنی پیروان شیخ نجم الدین کبری درمشرق ودوم سلسله سُهروردی یعنی مریدان وپیروان شیخ شهاب الدین ابوخص عمربن محمدسهروردیدرمغرب بود.

رؤساوپیروان این دوسلسله بزرگ تاقرن هشتم درایران شهرت ودرتصوف ایران تأثیر شدید داشتند.

درگیرودارحمله ی مغول گروهی ازمشایخ بزرگ که حاضربه ترک مکان بامرکز تعلیمی خودنشدندمانندشیخ نجم الدین کبری وشیخ فریدالدین عطارونظایر آنان به قتل رسیدندویا درهمان دوران درگذشتندولی برخی دیگرتوانستندخودراازمعرکه نجات دهند وبه پناهگاههای فرهنگی جدیدمانندآسیای صغیروشام،فارسف کرمان، وبلدوسندوهندونظایر این نواحی بروندوبساط ارشاد درناحیتهای جدید بگسترانند. همین امر وبازماندن دسته هایی ازمشایخ وعرفان درشهرهاوناحیه هایی که ازقتل وعام رسته بودند وسیله ی خوبی برای حفظ سنتهای خانقاهی ونگاهبانی مبانی تصوف وترویج آن درمیان آیندگان بوده است. تصوف درقرن هفتم وهشتم اندکی هم بطریق عملی وشیوه ی تحلیل وتوجیه تمایل گردید، این کارپیش ازاین دوره توسط عین القضاه همدانی آغاز شده بوددراوایل قرن هفتم عمومیت بیشتریافت وشیخ نجم الدین کبری که مشغول تربیت عده ای ازبهترین مشایخ صوفیه بودتدلیف کتابهای معتبری مانند: منهاج السالکین، اصطلاحات صوفیه، آداب السلوک وآداب المریدین، بخشی ازمبانی تصوف وآداب صوفیان راموردبحث قراردادند.

ازمیان پیروان اوشیخ نجم الدین رازی وسعدالدین حُمُّویی کارش رادنبال کردندوبزرگانی چون شهاب الدین سهروردی درآثارخودبه تدوین مراتب تصوف پرداختند. امامحی الدین ابن العربی اندلسی باتدلیف دوکتاب مخصوص الحکم وفتوحات المکیّه بیشتراز همه اینان دربخشیدن صورت علمی به تصوف سهیم است بدین گونه تصوف درقرن هفتم وهشتم شیوه نطری یافت وبه شکل علمی قابل تعلیم درآمد.

دربرابراین دسته ازعارفان مختلف دسته ای دیگرازصوفیان بوده اند که بجای آنکه راه دشوارمجاهدت راباپای چوبین استدلال بسپرند برمرکب ذوق و وجدنشستند ودریچه ی خاطر رابا بحث های مبتنی برفلسفه واستدلال بستند.مانندفریدالدین عطارنیشابوری، شاعروصوفی بزرگ آغاز قرن هفتم وجلا الدین محمد بلخی وپدرش بهاءِالدین محمدبن حسین خطیبی بلخی وسیدبرهان الدین محقق ترندی وشمس الدین محمدبن علی تبریزی و. . . رانام برد.

تصوف ایرانی درخارج ازایران:

دردوره موردمطالعه ی مانشرتصوف ایرانی تنهادرایران صورت نگرفت بلکه صوفیانی که ازپیش حمله مغول می گریختندویاازرواج ظلم وفقروتهیدستی وبی سامانی ایران دردوره مغول به امان می آمدندوبه سرزمین های مجاورایران پناه بردند. هریک درنواحی جدیدی ازقبیل روم، شام وهند به ارشاد وهدایت خلق می پرداختند. یکی ازاین مرکزهای تجمّع صوفیه، هندوستان بوده است که ازمیان مشایخی که درآنجااجتماع کردند دوسلسله شهرت یافت، یکی ازسلسله حشتیه ی اجمیرودوم سلسله سهروردیه مولتان که نسبت تعلیم بیشتر سلسله های صوفیه هندوستان به آن دومیرسد.

منبع: صفا، ذبیح اله، تاریخ ادبیات ایران ،ج دوم، ص47-44

ازآغاز شکل گیری تصوف رفته رفته دربیان صوفیان اصطلاحات ورموزی برای بیان مقامات وحالات دیگر مراقب عرفانی درزبان فارسی پدیدآمدکه درکتب معتبرصوفیه، ازجمله رسالئه قشیریه، اللمع ومصباح الهدایه وغیره بسیاری ازآنهایادشده ودرفرهنگ مصطلاحات عرفانی تیربه آنهااشاره شده است که دراین گفتاربه آوردن چندنمونه ازآنهابسنده می شود.

گفتاراول: اصطلاحات

 -وقت: حقیقت وقت، حادثی است که اندروهم آید،حاصل برحادثی محقق

-قبض وبسط: دوحال است پس ازآنکه بنده ازحال خوف بگذرد وازحال رجاءِ، قبض، عارف راهمچنان بودکه خوف مبتدی را.

-جمع وتفرق:فرق آن بودکه بامنسوب بوده جمع آن بودکه ازتوربوده بَود.

-فنا وبقا: فنا پاک شدن ازصفات نکوهیده وبقاتحصیل اوصاف ستوده است.

-غیبت وحضور: غیبت، غیبت دل است ازآنچه همی رود ازاخلاق خلق، وحضور، حاضری بودبه حق که چون ازخلق غایب بودوبه حق حاضربود.

-صحووسکر: صحوبازآمدن بودباحال خویش وحسّ وعلم(هوسیاری) وسکر، غیبتی بود به واردی قوی وسکرازغیبت زیاده بود.

-ذوق وشرب: عبارتی بودازآن که پای بندازشراب تجلی ونتیجه های کشف، وپیدا آمدن واردهای بدیهی ، واول این ذوق بَودپس شرب وپس سیری.

-قرب وبعدک قرب، نزدیکی بود به طاعت ومتّصف شدن اندردوام اوقات به عبادت وی وبعد، آوردن مخالفت بودوبرگشتن ازطاعت، واوّل بعد دوری بودازتوفیق،پس ازآن، بُعدبَودازتحقیق. . .

-نَفَس: آسایش واوان دل بَودبه لطایف عیوب

-واردات: واردآن بَودکه بردل ها درآیدازخواطرپسندیده ازآنچه به کسب بنده نبود.

-ترساوترسابچه: مرد روحانی راگویند که ازصفات ذمیمه نفس رذیله رها شده است.

-شطح: درلغت حرکت شدید آسیا راشطحگویندودرعرفِ عرفا، حرکت اسراروجدی راشطح گویند که اظهار

شود، وبعضی گویند سخنانی است که درعین شدّت وجدحاصل شودوشنیدن آن برارباب ظاهر سخت وناخوش باشدوموجب ظن وافکارگردد. شطحات جمع آن است.

-فیض: ریختن، دراصطلاح القای امری است درقلب به طریق الهام، که بازحمت کسب است واطلاق برفعل فاعلی شود که فعلش همیشگی باشد وبلدعوض وبودن غرض،ازاین جهت، حق رامبدأفیاض گویند.

-کرامات: جمع کراست: دراصل به معنی بزرگواری هاست، امّادراصطلاح صوفیان، امورخارق العاده ای است که به سبب عنایت خداوندی، ازصوفی کامل وواصل صادرمی شود. مانند اخبارازمغیبات، اشراف برضمایر، شفای بیماران ورام کردن درندگان و. . .

-کشفکعبارت ازظهورمستوراست درقلب . کشف درلغت به معنی دفع حجاب است ودراصطلاح عرفا، اطلاع برماورای حجاب است ازمعانی غیبی وامورخفیّه . . .

کشف به معنی مکاشفه است ومکاشفه دفع حجاب است که میان روح جسمانی که درادراک آن به حواسّ ظاهر نتوان کردوگاه مکاشفه اطلاق به مشاهده شود.

-طامات: جمع طامّه، معارفی راگویند که دراوّل سلوک برزبان سالک گذرد.طامّه-به تشدید-روزقیامت راگویند وحَزقِ عادت وکرامت رانیز گویند.

-همّت: توجه قلب است باتمام قوای روحانی خودبه جانب حق، برای حصول کامل برای خودیادیگری.

گفتاردوم:

درآنچه تاکنون درباره مبانی عرفانی وتصوف گفته شد، همواره یک اصل چشمگیری نماید وآن شرط رازداری وپوشیده داشتن اسراراست. دورنیست این اصل درمسیرتصوف اسلامی، به ویژه باکشته شدن حسین بن منصورحلّاج ویحی بن –بن ایرک سهروردی وعین القضاه همدانی وچندتن دیگربه تحت الحاد، به این اندیشه دامن زده باشدکه گروه صوفیان برای مصون ماندن ازبازتاب های آمیخته باتعصّب افرادکوربین وخام اندیش که سخنان ایشان رابرنمی تابیدند ومتعصبانه آنان راکافرومرتدنیز می دانستندوریختن خونشان راجایز می شمردند، دست به قرار دادن نشانه هایی درگفتاربزنندو واژگان معینی راازمعنی ظاهری آنان خارج کرده،به صورت رازدرآوردندتا تنها برای صوفیه قابل درک وفهم باشد وروشن است که این نشانه هابا توجه به داشتن

قرنیه ی معنوی موجودمیان واژه برگزیده ومعنی پوشیده ی آن انجام شده است.

-ابر: حجاب راگویندکه ازظلمت افعال وملکات روحانی باشد ومانع مشاهده آفتاب تجلی اسمائی وذاتی گردد ودرهرنرتبه ازمراتب واطوارباشد.

-ابرو: اعوجاج سالک راگویندازصراط مستقیم شریعت وطریقت که موجب سقوط درجات وحاجب کمالات اوگردد. ازروی کشف درحال شهودچهره ی معنی ومقصودورخسارمعشوق مشهود.

-احد:کمال عبودیت وپرستش آفریدگاراست خالصاً لوجه الله. چنانکه همیشه به نوربصیرت درمشاهده ی جمال باشدوبجان ودل درمطارحه ی انجمل وصال.

-ارادت: لمعه ی محبت راگویند دردل که باعث توجه گردد به مطلوب حقیقی.

-آرزو: میل است به اصل ومبدأخودبااندک آگاهی ازمبدأبه وجهی ازوجوه.

-آز: آرزوی نفس راگویندکه به طریقه ی هوا وهوس ومقتضای نفس باشد.

-آزادی: خلاصی عارف راگویند ازقیودجمیع مابسوی الله تاحدصفات وافعال وآثار

-اشتیاق: کمال انزعاج دل راگویند به میل اصلی به سوی مبدأ اولی واین شوق رامراتب است چون میل دل به مرتبه ای می رسدکه به هیچ وجه طالب درسلوک طلب به هیچ چیز مقیدنگردد وترددخاطرواظرابش همیشه روزافزون باشد وبه بیل هرمرغوبی وبه تعرض هیچ مکروهی مقید نشود.

-آشنایی: تعلق عنایات اولی ورابطه ی رحمت ازلیه گویندکه به همه موجودات پیوسته است.

-افسانه: ملاحظه ی اعمال گذشته راگوینددرحینی که توجه به تکمیل نفس درخاطرمتمکن نشده باشد.

-افسوس: تألیف سالک راگویند برفوت اوقات وعزم تدارک مافات.

-اندوه:حیرت سالک راگوینددرکاری که سبب وجدان وفقدان آن پیش اومجهول باشد.

-آه: علامت ونشانه ی کمال عشق راگویند کهزبان ازشرح تفصیل آن قاصرباشدوبنان بیان ازرسم حقیقت آن – وازغایت اضطرارواضطراب جهت دفع کربت ورفع ضجرت به این آه حسرت متوسل گردد.

-ایمان: مقدارمعرفت راگویندکه به حضرت الوهیت به حسب تفاوتها درجات اعیان ممکنات دردانش باشدوآن به سه قسمت ایمان یقینی، ایمان غیبی وایمان حقی که اولی راعلم الیقین دوم راعین الیقین وسوم را

حق الیقین که اول مرتبه عوام است.

-آیینه: مجلس تجلی حقیقی راگویندکه بهصورت اعیان ثابته واکوان غیبیه ظاهرشود.

-باد:تقلب دل راگویندازحالی به حالی اگرازمعشوق عالم وجوب تقلب یافته باشدآنرابادصباگویندواگرازجهت مغرب درعالم کثرت وامکان متحرک باشد آنرادبور خوانند.

-باده: عشقی راگویندکه هنوز شدت نیافته باشد واین مرتبه محبت مبتدیان است.

-بام: مجلدی تجلیات معشوق راگویند.

-بامدار: مقام گردش احوال راگویندکه موجب ترقی سالک باشد ازمرتبه ی ظلمت فعل به نورعلویات.

-تب: مقصوداصلی وحقیقی راگویند به هرصورتوهرپیکرکه ظاهرگردد.

بلد:امتحانات الهی راگویندکه جهت تطهیرسالک باشد.

-بوستان: مقام دل گشادگی عارف راگویند اعم ازآنکه به مرتبه ومقامی مخصوص باشد.

-بوی: آگاهی دل راگویند ازعلاقه ی ازلی وپیوستگی اولی که درمقام جمعیت بوده باشد واکنون به واسطه پریشانی هوای نفسانی تفرقه به آن راه یافته باشد.

-بهار:فرح وسرورراگوینددرحین غلبه ی احکام شوق بروجهی که مقضی بودبه ترک عبادت کهازراه ورسم وعادت صادرشده باشد.

-بیرون: عالم ملک وشهادت راگویند.

-بی نوایی: بعدوحرمان دل راگویندازمطلوب حقیقی به واسطه ی موانع بشریت.

-پای: مقدمات فکرونظر راگویند.

-پرده: موانعی راگویند که میان عاشق ومعشوق باشد وازلوازم طریق بودنه ازجانب محب یامحبوب.

-تجلی: ظهورحق راگویندبه هرصورت وهرکیفیت وهرصفت که باشدخواه درمظاهر اعیان علوی ومقامات معنوی باشد خواه درمظاهر سفلی.

-ترانه: آیین وراه محبت راگویند برهرچه نقصان پذیراست به آنچه باقی وثابت است.

-تکبر: بی نیازی حق راگویندازجمیع خلق.

-توبه: رجوع دل راگویندازهرچه نقصان پذیر است به آنچه باقی وثابت است.

-جام: مجلای تجلیات الهی ومظاهرانوار نامتناهی راگوینداعم ازآنکه درمقام طورسری باشد یاطورروحی.

جان: اعیان ثابته وحقیقت که ازتجلی عملی ظاهرشده باشد.درعالم واحدیت وجبروت.

-جرعه: خصوصیت تجلی وجودی راگویند که جمیع ذرات به ظهوررسد.

-جفا: پوشیدن دل سالک راگویندازشاهدات دقایق حسن وجمال جهت امتحان.

جلال: ظاهرکردن حشمت واسغنای معشوق است بردیده ی عاشق جهت نفی غرورعاشق وبه واسطه ی تحقیق وانتباه وآگاهی اوبه بیچارگی وافتقاراوبه کبریای ---.

-جود:بازداشتن سالک راگویندازمشاهدت سیروعروج برمراتب رفیع که متوقع ومنتظرباشد.

-چشم:مشهودحق مراعیان واستعدادات ایشان راکه صفت بصیری اوست، ازآن روکه حدّوحاجب ذات است، به ابروی اشاره نمایندواین هردوازمقتضیات جلال باشد.

-چشم پرخمار: سترکردن تقصیر سالک راگویندتابرارباب کمال منضوراوظاهرنشود.

-چشم جادووفتان: ستراحوال وتقصیرات سالک راگویندتابه تدارک وتلدنی آن تقصیراقدام نمایدتامستحق ظن وملامت عام وخاص شود واین حال رااستدراج ومکرالهی گویند.

-چشم سیاه: ظاهرکردن کمالات وعلوقدرسالک باشد.

-چشم شهلا: اظهارنمودن کمالات ومقامات سالک راگویندهم جهت خودوغیرخودتاطالبان اله وطایفان حریم درگاه به اوراه توانند یافت ودرمقام استرشادتوانندبودن واین حال مخصوص اهل ارشاد وتکمیل باشد.

-چشم مست:استرکردن عنایت الهی راگویندوهمگی تقصیرات سالک راکه دراداءحقوق عبودیت ازاوبه وجود آمده باشدوعفوآن جهت اصلاح حال اوشود.

-چشم نرگس: استراحوال ومقامات وعلورتبت عارف راگویندتاحال اورابرای مردم معلوم نشود اما خودبخودعارف بحال ومرتبه خودباشد.

-چلیپا:عالم طبیعت راگویند.

-چهره: تجلیات راگویندکه سالک عارف برکیفیت وکمیت آن مطلع باشداما مخصوص تجلی جمالی باشدخواه تجلی آثارمی باشدوخواه افعالی وخواه صفاتی.

حج: طریق سلوک وسیرال الله راگویند.

حجاب: موانع راگویندکه ازجانب عاشق هویداگردد.

-حسن: چون به اطلاق باشد حسن ذاتی وجه حق راگویند وچون مقید باشد بتناسب اعضاء واجزاء راگویند.

-خال: نقطه وحدت حقیقیه ،من حیث خفا، که مبدأومنتهای کثرت اعتباری است.

-خرابات: مطلق وجودوذات حجت راگوین.

-خرقه: ظاهر وجودراگویندوبدن رانامندوبرافناءرسوم شبری هم اطلاق کنند.

-خطا:ظهورحق درمظاهرروحانیات است.

-خم زلف:اسرارالهی ولطایف غیبی راگویند.

- درد:حالتی که ناشی ازخلئص محبت باشدومحب راتحمل آن مقدورنباشد.

-دردی:تجلی آثاری راگویندکه درصورحسّیه رخ نماید.

-دلبر:صفت قابضی راگویند بهسبب ظهورحکم محبت وحضورمعنی مودت دردلمحب.

-دوستی:---محبت الهیّه راگوین درازل.

-دی: احال ومقام گذشته راگوینددرطریق سلوک.

-دیده: اطلاع معشوق راگویندبرجمیع حالت عاشق ازهرچه مقتضی خیراست وشر

دِیر: عالم ناسوت وهیکل انسانی راگویند.

-ذوق: درجه شهودوظهورحق است نزدسالک

-راحت: آزادی دل راگویندازبندگی نفس وشهوت او

-راز: مسامرات الهیّه راگویندکه جهت سر سریان وحدت ذاتیه باشدودرمظهری ازمظاهرکونی به زمانی وعنوانی ظاهرگردد.

راه: مراقبت تنزلات راگوینددرقوس وترقّی.

-رخ ورخساره: مظهرحسن ذاتی وتجلّیات جمالی راگویند.

رنج: ریاضت نفس ومخلفت دل راگویندیانفس که داجرای احکام طبیعت نمایو وه هوایوهوس خودعمل کند.

رندی: دربختن طاعات بدنی ودرگذشتن ازعبادات نفسانی راگویند درخرابات دل جهت طلب شراب شهود.

-زلف: صفات جلالی وتجلیات جمالی راگویندکه موجب استتاروجوجمال مطلق شود.

-زهد: زیادتی وحصول اسباب دنیاوی که فاضل بودبرقدرت حاجب.

-ساقی:حقیقت ،به اعتبارحب ظهورودرهرمظهرکه تجلی کرده باشد.

-سجاده: مقام توجه نفس ودل راگویندکه درطورنفسی وقلبی ازاعمال صالحه واخلاق مرضیه مقرر ومعین گشته باشد.

-سلام: رحمت ورأفت الهی راگویندرباره ی سالک.

-سماع: ظهور ووجدان حالات معنی راگویندبروجهی که مستلزم بودفقدان قّوت ضبطوتغیراحوال ظاهرراودل رابصورت رقص به ظهورمی رسد.

- سودا:جذبه یالهی راگویندکه عاقبتش به انجذاب تمام وانسلاب عام مؤدّی می گردد.

-شاهد: ظهورجمال مطلق رانامنددرمراتب اعیان تنزلات ومظاهر تجلّیات.

شمع: عرفان دل راگویندبه احوال تجلیات آثاری ولوازم ان برشجره ی بدن هم اطلاق نمایند.

شراب: کنایه ازسکروآن محبت وجذبه حق باشد.

شوق: انزعاج وحرکت دل راگویند به جانب معشوق اما بعدازوصل به مطلوب نشأه شوق زایل شود به خلاف عشق  ودردکه دروصل بیفزاید.

-صبر: سکینه دل راگویندبرمقامات که درطریق سلوک پیش آیدبه رضای خاطر.

-صلح: فنائ اردات عاشق راگوینددرمردامعشوق.

-طرب: وصول راگویندبه مقام انس وحالات قدس.

-طلب: جستن حق راگوینددرمرادمعشوق.

-عبادت: اجتهادوانقیادسالک راگوینددرطلب درجات واین خاصیت ابزار است.

-عشرت: لذّت انس راگویندبامحبوب خود.

-عشق:برباطن وحقیقت عقل اطلاق نمایند. بدانکه روح رادواعتبار است : یکی توجه اوبه عالم وحدت وکشورقدس،روح رابه این اعتبارعشق خوانند.گاهی عشق رابرنفس وتوجه وتوجه وانجذاب روح به جانب وحدت هم اطلق می کنندواعتبارثانی آن است که روح چون متوجه عالم کثرت گردد درجهت بسط علم برکثرات.

-عشوه:تجلیاتجمالی راگویندکه درمظاهر وصورآثاربه اظهاررسد.

-عیش: دوام حضوردل راگویند به مالعه ی جمال محبوب بی مزاحمت افکارخودطرمتفرقه.

-غم:اهتمام عاشق رادرطلب حضورومواصلت معشوق تاکه مؤانست اودرغم باشدکه مذکور محبوب است.

-غمزه:تجلی صوری راگوینکه سالک رافانی کرده اند.به مجردتجلی صوری که بی فنا باشدهم اطلاق نمایندوبرجذبه ای که دربدایات حال پیش آید---کنند.

-فراق: بعدوهجران نفس راگوینداحریم وحدت ذاتّیه وهویه غیبیه.

-فرح:انبساط دل راگویندبه تواردفیض قدسی وواردات صحبت انسی بعدازاحتباس قوای ظاهر.

-قامت: توجه دل راگویندبه عالم علوی.

-قبله: محل توجه دل راگویند وقبله حقیقی وجه حق وجمال مطلق گویندکه توجه همه خواه ناخواه به اوست.

-قد: استقامت توجه راگویندبه عالم وحدت.

-کتاب: لوح محفوظ ومحل ظهورحروف عالیه وکلمات قدسیه راگویندکه حقایق اعیان همگی درآنجامسطور است.

-کرشمه: التفات حق راگویندبه سالک بروجهی که موجب جذب دل سالک باشد به جانب حق.

-گیسو: طریق طلب وصول واتصال راگویندبه جمال مطلق ووجه حق که عالم غیب عبارت است ازآن.

-لبک کلام منزل راگویندازعالم معانی که به واسطه ای نزول نماید.انبیاءِرابه واسطه ملک واولیاءرابه واسطه یتزکیه وتضعیه ازراه امام الهام.

-لطف: پرورش دادن معشوق بودعاشق رابطریقه ی موافقت ومداراوآرزوی مصادیق دقت ومواساه.

-محبت:کمال توجه راگویندکه مسبت باجمال مطلق درطورخصی رخ نمایدوموجب سقوط قیودووجودباشد.

-محبوب: وجودمطلق وجمال وجه رانامندکه ازتقیدوتحدیدمجردباشد.

-مژگان:همان عارف راگویندکه دراعمال واقع شودونظربصیرت براونیاوردوسرآن به حکت الهیه منوط باشد.

-مهر: میل ورجوع باشدبه اصل خودکه مقرون باشد به ادراک ومسبوق باشد به طلب وشوق.

-مهربانی: صفت ربوبیت راگویندکه ازکمال عنایت وشفقت باشد جهت تربیت وترقی سالک.

-می: تجلیات الهی راگویند اعم ازآنکه آثاری باشدیاافعالی یاصفاتی یاذوقی به قدروسع وشرب بوده.

-می صاف: تجلی صفاتی راخواننده که ازکدورت صورکثرات آینه دل راصاف گرداند.

-می پرستی: استنعراق وحیرت سالک راگوین ودرتجلیات الهی خواه جوالی باشد وخواه جلالی.

میخانه: مقام لاهوت وحضرت وحدت ذاقیه راگویندکه ساغروجام تمام اعیان وجودی ازباده ی آماده ی آن میخانه مالامال لایزال است.

-میکده:عالم جبروت راگویندومقام ضاجات رادانندکهسرمستی عاشفان درآنجابه ظهورمی رسد.

-میل:رجوع راگویندبه اصل خودبی آنکه مسبوق بع شعوروادارک باشد چون میل طبیعی عناصر.

-ناز: تغزرواحتجاب معشوق راگویند.جهت انگیزکمال رفت وامتداد حکم محبت درنشاه عاشق تاطلب اوروزافزون گردد وهرچه زودترازمدارترقی ومعارج تصورات به مقصداصلی رسد.

-نای: عبارت است ازدل وجان انسان که دوجهت دارند یکی به عالم وحدت حقیقه ومحبت ذاتیه. دوم به عالم کثرت ونشاه عنصریه حسیّه .

-نغمه: امتدادنفس روحانی واستمرارفیض وجودی راگویند که جمیع ذرات کانیات ازآننغمه به رقص آمده اند.

-نماز:عروج سالک عارف راگویندبه عالم جبروت وجلوه گاه الهی.

-نیاز: اظهارتذلل واختصاریت که ازجانب عاشق درمقابله استغنا وبی نیازی معشوق جهت اعلام رسوخ ثبات قدم محبت وبه استدعای فریدلطف ونعایت نهایی معشوق به حسب صورت.

-وجد: حالتی است دردل عارف که به پس آن دلطالب علم وحدت ومقام حقیقت خودگردد.

وصال: رسیدن راگویند به مقام وحدت ومرتبه احدیت به سبب افنای رسوم بشریت واخفای عموم صفات خلقیت .

-وفا: به جای آوردن عهدازلی راگویند که اعیان ثابته وارواح راباحضرت حق درمیان بوده.

-هجران:التفات وتوجه دل راگویندبه غیرمطلوب حقیقی چه ازروی ظاهروچه ازجهت باطن باشد.

-هواوهوس: میل وآرزوی نفس راگویندبه ملایمات ومشتهیات خودچنانچه ازموجب غفلت ازطلب شود.

-یاری: امدادغنایات ازلیست که سالک راموجب وصول به درجه علیه ومقامات سنیّه باشد.

 

گفتارسوم: معانی برخی ازلغات وتعبیرات عرفانی(به نفل ازکتاب تصوف وعرفان دکترسید احمدکازرونی)

-الف:اشلرت است به ذات احدیّت ازجهت اتصاف اوبه صفات ذاتی.

- أب:مظهرروح کلی برتر(فرهنگ اصطلاحات عرفانی ص14)

-آدم: خلیفه خداونددرروی زمین وجامع جمیع اسماءوصفات الهی است.

-ابدال:راهنمایان طریقت وبزرگان وآن عبارتنداز:سکوت –عزلت-گرسنگی وبی خوابی

اَبَد: استمراروجوداست درزمان های مقّدر غیرمتناهی درآیند.

ابّرار: نیکان ومتوسّطان درسلوک وازبندگانی هستندکه مدارج سیرالی الله راطی کرده باشند.

-ابل:قوای نفسانی که تکالیف روحانی وحتی برآن توجه دارد(فرهنگ واصطلاحات محی الدین عربی-ص43)

-احد: اسم ذات است به اعتبارانتفای تعّدد صفات واسماء ونسبت تغّیات.

- ابلیس: قوای وهمی ودرونیف موجودات خیالی که درعالم خیالی وجودندارد

-احوال: موهبت های الهی است وهمچون برق هستند که ثابت نمی مانند حدیث نفس گفته می شود.

-اَخبار:برگزیدگان وهفت تن ازجمله ی سیصدوپنجاه وشش مردان غیب.

-ابن السبیل: سالک در راهحق ودورمانده ازاصل خویش وسرگردان دروادی حیرت.

-ادب: رعایت قاعده وسنّت درشریعت وطریقت وحسن ادب وظاهرملاک حسن ادب باطن است.

-ازل: استمرار وجوددرزمان های مقدّروغیرمتناهی درگذشته است.

-اسفار: سفرها، به گفته ملاصدراک عارف راچهارسفراست:1-سفرازخلق به حق  2-سفرازحق درحق    3-سفرازحق به خلق  4-سفربه حق درخلق

-اشارات: چیزی است پنهان وبدون عبارات والفاظ، عبارات ازعوام است واشارات ازخواص.

اشتیاق: عبارتست ازانجذاب محب است به محبوب درحال وصال ونیل به لذت های مداوم.

-الاثم:حجاب ودوری است

-اطواردل : جلوه ها ومظاهردل راگویند.

-اتحاد:وحدت ذاتی ودرونی است.

-اکسیر: انسان کامل ،آب حیات جاودانی.

-الوهیت: اسم مرتبه الهی است وآن حضرت اسمای ذات وصفات وافعال است وبالترازمقام ربوبیت است.

-الهام: القای معنی خاص است درقلب به طریق فیض بدون اکتساب وفکرواردغیبی برقلب راگویند.

اَنانیت: خوددیدن و«من»گفتن.

اُنس: لذت روح به کمال جمال وبه قول جنید: انس،ارتفاع حشمت است باوجودهیبت وآن غلبه ی امید برهم است.

-اوتاد: چارتن که درچهارجهت دنیاهستندوبه منزله 4رکن عالمند وهرگاه یکی ازآنان درگذردخداوندنایبی رابه جای اومی نشاند.

-اولیاء: بعدازانبیاء قرار دارند که ازطرف خدابه حالات ومکاشفات مؤبّد گشته اند.

بادصبا: اشارات است ازنفحات رحمانیه که ازطرف شرق روحانیت می ---.

-بارامانت:  مرادازآن امانت، تکلیف وعهدوپیمان الهی است.

-بقاء: عبارت است ازسیرالی ا... ونام برای آنچه باقی ماندبعدازفنای شواهدوعالی ترین بقای بالله است.

-بلد:امتحان دوستان است به انواع گرفتاری هرچندبلدبربنده قّوت کندتربت زیاده شود.

-بندگی: مقام تکلیف راگویند.

بوسه :فیض وجذبه باطن است.

-بحر: «مظهرداده جهانی راگویند»    (            )

-باب:مظهررضا وخویشاوندی است.

