درخت سفید پادشاه

در صورت داشتن هرگونه سوالی درباره مطالب وبلاگ درقسمت نظرات سوال خود را مطرح کنید تا در اولین فرصت (72 ساعت) به آن پاسخ داده شود.

در صورت داشتن هرگونه سوالی درباره مطالب وبلاگ درقسمت نظرات سوال خود را مطرح کنید تا در اولین فرصت (72 ساعت) به آن پاسخ داده شود.
http://metakar.com/register/OTFRMklsaFErR3BoamprMXNtRFV6UT09
قانونی و با مجوز رسمی
رشد چیست؟
منظور از رشد هر فعالیتی است که باعث بزرگتر شدن یک شرکت و همچنین مسبب رشد دامنه کاری و تجاری آن میشود از آنجایی که رشد فرآیندی پیچیده و دارای ابعاد گوناگون است ولی یک هدف دور از دسترس است که همه شرکتها برای بدست آوردنش در تلاشند یکی از دلایل اصلی سقوط شرکتهای تازه تأسیس این است که برای رشد سریع درست به رویا پردازی میزنند و به سرعت به گسترش افراطی شرکت میپردازند بدون اینکه به عواقب این اقدام فکر کنند، شرط اول برنامهریزی برای رشد شناخت جامع داشتن از تواناییها، محدودیتها و شرایط محیطی و بازاری شرکت است. یعنی باید ابتدا وضعیت کنونی شرکت را بهطور کامل بررسی کنیم بعد ببینیم محصول ما در چه مرحلهای از عمر خودش به سر میبرد نکتهی دیگر این است که باید درباره اندازه بازار، نرخ رشد و ساختار بازار و سهم شرکت از بازاری که در آن فعالیت میکنیم را بدانیم برای رویارویی با مشکلات مختلف مدیریتی اقتصادی و .... باید یا به استخدام مدیران جدید اقدام کرد یا به افزایش مهارتهای خود و مدیران فعلی بپردازیم. هدف اصلی از تلاش برای رشد سودآوری بیشتر شرکت است بنابراین باید منابع کافی مالی و انسانی را در اختیار داشته باشیم. چون در آغاز رشد سود شرکت کاهش مییابد. یا حتی موقتاً ضرر هم میکند. بنابراین باید میزان بدهیها و درآمدهای شرکت متوازن باشد. باید توجه کرد که در پایان رشد باید پاداش ارزشمندی حاصل شود چون در طی این فرآیند خواستهها و پول و زمان زیادی قربانی میشود. یک شرکت برای اینکه جایگاه و موقعیت جدید خود را حفظ کند. باید بتواند موفقیتها را حفظ و نگاهداری کند. باید توجه کرد نرخ رشد شرکتها نباید بسیار سریع باشد. مقدار کافی است از متوسط رشد بازار بیشتر باشد استراتژی رشد.
رشد افقی: یا ارائه کالا یا خدمات به مشتریان
رشد عمومی: ارائه کالا یا خدمات به مشتریان قبلی
ارائه خدمات یا محصولات به مشتریان جدید
رشد افقی یعنی جذب مشتریان جدید که با هدف قرار دادن مناطق جغرافیایی جدید از طریق داماندازی، نمایندگی جدید یا صادرات به کشورهای دیگر است. که برای این کار باید از روشهای جدید مثل افزایش بودجه، بازاریابی، کاهش هزینه محصول یا یافتن کاربردی جدید برای محصول کمک گرفت.
رشد عمومی: یعنی ارائه مدلهای جدید محصول یا اضافه کردن امکانات جدید به آن به طوری که با تولید و عرضه سایر چیزهای مشتریان تمام نیازهای آنلن تأمین شود.