-بابل: مظهرسفیه وآغوش قلب است.

-الباسط: «صاحب این منزلت (درتجلی) عبدالباسط نام دار. . .هرکس پروردگار راراضی وخشنود سازدمتقابلاً رحمت اوراالبسط می دهد.»

-الباطن: «آن رازحقیقتی است که برای صاحب تجلی وهمرازان ظاهری می شود وازنامحرمان پوشیده می ماند»

الباعث: «بعث مردگان (غافلندوجاهلند) به معنی ارسال وتوجیه کردن اشیاء به سوی حیات جاویدوابدی است.»      (                   )

-الباقی: «بقای رؤیت عمل خویش وماندن درآن حالت است»    (              )

-بدر:«توصیف کامل وشاهده ی حق وشعله ورشدن فلب کامل است» (                )

-البدیع: «صاحب این منزلت (درتجلی) عبدالبدیع نام دارد. . . وچون ماصاحب جهان هستیم واورابدیع ومبدع هرچیز درمستی وهمه جهان به سوی اوره می پوید»  (                    )

-برق: «به معنی درخشیدن وآشکارشدن است وآن شهودذاتی راگویندکه مشاهده گرآن دردون خود می یابد.»

-بقره: گاو ماده،مظهرنفس حیوانی وذبح آن به معنی ازبین بردن هواهای نفسانی بالیه تیغ ریاضت است.

-بُعد: اصراردرماندن به آنچه که ناپسندوپایداری درجهت مخالف حق گویند.

- البلد: به معنی شهروزین مسکونی وآباد، اشاره به وجودویا سنیه که حریم قلب باشد.

-البلدالدین: اشاره به قلب نگهدارنده تمام معانی کلی وایمان دهنده وایمن شده ازقساد، وفنایش به خاطرتجردبودن آن است.

-تثلیث: ذات الله واحداست، وتثلیث یعنی ذات،صفات وافعال خداراجداازهم بهپنداریم.

-تجرید:احاطه ی مادون وماسوی وهستی ازقلب وازسّردل است.

تجلّی:آنچه ازانوارجهان غیب برای قلب مکشوف می گردد ونیزمتصف شدن به اخلاق الهی وعبودیت راگویند.

-تلافی: وآن معراج مقّربین است.

-تدلّی: قرب مشاهده ودنّوونزدیکی به شهودغیب راگویند.

-تراب: خاک گاهی نمادی ازنفس مطموئنه وگاهی هم پستی وکلون ودرتحیّم اشاره به فطرت آدمی دارد.

-ترقی: نقل وانتقالات دراحوال ومقامات ومعارف الهی راگویند.

-تفرقه وتفریق: تفّرق ضداجتماع است وآن پراکندگی اصحاب طریقت راگویند.

-تقدیس: منزه شدن ازتعلقات، قبول انفعالات وتعدد درذات وصفات است. لذاتقدیس ازتسبیح اخص ترباشد.

چراکه هرمقدس،مسببح نیز هست ولی هرمسبح، مقدس نیست.

-تلوینک انتقال بنده به احوالات . ودرنزذبزرگان نقص است ولی درتردمااززیباترین مقامات به شمارمی رود وآن حالتی درعبدبه تعبیر«کل یوم هونی شأن است»

-پاک بازی: توجه خاص وخالص به حضرت حق که دراعمال نه ثواب خواهدونه علّومرتبت.

-پریشانی:عالم تفرقه است.

-پیاله: کنایت ازمحبوب است ونیز به معنی صفای ظاهروباطن آمده است.

پیمانه: چیزی راگویندکه دروی مشاهده انوار غیبی کنندوادراک معانی نمایندکه دل عارف باشد. 

-تخلّی :اعراض بنده است ازآنچه اوراخدای بزرگ محجوب کرده اند.

-توحید:حکم کردن بریگانگی خداست،توحیداقراربرای عموم مؤمنات است.

-جام می: دل شیخ است کهپرازباده ی معرفت وتجلّیات انوارحق است.

-جامه شویی: طردصفات نکوهیده است.

-جذب: مستغرق شدن درمشاهده جمال حق وجلالی لایزالی شدن وازخودبینی وخودپرستی رهیدن است.

-جلوه: جلوه ی انوارالهی راگویندکه بردل عارف سالک ساطع گردد واوراواله وسیداکند.

-جَمال:ظاهرکردن کمال معشوق است ازجهت استغنای ازعاشق ونیز به معنی اوصاف لطف ورحمت خداست.

جَوهر: هرموجودیکه درتحقیق بالفعل به ذات دیگری نیازمندنباشد،درمقابل عرض

-جالوت: مظهرنقس اماره است که انسان رابه سوی سقوط وانحراف وسرکشی می کشاند.

-جامع: صاحب این منزلت را(درتجلی) عبدالجامع گویند.واوست که جامع تمام علوم درخویش است وتمام عالم ازآن متجلّی گردید.

-چشم:جمال وصفت بَصَرالهی راگویند.

-حال:معنایی است ازشادی وغم که بدون تضع وجلب وکسب به قلب وارد می شودوباظهور،صفات نفس راازایل می گرداند.

-حجاب: مانعی راگویندکه عاشق راازمعشوق ومحب راازمحبوب بازداردو

-حرم: مقام بی رنگی وبی خودی است.

-حضور:ضدغیبت است وصوفیه آن رادرمقام وحدت بکاربرند.

-حضورقلب:حضورقلب است نزدآنچه پنهان ازچشم است به واسطه ی صفای یقین به نحوی که گویی چون حاضراست، اگرچه غایب باشد.

-حق الیقین: یکی ازمراتب یقین است ازطریق علم وعین ولمس وعالی ترین مرتبه محسوب می شود.

-حلقه ی زلف: مرتبه ی تفصیل وتعّنیات الهی راگویند.

-حلولکعقیده به اینکه خداونددرلقب عارف حلول می کند می کندوپیروان این عقیده راحلولیه گویند.

-خال: عبارتست ازنقطه وحدت حقیقی

خال سیاه:عبارتست ازعالم غیب

خانقاه:محلی است که صوفیان وسالکان درآن جمع شوند، درانجاذکرگویند،محل اُنس متوفه است.

-خانه: خودی راگویندکه غیب وجوداست.

-خانَه خمّار: مقام بی رنگی وقطع تعّلقات راگویند.

-خرابات مُغان: مقام وصل واتصال راگویند که درآن واصلان به الله راازباده ی وحدت سرمست کنند.

خرقه: جامه ای که ازپاره هادوزندوصوفیه پشمینه آن رابرتن کنندوخرقه پوشی یکی ازمراسم خاص صوفیه است وشرایط وشورای رابرای مریدومراددارد.

-خاصه وخواص: عبارتست ازسالکان واصل که قطع سفرثانی وثالث کرده باشندوبه درجه ی أبدال وأقطاب وأفرادرسیده باشند.

-خبیر: علم آگاهی حاصله پس ازرنج وتلاش وآمایشهای فراوان است.

-ختم: نگین وانگشتر، علامت ومهرراگویندگان وآن مظهرعلامت ونشانه ی حق است که بردلهای عارفان زنند.

-خزائن:عبارتست ازحقایق الهی، که معبّربه اسماءوصفات است.

-خلع مغلین: نعلین مظهردنیاوآخرت است وخلع آن ازلحاظ عرفانی به معنای یافتن مرتبه ی محووفناپس ازکندن تعلقات جسمی وروحانی است.

-خلیفه الله: اشاره به انسان کامل وایده آل دارد.

-خوف: آنچه توراازناپسندیابرخوردارد.

-خوض: یگانگی تمام اشیاء راگویند

-خضر: کنایه ازبسط است والیاس کنایه ازقبض

-خطرات: چیزهایی ازاحکام طریقت که بردل گذرد،خطره به قلب اطلاق می شود.

-خَلسه:فرصت مناسب است.

-خلوت: محدثه وگفتگوی سِرّ است باحق به نحوی که غیر مجال نیابدوان حقیقت معنی خلوت است. اماصورت خلوت بریدن ازغیرمی باشد.

-خلوتخانه: مقام کمالات ولایت ومقام انس باحق راگویند.

-خم زلف: اسرارالهی راگویند.

-خّمار: پیرکامل ومرشد واصل ونیز مستحب به حجاهای عزت رااطلاق می شود که مقام تلوین است.

خُم خانهک عالم تجلّیات ظاهر راگویند کهدرقلب انسان ومهبط غلبات عشق.

-دَم: بیان گرم وگیراوکنایت ازنفس رحمانی که فیض حق است.

-دیرمغان: کنایه ازمجلس عرفاواولیاست.                                      

-دیوانه:مغلوب عشق ومجذوب به حق که دیوانگی را"نعم الدوا" خوانده اند.

-ذات:هستیوحقیقت آن راگویند.

-ذهب: اشاره به علوم عقلی داردودست بندکلدیی رمزی ازفضیلتهای باارزش می باشد.

-ذکر:خلاف نسیان است وآن مواظبت برعمل وذکر وبه قلب وحفظ غیب است.

-ذوق: نورعرفانی است که خدای به تجلّی ،آن رادردل اولیای خودمی افکنند تاحق وباطل راتمیز دهد.

-رؤیت: دیدن به چشم است،صوفیان دیدن خدارارؤیت گویند.

-رجاء: امیدواری، تعلق قلب است به حصول امری محسوب درآینده.

-رطل:کنایه ازجام محبت الهی است.

-ریاضت: تهذیب اخلاق نفسیه است، سالک بایددرطلب مقصود ازتحمّل مشتقّات نفسانیه نترسدوآنچه موافق باطبع است ترک کند.

ربّ: تجلّی هراسم وصفت الهی است که درقلب آدمی جای دارد. پس هرصفت واسم متجلّی شده، ربّ وتربیت کننده ی صاحب قلب می باشد.

-رِجال: رمزی است که ازکسانی که ازصفات نفسانی مجرّدشده اند.

-رَجاء:طمع دراجل راگویند.

-رجال:رمزی است که ازکسانی که ازصفات نفسانی مجرّدشده اند.

-زاهد: رویگردان ازدنیامشتبهات آن.

-زاهدی چیست؟ترک بدگفتن

-عاشقی چیست؟ترک خودگفتن

-ژلف: کنایه ازمرتبت امکانیه ازکلیات وجزئیات ومعقولات ومحسوسات وارواح واجسام واهر واعراض وگفته اند!کنایه ازظلمت کفراست.

-ژنار:اشاره به تبین خدمت وطاعت محبوب حقیقی است درهرمرتبت که باشد.

-زندان:مراددنیاست وگاه کنایه ازنفس است.

-زندگی: قبول اقبال محبوب راگویند.

-ساغر: مراددل عارف است که آن خُم خانه ومی خانه ومیکده نیز گویند.

-سراپرده ی راز: دل مومن است ودرراصطلاح مقام لاهوت راگویند.

-سّر:لطیفه ودیعه درقالب مانندارواح ومحل مشاهده است که ازغیر ازاصحاب وارباب قلوب ادراک آن نتوانندکرد.

-سُکون: عدم حرکت است درچیزی که حرکت وشأن آن است.

-سَکینه:به بعضی آرامش ووقاراست که دردل سالک بعدازوصول اطمینان خاطربه حق حاصل می شود.

-سُلوک: تهذیب اخلاق است برای آمادگی ووصول وطهارت بنده ازاخلاق نکوهیده وکوششی است که سالک در راه خدابه کاربرده تابه اورسد.

-سماع: ندایی ازطرف حق به روح سالکان وبه قول ذوالنّون،سماع واردی است ازحق که دل سالکان راازجاکنده وبه وی خدامی برد.

-سوخته: آنکه به کمال عبودیت رسیده ومتحقّق به حق گشته است.

-سیب زنخ: مشاهده راگویندکه ازمطامع جمال خیزد.

-سیر:بردوگونه است:سیرالی الله که پس ازشناخت خدای بزرگ پایان می گیرد وسیرفی الله که آن راغایت ونهایت نیست، درسیراول حجاب هابرطرف شودودرسیردوم بسوزد.

-سیمرغ:مرغ افسانه ای، کنایه ازانسان کامل است.

-شام: مرادکثرات وحجاب های تغیان وسِرّوحِدّت است.

-شاه مرغان ملکوت: مرادحضرت رسول (ص) است.

-شاهبازسدره نشین: روح آدمی است درمقام تجرّدوانسلاخ ازماده ومادّیات.

-شؤون: صورعالم است درمرتبت تعّین اوّل زیراعالم راسه موطن است: موطناوّل راتعیّن شؤون اول نامند.موطن دوم راتعین دوم اعیان ثابته گویند. موطن سوم راتعّین درخارج واعیان خارجیه گویند.

-شب: علم غیب راگویندوبرعالم جبروت نیز اطلاق می کند.

-شب قدر: بقای سالک راگویند که درعین استهلاک بودوجود حق تعالی.

-شراب پخته: عالم ملکوت وعیش صرف راگویند که مجرّد ازاعتبار عبودیت بود.

-شراب خام: عیش مفروج که متقارن عبودیت بود

شِرک: خدای راشریک تآمل شدن ودرعبادت ریاکردن.

-شوخی: اشاره به جذبه الهی است وکثرات التفات راگویند به اظهارصورافعال.

-شهُود:رؤیت حق است به حق.

-شَیخ: پیروانسان کامل است که درعلوم شریعت وطریقت به کمال رسیده باشدوپیروی ازآنان برمرید فرض است.

شیطان: آتش ناصاف است که به ظلمات مفروج شده وجاری مجرای خون نبی آدم. نام ابلیس است که عشق اورانسبت به باری تعالی، برخی ازصوفیان ستوده اند.

-صبح: مرادازآن نوروحدت وروشنایی توحیداست.

-صدق: راستی،علامت آن درتوحیدقطع علاقات وترک و--- عادات است.

صُراحی: جام شراب زلال راگویند وکنایه ازمقام اُنس است.

-صرات المستقیم: اقامت عبودیت باربوبیت، هدایت آن سنّت وجماعت ونهایت آن انس ودوام مشاهدت است.

-صفات جلال: صفاتی که متعلق به قهرووعظمت وعّزت باشد.

-صفات جمال: صفاتی که متعلق به لطف ورحمت باشد.

-صُحت: سکونت، یکی ازآداب مری است وآن نگهداری سّراست.

-صومعه: مقام توجه دل راگویند وقطع علاقه ازماسوی الله، صوامع علوی،مقام لاهوت است.

-ضوء: نور،کشفی که بعدازظهرمستورنگردد.

-ضیاء: رؤیت اشیاء است به عین حق.

-طامات: معارفی راگویندکه در اول سلوک به زبان سالک گذرد ونوعی خود نمایی است.

- طریقت: سیرخاصی است که مخصوصاً سالکان راه حق است. رفتن ازحادث به قدیم راگویندوکسیکه ازمرتبت مقام بقارسدگویند. ازراه طریقت به حقیقت رسیده است.

-طوارق: آنچه واردشودبردل به بشارت یا به زجر اندرمناجات درشب وآنچه وارد برقلوب اهل حقایق شودازطریق سمع.

-طواسیع: اوّل چیزهایی که پیدایش شودازتجلیات اسمای الهیه برباطن بنده وآراسته می گردانداخلاق اورابه نور باطن.

-طیفوریان: صوفیانی که پیروابویزیدطیفوربن عیسی بسطامی هستند.

-ظلمت آباد:مرادعالم سفلی وجهان طبیعت است.

-ظهور: عبارت است ازوجودونموداست.

-فناء: نیستی وآن بردوقسم است.1)سقوط اوصاف نکوهیده چنانکه بقا،وجوداوصاف پسندیده است وبه کثرت ریاضت به دست آید.2)عدم توجه به عالم ملک وملکوت وآن طریق السغراق درعظمت خداوند است.

-قطب : کسیکه اهل حل وعقدبوده وازاولیاءالله باشد ودرهرزمانی موردلطف ونظر خداقرار گیرد.

-تلّاش: دراصطلاح بی دل  ولاابالی وازجهان بریده باشد.

-قَلَندر: کسی که ازکو--- بحردوازجهان بریده باشد.

قمار:سرباختن است درراه دوست وقمارخانه محل اهل دل است که ترک سرکرده وقدم درراه عشق نهاده باشد.

-کافر: کسی است که ازجمع به تفرقه آمده باشد وکفرصوفیانه همانتفرقه است.

-کثرت:ضدوحدت است وچون ذات احدیت درمراقب مظاهرامکانیه تجلّی کند،به جهت اظهاراسماءو صفات به لباس کثرت ملتبس می شود.

کرشمه: تجلی جلال راگویند.

-کنزمخفی: عبارت است ازهویت احدّیت است که کنون درغیب است.

-کون: بودن چیزی که یک باره حادث شده باشد. مانند قلب شدن آب به هواه کون، عبارتست ازاجتماع اجزاء وفساد عبارتست ازافتراق اجزاءِ.

-کوی خرابات:مقام فنا وبی خودی است.

-گدا: کسی است که نیازمند تجلیات الهی ومستمند کرشمه بازی ومحتاج فیوضات خداست.

-گیسو: طریق طب راگویندبه عالم هویت که جل المتین عبارت ازاوست.

-لاهوت: حیاتی است که دراشیاء روان است وناسوت محل آن راگویند.

-لحظه:توجه دل است به امورغیبی که برای سالک آشکار گردد.

-لِقاءَ الله: دیدارحق.

-ماسوی الله: هرچه جزخدا، هستی حادث

-مثباح: عملی است که انجام وترک آن متساوی الطرفین است.

-مبادی: عبارت است ازاموری که سالک درمبدأپیرخود بایدرعایت کند.

-مبتدی: کسی است که به قوّت عزم واراده ی خودواردسلوک وطریق اهل الله شود.

-مجذوب: کسی است که خدااورابرای خودبرگزید وبه آب قدس پاکش گرداند.

-مَحو: درنزدصوفیه، نابودوازمیان رفتن اوصاف عادت است.

-مراقبت: ارائه علم بنده است درتمام احوالش به اطّلاع پروردگار براو، علامت مراقبت ایثاراست.

-مرقّعه: لباس پشمینه ای که صوفیان پوشند وزینت اولیاءِوشعارمتصوفه است.

-مرید: کسی است که ازاراده خودمجّرد شده وازماسوی الله بریده باشد به خاطراو.

-مژه: حجاب سالک است درولایت به کوتاهی اعمال.

-مستی: عبارت ازحیرت ووله است که دراثرمشاهده ی جمال دوست برسالک صاحب شهوددست دهد.

-مشاهده: دیدن حق است به دیده دل بدون شهِت که گویی به چشم ظاهربیند.

-قصطبه: مرادخرابات است ونیز خانقاه راگویند.

- مطرب: فیض رساننده وترغیب کننده که به کشف رموزوبیان حقایق دل عارفان معموردارد.

-معرفت: شناسایی، معرفت، حیات دل بود به حق واعراض سِرّ ازجزحق وارزش هرکس به معرفت بودوهرکس رامعرفت نبودبی قیمت بود.

معرفت شهودی: درمقابل معرفت استدلالی است ومراد ازمعرفت شهودی همان برهان صدیقان است.

-مقامات: صفات ثابت سالک وبه بذل مجهودحاصل شود واگرثابت نباشد، حال است.

-مناجات: عبارات ازمخاطبت اسراراست ودرمقام صفای اذکاربرای ملک جبار.

-منتهی: سالکی که به آداب شریعت واحکام طریقت عمل کرده وبه نهایت درجه ی سلوک رسیده باشد.

  -منزل جان:مقام الهی ومرتبت فناءِدرمعشوق است.

-منزل قرب: مقابل لاهوت است.

-مَوت البیض: مرگ سفید، عبارت ازگرسنگی است که روشن کننده باطل ونوربخش دل وسفیدکننده صورت دل است ودراین هنگام است که ازخواب غفلت بیدار می شود.

-موت احمر: مرگ سرخ ، عبارت است ازمخالفت بانفس.

-موج: دراصطلاح عبارت ازتجلیات وجودمطلق است که ازهرمرتبتی جهانی پدیدارگردد وعالم همه، امواج وجودمطلقند.

-مهجور:به هجران مبتال شده،دوری وجدایی وفراق ازمحبوب راگویندکه عاشق شیدارابسی تلخ وناگواراست.

-می مُغانه: تجلیات ربانی وانفاس قدسی مرشد کامل است.

-ناسوت: درمقابل لاهوت، عالم ناسوت عالم اجسام وجهان سلفی راگویند.

-نَظَر:توجه ودقت درامورحقایق موجودات است ونیزتوجه الهی است برسالک راه حق وتوجه بنده است به حق.

-نعمت: آنچه بدان انسان درآسایش زید، ازمال ومتاع امن ورفاه وسلامت.

-نَفس: لطیفه --- است درقالب که محل اخلاق مذمومه است.

 -نفس امّاره: روح انسانی رابه اعتبار غلبه ی حیوانیت روح، محل اخلاق محموده است نفس امّاره گویند که صاحب خودرا به کارهای بدامرکند.

نفس لوّامه: که افعال خود راملامت وسرزنش کندواین مرتبت مقوله برای ظهورمرتبت قلب است.

-نفس مطمئنه: تارک هوای نفسیانی ولذات قافیه دنیاست وراضیه ومرضیه است به آنچه خداوندخواهد.

-نقاب: حجاب میان محبوب ومحب است.

-واردات: عبارت ازچیزهایی است که واردبرقلوب می شوندوبه عبارت دیگرازجمله ی خواطر محموده است.

-وجد: چیزهایی که باقلب برخورد می کندوبی تکلف وتصنع درآن وارد می شود.

-وجود: وجود رابه دریایی همانندکرده اند،امواج که هرموجی ازآن به صورت موجودونفس انسانی ظهورمی کند.

-وقت: امرحادث متوهّمی است که حصول آن متوقف برحادث محقّق باشد وحال وارده ی برسالک است.

-ولایت: قیام عبد است به حق درمقام فنای نفس.

-هجر: عبارت ازالتفات به غیر حق است ظاهراًوباطنّا ودوری وجدایی وفراق ازمحبوب راگویند.

-هیبت: درجه ی عرفان است ومشاهده جلال خدادرقلب.

-یار: عالم شهودراگویند، یعنی مشاهده ذات حق.

----: بیداری، که هدف بیداری ازخواب غفلت است وموجب آن تجلّی انوارالهی است دردل ها.

-یوسف قدسی: مرادروح شریف انسانی است که گرفتار بندظلمت کده تن شده است.

 

منبع: انصاری،قاسم، عرفان درادب فارسی، نشرایران

صفا،ذبیح اله، تاریخ ادبیات ایران، نشرفردوس، ج دوم

منابع: کازرونی،سید احمد،تصوف وعرفان نشرارمغان،ص335تا349

ویچ برتس، ادوارد، تصوف وادبیات عرفانی، نشرامیرکبیر

میرآخوند،قاسمف فرهنگ اصطلاحات عرفانی محی الدین عربی، نشرنیل


 

تاریخ ادبیاتها

2- بیدل دهلوی: بیدل دهلوی یابیدل عظیم آبادی شهرت «میرزاعبدلقادرابن عبدالخالق»(1054قمری)؛ عظیم آباد(هند-صفر1132)؛ شاه جهان آباد(=دهلی) شاعرمتخلص به «بیدل» عارف؛ نویسنه،مقلب به«ابوالمعانی»

اصلش ازترکان جَغَتایی ازلات(یاارلاش یابرلاس) بود. خردسالی خودرادرزادگاهش گذراندوپس دراوان جوانی مدّتی درهند سیاحت کرد.در1079به خدمت شاهزاده محمد اعظم پسراورنگ زیب پیوست ومنصب لشکری بلندی یافت. اما استعدادشاعری خودراهرگزبه خدمت سلاطین ومعاریف دربارنیاورد.پس ازکناره گیری ازخدمت دیوانی-که گویادرپی درخواست مدیحه ازسوی شاهزاده بود-دیگرباربه سیاحت پرداخت.سرانجام در1096درشاه جهان آبادسکنی گزید وخانه اش محل آمدوشدبزرگان ادب ودولتمردان گردید. دراواخرعهدمحمدفرخی شیرکه ازحکمرانان حامی وی بود، مدیحه ایسرود(1311) وپس ازبیم آزاردشمنان حاکم مقتول به لاهورگریخت ومدّتی درآن شهرزیست وپس ازپایان حکومت شورشیان به دهلی بازگشت. اما اگرچه بهترین نمونه های شعرسبک هندی ودرواقع اوج آن راارائه داده است، خودنیز صاحب کلامی مشخص وممتازاست. درآثارش اندیشه های عرفانی وغنایی بامضمونهای پیچیده شاعرانه وتشبیهات وترکیبات استعاری تخیّلی وتوّهمات پردامنه وخیال پردازی های دورودراز به هم آمیخته وکلامی بارنگ  ونگارتازه وکاملاً بدیع فراهم آورده است که به کلی باشعردیگران متفاوت است ؛ هرچندکه دراندیشه های بنیادین خود، خاصه درباب مطالب فلسفی وعرفانی متأثرازمحیی الدین ابن عربی است. بااین همه کلامش ازلغزشهای اجتناب ناپذیردرعرصه خیال پردازی، به دورنیست ولاجرم پستیها وبلندی هایی دارد. درنثرنیز اسلوبی مخصوص به خوددارد که استوارودلپذیر است. اشعار اوبه رغم آنکه درایران اقبال عام نیافته است درافغانستان وقسمتی از ترکستان ،چین وتاجیکستان و ازبکستان شهرت ومحبوبیت بسیاردارد.

دیوان اومشتمل برقصیده وغزل وترجیع بندوترکیب بندوقطعه ورباعی می باشد.

منظومه های وی، محیط اعظم(1078)؛ طلسم حیرت(1080)؛منظومه تمثیلی،عرفانی(حدود3500)است.

درقالب مثنویفدربحرهَزَج سدس به نام عاقل خان رازی؛ متضبمن گشت وگذاری باطنی وعرفانی در درون آدمی؛طورمعرفت یاگلگشت حقیقت(1099)؛عرفان(1094تا1124)تنبیه المهّوسین در(درمذّلت کیمیاگران ، حدود300بیت)

نثرها،بدایع الدّهور(درعرفان؛امیخته باحکایات)؛سِکات یانکات بیدل(آمیخته به نظم).

زندگینامه: چهارعنصر(1091تا 1106)

مکتوبات : رقبعات یادقّات بیدل (حاوی 288 تا289 مکتوب اخوانی)

کلیاتش : شامل نظم ونثر می باشدو

صائب تبریزی: شهرت«میرزامحمدعلی»؛معروف به«صائب»(احتمالاً دهه 990قمری؛تبریز-1081؛اصفهان) (تاریخ تولداوراحدود1010تا1016 نوشته اند، ولی چون شاعراز هشتادسالگی خودنیز یادکرده است، این تاریخها صحیح نیست.) شاعرمتخلص به«صائب».

خاندانش ازاعقاب شمس مغربی بودند. پدرش ازجمله ی بازرگانان تبریز بودکه احتمالاً به دستورشاه عباس بزرگ با جمعی ازتجّارومردم متعیّن ازتبریز کوچ کرده، درمحّله عباس آباداصفهان ساکن شدند وبه قبازره ی اصفهان شهرت یافتند. صائب دراصفهان پرورش یافت ودانشهای رایج زمان راازاستادان مسلّم آن دوره کسب کرد.عمویش شمس الدین تبریزی شیرین قلم، مشهوربه شمس ثانی، ازاستادان خط بودوهنرخوشنویسی رابه اوآموخت.

صائب در1034گویادرکسوت بازرگانان عازم هنرشد. اماچندسالی درکابل رحل اقامت افکند ، حکمران کابل، احسن تربتی مقلب به ظفرخان، که خودشاعروادیب بود، مقدم اوراگرامی داشت وصائب به تشویق وی اشعارش راگردآورد. درسال1039 که صائب وظفرخان دربرهانپوربودند، خبررسید که پدرصائب ازایران به اکبرآباد هندوستان آمده است ومی خواهد اورابا خودبه ایران ببرد. تقریباً درهمین ایام ظفرخان که ازجانب پدر به ولایت کشمیر مأمورشده بود، بدان دیاررفت وصائب رانیز همراه برد.اندکی پس ازسیاحت کشمیر، صادب رخصت بازگشت طلبید واحتمالاضدر 1042 به اتفاق پدرعازم ایران شد، پس ازبازگشت در اصفهان اقامت گزید وبه حضورشاه عباس دوم صفوی رسید وازاولقب ملک الشعرایی یافت.

ازان پس شهرتش فزونی گرفت ومحضرش محل اجتماع اهل ادب شد ومسکنش به لنگریاتکیه معروف شد. تاپایان عمرخموبه قصدسیاحت شهرهایی چون قزوین،اردبیل،تبریز،ازاصفهان بیرون نرفت.

صائب معروف ترین شاعرعهدصفویه وبزرگترین شاعرسبک هندی است؛هم ازاین روداوری درباره ی اوهمواره توأم باداوری درباره سبک هندی بوده است،وآنان که این سبک رانمی پسندیدنداورادر خورشأن واعتباری که هم از زمان حیات خود داشت ندانسته اند.

اوشاعری بس پرکار بودودرقصیده وغزل ومثنوی ابیات فراوتان پدیدآورد؛امّاآنچه ازشعرش مایه شهرت ومحمل شتایش شده است، غزلهای اوست که سبک غزلسرایی هندی رابه اوج کمال رساند.اوهم قدرتی شگفت انگیز درتخیّل وایجاد تصویرهای ذهنی بدیه داشت وهم بازبان توانای خودقادربودآفریده های خویش را درلباس آراسته ای ازکمال نمایش دهد. ابیات بسیاری ازاوحکم مثل سایریافته است وازهمین روست که شیوه خاص اوراتمثیل دانسته اند.دیگرازاختصاصات شعرش ایرادنکته های دقیق اخلاقی وحکمی وعرفانی واجتماعی به حدوفوراست.به ترکی هم شعرسرود. گویا دیوانش مشتمل برغزل وقصیده ومثنوی باحدود 80000 بیت اول باردر1875 میلادیدرلکهنو وبعدها به اهتمام امیری فیروزی کوهی در1333 شمسی درتهران به طبع رسید.

منظومه: قندهارنامه یاعبّاسنامه(1051)

مجموعه های منتخب: سفینه صائب، مراعات الجمال، آرایش نگار، میخانه، واجب الخفط وچندمجموعه ی منتخب دیگر. منظومه مه ای به نام محمود وایازنیزبه وی منسوب داشته اند که صحیح نیست.