ارائه محصول یا خدمات جدید به مشتریان جدید با این کار نوع مشتریان و محصول خود را عوض میکنند که باعث دور شدن از فعالیت کنونی و در نهایت شخص را از هر دو کار باز میدارد. رشد یک شرکت نیازمند منابع مالی هنگفتی است که همین عامل تعیین کننده موفقیت یا شکست رشد خواهد بود. بنابراین توانایی شرکت در جذب منابع مالی و غیر مالی کافی و با کیفیت نیاز دارد. از جمله این منابع میتوان به ورودیهای اطلاعات، مواد، نیروی انسانی و سرمایه اشاره کرد. مدیریت منابع رشد شامل 7 بند است. میزان توجه به هر قسمت از شرکت باید متناسب با رشد آن باشد یعنی بخشی که رشد بیشتری دارد صرفاً توجه بیشتری نیز میطلبد. باید در شرکت حالتی ایجاد شود که افراد از اشتراک گذاشتن اطلاعات لذت ببرند و به خاطر این کار تشویق شوند که این کار مستلزم فرهنگ باز و مناسب سازمانی استمدیر باید با کارکنان خود هر روز در ارتباط باشد. که این امر موجب بهبود در روابط میشود که باید برای این کار به گوش دادن ارائه کمک فکری یا مشاوره پرداخت. که با این کار اطلاعات مفیدی نصیبتان میشود. بنابراین هر روز باید در بخشهای مختلف بازدید به عمل آید. کانالهای رسمی که شامل گزارش هفتگی جلسات منظم مدیریت و بازدیدها هستند. تحت تأثیر پارازیتهایی قرار میگیرند که برای تکمیل و پوشاندن نقاط ضعف آنها به ارتباط غیر رسمی نیاز است. هدف از این کار هم تقویت ارتباط غیر رسمی است. جریان کار یعنی چگونگی تقسیم کارها برای رسیدن شرکت به هدفش و چگونگی هماهنگی این فعالیتها برای تسهیل هرچه بیشتر کارهاست. تخصیص منابع یعنی واگذاری منابع مختلف جمعآوری شده به واحدهای مختلف و کنترل آنهاست. یکی از راههای این کار بودجهریزی است. در این روش ابتدا به پبشبینی میزان منابع گردآوری شده در مقاطع زمانی معین آینده پرداخته و سپس بر اساس آن به تخصیص این منابع بپردازید. امروزه رشد اکثر شرکتها شدیداً به عامل تکنولوژی بستگی دارد. اگر راه و رسم توسعه و فروش تکنولوژی را یاد بگیرید نیازی به گسترش تولید و حجم شرکت نیست و میتوانید از طریق واگذاری امتیاز تکنولوژی درآمد بیشتری کسب کنید ارتباط محیطی شرکتها برای تأمین و فروش محصولات و کسب دوباره منابع جدید است ذی نفعان هم که شامل مشتریان، تأسیس کنندگان سهام داران و دولت و ... هستند از این قاعده مستثنی نیستند شرکتهای رقیب در صورت کشف راز شما تمام تلاش خود را میکنند تا با همان روش اسباب رشد خود را فراهم کنند در مواردیکه کار پیچیده است و راهنمایی وجود ندارد باید به کارکنان اجازه داد تا با استفاده از خلاقیت خود راه حل بهینه را پیدا کنند و سرعت عمل شرکت را در پاسخگویی به تغییرات محیطی افزایش دهند زیرا همیشه تشریح دقیق مسیر حرکت برای کارکنان منجر به رسیدن به هدف نمیشود. مهارتهای لازم برای رشد یک شرکت نوپا مستلزم خطرپذیری و اداره یک شرکت بزرگ مستلزم خطر گریزی است. اگر فکر میکنی بدون کار علمی و تحقیق نمیتوانید کار کنید بهتر است جای خود را با مدیران محافظه کار عوض کنید. تا شرکت حفظ شود اگر هم نمیتوانید حتماً از مدیرانی که به درد مدیریت میخورند و در لایههای پایینتر قرار دارند استفاده کنید. پذیرش مسئولیتهایی که خارج از توان شرکت است میتواند دام خطرناکی باشد که بقای شرکت را تهدید کند. پس برای شرکت بهتر است ابتدا موقعیت خود را در یک سطح معین مستحکم کنیم سپس به سراغ مراحل بعدی برویم.