کلیم کاشانی یاهمدانیک شهرت «میرزا طالب»؛ معروف به«طابای حکیم»؛ ملقّب به«خلاق المعانی ثانی»،(؟، همدان-1061قمری،کشمیر) شاعر،متخلّص به «کلیم»

درکاشان پرورش یافت یافت وهم دراین شهرودرشیراز دانشهای رایج زمان راآموخت. درجوانی به هندسفرکردوپس ازمدتی سرگردانی به خدمت شاهنوازخان ازملازمان دربارابراهیم عادل شاه دوم رسید،البته دراین دوران شاعری ناپخته بود. در1028به وطن بازگشت. دوسال واندی بعد، در1030باردیگربه هندوستان رفت واین بارملازمت روح الدین اصفهانی رااختیار کردوبه واسطه ی اوبه دربارشاه جهان تقّرب جست وسرانجام به ملک الشعرایی رسید. دراواخرعمربه سبب دردپارخصت اقامت درکشمیر طلبید،اماپس ازدوری ازدربارنیزارتباطش گسسته نشدوهمچنان شاعربرگزیده ی شاه جهان باقی ماند.

اویکی ازچندچهره ی برجسته سبک هندی واز شاعران موفق این شیوه است. درهمه انواع شعرطبع آزمایی کرداما مهارت وشهرتش درغزلسرایی است .

اشعارش سرشاراز مضامین بکرواندیشه های لطیف وبسیاری ازمفردات اوبه صورت مَثَل درآمده است.

دیوانش مشتمل برقصیده وغزل ورباعی ومفرد وجزانیها می باشد. منظومه ای به نام پادشاه نامه(2) یاظفرنامه شاه جهان یاشاهنشاه نامه یاشاه جهان نامه وچندمنظومه ی کوتاه نیز دارد.

منبع: اشراقی، محمد، فرهنگ ادبیات فارسی  


ویژگیهای سبک هندی:

آنچه به نام سبک هندی خوانده شددرهرات اواخر عهد تیموری نشأت گرفت. هرچند این شیوه رابه بابا فغانی منسوب می دارنداما درهرات درعصر تیموری باقبول تلقی نششداماقسمتی ازسبک وقوع که طرز اوبدان رونق ورواج داد، درکلام بعضی ازشعرای هرات هم موجود. اگرشعربابافغانی درهرات درحلقه ی یاران جامی ودوستان میر--- موردانکار ومسخره واقع شد،احتمالاًبیشتربه خاطرشخص بابا فغانی واحیاناض دعوی نوآوری وی بودوربطی به شیوه ی وقوع نداشت. به علاوه اومورداحفاءمیرزایان هرات که مقارن اوایل ظهورصفویه ف دولت مغول بابری رادرهندبنیان نهادند، باتشویق وحمایت شاعرانی که ازایران عهدصفوی به هندعزیمت کردندوغالباً بااین شیوه بیشترازاسلوب شعر قدماآشنایی داشتند، سبک شعری راکه بعدها تاحدی به همین سبب سبک هندی خوانده شددرخور ترویج ونخستین یافتند.

تعدادزیادی ازشعرای این عصرازمحترفه ی بازاربودندوانعکس ذوق وزبان محترفه رادسبک کلام این گونه شاعران شاعران الزام می کند وسبک تازه رابیشترتعبیری ازاحوال طبقات محترفه واهل بازاررانشان می دهند. چنانکه فقدان آثارونشانه های فضل فروشی هم که شعرقدمای اهل عراق ومتأخران خراسان قبل ازمغول رابیش وکم ---ازاشارات وتعلیمات مربوط به علوم حکمی وامثال واشعار عربی می داشت درشعراین دوره ازهمین نکته ناشی است وازغلبه یذوق اهل بازاربرشیوه جدیدشعر. بعدها افراط درخیال بندی ومضمون آفرینی آن رااززبان وقوع هم که سادگی بیان نیزازلوازم آن محسوب می شد دورکرد،درسیرشعرفارسی تحولی به وجودآوردکه مدت چند قرن درتمام دوره ی صفوی تازگی واصالت فوق العاده ای بدان داد.

مختصات عمده ی این سبک مخصوصاً درآغازعبارت بود اززبان وقوع که خودمبتنی بود برمعاملات واقعی احوال معمول عشق وعاشقی واین طرزتازه درواقع عشق عاری ازرنگ وتجربه ای راکه غزل بعضی ازمتقدمان بودبه تجربه ی عشق وعاشقی متداول درزندگی هرروزمردم جامعه نزدیک کرد.سعی درجستجوی مضمون تازه وتلاش درابداع تصاویر خیالی بی سابقه، شعراین دوره رارفته رفته درکلام نازک خیالان عوام تاحدابهام، غریب وبیگانه ساخت وتشبیهات واستعارات نامدنوس رادرشعرواردکرد. علاوه براینها درآوردن الفاظ وتعبیرات مأخوذازمحاوره غالباً افراط شد وبه صفت ارسال المثل توجه خاصّی شد. اوزان وبحورنادر وغریب که درشعرقدما بوددیگران علاقه زیادی به این گونه بحورواوزان شان ندارند.

ذوق عامه همجزدرشکل بحرطویل یاآنچه درمسمّط ها ووتزادها بین شعروموسیقی ارتباط تازه ای با این اوزان راایجاب می نمودانس نداشت.

افراطدرسوز وگدازعاشقانه وسعی درتقریراحوال شخصی هم ازجمله مختصات این سبک است. شعردراین دوره درهمین غزلها مبنی برخیال بندی ومضمون سازی های معروف به سبک هندی مختصر نشداما این طرز بیان بیان ورای این گونه غزلها عام پسندعصردرمنظومه های بزمی این دوره مثل شیرین وفرهاد وحشی ومحمودوایاز زلالی وغیره بیشترجلوه می نمود ودرقصاید امثال عرفی، طالب ومحتشم کمترولی بازهم انعکاس دارد.دراین دوره درسرزمین هند«چه شعرای ایران رابه ترک سنتهای قدما وامی داشتند همگی درکارنبود شعردرخط خیال بندیها ومضمون پردازیها عام پسند درغزل باقی ماند.درقصیده ومثنوی هم امتیاز قابل ملاحظه ای احراز نکردند وغزلسرایی جزبه ندرت ازحدذوق وسلیقه ی عامه تجاوز نکرد وهمچنان قرنها به شیوه ای رایج عصرباقی ماندوسبک هندی ازغزل درسایرقالبهای شعرهم تدریجاً راه یافت. برخلاف دوران قدما که شعرا غالباً کم وبیش اهل مدرسه یامربوط به برنامه های مدرسه وتعلیم بودند،دردوره سبک هندی به ندرت دربین شعرااهل --- وجودداشت واگرهم وجودداشت غالباً برای اوتفنن محسوب می شود وکارش شاعری نبود.

درشیوه شاعران این گونه شاعران، ورودالفاظ وتعبیرات عربی، اصطلاحات مأخوذ از علوم بحثی ورسمی، استنادبه قرآن درحدیث البته طبیعی بود.

بعضی از شعرای این دوره مثل عرفی وضمیری باآنکه بیش وکم باعلوم مدرسه آشنایی داشتندبازدرغزلسرایی این، همین عوام ذوقی محترفه عوام رااظهارمی کردندوالبته وقتی شاعران وطالبان شعراکثربه طبقات اهل حرفه منسوب بوده ند شعری که می توانست ذوق آنها راارضاء کندناچارمی بایست کم وبیش عکس العملی  باشد درقبال تکلفات فضل فروشانه ی اهل مدرسه که کسب عراقی وشیوه ی متقدمان خوانده می شودوملاجامی خاتم شعرای آن طرز شعرمحسوب می شد. اماآنچه رنگ واقع گرایی به شعردادعبارت بودازتجاوز تجارب زندگی واقعی درزمینه عوام عشق وعاشقی که دراین عصرزبان وقوع خوانده میشه ونوعی واقع گرایی تلطیف شده به شمارمی اند.غیرت وحسادت وصراحت بیان درزبان شعرای دراین دوره، سوخت وواسوخت خوانده می شد.

استفاده از زبان محاوره بیشی ازآنچه درزبان اهل مدرسه بوده به زبانوقوع کیفیتی تازه می بخشید. استعمال شیوه ی ارسال التمثیل وحسن تعلیها ی ظریف ورندانه معرف ذوق تجربی طبقات عامه بود.

بدین گونه سبک هندی درعین حال جهان بینی رایج وبینش مقبول اهل عصر وآنچه راکمال مطلوب اخلاقی وتربیتی طبقات عامه محسوب می شدنیزمنعکس می کرد.

دراین شیوه احیاباضچیزی ازتعلیم اخلاقی متصوفه یا ازتجارب عرفانی انهادرکلام امثال فیضی ومبدل وناصر علی مجال انعکاس می یافت ام این رگه های تصوف غالباً اصالت ناشی ازتربیت اهل سلوک وتجربه ی ریاضت ومجاهده ی عرفاومتوفه رانداشت وبه هرحال به استناد آن نمی توان سبک هندی راآن گونه که بعضی ازصاحبنظران عصرما نداشته اند، تغزل صوفی خواند.

طرزبرخورد شاعرباعوامم طبیعت تیر رنگ خاص تربیت وکمال مطلوب عصری راداشت، برونگری جای خودررابه درون گری داده بود، طبیعت سراپاروح وحرکت می یافت ودرواقع ازدرون خودبه همه چیزآن جان می بخشید. نومیدی ودردی که دراشعارغالب این شاعران مخصوصاً درتکبیت های رنگین تخیل انگیز انها هست شباهت به خوابهای آشفته ای داردکه درپایان شب محومی شوداماتفسیرآنها وجدانی مضطرب رانشان می هد.

ازشاعران سبک هندی:

سید قطب الدین محمدنیریزی، ازعلما وزهاد عصردرشیراز می زیست. دراواخرعهدسالان حسین به سبب طعن ولعن عوام جاهل درحق مشایخ، امان وجواب تحقیرآمیزی، که سلطان به شکایت اودر این باب به وی داف ازاصفهان که به خاطرملاقات سلطان به آنجا آمئه بودبیرون آمد. باتأثروناخرسندی ترک وطن نمودومقارن فتنه ی افغان عزیمت عتبات مقدس کرد وچندی درنجف اشرف به دریس وافاضه پرداخت . ازمسافرتهای مکرروازعزلت وانقطاع مستمرسیددرتمام این دوران فترت عراق وفارس پیداست که هرج ومرج این روزگارنبایدبرای وی قابل تحمل ومایه یامنیت بوده باشد. سیدقطب والدین درحکمت وعرفان آرای خاص داشت به همین جهت درحکمت  گه گاه براقوال میرداماد وصدرااعتراض داشت ودرعرفان اقوال محیی الدین راتبعیت نمی کرد. تعلیم اوآمیزه ای ازحکمت وتصوف بودومیراث قدمای کرویه راباعقاید شیعه وبعضی ازتعلیم اصحاب محیی الدین به هم درمی آمیخت. درتصنیفات واشعار اوتأثیر شیخ محیی الدین عربی وابن فارض وشیخ کبری پیداست .مثنویات فارسی اوغالباً شیوه ی عطار را بهیادمممممممممممممی اورد.

میرزانصیر طبیب اصفهانی،که منظومه یکوتاه بهاریه اومعروف به مثنوی پیرو جوان شهرت ورواج فوق العاده دارد ووغزلیات وسایر اشعارش، باآنکه بسیارنیست ازقدرت قریحه ی شاعری گوینده حاکی است. طبیب ومنجم وحکیم ریاضی بوده واورادرعصرخویش به سبب احاطه برعل.م مختلف، تالی خواجه نصیرالدین طوسی می شمردند ونصیرثانی میخواندند. درطب کتابی به نام شفاءالدلسقام تألیف کرد، خطنستیلیق راخوب می دانست وبه عربی وفارسی شعرلطف میگفت.

سالهادچارصحبت کریم خان زندوطرز ملوک خوشنت امیز دور از ظرافت وی بودوازبی --- سلطان عصر متألم بود.گویندازدها--- که ازخان زندوهیچ ندانی اودیده بوددق کردواوایلسنه ی1191درگذشت.

علی قلی خان واله ازخانواده ی امرای داغستان وازخویشاوندان نزدیک فتحعلیخان داغستانی، اعتمادالوله ووزیر سلطان حسین بود. درواقعه سقوط اصفهان هنوزنابالغ بوداما مقارن باعزل طهماسب دوم به وسیله ی نادرافشاراقامت درایران رابرایخودغیرممکن دید.مانند شیخ علی خوین وتاحدی همراه اوعزیمت هندکردوهرچند درهندبه مناصب لشکری هم رسید به سبب پریشانیهای روحی که ناشی ازیک عشق دردناک پرماجرابود، درکارسپاهی، توفیقی که توقع می رفت نیافت.

واله قسمتی ازاوقات ملال انگیز فراغت خودرادرهندصرف تألیف تذکره ای به نام ریاض الشعراء کردکه منتخبات آن مخصوصاً ازذوق دیرپسندوی حاکی است،اما شعراوکه فقیر دهلوی سراینده مثنوی«واله وسلطان»،آنراجمع آورده است، به ویژه درآنچه به غزلهای اومربوط است ازدرد وسوز واقعی مشحون است. چنان که بعضی منتقدان خاطرنشان کرده اند برتتبع شیوه ی فغانی نبتنی است،چاشنی عرفان که درآن هست به آن مزیت خااص می بخشد، باآنکه ازشیخ علی خوین انتقادهایی می کندسبک بیانش ظاهراًمرهون تربیت واستادی اوست.

شیخ علی حزین آخرین سبک هندی رادردوران بعدازصفوی به هندی بازگردانده تمام عمرش دراین سالهای فترت درآوارگی وتاحدی درماجراجویی گذشت. همزمان باعباسقلی خان ودربعضی موارد همراه اوسالها درهندآواره بود وعاقبت نیز مثل اواما سالها بعداز ازاودرسرزمین هند به خاک رفت. شیخ علی ، معروف به«محمد علی»،دراصفهان ولادت یافت وچون پدرش شیخ ابوطالب اهل لاهیجان بود به لاهیجی شهرت یافت.

حزین درطی اسفلرخود،هم گاهی تدریس می کرد وهم غالباً بهتضیف کتب درسی اشتغال داشت. تزدیک پنجاه رساله وکتاب تضیف کردکه ازحکمت وکلام تافقه واصول راشامل می شد. به عربی هم شعرمی گفت ورساله ای هم دراحوال خودبه نام تاریخ حزین تصنیف کرد که باقی است وچاشنی ذوق وعرفانی ودرد دراشعاراودیده می شود. بهسبب طغی که درباب اهل هندکرده، بعضی شاعران هند وادیبان آن دیاررابه دشمنی باخودبرانگیخته است ازجمله سراج الدین علی خان آرزو شاعروادیب هندی هو رساله ی انتقادی جالبی به نام تنبیه الغافلین دراعتراض براشعارحزین نوشته است که رساله انتقادی جالبی است امامحرک اوظاهراً ناخرسندی ازاقوال حزین درباب ساهل هنداست.

طرفه آن است کهبررغم این نقدهابعضی ازتذکره نویسان هند، شعرحزین راباشعرصائب هم پایه دانسته اندوبدون شک دردو شوری  که درآن هست ،چنان لطفی به بیان م یآیدکه نظیر آن درکلام اکثرگویندگان عصر وی به چشم نمی خورد.

شیخ علی ازجمله آخرین شاعران نام آورایرانی است که رابطه ایران وهندرادرشعروهنرخویش دردوران صفوی نشان داده اند.

منبع:زرین کوب ، عبدالحسین،نوشته ادبی ایران ، صص 454-438

پایان


برچسب‌ها: ارزیابی شعرصوفیه
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 11:30  توسط حامد | 

تعریف عرفان وتصوف:

«عرفان یامعرفت به معنی شناخت است ودر اصطلاح،معرفت قلبی است که ازطریق کشف وشهود حاصل می شود»(انصاری،قاسم، مبانی عرفان وتصوف،ص9) کسی راکه واجدمقام عرفان است، عارف می گویند ودانشی راکهمبتنی برعرفان است،معرفت می خوانند. تصوف به معنی پشمینه پوشی ومتصوف کسی راگویندکه پشمینه پوش وپیروراه صوفیان باشد.

ازبرای تسمیه صوفی به این نام وجوهی چندذکرکرده اند: برخی عقیده دارندصوفی کسی است که صفای دل داشته باشد ونتیجه اینکه«تصوف» رامشتق از«صفا» می دانند. عده ایی این کلمه را از«صفه» مشتق دانسته اندوصوفیان را دراعمال با«اصحاب صفه» مرتبط می دانند که گروهی از فقرای مسلمان بودند که بهامر رسول اکرم(ص) در صفّه مسجدالنبی سکونت داشتند. گروهیگفته اند این کلنه مشتق از«صفّ» است وصوفیان کسانی هستند که در پیشگاه خداوندصف اول باشند((جمعی برآنندکه صوفی منسوب به«صوفانه»است وآن گیاه نازک وکوتاهی است که فقرای بیابانگرد درآن رامی خورده اند)) (انصاری،قاسم، مبانی عرفان وتصوف،ص10)،الترف،21.

«عده ای دیگر براین عقیده اند که صوفی معّرب «سوفی» یونانی است و«تئوسوفیا»(خدادوستی یاخداشناسی) باتصوف به نحوی پیوند دارد.» (انصاری،قاسم، مبانی عرفان وتصوف،ص10) یا عبدالرحمن بدوی. کلمه ی صوفی رامشتق ازصَفو(برگزیده) دانسته اندوجمعی نیز صوفی رابه صوفه(غوشابن مر)نسبت داده اند که خودوفرزندانش (بنی صوفه) در دوره ی جاهلیت خدمتگزارکعبه بودند.

سرانجام باید گفت که نسبت صوفی به«صوف،یاپشمینه،به حقیقت نزدیکتر است،اگرچهغیرصوفیان هم پشمینه ی پوشیده اند.ازحضرت رسول(ص)روایت است که: برشمابادجامه ی پشمین تاحلاوت ایمان را دریابیدونیز: هرکه لباس پشمینه پوشه نرم دل شود.»

تاریخ استعمال کلمه ی صوفی به روشنی معلوم نیست وآراءِ محققان دراین موردمتفاوت است.به زعم بسیاری

از مورخان تصوف،نخستین کسی که صوفی خواندع شده، ابوهاشم صوفی است که تااواسط قرن دوم حیات داشته وباسفیان کشوری (وفات161ه)معاصربوده است.

برخی دیگربراین عقیده اند که کاربرد کلمه صوفی به اوایل قرن دوم هجری مربوط می شود. سّراج ازحسن بصری(متوفی110ه) نقل میکندکه گفته است«درطواف صوفی دیدم وچیزی به اودادم ولی نپذیرفت» (انصاری،قاسم، مبانی عرفان وتصوف،ص11)

عرفان عملی: «جاودانه ترین کمال مطلوب ووالاترین اشتیاق روحانی درحیات دینی است.» (انصاری،قاسم، مبانی عرفان وتصوف،ص11) عرفان عملی روابط ووظایف انسان رابا خودوبااجتماع وباخدابیان می کند ومانند علم اخلاق است وسالک باید مقامات ومنازلی را طی کند تابه قلّه رفیع انسانیت برسد. وبایدبداند که وصول به این درجه به عقل واندیشه نیست وکارِدل وحاصل مجاهده وتهذیب نفس است یعنی سالک متحرک وپویاست واز هرچه بیاغاز(باید به خداوندانجامد: «انالله واناالیه راجعون»؟(    ) ما ازخدائیم وبه اوبازمی گردیم. درعرفان عملی، کوشش بی وقفه ی سالک برای بازگردانیدن کثرت به وحدت وگذشتن از وجودممکن وفانی در رسیدن به وجودمتعالی است.

عرفان نظری(علم به خداوجهان هستی):مانندفلسفه الهی به تفسیرهستی متوجه است وبافلسفه تفاوتهایی دارد.

الف: فلسفه در استدلالات خودبه مبادی واصول عقلی تکیه دارد وعرفان به اصول ومبادی کشفی وقلبی.

ب: درفلسفه خداوجزااصالت دارندومستقل هستند، درعرفان وجودمطلق وهستی اصیل خداست وغیراواسماءِ ووی هستند واستقلال ندارند.

ج: فیلسوف کمال انسانیت رادرآن می داند که جهان عقلی بشود،مانندجهان عینی وجهان راچنانکه هست باعقل خوددریابد. عارف آرزوی آن دارد کهبافناوریخوددرحق، بقای ابدیابدوقطره واربه دریای بی کران حقیقت بپیوندد تادریاشود، عرفان نظری، اندیشه درباره ی چگونگی صدورکثرت ازوحدت است. باخمه این تفاوتها عرفان عارف می شود.

عارفان راه وصول به شناخت عالم ومعرفت حق راازطریق (1)شریعت 2)طریقت 3)حقیقت، ممکن می دانند. می گویندانسان با طی این مراحل، خودرامهذّب کرده، مستعد فیض الهی می شود. ازجهل به علم وازعلم بهکعرفت می رسد وکمال می یابد.(علم الیقین، عین الیقین وحق الیقین)

شریعت برای اصلاح ظاهر، طریقت برای اصلاح ضمایر وحقیقت برای اصلاح سرایراست. شریعتف عمل است. حقیقت، وصول الی ال.. مولانا(ف 672ه) می گوید:«شریعت همچون شمع است ره می نماید ولی بی آنکه شمع به دست آوری، راه رفته نشودوچون درره آمدی رفتن توطریقت است وچون رسیدی به مقصود، آن حقیقت است.»  (انصاری،قاسم، مبانی عرفان وتصوف،ص13)به هرحال عرفان درجنبه نظری، کشف معرفت سرّی وغالباً شخصی است که به اعتقاد پیروان آن انسان راازمحدووهی خودی رهایی می دهد به وجودی که ورای عالم محدود خودی است مجال اتصال می بخشد چنانکه جنبه عملی آن سعی در رسیدن به مرتبه ای از تصفیه وتکامل است که اتصال بی واسطه با وجودنامحدودومتعالی را برای انسان محدود متناهی وفانی ممکن سازد.

«جنبه نظری تصوف: سلامی، تردمین القضاه همدانی وابن عربی وشبستری وجنبه عملی آن تردغزالی وشیخ شهاب الدین سهروردی ومولوی به عالی ترین صورت تقریر می شودواحوال ومقامات امثال بایزید وشبلی وذوالنون وبوسعید لطایف تجربی آن را نشان می دهد.» (انصاری،قاسم، مبانی عرفان وتصوف،ص14)

راههای وصول به حقیقت: محققان رسیدن به حقیقت راچهارطریق یاد کرده اند.

1-حکمت مشایی: (چون ارسطوقافله سالار این مکتب، عقاید خودرادرحین راه رفتن برای شاگردان خودبیان می کردبعدها پیروان این مکتب در جهان اسلامی، به مشّائیان مشهورشدند.) درحکمت مشّایی اصل داوری باعقل واستدلال است. ازجمله مشائیان ارسطو(ف322ق)، بنیانگذارن این حکمت وتدوین کننده ومؤلف منطق نظری است وبه وسیله ابن سینا (ف438ه) است که این مکتب درجهان اسلام وقلمرواسلامی رواج یافت.

2-ازراه مباحث کلامی درعلم کلام معمولاً نسبت مذهبی وعقل واستدلال، راهنمای طالب معرفت است. بزرگانی چون شیخ طوسی، امام الحرمین حونی، شیخ مفیدوخواجه نصیرالدین طوسی بدین غلم شهرت دارند.

3-ازراه حکمت اشراقی ائوس این مکتب شیخ شهاب الدین سهروردی مؤلف حکمه الدشراق است. پیروان این مکتب معتقدند که وصول به حقیقت، علاوه برعقل واستدلال، ازطریق اشراق امکان پذیر است.یعنی علاوه برداوری عقل بایدجوینده ی حقیقت، ازاشراقات غیبی هم برخوردار باشدتاعقل در داوری خطانکنند. این شیوه استدلال به گمان بیشتر مورخان فلسفه از شیوه ی تفکرحکمای ایران باستان اخذ شده است؛ درحقیقت عرفان اشراقی واکنش فکرآریایی درمقابل اندیشه ی اسلامی وافلاطونی تراشراقی است.

4-ازراه حکمت عرفانی: در این حکمت رسیدن به حقیقت از طریق علم غیرممکن است وعقل جزئی وحسابگررادرآن راهی نیست. سالک تنها راه رسیدن به حقیقت راکشف وشهودمی شماردونزدیکترین راه برای رسیدن به خداوندرااشراقان قلبی می داند.

تصوف جنبه ی عملی عرفان است وصوفی باسیروسلوک .کسب مقامات ونیل به احوال می شود که به مشاهدی رسد وحق رابه دیده دل ببیند. روزبهان بقلی براین عقیده است که: «عرفان سّرلاهوت رادرسرامی ناسوت آورده اند وبه جان لاهوت در زبان ناسوت سخن گفتند، خود گفتند،ازخودگفتندویاخودگفتند.» (انصاری،قاسم، مبانی عرفان وتصوف،ص16)

الف)نسب وشاهان

مؤسس این سلسه شاه اسماعیل صفوی است. نسبت اوبه شیخ صفی الدین اردبیلی می رسد که درسال650ه به دنیاآمده است. شیخ صفی الدین از مشایخ قرن هفتم واوایل هشتم هجری است که میان مردم نفوذ فراوان داشت.صفی الدین به محضر شیخ زاهد گیلانی رسید وشیخ باآن که خود دارای فرزندانی صالح بود، صفی الدین رابه جانشینی خود انتخاب کرد واورابه دامادی برگزید.پس ازوفات شیخ زاهد در700هجری صفی الدین جای اونشست وباکیاستی که داشت به مریدان آموخت که طریقت راباشریعت توأم نمایند وظواهررانگه دارند.

منبع: انصاری،قاسم، مبانی عرفان وتصوف،ص16-9

صفویه(907-1135ه/1148ه)

بعدازدرگذشت شیخ صفی الدین در735ه.پسرش صدرالدین دومی به جای اونشست وبعداز وی سلطان خواجه علی تا830ه. ارشاد مریدان راعهده دارشد.پس ازخواجه علی پسرش صدرالدین ابراهیم به خانقاه اردبیل رفت وبررونق وشهرت آن افزود. پس ازاوپسرش جنیدبرمسندارشاد نشست. درزمان اوقدرت خانقاه صفوی افزونترشد.پس ازکشته شدن جنیددرسال860ه.براثرترس جهانشاه قراتویونلوبرسلطنت خود،(پسرش سلطان حیدردرسنین کودکی برمسندارشاد قرارگرفت) اونیزمانندجدش به ارشاد مردم پرداخت وجهاد راآغاز کرد ودراثنای جهادغنائم فراوانی رابه دست آورد وبراثرتندرویترکان آق قویونلورانسبت به خودظنین ساخت ودرسال893به قتل رسید.

بعدازوی پسرش اماعیل پیشی سادات قوامی گیلان اقامت گزید وبا اینکه سیزده سال بیش نداشت، به ریاست صفویان رسید وبه همراهی گروهی معدودبه خونخواهی پدربرخاست. مردم از اسماعیل پیروی کردندواورامرشدخودمی دانستند. اسماعیل به تدریج برتعداد مریدان خود افزودف حتّی اهل تشیّع ازآسیای صغیر به یاری اوشتافتند. اسماعیل درسال907ه.درتبریزتاجگذاری کردوآن شهررابهپایتختی برگزید وشاه اسماعیل خوانده شد. اومذهب شیعه اثنی عشری رامذهب رسمی قرار داد، سلسله آق قویونلورابرانداخت، عراق عجم، فارس وکرمان راگرفت وشکیب خان ازبک راازپای ئرآورد. درحدودسی وپنچ سالگی درسال930ه. به بیماری حصبه درگذشت. پس ازوی دهتنازخاندان اوبرتخت سلطنت صفویه نشستند.

ب) اوضاع اجتماعی عصرصفوی:

صفویه قریب دوقرن ونیم سلطنت کرده اند ودراین مّدت به سبب ثبات قدرت وجلوگیری از--- اقوام مختلف به ایران، توانستندمایه گسترش آبادانی باشند. اردبیل زیاتگاه شد. تشکیل دولت صفوی ورسمیت یافتن آیین تشیّع، درواقع ضربه ای بودکه بردولت قدرتمندعثمانی ازجانب شرق وارد.

حکومت صفوی متکی به نیروی مذهب بودوشاه اسماعیل وجانشینانش خودرامظهر خدایی می دانستند، واین نوع اعتقاد خاص نسبت به شاه بودکه قبایل مختلف ترک راوادارکرد ازهیچ کوششی وجانبداری درراه تقویت واستواری حکومت صفوی دریغ نورزید. پادشاهان صفوی اندوخته های مالی بسیاری فراهم می کردندوایجاد قشون باعث شدند که شاهان به جمع آوری خزانه پرداختندوخودبه صورت سرمایه داران بزرگدرآمدند.البته دراواخرعصرصفوی وضع بدین منوال باقی نماند.

طبقه ی امراوحکبام رادردوره ی شاه تهماسب بدین گونه برشمرده اند که هرمرتبه اول قبایل ترک قرارداشتند، وبعدطوایف ایرانی وکوه نشینان جای گرفتند.بعددوطایفه ی شیخی وندکه منتسب به خاندان صفوی بودند، به ترتیب جای داشتن، وفرماندهان عالی وامرا ازمیان این طبقات برگزیده می شدند.

مهم ترین رقم صادرات دراین عهدابریشم بود.دسته مهمّی ازکارگزاران آنان بودند که _ _ سلطنتی به کار اشتغال داشتند. این کارگزاران درتمام مدّت زندگی خودبرسرخدمت بودندودرپیری نیز حقوق می گرفتند. کشاورزان زمین نداشتندواستفاده آنان از زمین یابه طریق شرکت بامالک بوده یاازراه اجاره زمین ها، نوع دیگری ازکشاورزی هم بوده که ازطریق مضاربه انجام می شده است. درعهدصفویه اروپییان به ایران راه یافته که ازمعروفترین آنها برادران شرلی، شاردن وتارونیه رامی توان نام برد. شاه عباس به راهها اهمیت می داد وبه تجارت وآبادانی می رسید چون خودبه سیاحت می پرداخت، خوداوبهترین نگهبان راه ها بود.