عوامل مؤثر در کنترل رشد یک شرکت: انجام دقیق و به موقع پیشبینیهای فروش، بررسی محتاطانه مزایا و معایب ورود به عرصهها و بازارهای جدید بنابراین بقای رشد یک شرکت به آگاهی کارآفرین در زمینه راهبردی و مهارتهای و تواناییهای فنی دارد. در مرحله رشد تعدادی از شرکتها بیش از حد تجارت رشد میکنند چون نمیتوانند با رشد شرکت خو هماهنگ شوند کارآفرینان هم گاهی ناتوان هستند یا علاقهای ندارند که با چالشهای رشد بیرویه شرکت روبهرو شوند در نتیجه به کار دیگری روی میآورند. موانع و مشکلات در این مرحله بیشتر از شروع است در مرحلهی پایداری که نتیجه بازار و تلاش کارآفرین است. تعدادی از پیشرفتها رخ میدهد و به این مرحله از رشد عموماً نوسان هم میگویند زیرا پس از این مرحله شرکت به سمت سوددهی بیشتر یا شکست نوسان میکند. که نوآوری و اختراع، در این مرحله برای موقعیت آینده اهمیت اساسی دارد. شرکتهایی که از نظر مالی موفق هستند بیشتر سعی در بدست آوردن شرکتهای نوآور دیگر دارد.
شرکتهایی که از نوآوری باز میمانند محکوم به فنا هستند و شرکتها در دورههایی که مشکلات مالی دارند. میزان فروش به شدت کم میشود و زیان بیشتر خواهد شد. در حال حاضر با اقتصاد چرخهای بیشتر شرکتها درگیر این پدیدهاند. بعضی از رکودها بدلیل ضعف مالی است که مدیریت ضعیف بحران را شدیدتر میکند که در جهت بهبود این اقدام مشاوران بیرونی بیشتری استخدام میشوند و در خرید وسایل دفتر دست و دلبازی میشود حقوقها را افزایش میدهند و.... برای حفظ پول به تجربه و مدیریت نیاز است. زیرا کسب پول آسانتر از حفظ پول است ثبات شخصیت افراد موفق، حاکی از بلوغ آنان است گاه کارآفرینانی که رهبری یک گروه را دارند. چشمان خود را روی طرح دیگران میبندند. که ممکن است طرح دیگران را تحقیر کنند یک رهبر موفق، حملات رقیب را با استفاده از طرح خوب او و اجرای دقیق آن به نفع خود پایان میرساند. و کاهش هزینهها کلید عبور از مشکلات مالی است. که برای این امر کارآفرینان کارمندان شرکت خود را اخراج میکنند. زیرا باید به نحوی از فروپاشی شرکت جلوگیری کرد. به علاوه افراد هزینهبر هستند نه به خاطر حقوقشان بلکه آنها به تجهیزات نیاز دارند و هزینههای زیادی را به شرکت تحمیل میکنند. گفتهی بیتراف که بیانگر اثر پیشرفت بر بازار جهانی است. زیرا شرکتهای مالی به شدت در حال راهاندازی تجارت الکترونیکی هستند زیرا این روش راهی بسیار کارآمد و کم هزینه است 78 درصد از شرکتهای کوچک برای دستیابی به مشتریان جدید و بالقوه دارای سایت هستند در استفاده از سایت هم باید به نکاتی توجه کرد از جمله استفاده از حداقل کلیلک 4(4_6 کلیک) برای خرید_ برجسته بودن کلیکهای ناوبری و لینکها_ سایتها باید ساده و سبک باشند رنگ و سایز قلمها باید یکی باشد به کار بردن تصاویری که باعث افزایش کیفیت سایت میشود_کوتاه کردن زمان بارگذاری استفاده از تصاویر کوچک. در جهان تجارت الکترونیکی وفاداری که بمعنی این است که همه توان خود را بکار ببندند که مشتریان همچنین به وب سایت آنها سر بزند. بسیار اهمیت دارد زیرا احتمال خرید این افراد از سایت بسیار بالا خواهد بود برای افزایش وفاداری میتوان از روش گپ زنی استفاده کرد زیرا مشتریان از صحبت با سایر مشتریان لذت میبرند. اکثر صفحات وب زمانی بین 3 تا 11 زمان میبرند اگر زمان بیشتر از 8 ثانیه شد کاربر صرفنظر میکند که باعث ضرر ملیونی برای کارآفرینان و شرکت میشود که روی این مشتریان وفادار سرمایهگذاری کرده است.
خلاقیت نه فقط به هوش و تفکر بلکه به سازمان شخصیت فرد نیز مربوط می شود. تربیت آزادانه کودک در وضعیتی که والدین دارای علایق قوی گوناگونی باشند باعث بروز صفت خلاقیت در کودکان میشود. از این رو مساله تربیت کودکان و پرورش استعدادهای فطری آنان از مسایل بسیار مهمی است که باید مورد توجه مربیان و والدین قرار گیرد و معلمان بایستی امکانات تجلی اندیشه خلاق را در مدارس فراهم آوردند و دانش آموزان به تدریج مفاهیم اساسی علوم مختلف را بیاموزند تا با مسایل زندگی، خلاقانه برخورد کنند و جهان اطراف خویش را در جهت مطلوب تغییر دهنده تصاویر ذهنی که ما به کودکان خود می دهیم، آینده آنها را شکل می بخشند. این تصاویر ذهنی بصورت پیشگویی هایی هستند که به تحقق در می آیندو تصویر ذهنی شما میزان شاد بودن، مفید بودن و خلاق بودن کودکتان را شکل می بخشند، مطمئناً تصویر ذهنی شما برای هر یک از کودکانتان بیش از آنچه انجام می دهید و یا به آنها می گویید در رشد انگیزه خلاقیت و موفقیت آنها در آینده موثر خواهد بود.یکی از سوالاتی که در چهار دهه گذشته ذهن بسیاری از پژوهشگران و اندیشمندان تعلیم و تربیت را به خود مشغول کرده است این است که آیا می توان خلاقیت را پرورش داد؟ نتایج تحقیق (بودو، تورنس و ...) نشان داده است خلاقیت که در تمام فعالیتهای فردی و گروهی انسان مشاهده می گردد، با شدت و ضعف بالقوه و پرورش پذیر در همه انسانها وجود دارد و برای پرورش خلاقیت (سندرز و سندرز) باید به کودکان و نوجوانان امکان تفکر داد و آنان را از انجام دادن فعالیتهای قالبی و از پیش تعیین شده تا حد امکان بر حذر داشت .
با توجه به اینکه خلاقیت می تواند شکننده محدودیتها، بر اندازنده ناتوانیها، شکافنده ناشناخته ها و یابنده نا دانستنیها باشد این سوال مطرح میشود که چه نوع تصاویری می تواند الهام بخش کودکان در انجام کارهای خلاق بوده و چگونه می توان نسلی متفکر و خلاق پرورش داد؟
پیشینه تحقیق :
بررسی پیشینه تحقیقات (مک کنین ، 1968، مانسفید و باس، 1981، کاتل و بوچر 1968، نشان می دهد که پیروان اصالت ذات، خلاقیت را یک توانایی و وصفت بالقوه تلقی می کردند، ولی حتی متفکران پیشرو (ترمن ، 1925، کالکس ، 1926 ، گالتن ، 1869) نیز بر این باور بودند که هر چند خلاقیت نیز مانند هوش، بعد ارثی دارد، باز هم عوامل محیطی می توانند بر این توانایی اثر بگذارند .
ندرز و سندرز، در کتاب آموزش خلاقیت از طریق استعاره از طریق تاکید می کند که برای پرورش خلاقیت باید کودکان و نوجوانان امکان تفکر داد و آنان را از انجام دادن فعالیتهای قالبی و از پیش تعیین شده تا حد امکان بر حذر داشت. در رابطه با پرورش خلاقیت، پژوهشهای (آلبیرخ ، 1978، محمدی ، 1370) نشان داده اند که افراد خلاق به مراتب بیشتر از افراد غیر خلاق توانایی پرورش خلاقیت را در دیگران دارند .
بر این اساس در این مقاله به بررسی مفهوم خلاقیت و روند تفکر خلاق، ویژگیهای افراد خلاق، عوامل موثر در خلاقیت، نقش معلم در پرورش خلاقیت، راههای ایجاد و پرورش خلاقیت در دانش آموزان می پردازیم .
مفهوم خلاقیت و روند تفکر خلاق :
نگاهی به منابع معتبر مربوط به خلاقیت، نوآوری و تفکر خلاق نشان می دهد که ریشه این اصطلاح در نوع و روش فکری انسان نهفته است. در حقیقت فرد خلاق کسی است که از ذهنی جستجوگر و آفریننده برخوردار باشد .