درسرتاسرصفوی خونریزی ها، شگنجه ها وانواع کارهای وحشیانه ادامه دااشته است. باید گفت: یکی ازعامل های مؤثردرضعف خاندان صفوی، همین کشتن بستگان وفرزندان بود. شرب خمرومشورت بااهل حرمسراازکارهای مشایخ عصرضفوی بود. علاوه برشرب خمراستعمال افیون وتریاک نیزدرایندوره رواج داشت.

ج) اوضاع هنری وادبی عصر صفوی

نیمه اوّل عصرصفوی یکی ازبارورترین اعصار هنرایرانی در دوره ی اسلامی است. شاخه های گوناگون هنر، ازقبیل نقاشی، معماری، منبت کاری، خوشنویسی، جلدسازی، قالیبافی ونساجی همه دراین دوره ازکمال لطافت برخورداراست.

نقاشی عصرصفوی اوج نقاشی درتاریخ ایران اسلامی است.ازخصایص نقاشی این عهدهماهنگی رنگ هاست. دراین عصرنقاشی چون بهزاد،قاسم علی چهره گشا،میرمصوری،سلطان محمد،شیخ محمد،آقارضا ورضای عباسی می زیسته اند. قالیبافانی دراین عصربیش ازهمه دوران هاترقی کرده است. پادشاهان صفوی ازصرف مال درتشویق هنرمندان دریغ نمی کردند. نساجی وتهیه سجاده نیز ازمظاهرهنرعهدصفوی است. تذهیب ومصّورسازی کتاب ها دراین عهدازکمال برخورداراست. انواع خطوط نیزدراینعهدیادگاربرجسته وارجمندی دارند که درتاریخ خطوط اسلامی حایز اهمیت است.

به دنبال به رسمیت یافتن آیین تشیع نشرفرهنگ عربی هم ازویژگی های این عصراست.دراین عهداصفهان، شیرازومشهدمدارس متعددی نباشدکه بسیاری ازآنهادردوره قاجاریه وبعدازآن بازسازی شده اند. ازدیگرخصوصیات این دوره رواج زبان ترکی است.پادشاهان صفوی فارسی میدانستند وبه فارسی شعری ساختند،امافرمان هایی که می بایست به قزلباشان صادرکنندخواه ناخواه به زبان ترکی بود. شاه اسماعیل، مؤسس این سلسه به زبان ترکی شعری گفت وخطایی تخلص می کرد.

تصوف دراین عهدوضع نابسامان داشت وصونیه درحالی نامطلوب به سرمی بردنداین امرناشی ازدوسبب بود،

یکی غلبه ی صوفیان ودیگرتسلطعلمای قشری.

درنیمه اول عهدصفویه درمیان عالمان دین کسانی یافت می شدند که گاه درگفتارونوشته های آنان،جذبه های ازعرفان دیده می شد. شیخ بهایی، ملاصدرا،ازآن زمره بودند، اماطبقه ای که بلافاصله بعدازاین دسته آمدند، شریعت، طریقت وحکمت راباهم جمع داشتند و چون تعصب اوج گرفته بود،گروهی به آرای آنان ایراد    می گرفتند.

عهدصفوی ازلحاظ عملی دنباله انحطاطی است که ازچندقرن قبل شروع شده بود،اماازنظرفلسفه دراین عهد چهرهایی دیده می شوند که آثارشان قابل توجه است. آثارعمده این عهدرنگ تشیّع داردواکثرعلمای این دوره آیین تشیع دارنددراین عهدزبان فارسی دردرجه دوم اهمیت قرار داشت، بیشترکتب به زبان عربی نوشته می شدوکتب فارسی بیشترترجمه کتاب های اساسی شیعه برای استفاده عامه مردم ایران بود.

دردوره صفویه به دوسبب گروهی ازاهل ادب وذوق مهاجرت رابه ماندن درایران ترجیح دادندوبیشتر آنان به هندوستان رفتند: یکی سختگیری متعصّبانه ی دولت وفقها موجب شدتاگروهی راه هندراپیش گیرندوچون ازترکان دل خوشی نداشتند ودراستانبول هم خودرابامتعصّبی ازنوع دیگر مواجه می دیدندخاک عثمانی رابه عنوان موطن جدید برنگزیدند.

دیگرطمع موجوددرایران که برخی همه چیزرابرای خودمی خواستند وبرای دیگران اجازه ی معیشت نمی دادند.

به سبب مراجعه شاعران به آثارپیشینیان، زبان شعر، پاکیزه تراززبان نثربود، این همه زبان معاصردرشعر نیز اثرگذاشت وبه رغم بی رونقی بازارشعرگروهی ازپادشاهان وشاهزادگان صفوی شعری می گفتندمانندسام میرزا، القاص میرزا وبهرام میرزا، شاه عباس اوّل هم شعری گفت: دربارهای هندوعثمانی ازکراکزعمده ی رواج شعروزبان فارسی بودند. گورکانیان هندوپادشاه بعضی درتشویق شاعران مبالغه می کردند. درمیان شاعران این عهدتخلّص های شاعرانه متشابهی به کاررفته است. چنانکه چندتن ازآنان صوفی، چند تن

شعوریوفیضی و. . . خوانده شده اند.مهم ترین گروه ازمیان شاعران این عصرشعرای وابسته به دربارها بودندکه همه غزل می ساختند، قصیده راهم درموردمدح به کار می بردند ومثنوی رابرای ابزار قدرت تقلید خود ازشاعران سلف می سرودند.(1)

شعرای دربارصفوی وسبک هندی

اظهاربی نیازی که سلاطین صفوی درتوایل ظهور آن دولت درمورد مدیحه سرایی شعراکردند تاحدزیادی درهمان اوان موجب رکودبازار قصیده پردازان حرفه ای شد. چنانکه مخالف فقها وتشرعه شیعه باطریقه صونیه وسلسله های اهل خانقاه، بررغم آن که سلطان صفوی خودصوفی اعظم خوانده می شد ونایب اوخلیفه سلطان، دستگاه مرادی ومریدی اخلاف شیخ صفی رااز جانب صوفی اعظم اراده می کرد، رسم تصوف خانقاهیان راتقریباً برانداخت. معهذا مدیحه سرایان باآن که قسمتی ازقصاید خودراصرف مناقب ومراثی ائمه هدی کردند، ازنظم قصاید درمدح حکام وامرای عصروحتی سلاطین وملوک مهم به کلی منصرف نشدند وخودطهماسب هم درمقابل وسوسه ی این تملق گوییها سرانجام تسلیم شد.

معانی شعری ومضامین عرفانی متداول دراقوال وآثارصونیه ومشایخ هم باآن که مدعیان شیخی وداعیه داران ارشاددراین دوره غالباً مستوریامتواری بودند،همچنان دراشعارمربوطبه زهدوتحقیق باقی ماندواشعاربعضی ازفقها وحکمای عصرمثل شیخ بهایی،میرداماد،میر---،ملاعبدالرزاق لاهیجی وملامحسن فیضغالباً برمعانی ومضامین صوفیه وعرفامتضمن ماند.

بی اعتنایی نخستین سلاطین صفوی نسبت به شعرقاعده ای مستمرنماند، خودآنها تدریجاً چنان که طبیعت اهل قدرت است، تملق گویان ومدیحه-پردازان حرفه یی رابه بهانه های مختلف گردخودجمع کردند ومجالس آنها تدریجاً میعادگاه قوالان، مطربان، غرلسرایان، هجوگویان، مسخرگان وکسانی که عادت به عشرت جویی داشتندشد. ازاین روشعروشاعریهرچنددردستگاه آنهامارابه اندازه ی درگاه بابریان هند،با تشویق مواجه نبود،اندک اندکمخصوصاً ازعهدعباسی اول وبعدازآن،درتردآنهاتاحدی موردتوجه شدوازهمین جهت  بسیاری ازشعراکه فرصتوتوفیق مسافرت به هندرانیافتندبه نحوی دردستگاه صفویه یاحکام وامرای آنهاراه پیداکردند.بعضی هم که زندگی درغربت هندراموافق طبع نمی یافتندبه ایران بازگشتند.

منبع:سبانی، توفیق، تاریخ ادبیات ایران،ص358-350

حکام وامراوحتی ملک زادگان صفوی هم ازهمان اوایل، تاحدی بدان سبب که پرورده ی میط میرزایان تیموری وترکان آق قویونلوبودند. نسبت به شعروسایرانواع هنرعلاقه نشان می دادند. غزل ومعمّاومثنویات بزمی درتردآنهامثل آنچه دراواخرعهدتیموریان رایج بودباشوق وعلاقه تلقی می شد.

دربین امرای صفوی نیزکسانی بودندکه خودازقریحه شاعری بهره داشتندونام تعدادی ازآنها درتحفه سامی وتذکره ی نصرآبادیوتاریخ عالم آرای عباسی هست. طرفه آن است که شاه عباس به سائقه ذوق شخصی وتاحدی نیز به تقلیدبابریان هندکه گاه به تربیت وتشویق شعراهم علاقه نشان می دادچنان که زمانی شانی تکلوشاعروندیم خودراظاهراً به خاطریک نمایش مصلحتی وتبلیغاتی به زرکشید. شاه عباس دربارگاه خودبعضی اوقات مجالس مشاعره ترتیب می دادوگویندگان رابه مناظره وبدیهه سرایی تشویق می کرد ومخصوصاً بذله گویان واهل هزلوطنزرادوست می داشت. درحق بعضی شاعران احترام وعلاقه هم نشان می دادچنانکه حکیم شفایی اصفهانی راملک والشعراو--- ایران لقب داد ودرکاشان یک بارسه روزمهمان رکناشد.

بعدازویفرمانروایان صفوی که دولت آنها باشورش افاغنه انقراض یافت، ازگرفتاریهای داخلی واختلافات امراحتی فرصت وحوصله ی آن راهم نیافتندکه به قدروی- ازروی هوس هم باشد-به شعروشاعری علاقه زیادی نشان دهند.چنان که شاه سلیمان حتی به صائب هم که ملک الشعرای دربارش بودعلاقه ای نشان نمی داد. معهذا بی اعتنایی آنها به شعروادب هم موجب آن نشدکه درمسیرشعر، وقفه ورکودی حاصل آیدچراکه شکل عامیانه آن درقهوه خانه ها ومجالس وعظ به حیات خودادامه داد وشکل سنتّی آن درنزد طلاب ومدرسان وتجارومستوفیان ادامه یافت.

بدون شک این که عده ای ازشعرای ایران درتمام دوران صفوی باناخرسندیها که بوددرسرزمین خودباقی ماندند ویا باوجودآسایشی که هندبه عنوان سرزمین فرصتها به آنها عرضه میکرد به اقامت درآن جارغبت نشان ندادندواگرهم بدانجاسفرکردند، دوباره به دیاربارخویش گشتند تاحدی همین نکته بود. واگرآنچه درغزل فارسی، سبک هندی خوانده می شود، درایران مدتها درتمام دوران صفوی بیش ازهرسبک دیگرمرغوب تلقی گشت موجب عمده اش همین نکته بودکه شعردراین دوره ناچارشده بودازدرگاه ملوک به بازار تجارپناه جویدوجزمعدودی ازشعرافرصت آن پیدانکردندکه اسالیب قدمارادرشعردنبال نمایند.

شاعران سبک هندی

دربین شاعران اوایل عهدصفوی غیرازهاتفی فرجردی(وفات927) که دراواخرعمرشاهدطلوع این دولت شد، ذکری ازدوشاعرمعروف دیگرکه درآغاز دوران صفوی وارث سنتهای گذشته ی شعرماقبل صفوی بوده اندضرورت دارد: هلالی جفتایی واهلی شیرازی.

شیوه غزل هلالی مثل کلام افغانی، طلوع سبک وقوع رانشان می دهد ومثنویاتش نیز که گاه ازلطف وحالی خالی نیست. اهلی شیرازیدرمتون بدیع وسایل عروض وقافیه تبحرداشت به تجنیس ومعماهم علاقه می ورزید. که گاه قصاید ورباعیات مصنوع مثل انواع صنایع بدیع ، می گفت: مثنویی ذوبحرین وذوقافیتین هم به نام سحر--- به وجودآورد. معهذاغزلش لطف ورقّتی دارد که ازهرگونه صنعت دورست وحاکی ازدرد واحساس واقعی می باشد.

ازسایرشعرای معروف اوایل عهدصفوی امیدی رازی هم وارث سنتهای گذشته ی شعرمحسوب است اما اولین  سنتها راازتربیت وتهذیب ذوقی خویش حاصل کرد، آن رامدیدن محیط شعروادب هرات یادستگاه ترکانان شیرازنبود.

ضمیری اصفهانی (وفات بعداز984)،نامش کمال الدین حسین، ازنام آورانشعرای عهدصفوی محسوب است. وی که برحسب آنجه ازنجوای تحفه سامی برمی آید، درجوانی باوجودفضیلت بسیاربه غایت دردمند وبی قید به نظرمی رسیده است. گویند وقتی درمجلس اوازامیرخسرودهلوی سخن به میان آمدگفت: امیر خسروونادرگویی هم تردماست ازآن پس اوراخسروثانی خواندند.بااین همه اهل ذوق اورادرلین استادی مسلم نمی دانستندچنانکه ولی دشت بیاضی(وفات1000)که درقزوین اورابامحتشم وجمعی دیگرازشعراملاقات کرده بوددعوی اورادرقصیده سرایی ظاهراًتأیید نمی کردند.

مولاناوحشی معروف به وحشی بافقی(وفات991)نامدارترین شاعرعهدصفوی درایران، درعهدفرمانروایی طهماسب اول دریزدشهرت وآوازه ای بسیاریافت. وی به یک روایت شمس الدین محمدوبه روایت دیگرکمال الدین نام داشت ودراوایل عمریک چند درکاشان به مکتبداری اوقات می گذراند.مؤلف ریاض الشعراءِ درباره ی وی می گوید: متبتع روش بابا--- بوده است ولیکن شوخی کلام رادرطرزوی افزوده وتغییری درطوربابای مرحوم داده است که بعضی بسیارشیرین ونمکین وبعضی دیگرسست وکمرتبه واقع شده است.

ازسایرآثاروحشی چندترکیب بندمسمّط گونه ای اورامی توان نام بردکه سوز ودردی واقعی دارد امابه شعرعامیانه می ماند. مثنویی ناتمام هم به نام فرهاد وشیرین ازاوباقی است که بعدها وصال شیرازی آن رابا استادی بی مانندی به پایان رسانیده است. غزلهای وحشی موصوف به تتازگی مضمون وسادگی بیان است واکثرویژگیهای زبان وقوع درآنها دیده می شود. درسراسر این غزلها عشقی پرشور، واقعی وآمیخته به درد ونومیدی موج می زند که خواننده رابه احساس همدردی وامی دارد.

محتشم کاشانی، شاعراوایل عهدصفوی ازمحترفه ی اهل بازار بوده است ودرکاشان به بزازی اشتغال است. مدیحه ای که برای طهماسب اوّل، مقارن جلوس اوفرستاد، سلطان راواداشت تاشعرارابه ترک مدیحه سرایی توصیه کندوآنهارابه نظم مراثی ومناقب ائمه اطهار ترغیب نماید. محتشم به سبب مرثیه ای که درباب واقعه ای کربلا گفته است وبه دوازه بند معروف است وهمچنین به سبب مرثیه ای که درسوگ برادرجوان خودموسوم به عبدالغنی گفته است درمرثیه سرایی شهرت بسیاردارد.

قصاید وغزلیات محتشم درعین حال حاکی ازتتبع اودراسلوب قدماست وبعضی شاعران عصر،وی ارازاستادان شعرمحسوب می داشته اند.درقصیده سرایی شیوه ی قدماراتتبع می کرد، خودراکه گاه همتای انوری می شمرد وبعضی منتقدان عصرش اوراخاقانی ثانی می خواندندواین البته مبالغه ای آشکاربود.مجموعه ی غزلیاتش به نام جلدیه که شامل اشعارعاشقانه ی اوست لطف وشورکم نظیری دارد.

علینقی کمره ای معروف به نقی، شاعرغزلسرای معروف این عصردر953به دنیا آمدودراوایل عمردرکاشان به کسب دانش پرداخت. دراوایل فرمانروایی عباس اول به اصفهان آمدوباآن که درعلوم شرعی تبحّرداشت وبه تعالیم میرداماد علاقه می ورزید بیشتراوقات خودراصرف شعروشاعری می کرد.نقی درقصیده سرایی به تتبع طرز امثال انوری وظهیر وخاقلنی علاقه نشان می دادودرغزل باوجودتوجه به شیوه ی حافظ به طرز وقوع علاقه می ورزیدودرمیان احوال وآدم شخصی قدرت قابل ملاحظه ای داشت.

زلالی خوانساری معروف به حکیم زلالی(وفات حدود1031)شاعرمثنوی سرای عهدصفوی است که مخصوصاًمثنوی محمودوایاز اوشهرت بسیاردارد.شش مثنوی دیگرمثل که جمعا سبعه ی سیاره ی زلالی راتشکیل می دهند عبارتند از:آذروسمندر، شعله دیدار، ذره وخورشید، میخانه، سلیمان نامه وجن و---.

این مجموعهراظاهراً ازحدود1001هجری آغاز کرده است وتاپایان عمردراصلاح آنها کوشیده است. وی بابسیاری ازشعرای مهم عصردرقهوه خانه ها مصاحبت ومجالست داشته است. نصرآبادی خاطرنشان می کندکه شعرش شست وبلنددارداماادبیات بلندش اعجاز است. ابداع ترکیبات تازه وتعبیرات بی سابقه که ازمختصات کلام اوست، شایدیک عامل عمده درپیدا شدن پست وبلنددرشعرش باشد که این گونه ترکیبات که گاه آن رابه شدت دچارابهام کرده است.

زلالی خوانساری غیرازمثنوی، قصایدی هم دارد که درمدح اکابرعصریاائمه هدی است امااوج کلامش درمثنویات عاشقانه است ودربعضی ادبیات آنها گرمی وتپش خاصی است که نظیرآن درکلام سایرگویندگان عصربسیارنیست.

حکیم شفایی، نامش شرف الدین حسین، معروف به شفایی اصفهانی، طبیب وعارف این دوره در عین حال

معروفترین شاعرهجوسرای عصرمحسوب می شود. اودرتتبع خسرو وشیرین ومخزن الاسرار نظامی برحسب اشارت فرمانروای وقت آزمایشی کردکه چندان موفق نبود. درغزلسرایی هم شیوه ی مطلوب باین اماشهرتش بیشتر به سبب هجوهای لطیف ونیشداری اوست که دراین شیوه استادی وی مسلم محسوب می شد. به علاوه ذوق هزل وهجوراهم باعرفان آمیخته بودوازاین حیث به حکیم سنایی شباهت داشت. منظومه ای هم به نام نمکدان حقیقت دارد که بربک و وزن حدیقه وگه گاه یادآوری آن است.

شاپورطهرانی معروف به آقاشاپور(وفات1048)، ظاهراً بعدازخویشاوندخودامیدی رازی مشهورترین شاعرقصیده سرای عصرصفوی است. آقا شاپوردردیدن مفصلی داردکه شامل مثنوی وغزل هم هست اما شهرت ومزیت اوبیشتربه جهت قصاید اوست. درآغازحال --- تخلص می کرد وظاهراً بعدازسفرهندتخلص ازنام خودگرفت. درغزل شیوه بابا فغانی راتتبع کرده است وازاین جهت توفیق قابل ملاحظه ای به دست نیاورده است. اما درقصیده سرایی ازاستادان مهم عصرمحسوب می شود ودیدن سنایی که دراوان جوانی یک چند به همراه تقی الدین اوحدی به مقابله آن اشتغال داشته است درشیوه ی شعراوبی شک تأثیر قابل ملاحظه ای به جای گذاشته است.

غزلسرای معروف عصر، جلال اسیراست که گه گاه اوراازاقران صائب خوانده اند ودرواقع،هم جلال ازصائب به تکریم یاد می کندوهم صائب ازتتبع سخن اوبه خودمی بالد. باآن قصاید جلال درمناقب ائمه هدی خالی ازلطف نیست، اهمیت اوبیشتر به خاطر غزلیات اوست که خیالبندی ومضمون پردازی، طرزتازه ایی رانشان می دهد وبه قبول مؤلف مخزن الغرایب دربین متأخران وی بانی بنیادخیالبندی محسوب است.

شاعرمعروف دیگردراین عصررکن الدین مسعود کاشانی، متخلص به مسیح ومعروف به حکیم رکنا (وفات 1066) است که مثل پدرش نظام الدین علی کاشی شاعری راباحرفه ی طبابت جمع می داشت وبا وجوداشتغال به طب وحکمت درعصرخودشاعرپرآوازه ای محسوب می شد. حکیم رکنا درجوانی درهنرخط وصنعت شعرتبحریافت ودرعین حال رساله ای به نام ضابطه العلاج درطب تضعیف کردکه با وجودمعاندان ومدعیان ازشهرت وقبول بی بهره نماند.

رکنا ازآغاز جوانی با وجود اشتغال به طبابت با اهل ذوق وادب مجالست دایم داشت. قسمت عمده ای از اوقاتش رادرباده ساری وخوشباشی گذراند. بااین حال درهمان اوقات به مطالعه ی دیوانهای شعراعلاقه ای جدی داشت. درهمان احوال به تتبع دیوان بابافغانی پرداخت ودرشیوه وقوع ذوق وقریحه ی فوق العاده نشان داد. با آن که تاپایان عمرغالباً اکثرویژگیهایی سبک وقوع رادارد دربعضی مواردقوت واستحکام غزل قدمادرآن انعکاس پیدامی کند.قصایداونیز غالباً آهنگ کلام قدمارادارد ودروقوع شعرامخصوصاً دراواخرعمرازسبک معمول عصرفاصله پیدامی کند وتاحدی بازگشت به سبک قدماست.

میرزامحمئ علی صائب معروف به صائب، خاتم شعرای بزرگ عهد صفویه وازبسیاری جهات تردمتأخران – سعدی وحافظ محسوب است. صائب علاوه برتحصیل کمالات معمول، مخصوصا، خطدرشعروادب ازحکیم شفایی تربیت یافت ودرشعروشاعری قریحه فوق العاده نشان داد.

درایران ظاهراً بعدازوفات ملک،شرقی، ازجانب عباس ثانی عنوان ملک الشعرایی خوداو وابیات شاعران دیگر.

امانه مثنویهایی که به نام قندهارنامه ومحمودایازساخته است اهمیت داردنه قصایدی که درستایش بزرگان عصرگفته است.

شاهکارهای اوغزلهای اوست که درواقع تنها غزل نیست،عرفان وحکمت هم هست. بعضی ازابیات این غزلها شاهکارذوق واندیشه است وپاره ای ازآنها مثل امثال سایرزبان عامه است . صائب آفریننده ی مصنونهای تازه است واین ازمختصات شیوه ی اوست چراکه هرچندآنچه سبک هندی خوانده می شود برهمین ویژگیها مبتنی است. درواقع شعر صائب، باعرفان متعادل وحکمت تجربی که درآن هست اوج جلوه ی شیوه ای است که درشعرفارسی سبک هندی نام دارد و ویژگی عمده ی شعرعهد صفوی محسوب می شود.(1)

ویژگیهای شعروتحول آن درعهدصفوی

1)تنوع سبک ها: شعراین دوره به سبب گستردگی منطقه جغرافیایی به شیوه های گوناگون سروده شده است. سبک هندی است، اماهمه شاعران این دوره را پیروسبک هندی نمی توان نامید، بین گویندگان شعرتفاوت های عمده ای درشیوه ی بیان مطلب به چشم میخورد. بعضی شاعران دراشعارخودبه بعضی بیش ازلفظ عنایت نشان می دادند.

شیوه ای که برخی شاعران اواخرقرن نهم واوخرقرن دهم پدیدآوردند بین خود شاعران وشعرخوانان آن روزگارطرز نو نام گرفته است.بعضی از ا شعار به سبک شعر پیش از قرن دهم هجری سروده شده اند. به طوریکه در شعرحماسی از فردوسی درقصیده ازخاقانی ، انوری،ظهیرالدین فاریابی وکمالالدین اسماعیل ودرغزل ازبابافغانی شیرازی، سعدی،امیرخسرودهلوی وحافظ ودرمثنوی ازنظامی سرمشق گرفته اند وبایدافزودکه سروده های آنان ازلحاظ لفظ ومعنی شباهتی به آثارنام برده اند.

2)تشخیص) موجودات بی جان دراشعاردوره صفوی، دارای حیات اندوشعراین دوره سرشارازمفاهیم تشخیص است واین برمیزان تخیّلی بودن شعراین دوره می افزاید:

   زان چهره ی گل به دامن اندیشه می کنم             خورشیدمی فشارم ودرشیشه می کنم

3)کاربردتمثیل وارسال المثل) درشعرشاعران این عصرارسال المثل که نوعی تمثیل است به کاررفته است. این صفت ازآنجاسرچشمه می گیردکه مضامین ازمحیط زندگی ورویدادهای روزمره ی آن وارد شعرشده است:

1-زرین کوب، عبدالحسین، گذشته ادبی ایران،صص437-422

آشنایی کهنه چون گردید بی لذّت بود           (کوزه اویک دوروزی سرودارد آب را)

3)رواج تک بیت:درشعراین عصرگاه تک بیت هایی می توان یافت که مثل نیستندولی حکم مثل سایریافته اند. گویی که همه اشعاری که مثلا درقالب غزلی سروده شده. تنهایکی دوبیت مورد پسندیده بودودیگرابیات آن به بوته فراموشی سپرده شده است:

  کمی غم دندان خوردآن کس که نانی نیستش               برفقیران منت پیری نباشد ناگوار

5)سادگی لفظ وتازگی زبان: درشعراین دوره ازمحدوده ی زبان ادبی دیرین بیرون آمدوبسیاری ازلغات وترکیبات آن دوره درشعرانعکاس یافت. این خصیصه شعررابه سطح ذوق وادراک عام نزدیک ساخت ونقیصه ابهام راتاحدّزیادی جبران کرد:

عشقی که(رفته رفته)جنون آرد چه سود                   دیوانه گشتن ازنگه اوهمین خوشست

6)افراط درکاربرد صورخیال: درشعرصفوی استعمال مجاز، تشبیه واستعاره به حدّ افراط رواج پیداکرده است. مجاز ، کنایه واسعاره ازملزومات سخن شاعرانه است، امادراین عصرزیاده روی دراین امرنکته قابل تکیه ای است. هرچه به پایان دوره صفوی نزدیک تر می شویم، کاربرد صورخیال بیشتربه چشم می خوردکه درک مضمون را دشوار ساخته است: زسیرباغ وزندان برنیاید کام سوداایم     نه شاخ سنبلی برسرنه زنجیریست درپایم. عشق رابه کام سودا تعبیر کرده است

7)رواج سبک هندی: دراین عهدشیوه ای رایج شد که تخیّل دقیق،الفاظ ساده،کثرت صورخیال،آوردن مثل ازویژگی های عمده ی آن است که آن راترجیحاً فارسی آن شیوه رادرهندرواج داده اند. اگرچه درکاربرد هندی شایدمنطقه ی جغرافیایی موردتوجّه نباشد.

8)چیرگی لفظ برمعنی: بین لفظ ومعنی توازنی وجودندارد. اگرلفظرادریک کفّه  ترازوومعنی رادرکفّه ی دیگرقراردهیم، اگرچه دراصل بایدموازنه ای برقرار باشد، می بینیم کفّه ی معنی می چربد ولفظ قدرت تحمل معانی وسیع ودقیق رادرقالب بیتی وحتّی مصراعی بگنجانند. آنان شعررامجموعه ای می دانستندکه عناصرخیال درآن گردآمده است. ایجاز شعری دراشعارشاعرانه توانای این عصرایجاز حذف است. اما بصورتی که لفظ کم است ومعنی بسیار.

امادرشعرشاعران درجه دوم کم نتوانسته اندخیالبافی خود رادرقالب بیت بگنجانند غالباً ایجازنحلّ راه یافته است.

10)ایجاز)درسواد خامی من گفت وگوی سهل نیست     زین نیستان نعره ی شیرانه می آیدبرون

خامه(قلم)راازنی ساخته شده است، نی راازنیستان بریده اند، فتحطی ازنیستانی که شیرانه درآن ساکنند.

11)ایجازنحّل) دل آسوده ای دارم چه می پرسی زآرامم   نگین رادرفلاخن می نهد ---بی نامم

شاعری می گویدگردسرهرکوهی که گشتم برایم ارزشی قائل نشد وچون سنگ فلاخن مراز خود دورکرد.

12)تکرارقافیه: از ویژگی های شعرسده یازدهم ودوازدهم تکرار قافیه است. مثلاً اگردرعربی کلمات شایان،گریان ودرمان قافیه باشند، هریک معناب خاصی رابرمی انگیزد. گاه شاعربرای یک یادوکلمه برای قافیه برگزیده، چند مضمون ازذهن می گذراند وچند بیت راباهمان قافیه یاقوا— می سرودویادداشت می کرد:

میم بازبیگانه ی شدست                       تبسّم غریب دیارلبت

عروس غمست این که برخاطرم            زبان دردهانیست وبرلب لبت

می عشق درساغر ماغریب                 چوموبرکف واستخوان برلبست

13)قالب شعر)  درشعردوره ی صفویه، غزل ومثنوی بیش ازسایر قوالب شعر-خاصه قصیده- دیده می شود. ابیات غزل در این دوره متنوّع است وموضوعات گوناگونی نظیر: عشق،فراق،امید،یأس وگاه اندیشه های حکمی وعرفانی درآن مطرح شده است. دربعضی ازغزلهای این عهداندیشه های عرفانی هندی-ایرانی واسلامی به هم آمیخته است.

گاهی دربعضی غزل ها، یاچندبیت درغزلی موضوع واحدی طرح شده است،چنانکه می توان عنوان مشخصّی به آن غزل یاقسمتی ازابیات یک غزل داد امااین نوع نادراست. گاه غزل هاکمتراز5بیت وبعضاً بیشترازبیست بیت دارند. دراین دوره قصیده سرایی هم رایج است. اکثرقصاید درمدح رسول اکرم(ص)وائمه اطهار(ع)است. زبان قصیده وشیوه ی نظم آن درآغاز عصرصفوی بیشترتمایل به شیوه ی قصیده های شاعران پایان سده هشتم است. ازخصایص قصاید این عهدبلندی وتفصیل آنهاست واین امرباعث می شودکه شاعرموضوع سخن خودراتغییردهدومسائل مختلفی رامطرح کند.