درباره مفهوم خلاقیت تعاریف متعدد و گاه متضادی ارائه شده است ولی در مورد تعریف زیر یک اتفاق نظر کلی مشاهده شده است :
«خلاقیت توانایی فرد برای تولید ایده ها، نظریه ها، بینش ها یا اشیاء جدید و بدیع و بازسازی مجدد در علوم و سایر زمینه ها است که توسط متخصصان، اصیل واز نظر علمی، زیبا شناسی، تکنولوژی، اجتماعی با ارزش تلقی گردد.»(ورنون 1989،ص 94 )
در قرآن نیز از آفرینندگی گاهی بر معنی تسخیر تعبیر شده است و« تسخر لکم ما فی السموات فی الارض جمیعاً» (سوره جائیه- آیه 13) یعنی خداوند بر پدیدههای طبیعی آنچنان نیرویی بخشید که انسان میتواند با قدرت تسلط و حاکمیتی که دارد در آن تصرف نموده و هر گونه دگرگونی و سازندگی در آن بوجود آورد .
«فردریک فروبل»، یکی از مشهورترین مربیان و پرورشکاران خلاق متوجه مساله خلاقیت بوده و میپرسید که آیا خلاقیت فرآیندی درونی است یا بیرونی؟ آیا مستلزم انضباط است یا خودانگیزی؟ او بر این عقیده بود که خلاقیت یکی از مهمترین نیازهای انسان است .
امروزه، چهارچوب روانشناسی به ما اجازه میدهد که بر این عقیده باشیم فرایند خلاقیت ذاتی نیست بلکه میتواند آموزش داده شود. ما از طریق آموزش میتوانیم به کودکان یاد دهیم که به راههای غیر معمولی فکر کنند و از طریق تفکر واگرا به بررسی مشکلات پرداخته و به راه حلهای مناسب دست یابند. مساله این است که اجازه تفکر در این حیطه را به مربیان بدهیم که جریان خلاقیت، جریانی از قبل ساخته شده نیست، بلکه روندی زاینده و قابل تغییر میباشد.
«هالپرن» خلاقیت را توانایی شکل دادن به ترکیب تازهای از نظرات یا ایدهها برای رسیدن به یک نیاز یا تحقق یک هدف میداند. از نظر «پرکنیز» تفکر خلاق، تفکری است که به نحوی تشکیل شده که منجر به نتایج تازه و نو میشود به نظر «ویلیام جیمز»، همه ما توانایی و استعداد خلاقیت را داریم ولی متاسفانه در طول زندگی ودر مسیر آموزش یاد میگیریم که غیر خلاق باشیم. به عبارتی در سطح کلی محیط یادگیری اعم از خانه، مدرسه و اجتماع ما را به تفکر همگرا عادت میدهند . (اسپرینتهال، 1977،ص 576) او معتقد است دوران کودکی سرآغاز شکل گیری روند تفکر خلاق محسوب میشود (همان منبع، ص 517 )
در دایره المعارف روانشناسی، «آیسنک، آرنولد، مایلی»، خلاقیت به منزله ظرفیت دیدن روابط جدید پدید آوردن، اندیشه های غیر معمول و فاصله گرفتن از الگوهای سنتی تفکر، قلمداد گردیده. در اثر «دورن » (Doron,R ) و «پارو » (,Parot,F1991 ) خلاقیت استعداد پیچیدهای است متمایز از هوش و کنش وری شناختی و محتملاً تابع سیلان افکار، استدلال استقرایی، پارهای از صفات ادراکی وشخصیت و نیز هوش واگرا، در حدی که این هوش گوناگونی را حلها و فرآوردهها را مساعد میسازد.
در فرهنگ روانشناسی «پیرون » pieron ، خلاقیت چنین تعریف شده است :
خلاقیت عبارت از کنش اختراعی تخیل سازنده میباشد که طبق نظریات «گتزل» و «جاکسون» چیزی سوای هوش معمولی برخی از محققان (ویلسون، 1956،کراچفیلد،1962) خلاقیت را نقطه مقابل «همنوایی» میدانند و به نظر آنها خلاقیت یعنی عقاید اصیل، نظریات متفاوت و نحوه متفاوت نگریستن به مسایل .
اکثر روانشناسان، آفرینندگی و حل مساله را فرایندهای مشابهی دانستهاند (مایر، 1930 ،تورنس،1960،دی چکو،کرافورد،1974،گانیه،1977،گیج وبرلاینر،1984). گانیه بالاترین سطح یادگیری را حل مساله میداند و معتقد است که آفرینندگی نوع ویژهای از حل مساله است .
«مک کینون» نیز خلاقیت را عبارت از حل مساله همرا با ماهیتی بدیع و نو میداند . (مامفورد و گوستافون ).