14)ابهام: شاعران پیشین اگرچه آرایه های لفظی ومعنوی به کارمی بردند،امّادرنهایت مقصودخودرابدون پیچیدگی ودرقالب سخنی زودیاب وقابل نهم ابلاغ می کردند. مفهوم اصلی اشعارساده است، اما شاعرکوشش داردکه درطرز بیان پیچ وتاب وقالب ایجاد کند وخواننده رامستقیماً به معنی راهنمایی نمی کند.

دیدارمی نمایی وپرهیز می کنی     بازار خویش وآتش ماتیز می کنی

15)مضمون تراشی: شاعران دوره چنان دقت نظری دریافتن مضمون به خرج می دهدکه گاهی خواننده دچارحیرت می شود.این خصیصه ازخصایص عمده سبک هندی می باشد.

گربه سرمه اثرکردصنعت طالع من    که بی عصانتواند به چشم یاررسید.  عاشق ازبدی زمین گیرشده ودستش به دامن معشوق نرسیده است. آیاسرمه هم که به یاری میل به چشم معشوق می رسد، ناتوان است که نمی تواند بدون یاری عصاره راه برود؟

16)وجودتناسب میان کلمات شعر(مراعات النظیر) درشعراین دوره مخصوصاً درسبک هندی اغلب میان شعرالفت وارتباط وتناسبی وجود دارد. بدین ترتیب که ممکن است کلمات یک بیت گذشته ازافاده ی معنی اصلی ازنظر ارتباطی باموضوعات دیگرداردمعانی دیگری به خاطرخواننده آوردوازاجتماع آنها صنعتی درشعرایجاد کند.

زخاک افسرده ترازبادسرگردان ترم صائب     علاج دردمن ازآب آتش فعل می آید.

میان خاک،باد، آب وآتش مراعات النظیراست.

(منبع تاریخ ادبیات سبحانی367-359)

 

ویژگیهای شاعران عهد صفوی:

1-مضمون یابی: شاعران این عهددربندآن بودندکه مضمونی بیابندتادرشعربگنجانند وعرضه کنند که آن مضمون هم خیال انگیزی باشد وهم درشنونده شگفتی بیافریند وهم دهان به دهان بگرددوزودبه حافظه سپرده

شود: ازازپیش کهرباگذردبرگ کاه راست   گیرایی کمندمحبت نمانده است

منظوراین است که دراین روزگار دیگرمهرومحبتی باقی نمانده است. برای بیان این مضمون می گوی:که گاه به آسانی ازپیش کهرباردمی شودبی آنکه کهرباآن به خودجذب کند.

2)پیروی ازخیال: شاعراین عهدازخیال پیروی کندوتخیّل خودراجامه ی عبارت می پوشاند وبه تعبیرخودآنان به خیال بندی می پردازد ومبنای سخن خودرابرخیال بندی نهاده است واین شیوه راتازه گویی هم خوانده اند.

3)پیراستگی)به مرورزمان درپیروی ازخیال وتصویروخیال بندی وتازه گویی تحولی پیدامی شودوتخّیل سامان یافته به یاری الفاظ پیراسته ودرقالب شعرریخته می شود هرچه ازثنایی مشهدی بهصائب نزدیکترمی شویم زبان شعراازنقص عاری می شودوبه همواری می گراید، گویی که سیرعمده ی شعروتحول آن مقدمه ای برای ظهورصائب تبریزی است.

4)هندی سرایی یامکتب هندی)شاعران درخیال بندی ازصائب پیروی می کردند.اکثراین شاعران ازهند برخاسته اندوپرچمداران واقعی سبک هندی شمرده می شوند. اگرچه این شاعران ازصائب واسیراصفهانی پیروی کردند، امادرمضمون یابی وتازه گویی راهی دورودراز درپیش گرفتند وبه پیچ وتاب افتادند.

5)مقاومت)شاعران باپیروی ازسرمشق هایی که دردست داشتندآموخته بودند که تا می توانن مضامین کوتاه و ظریف ودست نیافتنی رادر—کوتاه جای دهند.

6)کاربردتشخیص درتمثیل) درچنین موردی شاعرنخست مطلبی رادرباره موضوعی ادّعامی کندوآن گاه مثالی روشن و واضح می آورد که دلیلی برای ادّعای شاعری به حساب می آیدبانظیرآن تلقی می شود.

7)تازه یابی)شاعران این عصراصراردارندکه درشعرخودمعانی ومضامین الفاظ به کاربردند.این اصراردرنتیجه ی خستگی شاعران ازتکراراندیشه اوگفته های پیشینیان است درطول سده یازدهم هجری این ادعاوبحث ودعوت به تازه یابی ادامه داشت.

8)تقلیدازپیشینیان)باآن که شاعران مدّعی بودندکه هرگزدست به مضامین شعرای پیش ازخوددرازنمی کند اماتقلیدازآثارپیشینیان نیزدراین عهدرواج داشت. هرشاعردرهرزمینه ای که مهارت داشت به تقلید پرداخت. چنان که دیوان حافظ وخمسه نظامی موردتقلید واقع شد.

9)لغزش درکاربردالفاظ)دراین عهدآوردن مضامین نوونکته های دقیق باساده گویی پیش ازحدّمعمول شد، شاعران تنهابه آوردن مضامین دقیق ونواکتفانکردند،بلکه کوشیدندتامضامین خیال انگیزتری بیابندکه به مهارت واستادی نیازداردوبه مرورزمان خیال پردازی تونیزوسخن آرایی ضعیف ترشدوبسیاری ازشرط های شاعری ازبین رفت.

10)گرایش به محیط)یعنی شاعران مضمون ونکته راازدوربرخودمی گیرندوشاعران این عهدبه شیوه ی نویسندگان  سبک رمانتیسم اروپاسخن می گویندبه عبارتی دیگر،به عالم دوروبرخودبااحساسی که خوددارند می نگرندوازتأثیرطبیعت درسخن خودمی گویند.

11)مضمون ربایی)درعصرصفوی تأثیرازمضامین شعرای دیگریامضمون ربایی رواج داشت. شاعران ادعاداشتندکه مضمون خودراحتّی دوباره تکرارنمی کنداما وقتی ازشاعرمضمون ونکته بخواهندشاعرناگزیر بودبه دیوان دیگرشاعران دست دراز نمایدوازگفته های آنهای آنهابهره برد.

12)بازی باکلمه)ازهنرهای شاعران عهدصفوی استفاده ازمعانی گوناگون یک کلمه یابه قول مشهوربازی باکلمه است. اگرشاعری این هنررابااستفاده ازصفت جناس وابهام بکارمی برد مضامین جایی رامی آفرید.

منبع: بحانی، توفیق، تاریخ ادبیات، صص373-368


موضوعات شعروانواع آن:

1)حماسه های تاریخی: درعهدصفوی نظم داستان های ملی هرگزمطرح نبود، اما نظم منظومه های تاریخی در بحرمتقارب متمّن مقصوریامحذون دربیان حال بزرگان دین رواج داشت وگویندگان آنها معمولاً به شاهنامه ی فردوسی نظرداشتند. مانندشاهنامه عباسی ازکمالی سبزواری.

2-حماسه های دینی: ازاوایل این عهدحماسه های دینی دربیان مناقب، معجزه هاوپیروزی های پیامبراسلام وبزرگان مذهب شیعه رواج پیداکرده. این منظومه هاازهمه ی اخباروروایات اعّم ازتاریخی وداستانی استفاده می شودتارونقی به منظومه هاببخشد. اماتقریباً همه آنهافاقدارزش ادبی ودرشمارمثنوی های متوسط حماسی وقهرمانی می آیند. مانندصاحبقران نامه، منظومه وقهرمانی که شاعران معلوم نیست.

3-داستان سرایی: دراین عهدنظم داستانهای عاشقانه موردشاعران توجه بوده وویژگی این داستان هاسادگی وکوتاهی آنهاست فقط برایرفع تکلیف واطاعت ازامرسفارش دهنده ی آن سروده است. بعضی ازاین مثنوی هاناتمامانده است. دراین داستان ها نفوذنظامی، امیرخسرودهلوی، جامی وهاتفی مشهوراست.

4-قصیده گویی ومدیحه سرایی: دوره موردبحث مادوره غزلسرایی است، اماقصیده سرایی هم رواج داشته است. شاعرانی چون لسانی، نظیری وظهوری همان گونه که درساختن غزل شوری درسرداشتن به ساختن قصیده هم پرداختند. شاعران قصیده گوی ضمن ابرازهنرشاعری، نخست ازمزاحم کردن سازوسامان زندگی ودوم کسب اجراخروی بوده است. قصاید درمدح رسول اکرم(ص) وامامان شیعه(ع) --- مدایح پادشاهان، سرداران هم دراین دوره رواج داشت.

قرابت قصیده به غزل درنحوه کلام خلاصه نمی شود بلکه جهت آفریدن معانی وجنبه ی فکری وذوقی هم همین این دوقالب هماهنگی وجود داشت. ازخصوصیات قصایداین عهدبلندی وتفصیل آنهاست واین امرباعث می شد که شاعرموضوع سخن خودراتغییردهدومسائل مختلفی رامطرح کند.

5)قصایدمصنوع: دراین عهدگروهی به ساختن قصاید مصنوع پرداختند.اهلی شیرازی وعیشی هروی به پیروی ازسلمان ساوجی وسیدذوالفقارشروانی قصیده ساخته اند.

6)منظومه های حکمی وعرفانی: دراین دوره به تقلیدازمخزن الاسرارنظامی، حجدیقه الحقیقه سنایی ومثنوی جلال الدین رومی منظومه هایی سروده شده است. دراین منظومه هااندیشه ی تازه ای دیده نمی شودوهدف گویندگان ازسرودن منظومه هاتقلید وابراز قدرت وتوانایی درشاعری است ودرآنها تأثیر استادانی که مورد تقلیدقرار گرفته اند، دیده می شود.

بعضی از این منظومه ها تنها جنبه دینی دارند. وحشی بافقی، خلد برین رانظم کرده وفیضی فیاضی، مرکزادواررابه نظم کشیده است.

7)ساقی نامه ها:درعهدصفوی سرودن ساقی نامه هاهم رواج داشت.موضوع ساقی نامه هاناپایداری دنیا، بیهودگی جهان وهستی آن، عاقبت دردانگیز فرزندان آدم، پناه بردن به عالم هستی وبی خبری و . . . رامطمح نظرداشت. بعضی ازاین ساقی نامه ها به مدح پایان می پذیرد، مدح یکی ازامامان وبیشترمدح حضرت علی(ع) وگاه مدح پادشاهان.

8)ستایش ومرثیه ودیگراشعارمذهبی: دراین دوره کمترشاعری رامی توان یافت که قصیده یاترکیب بندیاترجیع بندی درستایش پیامبر(ص) وائمه اطهار(ع)سروده باشدوالبته سرودن این نوع شعردردوره های قبل هم بودامّا گویی شاعران این عهدآن رابه عنوان زکات طبع وقریحه خودبه حساب می آورده اند. رواج تشیّع ورسمی شدن آن دراین باده مؤثربوده است.

دراین زمینه کارمحتشم دردوازده بندشهرتی فراوان کسب کردوهنوز هم مؤثرترین مرثیه ای است که شهرت خودراحفظ کرده است.

9)معّماسازی: ازسد هشتم تادهم به معمابه اهمیت فراوان می دادند، مهم ترین کتب معمّاوشرح آن دراین دوره ها تدوین شده اند.

10)ساختن داده تاریخ که دوسه قرن پیش ازاین عهدساختن ماده تاریخ معمول شده بود. همه شاعران به مناسبتهای گوناگون به حساب ابجدی قطعاتی سروده اند، آنان مخصوصاً باساختن ماده تاریخ دروفات شعرای معاصرخوددرتعیین دقیق تاریخ فوت آن خدمتی به تاریخ ادبّیات فارسی کرده اند. بعضی ازاین ماده تاریخ هادرباره سرودن منظومه ها، پاره ای درزادروزها وبعضی دربنای کاخ ها وجزآنهاست.

11)طنز وهزل وهجو: درعصرصفوی هزل وهجووطنز مانن دوره های پیشین رواج داشته است. دردوره صفوی هزل وهجوپسندیده نبود، بااین حال بسیاری ازشاعران عصرصفوی درساختن هجوشهرتی داشته اند.

12)شهرآشوب: درقرن نهم ودهم شهرآشوب بسیاررواج داشت.برری این اشعارازنظرجامعهشناسی وشناختن حرفه ها اهمیت فراوان دارد.درمیان شهرآشوب ها بعضی هجوآمیز است وبرای سرایندگان انها مایه ی آزارشده است.

ویژگیهای عمده شعرکلیم کاشانی، صایب تبریزی وبیدل دهلوی

ویژگی های عمده ی کلیم کاشانی: -معنی آفرینی وخیالبافی:

       حدیث بحر فراموش شدکه دورازتو                  زبس گریسته ام آب برد دریارا

دراین شعراغراق است ولی ازنظرتخیّل ومضمون آفرینی، زیبایی خاصی درآن است.

2-تمثیل: دراشعاردوره های پیش تمثیل اندک است. گویی کلیم،صائب وغنی ان راصفت خاصّ قراردادند. این سه تن مدّت هادرکشمیرباهم همدم وهم قدم بودندومشاعره می کردند. کلیم این شیوه رابسیاربکاربرده است.     درمحفلی که تازه درآیی گرفته باش   (اوّل به باغچه گره برجین زند)

3-تخیّل: اگرشاعری، کاربرد تخیّل باشد، کلیم به تمام معنی شاعراست،زیرااکثرابیات اومنظری ازتخیل است.

بعدازاین تاریکی شب هابه خودخوش کن کلیم               شکوه کم کن درچراغ اختران روغن نماند

شب های تاریک وپریشانی رادرخیال چنان می بیندکه روغن چراغ ستارگان تمام شده است.

4-استدلال زبان محاوره: کلیم درعین نازکی خیال، ازیادنبرده است که ازلفاظ روزمره نیز بهره گیرد.

یک زیانم من ونمی گویم    سختی راکه(پشت ورو)دارد.    پشت ورو: ظاهروباطن

ویژگی هی شعرصائب تبریزی:

1-تمثیل: شاید بتوان گفت که احساس طرز نودرشعرصائب، تمثیل است. صائب تمثیل رادرهرموردی به کاربرده است. غزلی دردیوان صائب نتوان یافت که چندین تمثیل درآن نقل شده باشد.

عیب پاکان زودبرمردم هویدامی شود     درمیان شیرخالص موی رسوا می شود

2- نازکی اندیشه: درشعراندیشه ای بایدنهفته باشدکه ان راجز بادقت وتعمق نتوان یافت. صائب معتقداست که معانی نازک رابه آسانی نمی توان به چنگ آورد، برای یافتن ان رنج وکوشش لازم است.

3-جوینده زیبایی درغرابت: درادب فارسی، غرابت رانحّل مضاحت می دانند،اگرکسی همرنگ جماعت نباشد رسوامی شود. جست وجوی زیبایی درغرابت نکته ی قابل توجهی است.

زیبایی معیارهای خاصی داردمثلاً چشم کبود درادب عربی وفارسی نشان خبث طینت است، اماصائب به این رسم معتقداست نیست ومی گوید:

  دل خراب مردجودآسمان کم بود                          که چشم شوخ توظالم هم آسان گون شد

علی رغم معیارهای یادشده،یاری رامعرفی می کند که چشمان آبی دارد.

4-کاربرد صورخیالکدرشعرهای صائب موج تنها کفی بردهان دریانیست، بلکه نمونه ای ازجنب وجوش وناآرامی هم هست:

موجیم که آسودگی ماعدم ماست           مازنده ازآنیم که آرام نگیریم.

5-تشخیص: زبی تابی چنان سررشته ی تدبیرگم کردم        که ازسیماب می گیرم سراغ آرمیدن را

ازسیماب(جیوه) سراغ می گیرد که آرامش راچگونه توان یافت.

6-کاربرد غزل درهرزمینه: صائب غزل رادرباره ی توصیف طبیعت، عشقبازی، پندواندرز وزمینه های دیگرقالب شعری قرار داده است.

7-همه جانبگیک درشعرصائب درزمینه ی هرمضوعی ابیات متعدد می توان یافت. صائب درهرموردی مثل هایی دارد.درتواضع می گوید:ازتنورآمدبرون طوفان وعالمگیرشد    خاکساری راغمی باید به دست کم گرفت

8- شاعرتک بیت ها:برزیامن اهل ادب درهرموردبیتی ازصائب جاری می شود، شاید کسی نتوان یافت که غزلی ازصائب راازابتداتاانتهابخواند. درهرغزل صائب ابیاتی می توان یافت که برجسته ازدیگرابیات آن غزل است.

ویژگهای شعربیدل: اگرچه درشعربیدل همه ویژگی ها ی سبک هندی را می توان یافت، امادرشعراوبازهمخصوصیاتی به چشم می خوردکه مختصّ خود اوست یا بحوبارزتری درشعراوآن ویژگی راسراغ می توان گرفت.

1-ترکیب های خاص:ازویژگی های شعربیدل بافت ها وترکیبات خاصی است که اورااستخدام کرده است.

2-انتخاب اوزان خاص عروضی واظهار علاقه به آن

3-کاربردردیف های شکل

4-حس آمیزی ابیانه وتعبیر طوری است که حاصل آن آمیخته شدن روق به یکدیگراست.

5-تصویرهای متناقضک تصویری است که دوروی ترکیب ازلحاظ مفهوم یکدیگررانقض می کنند.

6-مصراع دوم به عنوان کلید: درغزل بیدل وسبک هندی بیشترمصراع دوم کلیدمعنایی بیت راتشکیل می دهد.

ماوتوخراب اعتقادیم              بت کاربه کفرودین ندارد

منبع: سبحانی، توفیق، تاریخ ادبیات ایران،ج صص 423-408

   نثرفارسی درعهدصفویه:

درعصرصفوی نثرفارسی منطقه جغرافیایی وسیعی رادربرمی گیردوازایران وهندگرفته تاآسیای صغیر (ترکیه امروزی)راتحت سیطره خوددرمی آورد. برای تدوین موضوع های گوناگون به کارمی رود، امادراکثرآنها موازین --- ولغوی رعایت نمی شود.

اگربه ساده نویسی گرایش پیدامی کند، ازلغات وتعبیرات عامیانه مدد می گیرد واگربه تصنیع می گراید، ازلغات متکلفانه وسجع بهره مند می شود. دراین دوره کتاب بینابین،یعنی کتابی که نه ساده وعامیانه باشد ونه متکلفانه وادیبانه، به ندرت تألیف شده است.

آثارمنثوری که درهندودراین عهدتألیف شده است، همین وضع را داراست، درآنجاهم به تکلفات وزواید بیش ازاصل مطلب توجه می کردند. دربعضی کتب تاریخیوداستانی ، زبانی ساده به کاررفته است،امانثرهای ساده نیز تحت تأثیر زبان مردم آن عصر قرار داشت وگاه ازنظر دستور ساختمان زبان فارسی درست بود.

انواع نثر:

1-نثرساده که برای نوشتن قصه وتاریخ دراین عهدنثرساده به کاررفته است. نثر ساده همان سادگی وصراحت را داردکه زبان محاوره داراست. درآن به سجع وصنایع لفظی عنایتی نشده است. این گونه نثردرعهدصفوی به واسطه تفصیل کلامفگاهی خسته – است.

2- نثرمنشیانه وقتیک همانند شعر، آرایه های لفظی دارد. ازویژگی آن یکی داشتن سجع است ودیگرتکلفات شاعرانه که موجب دشواری فهم مطلب وگم شدن سررشته ی سخن ازدست خواننده است. نویسندگان ازحیث کاربرد لغات دشوارعربی یا ایجازومختصات دیگر به خودزحمت نداده اند، کارشان این بوده است که مطلب کوتاهی رادرچند سطر بلندوبالا باسجع های ناموزون وجمله های قراردن بیان کنند. گاهی درلابلای نثرمنشیانه،نثرساده هم به کار رفته است.

3-نثربینابینکازاین دوره کتب تاریخی دردست است که مانندنثرهای غیر متکّلفانه وبدون پیرایه های لفظی است ونه مانند نثر های منشیانه، مغلق ومتکّلفانه، بلکه به نثری بینابین نوشته شده اند. دراین کتاب اطلاعات تاریخی عمده ایی نهفته است وازاین حیث این کتاب ها مفیدند.

4-نثرهندیک نثرهندی ، نثرجداگانه ای نیست، آن ویژگی که درباره نثربینابین ومنشیانه گفته شدف درباره ی این نوع نثر هادرهندی نیز صادق است. بااین فرق که اظهار تفصل دراثارهندی بیشتردیده می شود. فارسی نویس هندی فقط می خواهدفضل خودرانشان دهد. مطلب گفتنی کم دارد،اگرمطلبی هم داشته باشدعلاقه منداست که درحاشیه سخن بگوید تااصل مطلب.

5-این نثردر این عهد به منظورنشرفرهنگ واصول عقاید وتشیعّ رواج یافته است. کتاب هایی که به این مقصدنوشته شده است، نثری ساده وقابل فهم عوام دارد. این گونه کتب بیشتردرزمینه ی تفسیرف کلام، فقه، حکمت واخلاق تألیف یافته اندودرجمله بندی بیشترتحت تأثیر صرف ونحوعربی قراردارند.

کتاب های دیگری هم دراین دوره تألیف شده که به شیوه ی نثرهای دوره های قبل است وازجمله بندی فارسی پیروی می کندوافعال فارسی به معنای اصلی وکهنه خود بکاررفته است. موضوعی اینگونه کتب هم عملی است وبرخی ---- است که طرفداران مذهب تشیّع وتسنّن دردفاع ازآزادی خود نوشته اند.  

منبع: ، تاریخ ادبیات، سبحانی صص429-324


فرقه صوفیه:

صوفیان درنیمه دوم قرن پنجم وتمام قرن ششم واوایل قرن هفتم مهم ترین دوره مناسبت خئدرادرایران سپری می کردند. درآغاز عهدسلاحقه عده ای ازمشایخ بزرگ پیشین هنوزسرگرم فعالیت وتربیت مریدان خودبوده اندونیتیجه کوششهای این گروه درنشراندیشه های صوفیان آن شدکه عده ای ازمشایخ زرگ که همگی دارای تالیفات سودمندی درتصوف بوده اند ظهورکنندمانند،:

شیخ ابوالقاسم عبدالکریم تشیری(م465) مؤلف رساله تشیریه که ازکتب بسیارمعروف تصوف است وترجمه ی آن به پارسی موجودومشهوداست.

علب بن عثمان جلّدبی هجویری ازهجویردرنزدیکی غزنین،صاحب کتاب مشهودکشف المحجوب درذکرمبادی وعده بزرگی ازپیشروان این فرقه

خواجه عبداله انصاری(م481) صاحب کتاب فارسی طبقات الصوفیه که بعدهامدارکارنورالدین عبدالرحمن جامی درتألیف نفحات الانس شد،وکتاب منازل السائرین به عربی، ورسائل مشهور فارسی درتصوف که غالباً نوشته شده است.

شیخ ابوالفتوح احمدبن محمدغزالی طوسی(م 517ه) صاحب کتاب سوانح العشاق که ازنمونه های زیبای نثرعارفانه فارسی است؛وکتاب های لباب الحیاء وکتاب الذخیره می علم البصره وکتاب بحرالحقیقه ومکاتب فارسی.

عین القضاه هرافی عارف وادیب ونویسنده ی مشهور، مؤلف چندین کتاب ورساله به فارسی وعربی است که ازمیانه ی آنها کتاب یزدان شناخت ورساله جمالی وکتاب تمهیدات ومکاتب اوکه همه به فارسی بسیارشیوا ودلچسبی نگارش یافته است . ولی آثاردیگری هم به عربی درذکر اصول تصوف عرفان دارد.

دراواخرقرن ششم وآغاز قرن هفتم دوتن ازمشایخ بسیارمعروف درایران بوده اند که هریک عده ایی ازمشایخ، نویسندگان وشاعران متصوف رازیردست خودتربیت کرده اند وازاین دویکی:

شیخ نجم الدین که کبری است که درفتنه مغول به سال618درخوارزم کشته شدوی آثارمهمی درذکر اهلتصوف به تازی وپارسی داردمانندرساله فی السلوک، رساله الریق،هدایه الطالبین ،سررساله فارسی اوبه نام آداب المریدین –سکینه الصالحین ووصول الی الله مشهوداست وازآن جمله است شیخ مجدالدین بغدادی (مقتول به سال 616ه)ازبغداد خوارزم که ازاوآثارخوب به نظم ونثرفارسی باقی مانده وازآن جمله است چندمکتوب حاوی اصول عرفانی وآداب  تصوف ومراتب سیروسلوک وحالات ومقامات سالک، ورساله ای به نام سفرکه موضوع آن سفرخواص ازعالم  خاکی ملکوت است.

دیگرازشاگردان مشهورنجم الدین کبری،شیخ سیف الدین باخزری (م658)است که مدتها دربخارارابه تعلیم وتطیف اشتغال داشت واورسالات واشعارخوبی به زبان پارسی دارد.

دیگرشیخ نجم الدین ابوبکرعبدالله بن محمدرازی معروف به«دایه»(م654)صاحب کتابهای مشهورمرصادالعباد، رساله الطیرورساله العشق وچندرساله دیگراست که همگی به فارسی فصیحی نگارش یافته اندواوعلاوه برآنها اشعاری نیزبه پارسی دارد.

دیگرازبزرگانی که درسایه ی تربیت نجم الدین کبری پرورش یافته اندشیخ عطارنیشابوری شاعربسیارمشهور است وعلاوه برآثارمتعددی که عطاربه شعردرذکراصول تصوف دارد، کتاب تذکره االولیاءِ اوبه نثرفارسی، درذکراحوال مشایخ بزرگ تصوف وآراءواقوال آنان، زبانزد اهل ادب است.

شاگرد دیگرنجم الدین کبری، شیخ بهاءِالدین معروف به«بهاءِولد» پدرمولاناجلاالدین محمدمعروف به«مولوی» است که خودازمشایخ عالیقدرمتوفه وصاحب کتاب معروف«معارف» است که مجموعه ای ازمجالس او. وفاتش درقونیه به سال 628ه اتفاق افتاد.

یکی دیگرازدوپیشوای بزرگ متصوفه دراواخرقرن ششم واوایل قرن هفتم هجری که منشأتربیت عده ای دیگرازمشایخ بزرگ شده است ودرتاریخ تصوف ایران مقامی بلنددارند،شیخ شهاب الدین ابوحفص عمرسهروردی (م632ه) است. وی صاحب تالیفات متعددی درشرح مبانی تصوف است ونباید اورابا شهاب الدین ابوالفتح یحیی معروف به شیخ الشراق اشتباه گرفت. ازآثارمعروف شهاب الدین ابوحفص، رشف النصایح الدعانیه، عوارف المعارف واعلام الهدی است. شاگردان سهروردی همگی درقرن هفتم شهرت داشتن مانن: اوحدالدین کرمانی ونجیب الدین علی بزغش شیرازی ومشرف بن مصلح شیرازی وغیره که همگی دارای آثارمعتبری به نظم ونثرفارسی بوده اندفچنانکه دنباله ی تعلیمات سهروردی به وسیله شیخ بهاءالدین زکریای مولتانی گرفته شده واورئوس فرقه سهروردیه مولتان است که خودموجب تعلیم عده ای ازکبارمشایخ وشاعران ونویسندگان پارسی گوی متصوف درهندوستان گردید.

این مرورمختصرکه درفهرست بزرگترین مشایخ تصوف ازمیانه یقرن پنجم تااوایل قرن هفتم کرده ایم مارابه یک نکته مهم متوجه می سازد وآن اهمیت واخریت که صوفیه ی این عهددرنظم ونثرفارسی کسب کرده ودخالت انکارناپذیریست که درتحکیم مبانی ادب فارسی داشته اند. این قریه با توجه خاصی که به ترتیب سالکان وارشاد عامه مردم داشتندشعرونثرفارسی راوسیله بیان مقاصد عالیه ی عرفانی واخلاقی وتربیتی خودساختند

(منبع: صفا، ذبیح اله، تاریخ ادبیات جلداول)

«فرقه های مختلف تصوف» (کازرونی،سیداحمد،تصوف وعرفان،صص-293)

صوفیان وعارفان جنگ هفتاد ودوملت رابه گم کردن حقیقت وندانستن راه حق دانسته ودعوی کرده اند که آنان وحدت کلمه داند وبرای رفع اختلاف وستیزه ونزاع پیروان مذاهب مختلف، وازمیان برن تعصّبات وافراط وتفریط های اعتقادی کوشیده اند، ودرآثارعرفاني، باتوجه به حدیث مذکور، این اختلافات وستیزه جویی هاراردکرده وبه نوعی درردّآن سخن گفته اند مثلاً حافظ:

جنگ هفتادودوملت همه راعدربنه           چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

یاسعدی گوید:«یکی راازمشایخ شام پرسیدند که:حقیقت تصوف چیست؟ گفت:ازدین پیش طایفه ای درجهان بودند به صورت پراکنده وبه معنی جمع،امروز خلقی اند بهظاهرجمع وبه دل پراکنده.» (گلستان،ص79یاعرفان وتصوف  ص 294)

 

اکنون به شرح فرقه های مختلف صونیه می پردازیم.

«به اعتقاد ابوالحسن علی بن عثمان جلالی هجویری، درکتاب کشف المحجوب تاقرن پنجم هجری قمری دوازده فرقه صوفیه رانام می بردوطریقت آنان راشرح می دهدکه ازآن میان دوگروه مقبول،ودوگروهمردودند» ()(کازرونی،سیداحمد،تصوف وعرفان،صص-294)

1-        --- :پیروانابوعبداله حارث بن اسدمجلسی، طریقت آنان تجرید توحید به معاملت ظاهری وباطنی. این فرقه «رضا» راازمقامات نمی شمارند،بلکه ازاحوال می دانند.

2-مضاریه: پیروان ابی صالح حمدون بن احمدبن عماره القصار: طریق انان،اظهارونشرملامت است.

3-طیفوریه: پیروان ابوزیدطیفوربن عیسی بسطامی، طریق آنان غلبه وسکراتایت وغلبه حق-عزّوجلّ-وشکردوستی ازجنس کسب آدمی نباشدوهرچه ازدایره ی اکتساب خارج بود، بدان دعوت کرن باطل بودو تقلیدبه آن محال.

جنیدیه:پیروان ابوالقاسم جنید(طاووس العلماء)باطریقت آنان صحو است برعکس طیفوریان وصحو،ضدشکر است وباشرب نیارامد.

نوریه:پیروان ابی الحسن احمدبن محمدالنوری،طریقت آنان،تفضیل تصوف برفقرودرصحبت(دوستی)اشیار الازم می شمارندوصحبت بی اشیائ راحرام می دانند.

سهلیه: پیروان سهل بن عبدالله التستری، طریقت آنان، اجتهادومجاهدت نفس ودریافت است.

حکیمیه: پیروان ابوعبدالله محمدبن علیالحکیم الترندی، طریقت آنان، ولایت وبیان حقیقت آنان ودرجات اولیاء.

حفیفیه: پیروان ابوعبدالله محمدبن حفیف،طریقت آنان، غیبت وحضوراست. حضور، حضوردل بودبه دلالت یقین تاحکم غیبی گردد ومرادازغیبت دلبودازحق تاحدّی که خودازخودغایب شود.

خرّازیه: پیروان ابوسعیدخّرازوطریقت آنان، قنا وبقااست. چون بنده درحالت وجوداوصاف ازآفت واوصاف فانی شد، به بقای مراداند/فنای مرادباقی شد.

سیّاریه: پیروان ابوالعباس سیّاری وطریقت ایشان،جمع وتفرقه است.«مرادبه لفظ تفرقهمکاسب است وبه جمع مواهب، یعنی مجاهدت ومشاهدت، پس انچه بنده راازمجاهدت بدان راه یابدجمله تفرقه باشد،وآنچه صرف عنایت وهدایت حق تعالی باشدجمع بود»

(کازرونی،سیداحمد،تصوف وعرفان،صص-296)

اما دوگروه مردود: گروه اول،حلولیه، پیروان ابوحلمان دمشقی، که اورابه حلول واقتنراج ونستح ارواح منسوب کنند.

گروه دیگر،فارسیه اند،پیروان فارس واودعوی کندکه این مذهب حسین بن منصورحلّاج است.

«ازقرن پنجم به بعدفرقه های صوفیه افزایش یافت، ومشایخ بزرگ ومعروف، درهرقرن، پیروانی پیداکردند که نامی برخودنهادند.»

اویسیه: منسوب به اویس قرنی،ایشان پیرومرادی معین ندادند.

پیروان حسن بصری:ورع وحکمت وفکرت، طریقت انسان است.

کمیلیه: سلسله فرقه به کمیل بن زیاد می رسانن واوازعلی(ع) خرقه گرفته است.

ادهمیه: به ابراهیم بن ادحم می پیوندندتابه امام زین العابدین.

چشتیه:ابراهیم ادهم تابه امام محمدباقر(ع). . .ازابراهیم ادهم، به ابواسحق شامی وازاوبه خواجه عبدالله احمدابدال چشتی وچشت،قریه ای درهرات است.

شطاریهکشعبه ای ازطفوریه اندکه برخی راشطاریه طبسیه گیلکیه وبرخی راعشقیه خوانند وشطاریه پیروان شیخ ابوعبدالله شطاریه هستند که بیشتر درهند،پاکستان،سوماتراوجاده سکونت دارند.

معرفیه وفرقه های آن: پیروان معروف کرخی، که به امام رضامی پیوندندواین سلسله چهارده فرقه اند، به قرار زیر: سهروردیه: منسوب به ابوحفص عمربن عبدالله سهروردی، که درهندوستانو پاکستان بسیارند.

مولوّیه: منسوب به مولانا جلال الدین محمد مولوی،که دردولت عثمانی قدیم وکردستان هستند.

نوربخشیه: پیروسیدمحمدنوربخش (شیعه)که بیشترساکنان هندوپاکستان وکردستان هستند.

صفویه: منسوب به شیخ صفی الدین اردبیلی (شیعه)

نعمت الّلهیه: منسوب به نعمت اله ولی کرمانی(شیعه)

کرویه وذهبیه: ازهمان فرقه، پیروشیخ نجم الدین کبری

ذهبیه اغتشاسیه: منسوب به سیدعبدالله مشهدی

بکتاشیه: منسوب به سیدمحمدرضوی، مشهوربه حاجی بکتاش که درروم وآسیای صغیربسیارند.

نقشبندیه: پیروخواجه بهاءالدین محمد نقش بند بخاری که درکردستان وهندوپاکستان وافغانستان فراوان هستند.

رفاعیه: منسب به سیداحمدرفاهی موسوی(قرن6 ه ق)

جمالیه: پیروان پیرجمالی اردستانی

قادریه: پیروان شیخ عبدالقادرگیلانی

قونویه: پیروان صدرالدین محمدقونوی.

پیرحاجات: پیروان خواجه عبدالله انصاری هروی

دوفرقه مردود که ذکرشد، بعدها شش فرقه شدند که عبارتند از: حلویّه، اتحادیه، عشاقّیه، تناسخیه و وحدتیه.

فرقه های دیگرصوفیه: ازفرقه های که ذکرشد، به تدریج فرقه های مختلف منشعب شدوروز بروز برتعدادشان افزوده شد مانند نمونه های زیر:

همدانیه:پیروسیّدعلی همدانی که همان ذهبیه نوربخشیه وذهبیه اغتشاشیه است.

خواجگانک پیرو خواجه یوسف همدانی هستند که نقشبندیه ازآنانند.

خلوتیان: ازمعروفیه اندکه پیروشیخ محمدخلوتی اند.

شاذلیه: پیرو شیخ ابئالحسن مغربی شاذلی (متوفی654ه.ق) هستند وپیراوان آنها درمثال آفریقا مخصوصاً الجزایر وازاین فرقه درمصر، فرقه های بکریه، جوهریه، وقائیه،مکیّه،هاشمیه وقاسمیه ودرمغرب: ناصریه، حبیبیه ویونسیه هستند.

حرونیه:گروهی ازصوفیه هستندکه بعضی آنها رانزدیک به ملاقیه دانسته اند.

قلندریه:فرقه خاصی ازصوفویه هستندکه بعضی آنهارانزدیک به ملاقیه دانسته اند.

ملاقّیه: ملاقیه یاملامیه گروه بسیاری ازعارفان حق راشامل می شود وپیش ازاین گفته شدکه پیروان حمدون قضاراملامتی می گفتند،زیراطریقت ایشان ملامت بود،یعنی سرنش خلق رابرخودمی پذیرفتند وبه خوبی آشکارنمی کردند.

(منبع:کازرونی،سیداحمد،تصوف وعرفان،صص-304-299)

 

تصوف، سلسه های تصوف ومروری برآقارواحوال شعرای  صوفی

گذشته ادبی ایران، درابداع عالی ترین، آموزنده ترین وانسانی ترین آثار خودبه تصوف مدیون است. هرچندقسمتی هم ازآنچه درزمینه تصوف بوجودآورده است شعرنیست یاازجهت آموزندگی قابل تأییدبه نظر نمی آید.درزمینه ی شعرکه شایدرباعیات شیخ ابوسعیدابوالخیریاآنچه اززبان اونقل شده است ازقدیم ترین نمونه های قابل ملاحظه باشد.امانمایندگان عمده ی کلاسیک آن عبارت بوده اندازسنایی،عطار،مولانا جلاالدین رومی، که بعضی آثارشیخ  شبستری،فخرالدین عراقی ومحمدشیرین مغربی راهم می توان دربین آنچه بعدازعهدکلاسیک، تصوف به دنبال آنها ابداع شده است به این مجموع افزود این جمله هم قسمتیشامل اشعارغنایی است که رباعیات شیخ ابوسعیدوغزلیات سنایی ازقدیم ترین آنهاست وغزلیات وغزلیات عطارومولاناملحق به آنهاست؛ قسمتی دیگراشعارتعلیمی است که ازحدیقه ی سنایی تامثنویات شیخ شبستری رادربرداردومثنویات عرفانی عطار، ومثنوی عظیم مولاناجلال الدین نمونه های کمال آن راعرضه می دارد.

البته غزلیات ومثنویات فخرالین عراقی ومحمدشیرین مغربی هم ازآن جهت که مضمون ومحتوای آنها تصوف معمول ایرانی نیست وبیشتراختصاص به زبان واندیشه صوفیه ی مغربی- شیخ محی الدین، ابن فارض وشیخ صدرالدین قونوی داردبه عنوان یک جریان فکری تصوف که نام خودراازشعارپشمینه پوشی به عنوان اعتراض به تجمّل حاکم درجامعه ی اسلامی می گرفت، ازهمان آغازپیدایش، نوعی مکتب تربیتی ورفتاری آمیخته بازهدو ورع بوده است که با التزام شریعت وبه موازات آن، شیوه ای راکه غالباً طریقت می خواند نیز دنبال می کرد واین التزام طریقت راکه هدف آن تصفیه ی نفس ازوساوس وتعلقات زایدبود، ملوک درمدارج کمال کمال می خواند ومدعی بود که معرفت، سرّنجات وعبارت ذکرعلی الدوام خداونداست. چیز که راه خداست طریقت صوفی است که درعبادت ناظربه بقای حق است، به بهشت وثواب نظرنداردوسلوک اوباخلق وحق که اوآن رامعامله هم می خواند مثل ملوک عابدوزادازمقوله ی معامله به مقصد پاداش است، نیست.

دربین قدمای اهل تصوف، که بحث درپیدایش وتحول آن باسیرگذشته ی شعرفارسی ارتباط ضروری ندارد.

ازجمله کسانی که درحوزه زبان فارسی به وجودآمده اند وبا این حال همه ی آنهابه زبان فارسی چیزی باقی نگذاشته اند می توان نام ابراهیم ادهم، بایزد بسطامی شبلی دماوندی، حلاج فارسی، جنیدبغدادی، ومحمدبن حکیم ترندی راذکرکردوشیخ کبیرابوعبدالله خفیف شیرازی وشیخ ابوالحسن خرقانی رادربین نام آوران نسل بعدازآنهامی توان نام برد.

اکثرآنهاسالکان مفردبوده اند، درزاویه ی یک مسجدیادرگوشه ی یک رباط که غالباً در--- دنیای اسلام برای مقابله باهجوم کفرساخته می شد،دریک عبادتگاه خلوت که معمولاً نزدیک مسجدبرای انهابنای گشت وخانقاه خوانده می شد، اوقات خودرادرخودرادرغزلت وخلوت به عبادت وذکروتفکروتلاوت قرآن سرمی کردند. از این میان کسانی چون شیخ ابوسعیدابوالخیردر--- بود،عبدالله انصاری معروف به شیخ الاسلام درهرات، شیخ احمدغزالی درقزوین وهمدان،عین القضاه میانجی درهمدان ورزبهان بقلی درفارس،درمجالس وعظ خوداز اسرار محبت ومنازل ومقامات سالکان، سخنان شورانگیز می گفتند، ابیات وحکایات جالب ، پرمعنی وخیال انگیز تقریر می کردند وازکرامات ومقامات،اولیاوازواردات والهامات مشایخ یادمی کردند.مجالس آنهامستمعانم بسیاری جلب می کرد.درآن مجالس وقتی ازعشق سخن درمیان می آمد، یاازاحوال مشایخ یادمی شود، مستمعان شوروحال می کردند،نعره می زدند، تحت تأثیرعیجانهای روحانی پیرهن می دریدند وبه فقرای مجلس که گاه خوانندگی می کردندسیم وزرنثارمی کردند.

واعظراشیخ،وخودرامریدمی خواندندوگه گاه اشارات شیخ رابه عنوان تربیت تلقی می کردند وطی سالها که درمجلس وی حاضر می شدند واطوار وافکاراورا تقلیدمی نمودند، خودراتربیت یافته ی او، وسالک طریقت صوفی می یافتنند. گاه قصایدواشعاری راکه درتحمیدومناجات ونعمت نبی واصحاب بودباصدای دلکش ورساتغنی می کردندودرحال خارج ازاین مجالس هم باشیخ خویش برحسب احوال، نوعی علاقه ی دوستی وپیروی پیدامی کردندکهشیخ رادربعضی مواردبرهمه اسراروحالات خودمشرف وواقف می داشتنواشارات اورادرتربیت وتزکیه ی خویش که طریق وصول به معرفت ونیل به قرب الهی است، امری تلقی می کردند که هیچ گونه عدول وانحراف ازآن جایز نیست.

حاصل این روابط بین مریدان باشیخ، ایجادخانقاه هها بودتاحدی تحت تأثیر سنت رایج درمدارس که روایت حدیث وتلقی احکام فقهاازطریق استاد به شاگرد،برمبنای رابطه به --- شاگردازاستادممکن می شدوبرای آنکه شاگردروایت حدیث وفرائت کتابواستنباط حکم رابه دیگران تعلیم دهد نیاز به اجازه یاستادداشت وکسب علم درمدرسه مشتمل برطی مراقب وصرف اوقات وتحریر رسالت وتعلیمات بود، خانقاههایی به وجودآمدکه مثل مدارس تحت اشراف وهدایت یک شیخ، آداب ورسوم واحدی درتمام شیعه های وابسته به آن معمول بودومجموع آن خانقاه بانظامات واحدوخاص خودسلسله خوانده می شود.

وبدین گونه با ظهور سلسله ها، خانقاه مثل مدارس نوعی دکان تبلیغ شد وتصوف درنزد اکثرآنها ازحدود رسوم مثل چله نشینی وذکروحضوردرجمع خانه، تقدیم هدایا به خانقاه واظهارتسلیم به حکم شیخ وپوشیدن خرقه ولباس صوف تجاوزنمی کردوان روحانیت ومعنویت خالی ازتظاهر که نزدصوفیه ی نخستین امثال بایزید، شبلیوجنیدوابوعبدال...خفیف وحتی شیخ ابوسعیدوجودداشت، درنظام این سلاسل غالباًفراموش شدوتوجه خاص حکام ووزرای عصرسلجوقی ومغول درحق مشایخ صوفیه-که غالباًهم مبنی بر رسم عوامفریبی معمول نزد اهل سیاست بود-به خانقاههای این مشایخ رونق داد.

صوفیه البته، هم قبل ازپیدایش سلسله ها وهم بعدازآن شعررا وسیله ای برای تعلیم مبادی ودرعین حال تقریر حالات وادراکات شخصی یافتندوازآثارشاعران آنهاآنچه به گذشته ادبی ایران ارتباط دارد،لااقل شامل دومقوله ی  جداگانه است که عبارت باشد ازشعرغنایی وشعرتعلیمی. درهردومقوله هم هرچندآثاری ازبعضی ازقدمای صوفیه باقی است،کامل ترین نمونه های درآثارسه تن ازصوفیان خراسان –سنایی غزنوی، عطار،مولاناجلال الدین رومی به وجودآمدکه بیشترازآن که نامیده ی آداب ورسوم صوفیان اهل خانقاه باشند، ترجمان ادراکات وتعلیمات صوفیان مفردپیشروآغازعهدتصوف بودنددرشعرتعلیمی که آن رادرقالب مثنویات عرضه کردند، ودرشعرغنایی که صورت غزلیات وقلندریات آنها راداشت. شاعران دیگرآن ایام مثل عراقی، شیخ شبستری، خسرودهلوی وکمال خجندی هم هرچندسخنان پرشورصوفیانه دارندوازحیث لفظ ومعنی وازلحاظ کمیّت وکیفیّت به پای سنایی وعطارومولانا نمی رسدواگرشبستری ازبعضی جهات هم قوت قریحه وچیزی ازشورو ذوق آنهارا دارند، کلام آنهابه هرحال نماینده ی تصوف عصرآنهاست.

درزمینه تقریر مواجیدواحساسات روحانی، سنایی درقسمتی ازغزلیات خودنمونه های کامل ومؤثری ازقلندریات که حیات زنده وجودشان تصوف شخص راتصورمی کرد ارائه داد. عطارومخصوصاً مولانانمونه های کامل وپرشورتر، هیجان انگیزتری دراین زمینه به وجودآوردند. غزلیات سنایی ازلحاظ ساختار، خوش پیوندی، دستوربندی وتوجه به سنتها ی شاعرانه، البته امتیازی خاص دارد.امّا تمام آنها غزل صوفیانه یامتضمن رموز نیست. تعدادی ازآنها یادآورغزلهای فرخی ومسعود سعدوازمقوله ی تغزلات شاعرانه حرفه ای است.

غزل صوفیانه سنایی رنگ رندی و--- دارد که نشان نوعی گرایش به طریقه ی اهل ملامن به نظر می رسد، قلندریات اوهم که بعدها سرمشق قلندریات عطاروحتی مولاناجلال الدین واقع شد،معرف نوعی تصوف ضدترسم است وپیدااست که جان مایه ی غزل اوعشقی عارفانه است که درنیل به حق، انسان راازپایبندی به آداب ورسوم اهل خانقاه آزاد می خواهد واگرازتصوف دم می زند، تصوف تکروان اهل درد است درآن دعوی نیست، هرچه هست معنی است عافیت جویی نیست.

شعرتصوف راسنایی آغاز کردیا بهصورت یک مقوله مشخص عرضه کرد. اماآنچه اوبه وجودآورد در زمینه ی شعرتعلیمی بیشتررنگ کلام وحکمت الهی داشت که تمثیلات وحکایات ومدح وهجووهزل وجد بدان رنگ شعرمی داد. درزمینه ی شعرغنایی هم، سخن درقصاید متضمن، زهدوتحقیق واعظانه ودرغزلیات شامل گرایشهای ملامتی ونوعی .اکنش درمقابل تصوف مشایخ بود.

حدیقه الحقیقه جامع ترین وپرنغزترین شعرتعلیمی صوفیه راقبل ازمثنوی مولانا عرضه می کندوهرچند، برخلاف مثنوی بروفق یک طرح ازپیش پرداخته برحسب ابواب وفصول تنظیم شده است، درشکل موجود خودبیشتر تصویریک کارناتمام ، فاقدنظم منطقی وشامل اجزای پراکنده رابه ذهن القامی کند.این اولین منظومه ی بزرگ تعلیمی صوفیه به یکمعنی حکمت الهی منظوم است که آراءوعقایدرایج درترداهل تصوف راتقریر، توضیح وتعلیم می کند. مانندمسأله توکل، رؤیا،توحیدوجزآن. بااین حال کتاب مشحون ازلطایف اقوال صوفیه ودقایق اسرارومشایخ قوم است وحکایات وتمثیلات آن مؤثر،جذاب ودرعین حال آمیخته به جدوهزل است.

فریدون عطارنیشابوری شعرصوفیانه راازحوزه ی اهل حکمت وادب که حدیقه ودیوان سنایی آن راازآن جاآغازکرده بودبه حوزه ی زندگی مردم کوی وبازارودرسطحی نزدیک به فهم آنها کشاند.دقایق حکمت ونجوم وکلام که درشعر تعلیمی سنایی تاحدی جانمایه ی سخن بود، درشعروی زینت ظاهربودوبه وصل تعلیم ارتباط نداشت. کلام اوبا آنکه خالی ازنکات حکمی وتلمیحات مربوط به علوم رایج عصرنیست، زبانی ساده وسوز ودردی قابل لمس داردکه باسطح فکروحیات عامه توافق دارد.

به هرحال دربین آن همه آثارمنسوب به عطارکه اکثرآنهامجهول وبعضی موهوم وبی نشان است، غیرازدیوان وتذکره الاولیاء،فقط اسرارنامه،مصیبت نامه،الهی نامه ومنطق الطیر را می توان به نحوقطع ویقین ازعطار دانست.

ازاین جمله شعرغنایی صوفیانه،دردیوانبه شکل مواعظ وزهدیات یا به شکل غزلیات جلوه داردوشعرتعلیمی درمثنویات چارگانه مثنویاتش که متضّمن شعرتعلیمی است جزاسرارنامه باقی درقالب ---- است. الهی نامه یک منظومه ی نیمه رمزی است. وصیت نامه، رمزی ازحال وفکرت سالک است که ضمن صحبت وهدایت پیربه سیرآفاق وانفس می پردازدودرتمام مراتب واحوال خلقت سیرمی کند.

البته شعرتعلیمی که درشعرصوفیانه ی عطاردرطی این مثنوی های سه گانه اش هست، غالباً غیر مستقیم واززبان اشخاص قصه هاست. فقطاسرارنامه است که درآن تعلیم مستقیم وبرخطا وبلاواسطه به مخاطب مبتنی است.

غزل عطار، بیشترجلوه گاه عشق خالص روحانی است واین که بعضی غزلهای عاشقانه اش ازافکارعرفانی خالی به نظرمی رسد،این ادعارامحل تردیدنمی سازدوروحانی بودن عشق اورادراکثرغزلهایش نفی نمی کند. الفاظ وتعبیرات معمول درعشق عادی درکلام اووسیله ای است برای القای معانی وتجربه هایی که به عشق مجازی مربوط نیست وحقیقت آنهادرزبان شعرعادی نمی گنجد.

غزل صوفیانه،درشکل صاف وعاری ازشایبه ی هرگونه عشق مجازی، درکلام مولانا جلوه دارد. درغزلیات شمس با آن که درظاهر کلام آنچه به چشم می خوردعشق به شمس است وشوق وصل یااندوه هجران او،امّا هرکس با اندیشه وزندگی گوینده بیش وکمانسی حاصل کنددرمی یابد درورای وجودشمس، عشق مولانا متوجه به انسان کامل است که مظهرالوهیت است وشمس جزیک جلوه ی زمانی اونیست. دربین این غزلیات بعضی جنبه ی رمز آمیز دارد، برخی هم ازمقوله --- است .بیشترآنها تجسّم وضبط حالات بیخودانه ی ناشی ازتجارب عرفانی است. درزمینه شعرتعلیمی صوفیانه، عالی ترین اثردرسراسرقلمروزبان فارسی مثنوی معنوی مولانا جلال الدین محمدبلخی معروف به رومی است که البته به عالم ماورای شعرتعلق دارد. مولاناجلال الدین بااین دواثروبادیوان غزلیات خویش، تصوف راکه شیخ عطارآن را ازحوزه ی اهل حکمت به حوزه ی حیات عامه کشانده، تقریباً بصورت کانون حیات دینی اهل عصردرآورد.

عالی ترین ثمره ی حیات اومثنوی ودیوان ،سرمشق والگوی جاودانه وتقلید ناپذیری درادبیات صوفیانه شدوبعضی صوفیه هم درنظم اشعار تعلیمی وغنایی صوفیانه به تتبع شیوه ی اواقدام کردند، هردواثردرتمام قرون بی همانند ماند.

باانکه مولانا اثاردیگری چون مجالس سبعه، فیه مافیه ومکتوبات دارد،نام اوهمواره با خاطره ی این دواثرعظیم همراه ماند.

دراین مرحله ازتحول شهرصوفیانه نام شیخ محمود شبستری که شعرتعلیمی درتزد اوبه تعلیم ابن عربی تزدیک می شودوازجمله گلشن راز دروزن اسرارنامه ی عطاریک مجموعه ی حکمت الهی درزمینه ی تصوف محسوب است،شهرت فوق العاده دارد. شیخ شبستری غیرازگلشن راز، منظومه ای به نام سعادت نامه دروزن حدیقه سنایی دارد که نیز شعرتعلیمی وتقلید بالنسبه موفقی ازحدیقه است ومثل گلشن منظومه ای نسبتاًکوتاه است.

ازشاعران دیگرصوفی، شاه نعمه الله کرمانی، هردوگونه شعرتعلیمی وغنایی راداردکه باوجودمقام بلنداودرعالم تصوف ازلحاظ شعر، کلامش چندان لطف وشوری ندارد. اشعارصوفیانه ی مغربی وتبریزی وشیخ محمدلاهیجی هم بیشترتکرارتعلیم ابن عربی است که هرچندتصوف است اما چیز قابل ملاحظه ای ازجذبات صوفیانه درآنهانمی توان یافت.

زرین کوب،عبدالحسین،ازگذسته ادبی ایران، صص، 345-325

 

 

 

 

طریقه عرفان ورموز واشارات صوفیه درشعرفارسی

باری طریقه ی وکشمکش هایی که به سبب بعضی مفاهیم آن درتفسیراقوال صوفیه وعرفادرترداهل نظرپیش آمده است غزل وترانه رادرشعرفارسی جنبه ی خاصی ازرمزوتأویل بخشیده است که تدریجاً موجب پیدایش زبانی رمزی گشته است وشعرکسانی مانند سعدی، سعدی، عراقی ومولوی رادرپرده ای ازابهام جلوه داده است.

البته ورای این ابهام ورمزدربسیاری ازموارد، خاصه غزلهای قدیم شاعران خراسان وتغزلهایی که درآغاز بسیاری ازقصاید هست، عشق چنان بی پرده است که جنبه ی جهانی آن ازکثرت طرحت جایی برای تردید باقی نمی گذارد. بااین که غزل درشعرفارسی،غالباً نوعی معنی رمزی راهم به طورابهام شامل می شودغالباً خواننده ی امروز--- بااین سوال مواجه می کند که فی المثل درگفته ی حافظ وقتی ازمی ومعشوق سخن درمیان می آیدمعشوق ومجازی وباده شیرازی رادرنظرداردیاهمواره به چیزی ماورای آن می اندشید؟ بدون آشنایی بااین رمز،فهم بسیاری ازلطایف شعرامثال حافظ وسعدی ومولانا ممکن نخواهدبودولااقل درپاره ای مواردتردید نیست که گفته ی شاعراگرهم درمعنی معمول زبان محاوره به بیان آمده است ، بازبان رمزی که خاص عرفای صوفیه است نیز به نحوابهام ارتباط داردوباتوجه به این ایهام بهترمی توان لطایف آن رادرک وتغیرکرد.

درست است که درایجادوتکوین این زبان رمزی، نقش اسطوره های باستانی هم قابل ملاحظه است امّاتجربه  عرفانی چون بااتصال عاشق ومعشوق وفانی گشتن عاشق درمعشوق ارتباط دارد، زبان شعرعرفا هم بیشترازتجربه ی عشقی مایه می گیردوازهمین روست که غزل عارفانه درطرز بیان خویش باتجربه ی شعر عاشقانه ارتباط واتحادمی یابد وبرهرچه درزبان محاوره باعشق وعاشقی وباعوام مستی وبیخودی ارتباط دارد، سایه ای ازابهام ورمز می اندازدوشعرراگاه بین معنی حقیقی که اقتضای ظاهرلفظ است ومعنی مجازی که دارای ظاهراست درحال نوسان نگه می دارد.

این طرزتعبیرکه درکلام بعضی صوفیه مانندشبستری ومولانامحمدشیرین مغربی به آن--- می کنند مانندوحدت ذات مطلقه که به خال وظهوروتعلق ارواح بهجسم به خط وعالم کثرات به زلف و. . .

 ادامه دارد...                                                                                                                              


برچسب‌ها: تئوسوفیا, عارفان, اوضاع اجتماعی عصرصفوی
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 11:24  توسط حامد | 
كساني كه به طرف عقربه هاي ساعت امضاء مي كنند انسانهاي منطقي هستند.
كساني كه بر عكس عقربه‌هاي ساعت امضاء مي کنند دير منطق را قبول مي كنند و بيشتر غير منطقي هستند.
كساني كه از خطوط عمودي استفاده مي كنند لجاجت و پافشاري در امور دارند.
كساني كه از خطوط افقي استفاده مي كنند انسانهاي منظم هستند.
كساني كه با فشار امضاء مي كنند در كودكي سختي كشيده‌اند.
كساني كه پيچيده امضاء مي كنند شكاك هستند.
كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مي نويسند خودشان را در فاميل برتر مي دانند.
كساني كه در امضاي خود فاميل مي نويسند داراي منزلت هستند.
كساني كه اسمشان را مي نويسند و روي اسمشان خط مي زنند شخصيت خود را نشناخته‌اند.
كساني كه به حالت دايره و بيضي امضاء مي كنند، كساني هستند كه مي خواهند به قله برسند
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 11:3  توسط حامد | 

معماری

دیوار چینی
دیواری كه از آجر فشاری یا با سنگ مخلوط و یا با مصالح دیگر با ملات ماسه سیمان یا ماسه آهک و یا ملات باتارد
نمای دیوار را می توان از ابتدا با نما سازی خارجی پیوسته ساخته و به تدریج بالا ببرد بطوری که هر رگ آجر چینی قسمت جلوی کار آجر تراشیده گذارده و پشت آنرا از آجر فشاری یا مصالح دیگر می چینند که ضخامت و مقاومت هر دیوار بستگی به نوع کاربری آن دارد که در این ساختمان بیشتر دیوار چینی ها به وسیله آجر لفتون و آجر فشاری انجام گرفته است. چیده شده است.

نحوه شمشه گیری
ابتدا بالای یکی از گوشه های هر قسمت ساختمان را مقدم گرفته و یک کروم گچی به یک زاویه نصب می شود، سپس  شاقولی آن کروم را به پایین ارتباط داده کروم دیگری به پایین متصل می سازد بعد خط گونیا  90  درجه را به زاویه های دیگر انتقال داده به طوری که عمل کروم بندی چهار گوشه هر قسمت را زیر پوشش دهد بعد ریسمانی به بالای هر قسمت روی کروم ها گرفته و هر دو متر یککروم به زیر ریسمان به وجود آورده که این عمل پایین نیز انجام می شود بعد کروم های قسمت وسط و گوشه ها از بالا به پایین با شمشه چوبی یا آلومینیومی شمشه گچی گرفته روی کروم گچی که سرتاسر ارتفاع دیوار را در چند قسمت گرفته از ملات گچ و خاک یا ماسه سیمان می پوشانند.

فرش کف ساختمان
 برای عمل فرش کف ابتدا در گوشه های هر قسمت یک قطعه سنگ ساییده شده یا موزائیک یک اندازه بطوریکه تراز روی چهار نقطه باشد قرارمی دهندسپس ریسمانی نازک و محکم به اضلاع بسته و خط گونیا  90  درجه را به گوشه ها انتقال میدهد.بعد ملات را کف  آن پهن می کنند و کف را فرش می نمایند البته ریسمان ها را به ترتیب جا به جا می کنند .

نحوه اجرای خط گونیا معماری
ابتدا از گوشه ها دو ریسمان عمود بر هم بسته و  60  سانتی متر به یک طرف نشان گذارده ضلع همجوار را80  سانتیمتر علامت گذاری می کنیم در این حالت خط ارتباط بین این دو باید  100  سانتیمتر کامل باشد که در مغایرت ریسمان را جا بجا  کرده تا نقطه  100  سانتیمتر تکمیل گردد.که در این صورت زاویه  90  درجه درست می شود .