«آزوبل» (1963،ص 110-99) خلاقیت را استعداد بی همتا در یک زمینه بخصوص میداند و از نظر «گیلفورد» هوش و خلاقیت دو عامل فکری جداگانه تلقی شده و هوش را تفکر همگرا و خلاقیت را تفکر واگرا میداند. از نظر او وجه تمایز تفکر آفریننده، تفکر واگرا است که از طریق انعطاف پذیری،اصالت و روانی میتوان باز شناخت (سیف: روانشناسی یادگیری و تدریس ).
نظریه پردازان روان شناختی نیز عقیده دارند که خلاقیت از حالت برانگیختگی درونی ناشی میشود. (کراچفیلد،1962) «دچار مس» (1968) معتقد است رفتارهایی که از داخل بر انگیخته میشوند ناشی از نوعی اشتیاق برای تجربه یک امر میباشند:
بررسی تعاریف فوق نشان میدهد که عدهای از آن به برانگیختگی درونی، بعضی به توانایی فرد برای تولید ایدههای نو، برخی به توانایی حل مساله و نوعی تفکر واگرا، و نیز به نتیجه و محصول خلاقیت پرداختهاند .
بنابراین نتیجه میگیریم خلاقیت عبارتست از: توانایی مشاهده اشیاء به روشهای جدید، یادگیری از طریق تجربیات گذشته و ارتباط آن به موقعیتهای جدید، تفکر در راستای برداشتن موانع و خطوط نا متعارف، استفاده از دیدگاههای غیر سنتی برای حل مسایل، خلق و ابداع چیزی تازه و ابتکاری، طی کردن مراحلی فراتر از اطلاعات داده شده.
بدین ترتیب فرایند آموزش و یادگیری میتواند تفکر خلاق را پرورش دهد و افرادی کاوشکر، آفریننده، مشکل گشا، نوآور، مولد و عامل تغییر را تربیت کند .
ویژگیهای شخصیتی افراد خلاق :
پال تورنس (1998) در پاسخ به این پرسش که ویژگیهای شخصیتی چه نقشی در خلاقیت ایفا میکند، گفته است شخصیت هم میتواند خلاقیت را آسان سازد و هم مانع آن شود . ویژگیهایی از قبیل آمادگی برای خطر کردن، کنجکاوی و جستجوگری، استقلال اندیشه، پشتکار و پایداری، شهامت، استقلال رای، خودآغازگری، ابتکار، پرسشگری درباره موقعیتهای معماگونه، و در گیر شدن با امور دشوار از جمله ویژگیهای آسان ساز خلاقیت محسوب میشوند. او میگوید، هر عملی که ما برای تشویق این گونه رفتارها انجام میدهیم شخص را در جهت خلاقیت بیشتر سوق میدهد. (سیف،1379).
از نظر گیلفورد (1998) ویژگیهایی از بروز خلاقیت جلوگیری میکنند، عبارتند از سلطه گری،منفی بافی، مقاومت ترس، عیب جویی، انتقاد از دیگران، سازشکاری، تسلیم در برابر قدرت و کمرویی. (سیف،1379،ص 599 ).
مطالعاتی که «بارون» (1969) در زمینه شخصیت افراد خلاق انجام داده است نیز نشان میدهد که آنها در مقایسه با افراد عادی خوش بینتر ودارای انرژی روانی و جسمی استثناییاند. زندگی آنها پیچیدهتر است و به دنبال تنشاند یا از طریق آزاد شدن آن احساس لذت میکنند. افراد خلاق، کمتر ضعیفالنفس بوده و از مسایل و امور آگاهند . (مزلو) آنان به مسایل بنیانی علاقهمندند و تمایل زیادی به خطر کردن دارند .
«نیکسون» (1962)،تورنس(1966) و لیکاک (1979)،ضمن تحقیقاتی ویژگیهای دانشآموزان خلاق را چنین عنوان کردهاند: 1- دارای هوش کلامی و فضایی بسیار برجسته 2- دارای هوش بالاتر از سطح متوسط 3- دارای ظرفیتهای حافظهای فوقالعاده در ثبت و نگهداری وقایع مختلف 4- آمادگی جهت تجربه امور و فعالیتهای مختلف 5- استقلال فکری (استاین، 1974 ،ص 548) 6- دارا بودن رفتار مطلوب اجتماعی 7- بیان صریح و روشن (بارون، 1968 ) 8- طرز فکر انتقادی، فعال و کنجکاو بودن (استرنبرگ تیلر،جان دیویی،1985) 9 - برخورداری از نوع تفکر واگرا (گیلفورد) 10- علاقهمند بودن به مسایل فلسفی و مذهبی 11- مقاوم، باجرئت، انتقاد پذیر و خستگی ناپذیر بودن 12- خود جوش، صادق و ساده بودن. (افروز،1365، ص 21 .)