قرنیز
بر روی فرش موزائیک یا سنگ قسمتهای ساختمان قطعه سنگی به دیوارنسب مس شودکه قرنیز نا میده می شود . تا شستشوی کف و تنظیم گچ کاری دیوار ها آسان گردد.که در بیشتر ساختمان ها این قرنیز حدود  10  سانتیمتر استفاده می شود که در این جا هم به همین صورت است.

سفید کاری با گچ
هر بنا اول شمشه گیری آستر می شود در اینصورت گچ آماده را پس از الک کردن با الکی که سوراخ های آن نیم میلیمترمربع است الکک شده را با دو دست آهسته در آب می پاشند تا اینکه ضخامت گچ به روی آبها برسد بلا فاصله با دست گچ های داخل آن را مخلوط نموده که این عمل بدست شاگرد استاد کار انجام می شود بعد به سرعت استاد کار خمیر گچ را با ماله آهنی روی دیوار آستر شده می گشد و بلا فاصله یک شمشه صاف روی آن می کشد تا ناهمواری های آن روی دیوار گرفته شود. نموده و سپس حدود سه لیتر آب سالم در ظرفی ریخته گچ ال

کاشی کاری
هنگام شروع نصب کاشی به این صورت اقدام می گردد ابتدا خمیری از خاک رس تهیه و آن را می ورزند این خمیر در ظرفی نزدیک دست استاد کار آماده می ماند سپس با گچ یا سیمان یا ماسه یا خاک رس کوبیده شده زیر رگه اول کاشی در یک ضلع کنار دیوار شمشه کاملا تراز به وجود می آورد تا امکان چیدن رگه اول کاشی به وجود آید.

 دو عدد کاشی دو سر ضلع موقتا با فاصله حداقل  1  سانتیمتر از دیوار قرار می دهند سپس ریسمانی نازک به بالای آن متصل نموده جلوی کاشی ها را از گل ورزیده شده موقتا بست می زنند بعد شمشه فلزی بسیار صاف جلوی کاشی در حال نصب قرار می دهند و بقیه کاشی ها را پشت شمشه چیده بعد با ریسمان کنترل می نمایند،

جلوی بند ها را از گل ورزیده شده کروم موقت گذارده سپس دوغاب سیمان رابه صورت رقیق محلول شده از ماسه پاک و سیمان معمولی آماده با ملاقه به آهستگی پشت کاشی ها را پر می کند تمام اضلاع را در رگ اول دور می گردانندتا امکان کنترل تمام زاویه ها وضلع ها ،گوشه ها و نبشه ها به عمل آیدکه چنان چه کنار ضلعی تکه های غیر استاندارد احتیاج شود کاشی های رگه اول را جا بجا نموده و تکه ها به کنار منتقل شود و دوغاب ریزی پشت انجام گیرد پس از کنترل اضلاع هر بنا رگه های دیگر را از اول شروع و انقدر تکرار می شود تا کاشیکاری در حد مطلوب به اتمام برسد پس از خودگیری کامل ملات کاشی ها دوغابی از رنگ کاشی با سیمان سفید ورنگ مشابه تهیه نموده و با پارچه یا گونی به لای بند ها مالیده و بعد از خشک شدن سطح کاشی ها را کاملا نظافت می نمایند ، در این هنگام نصب کاشی های دیواری خاتمه یافته و آماده فرش سرامیک کف می شود.

سرامیک کف
برای فرش کف سرویس هاپس از کنترل لوله گذاری ها و چک نمودن ایزو لاسیون و شیب سازی لازم برای آبروها زیر سرامیک یککه  3  میلیمتر جای ملات برای نصب سرامیک باقی بماند سپس با توجه به این که پلاستر زیر بنا نباید خشک شود باید هر چه زود تر دوغابی از سیمان معمولی به ضخامت نیم سانتیمتر روی پلاسترها قرار داده و قطعات سرامیکک نفوذ کند و از این روی قطعات به پلاستر زیر چسبیده شود و روی سرامیک ها با شمشه و چکش های لاستیکی کوبیده و هموار گردد  ، 24  ساعت بعد کاغذ روی سرامیک را نم زده و پس از خیس خوردن به وسیله پارچه ای جمع آوری و نظافت می گردد، در این حالت باید کنترل شود که چنان چه درزی از سیمان بر خوردار نشده و لای درز باز مانده باشد مجددا از سیمان دوغاب پر می شود ودرز ها بارنگ سرامیک به صورت دوغاب تزئین و چنان چه نیاز به بتنه کاری باشد پلاستر سیمانی  تعبیه می شود تا این آماده را در دوغاب غرق نموده تا شیره دوغاب به زیر درزهای سرامی

از سیمان سفید و رنگ خمیری تهیه و جاهای ناهموار درز ها را پر و نظافت می نماید .

چیدن آجرنما
آجر سفید یا رنگی زلال و اعلا که معمولا از بهترین خاک رس خالص به قطرهای  3، 4، 5، 6  ، سانتیمتر بدون مواد گیاهی یا آهکی و یا شنی پخته شده به نزدیک کار آجر تراش حمل می شود و سپس استاد کار آجر تراش با چند نفر شاگرد کار آموخته به وسیله دستگاه برش و تراش آجر ها را بریده و سپس آنها را به ظرف آب موجود وارد می کنند آجر ها حداقل دو ساعت درآب باقی می مانندکه چنانچه مواد آهکی داشته باشد شکسته و با سیراب شدن آن مقاومت و استحکام آجر بالا رفته وثابت خواهد ماند و نیز برای ساییدن لبه های تراشیده شده آماده می گردد. در خاتمه شاگردان با قطعه آجر دیگر روی نره های تراشیده شده را کاملا صیقل می دهند در این صورت خمیری زاییده شده از خود آجر به وجود می آید که به آن بتنه آجر می گویند با پرکردن سوراخ های نره های آجر به وسیله همان بتنه و کشیدن قطعه آجر دیگر تیزی ها و گوشه های آجر را صاف و هموار می کنند در این صورت آجر برای چیدن جلوی دیوار آماده است ولی بهتر است مصرف آن را به روز بعد موکول کنند تا در این فاصله کاملا خشک شود پس از خشک شدن آجرهاشوره سفیدی روی آجر را می گیرد که می توان پس از چیدن و خشک شدن شوره ها آن را باپارچه ای از روی آجرها برداشت.

بند کشی آجر
پس از اتمام کل نما سازی با آجر ابتدا ماسه بادی دانه دار پای کار آماده داشته و به هر پیمانه ماسه دو پیمانه سیمان معمولی پرتلند اضافه می کنند وبا مقداری آب به صورت خمیر در آورده پس از نصب داربست برای زیر پای استاد کار بند کش خمیر را در ظرفی نزدیک کار برده با قلم فلزی باریک که عرض آن حد اکثر  10  میلیمتر و ضخامت آن  2  میلیمتر و سر آن نیز منحنی شده باشد ، وسط آن نیز زانویی خورده شده باشد پس از پوشاندن دستهای استادکاربا دستکش های لاستیکی سالم خمیر را کم کم روی کف دست چپ قرار داده و قلم نام برده را به دست راست گرفته دست چپ به زیر درز آجر از چپ به راست حرکت می کند و هم زمان دست راست با قلم فلزی خمیر را به لای درز جای داده پس از پیش رفتن حدود یک متر طول عمل را به درزهای زیر انتقال می دهد سپس از ابتدای هر درز با دست راست قلم را تا آخر ملات یکسره کشیده تا تشخیص داده شود درزها تمیز بند کشی شده و با قطعه پارچه ای لبه های آجر را تمیز می نمایند.    

نصب سنگ نما
برای تزیین سنگ نما ضمن آماده شدن سنگ مورد دلخواه استاد کاران ماهر ابتدا جلوی دیوار ها را با قطعه سنگی کروم بندی و اضلاع دیواررا به صورت صاف و گونیا ریسمان بندی می کنند سپس رگه اول سنگ ها را شمشه گیری می کند بعد از ریسما ن بندی بالا و کنترل شاغولی آن سنگ های رگه اول را نصب می نماید و با گچ ساخته شده جلوی آن هارا از کروم های گچی موقت متصل میسازد ، سپس دوغاب سیمان ساخته شه از ماسه درجه یک و سیمان پرتلند را که با آب نیز محلول شده با ظرف قاشقی شکل پشت سنگ ها را پر می کنند. تردید نیست در پشت سنگ ها اتصالات آهنی به نام اسکوب نیز الزامی است چنانچه اسکوب انجام نگرفته باشد سنگ ها اتصال به دیوار آجری نداشته و امکان ریختن سنگ ها وجود دارد در این صورت باید رویل پلاک شود که آن نیز از نظرشکل خارجی زیبا نخواهد شد .

نمای سیمانی
برای تزیین نمای خارجی سیمانی ساختمان در اولین مرحله ملاتی از ماسه پاک نه چندان درشت آماده کرده یعنی چهار پیمانه ماسه و یک پیمانه سیمان  معمولی پرتلند را با آب به صورت ملات مخلوط در آورده سپس همان گونه که در قسمت شمشه گیری گفته شد ابتدا بالای دو سر یک ضلع دیوار را کروم بندی و روی کروم ها را رسیمان کشیده وهر یک متر کروم به دیوار متصل می نمایند، سپس شاغولی کروم ها را به پایین دیوار داده عمل بالا را در پایین نیز انجام می دهند بعد فاصله کروم ها را از بالا به پایین با ملات ساخته شده فوق پرکرده وروی آن را شمشه کش می نمایند .

پس از اتمام کلیه کارها کروم بندی ها فاصله دو کروم را با همان ملات پر کرده شمشه صافی را از پایین به بالا روی ملات ها کشیده تا روی شمشه صاف کردن این عمل را آستر  می نامند ، پس از تمام شدن کل طول دیوار خاک و پودر سنگ را با سیمان بطور نصبی مخلوط نموده یعنی برای سه پیمانه از دو مخلوط یک پیمانه سیمان سفید یا معمولی را با آب مخلوط کرده تاخمیری نسبتا رقیق تهیه شود سپس خمیر را با کمچه آهنی یا چوبی روی آسترها مالیده و با پاشیدن آن به وسیله قلم مو روی آن را با تخته ماله های چو بی ماساژ داده تا زیر تخته ها صاف و موج آن گرفته شود چنانچه بنا به تشخیص استاد کار احتیاجی به خط کشی وبه فرم های مختلف داشته باید پس از اتمام نرمه کشی ذکر شده آماده خط کشی و شیار زنی شده است پس از خاتمه یافتن کل آستر ونرمه کشی تزیین رویه آن با مصالح ورنگهای مختلف امکان پذیر است.

پارکت سازی
برای ساخت پارکت های چوبی یک بنا ابتدا روی موزائیک ها ویابتو ن زیر پارکت را با دستگاه های کف ساب ساییده وکاملا صیقل می نماید و نیز لبه های موزائیک ها را همواره نموده سپس با خمیری نظیر خمیرهای شیمیایی یا چسبی یا سیمانی یک قشر روی موزاییک ها را ماستیک نمودن و سپس با شمشه فلزی خیلی دقیق خمیر را جا بجا کرده وشمشه را روی آنها گردانیده تا اطمینان حاصل شود زیر پارکت ها کاملا صاف شده 48  ساعت بعد روی خمیر خشک شده را صیقل داده و کاملاصاف می نمایند بعد پارکت های چوبی که به  قالب های  25  ×25  سانتیمتر با تکه های دو و نیم سانتیمتر از چوب ملچ، ممرز و افرا ،گردو ، راش ، چنار و چوب فوفل و غیره تهی شده را با در نظرگرفتن راه چوب یعنی راه های راست و راه پود خلاف جهت یک دیگر در کارخانه نجاری و پارکت سازی به هم متصل گردیده وروی آن یک ورق کاغذ به طور موقت چسبانده آن را باچسبهای شیمیایی ویا گندمی روی کف می چسبانند برای اطمینان در چسبندگی کامل غلطک های سنگین را بر روی آن حرکت می دهند تا اطمینان حاصل شود پارکت کاملا بر روی زمین چسبیده است  48  ساعت آن روی پارکت ها را به وسیله ماشین سمباده که قطر قرص آن بزرگ باشد ساییده وتمام قطعات را با هم یکنواخت و یک رو ویککردن روی پارکت ها و برداشتن گرد و خاک ناشی از کار روی آنها را کاملا با ماستیکی ترکیب شده از خاککت ها را پوشانیده  به طوریکه تا نیم میلیمتر روی پارکت ها ماستیک بماند  44  ساعت بعد به وسیله ماشین سمباده که قرص آن بزرگ و از قطعات پارچه ی برخوردار باشدو نام این دستگاه پولیش قلمداد شده است با ماشین نام برده کاملا روی پارکت را صیقل داده تا اطمینان حاصل شود سطح پارکت ها کاملا یکنواخت و یک رنگ است .پس از برداشتن قشر روی آنها و نظافت سطح پارکت یک قشر سیلومات با تینر فوری  4. محلول گشته آنرا به منظور پرکردن چشمه ها با دستگاه پیستوله روی پارکت می باشند پس از خشک شدن سیلر مجددا با ماستیک گفته شده لکه گیری کرده و دوباره روی آن را پولیش می نمایند تا تشخیص داده شود زبری و پرز چوب ها گرفته و چشمه های آن نیز از سیلر پر شده است . برای پاشیدن قشر آخر رنگ لازم است در اولین مرحله درب ها وپنجره ها را بسته نگهداشت و کلیه راه نفوذ گردو خاک را مسدود نموده و پس از نظافت کردن کامل موقع زیر رنگ کیلر را با تینر فوری محلول ودر پیستوله های سالم ریخته و از یک سر پارکت به طور نازک یک قشر نیم میلیمتری روی کار می پاشند پس از اتمام رنگ پاشی کل سطح برای  24  ساعت درها را بسته نگهداشته سپس با دستگاه پولیش که دور قرص دایره آن از پارچه پوشیده شده باشد کل سطح پارکت را پولیش وصیقل داده تا تشخیص داده شود سطح پارکت ها کاملا نرم و رنگ شیشه ای روی آنرا گرفته است . سطح می نمایند. پس از تمیز اره نرم از جنس و رنگ همان چوب و چسب سفید یا سرشوم هم رنگ تنظیم شده است تمام سطح بار  از این هنگام تا  48  ساعت نباید روی پارکت ها عبور نمود و پس از  48  ساعت کف ساختمان پارکت شده برای بهره برداری آماده است .

ایزولاسیون
برای ساخت بام ابتدا روی سقف بتنی را از هر گونه گچ تمیز کرده و نخست باید محل نصب ناودانها مشخص و پس از نصب نرده و یا دوره چینی با پوکه معدنی که یک نوع خاک سبک وزن است ویا از پوکه صنعتی که از ضایعات کارخانجات است را با مخلوط نمودن  5  پیمانه پوکه و1  پیمانه سیمان معمولی مخلوط با آب کروم بندیها انجام می پذپردو چنانچه پوکه در دسترس نبود میتوان از خرده های آجر یا خاککنند . مهندس ناظر ساختمان مواظب است مقاومت را با احتساب به وزن مصالحی که برای شیب سازی مصرف می نماید قوی تر بگیرد .پس ازاتمام کروم بندی و در نظر گرفتن شیب آبروها وسط کروم ها را از همان پوکه وسیمان پر می نمایند و روی آن را با شمشه و ریسمان مسطح و کنترل می کنند بعد از آماده شدن پشت بام تا  48  ساعت برای خود گیری سیمان مصرف شده آب پاشی لازم است .بعد از آماده شدن شیب سازی ایزالاسیون انجام می شود . شن دار پرمی

ایزولاسیون قیری
بهترین ایزولاسیون برای بام ها در این زمان مخصوصا وضع جوی ایزولاسیون گونی قیری می باشد .قیر را با حرارت لازم رقیق نموده و روی بام می مالندسپس گونی های سالم درجه یک را از پائین به بالا چسبانیده می شود .نصب این گونی ها از بالا به طرف ناودانها هدایت می شود .لایه گونی دوم خلاف جهت یعنی چنانچه لایه زیر طولی چسبانده شده باشد لایه رو عرضی انجام می گیرد وگونی ها مجددا با قیرآغشته می گردند و پس از کنترل کلیه درز ها وبندهای گونی ها در این هنگام آماده آسفالت ریزی یا موزائیک می باشد.

ایزوگام ورقی
ورق لاستیکی شکل به صورت لوله در بازار موجود است . پس از کنترل کلی و ریسمان کشی لوله ایزولاسیون را از یک سر روی  بام می چسبانند سپس با چراغ حرارت دهنده درزها را با هم جوش می دهند و با خمیر روی بام را لکه گیری نموده تا امکان آزمایش آبگیری بام را میسر سازد .

آزمایش بام
برای اطمینان کامل در سلامت بام معمار می توانددهانه ناودانها را با گل رس ورزیده شده یا ملاتی دیگر گرفته و روی بام را به صورت استخر آب گذارده  24  ساعت بعد اگر  رطوبت به زیر سقف سرایت نکندایزولاسیون معتبر است .

تیرچه بلوک
برای اجراء سقف تیرچه بلوک ابتدا تیرچه های ساخته شده از میله گرد آجدار و زیر آن از فوندوله های سفال یا بتن است را به بالای ساختمان حمل می نمایند سپس زیر تیرچه ها به فاصله های حداکثر 120سانتیمتر چوب کشی نموده و به وسیله شمعها فلزی یا چوبی بار سقف به زمین منتقل می شودسپس بلوکه های که از سفال یا سیمان و ماسه تهیه شده است در فاصله تیرچه ها چیده می شود و وسط دهانه را مقداری که نبایداز کل عرض دهانه کمتر باشد بالا گرفته این بالازدگی به منظور خستگی بتن سقف در نظر گرفته می شود و آن را در اصطلاح معماری چتر می گویند چتر فوق پس از چند سال خستگی بتن و تحمل فشار به صورت صاف در خواهد آمد  در پایان آرماتور تقسیم فشار در جهت خلاف تیرچه روی بلوکه ها با فاصله حداقل  40  سانتیمترنصب ورودی سقف را از بتن سالم پر می سازند تا موقعی که روی بلوکه ها بتن ریزی شود .هنگام بتن ریزی نیز ویبراتور برای ارتعاش و دفع هوای بتن الزامی است و اگر نبود با قطعه چوبی به صورت تخماق به بتن ضربه می زنندتا هوای بتن خارج شود  و نیز فشرده گردد. بتن نام برده تا  12  روز نیاز به آب پاشی دارد و هنگامی که ترک های سطحی روی بتن دیده شود به وسیله دوغاب سیمان پر می شود ترک ها نیز به مقاومت سقف آسیبی نمی رساند .

سقفهای کاذب
سقف کاذب یعنی سقف دوم که در مقابل فشار ضعیف ساخته می شود  و معمولا زیر طاق به وجود می آید زیرا کانال کشی ها لوله های برق و غیره از زیر سقف عبور می نماید به این منظور شاخه های فلزی از سقف به پائین ارتباط داده می شودبعد از اتمام وکنترل کلیه کانالها   لوله ها وغیره با آهن های سپری یا نبشی یک سقف کاذب زیر کانالها به وجود می آورندکه آنها نیز به نوبه خود به شاخه های پائین آمده متصل می گردد. پس از کنترل آهن کشی ها تور فلزی مخصوص بنام رابیز را با سیم های نرم آرماتوربندی به آهن کشی های سقف  کاذب پیوسته می سازند در خاتمه روی آن را از یک قشر خاک و گچ به ضخامت حداقل یک سانتیمتر می پوشاننددر این صورت زیر سقف کاذب شمشه کاری می شود و سقف را برای سفید کاری و گچ بری آماده می سازند .

آکوستیک
برای ایجاد سقف آکوستیک یعنی طاق دوم ابتدا میله های فلزی را از سقف به پا ئین ارتباط می دهندو سپس چوب های که باید از چوب روسی پخته شده تهیه گردد و آنها را با اندازه مشخصی به زیرکانال ها  با قطعات فلزی ارتباط می دهندچون اندازه تقریبی آکوستیک ها  40  ×40  سانتیمر می باشد پس فاصله چوب ها از وسط تا آکس  به اندازه آکوستیک ها تقسیم می شودو برای انجام این کار از چوب ها ریسمان کشی شده که کاملا دقت در عمل لازم است پس از کنترل آکوستیک ها که معمولاجنس آنهاازمقوا ،پلاستیک، یونولیت، پلاستوفوم وغیره است و در اشکال گوناگون سوراخدار و یا نقشه های برجسته تهیه  شده را با میخ های سنجاقی بی کله زیر چوب ها نصب می نمایند.

 

اصطلاحات معماری
ترانشه ،پی کنی و شیار زنی دیوارها را ترانشه می گویند.

شالوده ،شفته ریزی و پر کردن زیردیوارها راشالوده می گو یند .

مثنی ،سنگ چینی وبالاآوردن کف از روی زمین را مثنی می گویند

ازاره ،دور پائین هر ساختمان چه در داخل وچه در خارج تا یک متری ازاره نامیده می شود . 

درگاه،به دربهای ورودی چوبی درگاه می گویند .

پاشنه ،لولا های زیر و بالای لنگه درب پاشنه نام دارد .

پکتفه ،قطعات آجریاخشت را برای یکنواخت کردن دیوار با ملاتی مناسب به دیوار می چسبانند و روی آن را یکنواخت میکنند را پکتفه می گویند .

اندود یاپلاستر، به ملاتی که روی دیوارها مخصوصا منابع مالیده می شود اندود یا پلاسترمی گویندکه ازسیمان وخاکه سنگ وماسه تهیه می شود .

آهک سیاه ،ملات مخلوط شده از آهک شکفته و خاکستر ولوئی گیاهی آبرا آهک سیاه می گویند که بجای ملات سیمانی در منابع استفاده می شود .

اسکوپ ، به قطعات فلزی که به پشت سنگ متصل می سازند و سنگ را به دیوار مربوط می کنند اسکوپ می گویند.

کروم ، به قطعه نشان گچی یا گلی ویا سیمانی که برای منظم نمودن  اضلاع ودستور شمشه گیری گذارده وسر مرکز نما سازی دیوار وکف می باشد کروم می گویند .

ملات باتارد
از اختلاط آهک و سیمان وماسه ملاتی بدست می آیدکه ملات باتارد می گویند.مقاومت این ملاتدر صورتی که آجر آن کاملا شاداب وپس از انجام کار آب پاشی شده باشد بهترین ملات تشخیص داده شده است .برای تهیه ملات باتارد بهتر است تمام مواد متشکله را با هم مخلوط نموده و بعد آب به آن اضافه شود و پس از به هم زدن و اختلاط قابل استفاده است . آهک شکفته آن باید الک شود و درملات سیمان از زمان اختلاط تا  3  ساعت قابل مصرف می باشد و پس از این زمان فاسد شده و قابل مصرف نیست ولی ملات باتارد تا  5  ساعت خودگیرمی شودزیرا مواد آهنی و گچی داخل سیمان ازبین می رود ونقش ملات این است که بدون این که باعث تضعیف ساختمان شود فضاهای خالی را پر می کنددر ضمن سیمان بدون ماسه قابل مصرف نیست ولی وجودماسه برای خودگیری سیمان لازم است چون سیمان بدون شن وماسه خودگیری نخواهد شد چنانچه سیمان به تنهای استعمال گردد پس از  24  ساعت به صورت ورقه ورقه در می آید و متلاشی می گرددپس سیمان وماسه در مصرف با هم لازم هستند .

 


برچسب‌ها: ملات باتارد, اصطلاحات معماری, آکوستیک, ایزوگام ورقی, دیوار چینی
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 21:38  توسط حامد | 

تاریخچه کاربرد سالاحهای شیمیایی

بشراز زمانهای بسیار دوربا بعضی از سموم موجود درطبیعت آشنا بوده واز آنها برای شکار حیوانات ویا ازبین بردن دشمنان خود استفاده می کرده است. بدون شک حیواناتات ، نخستین موجوداتی هستند که از موادشیمیایی بصورت سموم مختلف برای شکار طعمه ویا مباره باسایر جانداران استفاده می کرده اند.

حیواناتی ازقبیل مار، عقرب وزنبورباترشح وواردنمودن مستقیم مواد شیمیایی سمی در بدن جانداران طعمه خود راشکار ویادرمقابل مهاجمین از خود دفاع می کنند. اسکانک(نوعی راسو) وبعضی ازسوسکهای بیابانی باترشح مواد شیمیایی بد بو درمحیط بعنوان یک عامل ایذائی درمقابل دشمنان ازخود دفاع می نمایند. انواع ماهی مرکب هم باترشح مواد رنگی خود درمقابل مهاجمین استتار می کنند. حشرات مختلف ازجمله مورچه نیز ازترشح مواد شیمائی برای جلب جفت،کنترل رشدوراهنمائی همنوعان خود به محل غذاوغیره استفاده می نمایند. بلاخره انواع گوناگون موادشیمائی که توسط جانداران میکروسکوپی (قارچها، باکتریهاوویروسها) ترشح می گردد، بسیار جالب توجه وحائزاهمیت می باشد، بنحویکه بعضی ازاین موادبرای رشدوزندگی گیاهان وجانواران ضروری وحیاتی وبرخی نیززیان آورومهلک است.

شواهدی دردست است  که نشان می دهدبشردر2000سال قبل از میلادحضرت مسیح ازفرآورده های آلکالوئیدی برای ناتوان ساختن انسانها استفاده می کرده است. یونانیان در400سال قبل ازمیلادحضرت مسیح گاز سولفوردی اکسید حاصل ازسوزاندن گل گوگرد رابرعلیه دشمنان خود بکار بردند،در1217میلادی ارتش انگلستان درحمله به سوارنظام فرانسه با ایجاد غباری ازآهک درمنطقه نبردازآن بعنوان یک عامل ایذائی وناتوان کننده برعلیه دشمن استفاده کرد.

اسفاده وسیع ازموادشیمیایی ساخت خود انسان بعنوان سلاح جنگی ونابود ساختن دسته جمعی انسانها درجنگ جهانی اول صورت گرفت. دراوائل قرن 19میلادی باشروع جنگ جهانی اول آلمان برای اولین بارازگازکلر برعلیه بلژیک استفاده نمودکه بواسطه عدم آگاهی ازنحوه مقابله با آن منجر به تلفات نسبتاً زیادی گردید.سپس درهمین زمان سمی دیگر ازقبیل فسژن،هیدروژن سیانید، خردل و . . . بکار گرفته شدو بدین ترتیب صفحه ای جدید درتاریخ جنگها پدیدار گردید.پس ازپایان جنگ جهانی اول درسال 1925 میلادی کنوانسیونی مرکب از تعدادی کشورهای جهان ، درژنوبرگزار واستفاده ازسلاحهای شیمیائی درهرشرائط ودرهرجا منع گردید.

متاسفانه ازآن زمان تاکنون مفادکنوانسیون ژنومکرراًتوسط برخی ازکشورها های جهان نقض گردیده وازسلاحهای شیمیائی بطور وسیع وگسترده استفاده شده است. بعنوان مثال، درسالهای 1936میلادی ایتالیا برعلیه حبشه(اتیوپی) ، 1940-1938میلادی ژاپن برعلیه چین و1951میلادی انگلیس برعلیه مالایا وآمریکا برعلیه کره ازسلاحهای شیمیائی استفاده کردند.

درجنگ جهانی دوم هیتلر، جنایت کارجنگی بااینکه دارای چندین هزار تن ازسلاحهای شیمیائی (نوع قدیم وجدیدآن که کمتر ازآن اطلاع داشت) بودومعذالک ازترس افکارعمومی ملتها جهان ازاستفاده آن درجبهه جنگ خوداری نمود وفقط بطور سری اسراءرادرواگنهای مخصوص یا اطاقهای مرگ بوسیله این گازها سمی بطور دسته جمعی نابود می کرد.

پس از جنگ جهانی دوم، شیطان بزرگ آمریکا این سلاحها راعلیه مردم کره وویتنام بکار گرفت ودرسالهای اخیر هم روسیه شوروی ازاین سلاحها علیه مجاهدین مسلمان افغانستان استفاده نموده است.

باپیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی درایران وآغاز مرحله نوین مبارزه با استکبار شرق وغرب درسراسر جهان به رهبری امام خمینی، ابرقدرتها به منظور برانداختن جمهوری اسلامی وجلوگیری ازصدور انقلاب در جهان با مجهز نمودن رژیم بعثی صهیونیستی عراق به انواع واقسام سلاحها ازجمله سلاحهای شیمیائی این رژیم سرسپرده رابه جنگ برعلیه جمهوری اسلامی وادارساختند. اگرچه صدام افلقی دراوئل جنگ بطور محدود ازسلاحهای شیمیائی استفاده می کرد لیکن اززمانی که پیروزی خودرانقش برآب دیدوبا شسکت های پی درپی درجبهه ها مواجه شدازسلاحهای شیمیائی بطور مستمر وگسترده برعلیه رزمندگان اسلام استفاده کرده است. اخیراً نیز باحمایت همه جانبه ابرقدرتها ودربرابر بی تفاوتی شورای امنیت وسایر مجامع بین المللی وقاحت وبی شرمی این جنایتکاربحدی رسیده که درنهایت ضعف وذبونی اقدام به بمبارن شیمیایی مردم غیر نظامی عراق وایران نموده است.

تقسیم بندی مواد شیمیایی جنگی

موادشیمیائی جنگی رامی توان به دوگروه بزرگ تقسیم نمود:

1-                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                مواد شیمیائی سمی یامرگ زا

2-                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                شیمیائی ایذائی

موادشیمیائی سمی: آن گروه ازموادشیمیائی جنگی راگویند که از طریق مختلف جذب بدن شده ودربعضی مواقع سبب مرگ می شوند.این موادعبارتنداز:

الف: مسموم کننده های خون

ب: آسیب رساننده های اعصاب

ج: آسیب رساننده های پوست(تاولزا)

د:آسیب رساننده های ریه(خفه کننده ها)

ﻫ: خارش زاها وتحریک کننده های بینی وگلو

موادشیمیائی سمی رامی توان بطور کلی به دو دسته تقسیم نمود:

1-                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                موادشیمیائی جنگی که اثر کوتاه دارند

این دسته مواد شامل موادی می شوند که پایداری آنها کم است وحداکثر تا یک ساعت پس ازبکارگیری تأثیر آنها پابر جاست . این دسته ازمواد فرار هستند ونقطه جوش آنها همواره کمترازc130می باشد.

این مواد عبارتند از:

کلر

 فسژن

 دی فسژن

 هیدروژن سیانید

 کلروسیان

 کلروپیکرین

 فسژن اگسیم

 آرسن هیدرید

2-                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                مواد شیمیایی جنگی که اثرات طولانی ودارزمدت دارند

این دسته شامل موادی می شوندکه پایداری آنها زیاد است وپس ازبکار بردن، می توانند بیش از یک ساعت (تاچندروز) مؤثر باشند. این مواد نسبت به دسته اول پایدارتر بوده ونیز قابلیت جذب بیشتری دارند.این دسته از مواد کمتر فرار بوده ودارای نقطه جوش بیشتر ازc130می باشند.

این موادعبارتنداز:

برموسیان

 خردل گوگردی

 خردل های نیتروژنی

 لوئیزیت

 آدمیزیت

 دی فنیل آرسن کلرید

 فنیل آرسین دی کلرید

 تابون

سارین

سومان

 موادvx

موادشیمیائی ایذائی: این گروه از عوامل شیمیائی که بیشتر ازطریق تنفس- بینی-چشم جذب بدن می گردند سبب مرگ نمی شوند ولی اثرات شیمیائی آن باعث یک نوع تغییرات بیولوژیکی موقت در انسان می گردد بطوریکه درنتیجه آن انسان برای مدتی کوتاه فلج وبه علت عوارض ناشی ازآن عکس العملها ی به موقع وطبیعی باز می ماند. این مواد هم چنین برای موارد خاص جنگی ، ایجاد وحشت،پائین آوردن روحیه ، عقیم ساختن برخی ازعملیات جنگی ونیز مقابله با اغتشاشات وبرهم زدن

  تظاهرات . . . طرح ریزی  شده اند. این موادعبارتنداز:

الف- موادشیمیایی روانی ووحشت زا

ب- موادشیمیایی اشک آور

   موادشیمیایی ایذائی

همانطور که قبلاًاشاره شد این گروه ازمواد شیمیایی بیشتر ازطریق تنفس- بینی- چشم جذب بدن می گردند سبب مرگ نمی شوند ولی اثرات شیمیایی آنها موجب یک نوع تغییرات بیولوژیکی موقت در انسان می گردد بطوریکه درنتیجه آن انسان برای مدتی کوتاه فلج شده واز عکس العملهای به موقع وطبیعی به علت عوارض ناشی ازآن باز می ماند.

این موادعبارتند از:

الف: موادشیمیایی جنگی روانی و وحشت زا

دردهه اخیر مواد شیمیایی روانی(ازلحاظ کاربرد آن برای خرابکاری وهم چنین کاربرد جنگی) مورد توجه قرار گرفته است.

اثر وعوارض این مواد بصورت برهم زدن تعادل روانی در افراد ظاهر می گردد والبته پس ازگذشت 2تا 4 روز افراد مبتلا شده مجدداً به حالت عادی خود باز می گردند.

برهم خوردن تعادل افراد، چه درکارخانجات .کارهای تولیدی وچه درجبهه های جنگ برای مدت چند روز باعث اختلال درکارها می شود.

ازآنجا که بکارگیری این مواد موجب نقص عضو ویا مرگ نمی شود افکار عمومی بین المللی استفاده ازآنها را رسماً محکوم نمی کند. ازطرفی نیز تهیه این موادوهم چنین کاربردآنها سهل وارزان بوده ومی توان به آسانی مقدارمعتنابهی ازآنها راتهیه نمود.ازاین روخیلی ازکشورهای پیشرفته ویادرحال پیشرفت بفکرتهیه این گونه سلاحهای شیمیایی افتاده وهم اکنون دوابرقدرت جهانخوار بیش ازصدها تن ازانواع مختلف موادشیمیایی جنگی تهیه ودرزراد خانه های خود نگهداری می کنند.

این دسته ازمواد شیمیایی تنوع زیادی ندارند وشامل چند نوع ترکیب چون بنزیلاتها ، گلیکولاتها وکانابینل ها canabinoIs(که همان ماده مؤثرحشیش می باشد)، کاراباماتها، ومسکالین(Mescalin) می باشندکه دراینجا فقط به دوترکیب BZ وLSD که بیشترازلحاظ کاربردنظامی مورد توجه هستند اشاره شده است:

1- BZ- ترکیب بنزیل استراز3-کوئینوکلیدنیل(3-QuinuclidinylbenzyIester) یا(3-Quinuclidinylbenzilate)

2-LSD-لایسرجیک اسیددی اتیل آمید(Lysergicaciddiethylamide)

1-BZ[بنزیل استراز3-کوئینوکلیدینل]

بنزیل استریابنزیلات از3-کوئینزکلیدنیل(3-Quinuclidinol) می باشد.که جامدبوده وبه صورت پودربلورین سفید بی بو بدست می آید.

این ترکیب پایداربوده ونقطه جوش آن بالای c400می باشد.

اثرات روانی آن چند روز به طول می انجامد وتاکنون تنهاترکیب سمی روانی است که ازلحاظ  نظامی وجنگی مورد توجه قرار گرفته واز لحاظ کاربردی ارزش فراوانی بآن داده اند.برای استفاده جنگی ونظامی این ماده آنرا درهوا پخش می کنند(Aerosol) زیرااز راه تنفس به سرعت جذب می شود وموجب اثر بیشتری می گردد.

1-1-1-خواص فیزیکی وشیمیایی

BZماده ای است جامد بصورت پودر (بلور) سفید ، بی بو ،پایدارودرآب بسیار کم محلول بوده ودارای فشاربخار بسیار کم است .هم چنین ازلحاظ تصعید دارای قدرت بسیار کم می باشد(مثلاً دردمای c70قدرت تصعیدآن 5/0میلی گرم درمترمکعب است70c ، 0.5mg/m3)

قدرت هیدرولیزآن کندبوده(دمایc25و7=PH) و3تا4هفته لازم است تااینکه نصف مول آن هیدرولیزگردد.

موقعیکه بصورت پخش درهوا (Aerosel) بکاربرده می شودمانندنشا درایجاد ابرسفیدی نموده واین خود یکی ازعلائم مشخصه آن است.

BZ درحلالهای آلی چون اتیل استات ، استن، دی اتیل اتر ، الکل ، دی کلرواتان ، دی کلرومتان حل 

می شود.نقطه ذوب مشخصی برای آن تعیین نشده ولی نقطه جوش آنرابالایc400درفشارمعمولی گزارش داده اند.

2-1-1- اثرات روی اندامها

مسمومیت باBZدرغلظت های بالا مراحل مختلف دارد.

مرحله اول مسمومیت: که پس از30 تا60 دقیقه(زمان ظهورعوارض پس ازآلودگی=Latenzeit) شروع می گردد و1تا4 ساعت ادامه می یابد با ناراحتی های بیولوژیکی همراه بوده که به صورت زیر ظاهر می گردند.

1- خشک شدن دهان ، بینی،گلو وپوست

2-خس خس کردن گلو دراثر خشکی

3- گشادی مردمک چشم وتاری دید

4-افزایش ضربان قلب وبالارفتن دمای بدن(درپوست وبطورکلی)

5-احساس سر درد وحالت دل بهم خوردگی

6- ایجاد تهوع

7-گنگ شدن

ناراحتی های مرحله اول پس از4ساعت نخستین رو به بهبودی می گذارد.

مرحله دوم مسمومیت: که عوارض آن بیشتر جنبه های روانی دارد، به محض شروع تا12ساعت کاملاً شدت می یابد بدینصورت که فردمسموم کاملاًهوش وحواس خود رابا واقعیت ها ازدست می دهدومحیط واطراف خود راغیر واقعی می بیند مسموم قادر به حرکت نبوده وبدون حرکت باقی می ماند. درواقع بحالت بیهوش در دنیای خواب ورویای غیر واقعی غرق می شود.

مرحله سموم مسمومیت: که فرد مسموم پس از12ساعت ازآن حالت بی هوشی وبی تحرکی بیرون آمده وفعال شده وحرکات غیر عادی دیوانه واری رابا انرژی زیاد شروع می کند  وبا ناراحتی روحی بطور غیر طبیعی بدون هدف اینطرف وآن طرف می دود وحرکات واعمالی کاملاً مشابهه دیوانگان از وی سر می زند.

در این حالت فرد مسموم می تواند بطور متناوب فقط برای چند ثانیه بخود آید ومی توان با اوخیلی کوتاه حرف زد ولی مجدداً همه چیز رافراموش کرده وبه حالت روانی غیر عادی باز می گردد.

این وضع بریده بریده تکرار می شود وممکن است که48 تا96 ساعت ادامه یابد. درهرحال افرادمسموم شده باBZپس از48ساعت بتدریج بهبود یافته وپس از4روز یابیشتر به حالت عادی وطبیعی برمی گردند.باید توجه داشت افرادیکه قبلاً اندک زمینه روانی داشته اند این آثار درآنها بآسانی برطرف نشده ونیاز به درمان داروئی زیر نظرروان پزشک دارند.

(اثرات وعوارض درغلظت کم باعث بی حواسی فرد وخواب آلودگی می شود.)

3-1-1-اثرات روی آب ومواد غذایی

چونBZبیشتر به صورت پخش درهوا (Aerosol) مورد استفاده قرار می گیرد وترکیب آن بصورت پودر جامد می باشد، هم چنین قدرت تصعید وبخارآن کم است، بنابراین نفوذ پذیری آن ناچیز است ومواد غذاییی که خوب بسته بندی شده باشند کمتر بوسیله این مواد آلوده شده وباپوشش نایلونی یا پلاستیکی به خوبی می توان مواد غذایی را محفوظ نگاهداشت . رفع آلودگی از پوشش بوسیله  شست وشو با آب صابون امکان پذیر است. هم چنین چونBZدرآب حل نمی شود مانند خاکستر بر سطح آب باقی می ماند وسپس بتدریج هیدرولیز وته نشین می گردد. درهر حال پس از هیذرولیز شدن اثر مسموم کننده آن کاسته شده ویا کاملاً ازبین می رود وآب ازلحاظ کشاورزی وصنعتی قابل استفاده می شود.

4-1-1-خنثی سازی  

اگر عمل خنثی سازی  از روی پوست تا نیم ساعت(پس ازآلوده شدن) انجام گیرد یعنی به موقع با آب صابون ویا مواد پاک کننده خوب شسته شود اثرات وعوارض آن از بین می رود(به موقع با آب وصابون شستن کاملاً رفع آلودگی می نماید) . اما برخی برای خنثی سازی این ماده، هنگامی که از راه تنفس وارد بدن شده است، باید به سرعت از ماسک استفاده نمود واز منطقه آلوده دور شد.

آلودگی لباس ها باشستن بوسیله مواد پاک کننده ازمیان می رود. لباس های نخی بصورت جوشاندن با مواد پاک کننده کاملاً رفع آلودگی می شود. لباس های پشمی را می بایست برای مدت 12ساعت در محلول شیر آهک یا سدیم کربنات 10% خیس نمود سپس با آب نیمگرم خوب شست تا رفع آلودگی

گردد. باید توجه داشت که چون ترکیب BZ ترکیبی پایدار بوده منطقه آلوده شده برای مدتی طولانی (3تا4هفته) آلوده باقی می ماند بنابر این اشیاء و وسایل آلوده شده باBZ باید به بوسیله مواد پاک کننده چون محلول صابون شسته پاک شود. آلودگی روی وسایل ودستگاهها رامی توان با الکل یا اتیل استات رفع نمود بدین صورت که پنبه یا پارچه را آغشته به الکل یا اتیل استات می کنند وروی محل آلوده می کشند.(بادستکش) همانطور که در قسمت خواص فیزیکی وشیمیایی اشاره شد چون قدرت تصعید وبخار ترکیب کم است لذا عبور از منطقه آلوده کهBZ  ته نشین وجذب سطح زمین شده باشد مانند خردلهای گوگردی ونیتروژنی خطرناک نمی باشد زیرا قدرت نفوذ آن نسبت به خردلها خیلی کمتراست.

5-1-1-پیش گیری وکمک های اولیه به مصدومین

برای پیشگیری ضروری است که افراد از ماسک استفاده نموده ومانع آلوده شدن از راه تنفس شوندواگر از راه پوست آلوده شده اند(چون ازراه پوست هم جذب می شود) حداکثر تانیم ساعت پس ازآلودگی البسه خود رابیرون آورده وخود رابطور کامل باآب صابون بشویند وبدین وسیله رفع آلودگی کنند.

اگر رفع آلودگی خوب وبه موقع انجام نشود، باعث طولانی شدن مدت زمان ظهور عوارض پس ازآلودگی(Latenzeit) می شود. درنتیجه کلیه عوارض یاد شده بالا پس از36 ساعت ظاهر می گردد. درهرحال ضروری است که افراد آلوده شده درنیم ساعت اول (مرحله اول) که درحالت طبیعی هستند درصدد رفع آلودگی ازخود برآیند وبدن خود راخوب با آب وصابون بشویند.

ازآنجا که دمای بدن مصدومین بوسیله BZ بالا میرود(c39) ، برای کمک به آنها خنک کردن بدن بهترین کمک می باشد. باید لباس های اضافی آنها رابیرون آوردوبدن مصدومین رابا هوای محیط کهc 35 است درتماس قراردادکه خنک شود وازداروهائی که دراین مورد مشخص شده به مصدومین داد.

درهر حال با محبت فراوان با مصدومین برخوردنموده وسعی شود که با او کمتر صحبت شود واو راباحال آرامش هرچه سریعتر به پزشک متخصص وبیمارستان صحرائی رساند.

هم چنین باید توجه داشت که نخستین کار با مصدومین  BZ، خلع سلاح وگرفتن کلیه وسایل ومتعلقات نظامی بجز ماسک می باشد. درمواردیکه مصدومین زیاد بوده وانتقال آنها به بیمارستان مقدور نباشد بهتر است که پزشک را به محل حادثه بیاورند.

2-1-LSD [لایسرجیک اسید دی اتیل آمید]

(Lysergicaciddiethylamide)   ، (LysergicsureDiethylamide)

LSD اسید آمیدی برابر فرمول شماره I میباشد که نخستین اسید آن بوسیله تخمیر مواد طبیعی بدست می آید وسپس با دی اتیل آمین تبدیل می گردد.

این ترکیب بصورت باز آزاد جامد بوده ودرآب غیر محلول است  ولی نمکهای اسیدی آن درآب محلول می باشند مثلاً نمک ازتارتاریک اسید ترکیب LSD درآب محلول بوده ومصارف طبی دارد.

ترکیب LSD (برخلافBZ) درمقابل نور وحرارت حساس بوده وهم چنین بآسانی توسط اکسید کننده هایی نظیر پتاسیم پرمنگنات، آب اکسیژنه، هیپوکلرایت ها وخودکلراسید شده وتجزیه می گردد. ازاین رو ارزش کاربردی نظامی چونBZ ندارد.

1-2-1-خواص فیزیکی وشیمیایی

LSD مادهای جامد بوده که به صورت پودر سفید یا بلوررهای منشوری شکل است ودارای نقطه ذوبc80 تا  c 85 درجه سانتیگراد می باشد.

نمک تارتارات راست برآن نیز به صورت بلورهای منشوری بوده که دارای نقطه ذوب  c200-198درجه سانیگراداست وهمانطور که اشاره شددرآب محلول می باشد درصورتیکه  LSD خود درآب غیر محلول است.

2-2-1-اثراتLSD روی اندام ها 

LSDکه از راه تنفس یا خوراکی وارد بدن شده ، پس از30تا60 دقیقه باعث عوارضی درسه مرحله باعلائم مشخصه زیر می گردد.

مرحله نخست- اثرات وعوارض جسمانی یا فیزیکی بصورت زیر ظاهر می گردد.

1-                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                گیجی

2-                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                ضعف ولرزش

3-                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                تهوع

4-                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                خواب آلودگی

5-                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                اختلال حواس

6-                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                گشادی مردمکها

7-                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                تاری دید

8-                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                کشش عضلانی

9-                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                عدم تعادل

10-عدم فدرت راه رفتن

مرحله دوم- علائم ادراکی

1-اختلال درتشخیص شکل ها ورنگها

2-اشکال درتمرکز روی اشیاء

3-حساسیت درشنوائی(هرصدای کم رابه صورت صدائی عظیم وشدید شنیدن)

4-تداخل حواس بطورنادر

مرحله سوم-  علائم وعوارض روانی

1-احساس خوشحالی زودگذر

2-متأثر وغمگین شدن

3- تحریک پذیر بودن

4-تحت فشارعصبی بودن

5-اختلال درتشخیص زمان

6-اشکال دربیان افکار

7-تغییرشخصیت

8-ایجاد احساسات رویایی واوهام

9-احساس وحشت

3-2-1-اثرات وعوارض روی آب ومواد غذایی

همانطورکه اشاره شد بعضی از املاح LSD درآب به خوبی حل می شوند لذا می توان ازآن برای آلوده

کردن آب چشمه های قابل شرب استفاده نمود.

قدرت جذب ونفوذ    LSDبرمواد غذایی که بصورت پخش درهوا (آئروسل) بکار رفته باشد چندان زیاد نیست واگر مواد به خوبی بسته بندی شده باشند کمتر آلوده می شوند.

4-2-1-خنثی سازی

آلودگی آب را می توان با کلره کردن وجوشاندن رفع نمود.

سطح مواد غذایی بسته بندی شده را می توان با محلول 5% پتاسیم پرمنگنات یا3% آب اکسیژنه شست البته موادشوینده نبایستی به داخل موادغذایی نفوذ کند.

آلودگی لباسها واشیاء دیگر را بادادن هوای گرم یا قرار دادن درمقابل آفتاب به مدت6 ساعت یابیشتر رفع می کنند هم چنین با پاک کننده های محتوی کلر نیز رفع آلودگی می نمایند.(ازپاک کننده های محتوی کلر یا محلول3%آب اکسیژنه رابرای رغع آلودگی لباسها واشیاء استفاده می کنند).

ب:مواد شیمیایی اشک آور

این دسته ازمواد اشک آورعبارتند از:

1-برم استن

2-برم بنزیل سیانید

3-کلرواستوفنون

4-ارتوکلربترال مالونونیتریل

1-2-اثرات مواداشک آورروی اندانها

1-1-2-اثرات باغلظت

1-اختلال وسوزش درچشم وپلکهاوقرمزشدن آن

2-احساس وجود جسم خارجی درچشم

3-ریزش اشک واختلال دردیدن

2-1-2-اثرات باغلظت متوسط

1-آبریزش فوری وسریع ازچشم

2-بسته شدن چشم

3-احساس کوری موقت برای چند ساعت

3-1-2-اثرات باغلظت بسیار زیاد

1-اختلال درروند کاسه چشم

2-خارش  شدید درپلکهای چشم وآبریزش ازچشم

3-ایجاد تاول زیرناخنهای دست

4-احساس خارش وخراش دربینی وگلو

5-ایجادعطسه

6-احساس ناراحتی جزئی درریه

4-1-2-اثرات غلظت درحدپراکنده کردن جمعیتها

1-احساس جسم خارجی درچشم

2-ریزش اشک شدید

3-سوزش درپلکهاوبسته شدن آن

4-خارش شدید دربینی وحلق همچنین سرفه کردن (دراثرمجاورت طولانی بااین ماده)

2-2-برم آستن (Bromacetone)

برم آستن آسانتروبهتر جذب الیاف حیوانی چون پشم طبعی ومو می گردد تا الیاف گیاهی چون پنبه وکتف . ازاینرو شدت وسرعت جذب برم آستن برلباسها و پوشاک بستگی به نوع وجنس آنها داردو این

خود باعث تغییر رنگ البسه می شود.

1-2-2-خواص فیزیکی وشیمیایی

برم آستن بصورت خالص درشرایط معمولی مایع فراری است با بوی تند سوزش دار.

برم آستن صنعتی وناخالص مایع زرد مایل به قهوه ای می باشد نقطه جوش برم استن c136ونقطه ذوب آن c5/136درجه سانتی گراد است.

برم آستن درآب کم حل می شود ولی درحلالهای آلی چون بنزین، الکل وآستن خوب حل اثرات وعوارض برم آستن بعلت فرار بودن آن برای زمان کوتاهی است وادامه ندارد.

2-2-2-اثرات برم استن روی آب ومواد غذایی

آب با برم آستن آلوده نمی شود ودرمواد غذایی سرگشوده فقط قسمت فوقانی آنها دراثرات مجاورت با برم آستن آلوده می شود ودرموارد سربسته اثری ندارد.

3-2-2-خنثی سازی

در صورتیکه پوست با برم استن آلوده شود باید پوست را باآب معمولی (یا حلالهای آلی) شستشو داد. از محلول 3تا5درصد سدیم سولفید نیز می توان استفاده کرد. آلودگی البسه وپوشاک درمجاورت با هوا یاجوشاندن درمحلول سدیم کربنات یا خیس کردن درمحلول 5درصد سدیم سولفید از میان می رود.

3-2-برم بنزیل سیانید (Brombenzylcyanid)

ترکیب برم بنزیل سیانید مادهای شیمیای جنگی اشک آوری است که پایدارتر از برم آستن بوده وبخصوص درهوای خشک برای مدت زمانی پایدار می ماند.

1-3-2-خواص فیزیکی وشیمیایی     

ترکیب برم بنزیل سیانید درصورت خالص بودن جامد وبلوری بارنگ زرد کم رنگ می باشد ولی صنعتی آن مایع  روغنی قهوهای رنگ است که دارای بوی تند شبیه به بادام تلخ است.

نقطه جوش آن c242درجه سانتیگراد است که تجزیه می گردد ونقطه ذوب آن c4/25درجه سانتیگراد می باشد. برم بنزیل سیانید درآب غیر محلول است ولی درحلالهای آلی چون الکل، اتر، بنزین، تتراکلرورکربن ومواد شیمیایی جنگی دیگرچون کلروپیکرین، فسژن،خردلهاوغیره به خوبی حل می شود.

با آب بتدریج وکندتجزیه می گردد ولی اگر با محلول های بازی چون سدیم هیدرواکسید، سدیم کربنات وغیره مجاورشود بسرعت تجزیه می گردد.

2-3-2-اثرات روی آب ومواد غذایی

  آب با برم بنزیل سیانید آلوده نمی شود ولی مواد غذایی که بسته بندی نشده ، قسمت باز آن آلوده شده وچنانچه مواد خوب بسته بندی شده باشند آلوده نمی گردند.

2-3-2-طرزخنثی سازی

پوست آلوده شده با مایع این ماده بوسیله پنبه ، دستمال کاغذی، پارچه برطرف می گردد ولی بعد باید با آب شستشو داده شود ویا با محلول 5 درصد سدیم سوفلید وپارچه آغشته پاک گردد.

ازالبسه وپوشاک با هوادادن یا شستن با محلول 5تا10 درصد سدیم سوفلید یا جوشاندن با مخلول 5تا 10 درصد سدیم کربنات رفع آلودگی می گردد. کلسیم هیپوکلرایت آنرا خنثی نمی کند.

4-2-کلرآستوفنن(Chloracetophenone)

کلرآستوفنن بصورت خالص، ترکیب جامد بلوری بی رنگ وبا بوی کمی معطر شبیه به بوی گل سیب است. صنعتی آن که دارای کمی ناخالصی است دارای رنگ زرد مایل به قهوهای ودربعضی موارد سبز رنگ است.

نقطه جوش آن c244درجه سانتیگراد است ونقطه ذوب آن c58درجه سانتیگراد است. درآب خیلی کم محلول (تقریباً غیر محلول) است ولی درحلالهای آلی چون الکل ، آستین، تتراکلرورکربن، دی کلرواتان، بنزین وهمچنین مواد شیمیایی جنگی مایع چون خردل گوگردی، کلروپیکرین، کلروفسژن خیلی خوب حل می شود.

2-4-2-اثرات روی آب ومواد غذایی  

کلر آستوفن آب رامسموم نمی کند. قسمت فوقانی مواد غذایی بسته بندی نشده درصورتیکه زمانی طولانی درمجاورت کلرآستوفن قرارگیرند آلوده می شود اگرقسمت آلوده شده راازبقیه مواد جداکنند بقیه مواد جداکنند بقیه که سالم است قابل استفاده خواهد بود.

 

3-4-2-خنثی سازی 

ماده سمی مایع آن رامی توان بویسله پنبه یا پارچه یا دستمال کاغذی خشک از روی پوست برداشت وسپس محل آنرا با محلول 5 درصد سدیم سوفلید شست وآلودگی رابرطرف نمود. لباس وپوشاک آلوده رادرمجاورت هوا یا با خیس کردن درمحلول 5 تا10% سدیم سوفلید رفع الودگی می کنند.

5-2-ارتوکلروبنزال مالونونیتریل (o-cnlorobenzalmalononitrile) این ماده شیمیایی جامد بوده واز آن بیشتر برای پراکنده کردن جمعیت ها استفاده می شود. زیرا قدرت واثر آن بخصوص روی چشم درحدود ده برابر بیشتر ازترکیب کلراستوفنون(CN) می باشد ازاین رو   می توان ازترکیب csبا غلظت کمتر،محیط وسیعتری راتحت تأثیر قرارداد.ازسال 1950عملاًپلس ضد اختشاش بیشتر از این بجای(CN) بصورت پخش درهوا(به صورت ریز) استفاده می کنند.

1-5-2-خواص  فیزیکی وشیمیایی

ترکیبcsجامدوبه صورت پودر سفید است. درحالت خالص دارای نقطه ذوبc95-94درجه سانتیگراد می باشد. نقطه جوشcsدر فشار معمولی 310تا 315 درجه سانتی گراد است ودارای بوئی شبیه فلفل می باشد.

درآب سخت محلول بوده ولی بآسانی هیدرولیز می شود وباقلیایی کردن آن عمل هیدرولیز سریعتر می گردد. درحلالهای آلی چون الکل، بنزن، دی کلرواتان،کلروفرم، اتیل استات واستن محلول است هم چنین درمواد شیمیایی جنگی مایع(خردلها ی گوگردی ، کلروپیکرین) نیز محلول می باشد.

2-5-2- اثرات وعوارض روی اندام ها

اثرات وعوارض cs مشلبه با ترکیب (CN) بوده منتها با شدت بیشتر(درحدود ده برابر قویتر). هم چنین چشم بخصوص درمقابل ذرات پراکنده آن درهوا بسیار حساس بوده وبا سوزش وریزش شدید اشک ثراتcs را نشان می دهد.

بطور کلی آنچه که قبلاً برای مواد اشک آور روی اندامها آورده شده است برای ترکیب cs نیز صادق است.

3-5-2-اثرات درغلظت زیاد

1- ایجاد سوزش درچشم وروی پوست

2-احساس خستگی

3-احساس سرگیجه وسرفه شدید

اثرات وعوارضی که بوجود می آید پس ازمدتی (کمترازCN) برطرف می شود.

4-5-2-اثرروی آب ومواد غذایی

چون cs درآب حل نمی شود، آب راکمتر آلوده کرده ومواد غذایی که خوب بسته بندی شده باشد آلوده نمی شود. درهرحال سطح غذاهای غیر بسته بندی شده آلوده می شود که می توان با برداشتن آن رفع آلودگی کرد.

5-5-2-خنثی سازی

ازماسک مخوص ولباسهای ویژه ضد شیمیایی برای جلوگیری ازآلوده شدن استفاده می نمایند، البسه را می توان با محلول5% سولفید سدیم رفع آلودگی کرد.هم چنین با آب تنها یا با کمی مواد پاک کننده  می توان البسه را شست وسپس درمجاورت هوا قرار داد.

6-2- نخستسن کمک به مسمومین که بوسیله مواد اشک آور مسموم شده اند

1-6-2-مسمومیت دراثر بخار وهوای آلوده با مواد شیمیایی اشک آور

بایستی نخست مسموم رافوراً ازمحیط آلوده خارج نمود وازرسیدن نور به چشم وی جلوگیری کرد واز مالش چشم وبستن آن بوسیله دستمال محکم جداً خوداری نمود زیرا باعث تحریک وخارش شدید ان می شود.

محلولهای مخصوص شست وشوی چشم:

1- آب نیمگرم یا ولرم(c30-25) وشستشو به مدت 10تا 20 دقیقه

2-محلول2تا3 درصد سدیم بیکربنات

3-محلول 2تا3درصد اسید بوریک

4-محلول 9/0%سدیم کلرید(یک قاشق چایخوری نمک درنیم لیترآب)

5-مالیدن کرم ویا پماد مخصوص چشم(روی پلکها) (پماد بازی مخصوص چشم)

همچنین زدن عینک آفتابی موثر است.

درصورتیکه عوارض چشم برطرف نشده باشد. چشم را مجدداً بامحلول فیزیولوژیکی شست وشو می دهند دراین حال می توان غلظت محلول آب نمک را کمی بیشتر نمود.

2-6-2- مسمومیت با مایع سمی مواد شیمیایی اشک آور

درمواردیکه مایع سمی مستقیم وارد چشم شده باشد باعث  عوارض شدید روی چشم می گردد، فرد مسموم به شدت احساس ناراحتی ازناحیه چشم می نماید. درضمن چشم متورم وقرمز می شود.

درچنین شرایطی شست وشوی چشم با آب ملایم وسپس با محلول 3درصد بوریک اسید ویعد ازآن مالیده پماد بازیک(مخصوص چشم) درپلکها (داخل وخارج) ودر نهایت زدن عینک آفتابی برای پیشگیری ازرسیدن نور به چشم مؤثر می باشد.

3-6-2-آلودگی پوست بوسیله مایع سمی اشک آور

ازعلائمی که پوست بدن مسموم نشان می دهد این است که نخست کمی گرم شده وسپس قرمز می گردد وشروع به خارش می نماید پس ازان تاول می زند. البته اگر مایع سمی رابلافاصله باپارچه یا دستمال کاغذی ازروی پوست بردارند وسپس جای آنرا خوب با حلالهای آلی بشویند ودرنهایت ازپماد بوریک اسید استفاده نمایند رفع آلودگی می گردد وعوارضی بوجود نمی آید.

7-2-پیش گیری وحفاظت درمقابل مواد شیمیایی اشک آور

بهترین پیشگیری استفاده ازماسک مخصوص است وهمچنین می توان با استفاده ازپارچه مرطوب که جلوی صورت قرار داده می شود برای مدتی(چند دقیقه) از آلوده شدن چشم وبینی ودهان جلوگیری نمود بخصوص اگر پارچه یا دستمال مرطوب روی چشم بسته قرار گیرد بسیار مفید می باشد.


برچسب‌ها: موادشیمیائی سمی
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 21:22  توسط حامد |