تورنس (1989) پس از 22 سال مطالعه مستمر پیرامون ویژگیهای گروهی از کودکان، نوجوانان و جوانان (یعنی از 1985 تا 1980) به این نتیجه میرسد که خمیر مایه شخصیت افراد خلاق، استقلال اندیشه و شیفتیگی فراوان آنها در برابر مساله یا فعالیت مورد علاقهشان است. فرد خلاق کسی است که فکری نو ومتفاوت ارائه دهد. بالطبع احساس گریز از کانال بندیهای مشخص ذهنی، همنوا نبودن با دیگران و استقلال طلبی و آزاد اندیشی میتواند پایههای تراوش تفکر خلاق و خلق آثار نو را فراهم آورد. بقول «تورنس » خلاقیت شکافتن بنبستها و دست دادن با فرداست.
«هیز» (1988)، متذکر میشود که افراد بسیار خلاق، اغلب بطور کامل در کار خود غرق میشوند. زندگینامه افراد بسیار خلاق این نکته را مورد تأکید قرار میدهد که آنها برای عرضه کارهای مهم، انگیزههای عالی دارند و بسیار سخت کوشند .
بدین ترتیب مجموع یافتههای تحقیقی روانشناسان در مورد انسانهای خلاق را میتوان در 5 دسته زیر خلاصه کرد :
1- آفرینش گری و هوش 2- آگاهی و حساسیت 3- انعطاف پذیری و ابتکار 4- شک گرایی و پایداری 5- بازیگوشی فکری و شوخ طبعی 6- ناهمنوایی و اعتماد بنفس .
پژوهشهای مقدماتی «پال تورنس»، نشان میدهد که دانش آموزان خلاق معمولاً با همگنان خود کمتر سازش میکنند، به ایدههای خود بیشتر علاقه دارند و برای مقبول افتادن و پذیرفته شدن تلاش نمیکنند. آنها به علایق شدید همکلاسیهای خود نسبت به کارهای غیر درسی و غیر ضروری با شک و تردید مینگرند و هم جوش نمیشوند. و امور جاری را متفاوت از دیگران میبینند. به دنبال تکالیف مشکل میروند و غالباً جوانب مختلف هر موضوعی را به هم ربط میدهند و ترکیب میکنند .
عوامل موثر در خلاقیت و تاثیر آن بر محتوای کتب درسی :
کارل راجرز (carl Rogers ) ، چگونگی عوامل موثر در خلاقیت را به طریق تحلیلی بیان کرده است و در این زمینه میگوید: واضح است که خلاقیت را نمیتوان با فشار بوجود آورد بلکه باید به آن اجازه داده شود تا ظهور کند. او معتقد است که با فراهم کردن امنیت روانی و آزادی، احتمال ظهور خلاقیت سازنده را میتوان افزایش داد.
«تورنس» شواهدی بدست آورد که نشان میداد اوج خلاقیت در کلاس دوم ابتدائی است ولی به دلیل اقرار در مطابقت با دیگران معمولاًاز بین میرود. منحنی خلاقیت بسیاری از کودکان در حدود ده سالگی افت مییابد و آنان هرگز خلاقیت دوره اولیه کودکی را باز نخواهند یافت. با توجه به اینکه آنان در این سن در مدرسه هستند نباید تاثیر خانواده، مدرسه، محتوای درسی، روش تدریس و شخصیت معلم را در افت خلاقیت کودکان ندیده گرفت. محتوای درسی یکی از عواملی است که میتواند در مدرسه، زمینه پرورش خلاقیت را فراهم کند .
علاوه بر موضوعی که «کارل راجرز» مطرح کرده است عوامل دیگری نیز در خلاقیت موثر هستند که اگر بطور صحیح بکار گرفته شوند در شکوفایی خلاقیت افراد موثر خواهند بود . در این مقاله این عوامل و تاثیری را که بر محتوای کتابهای درسی دارند مورد بررسی قرار میدهیم: 1- نقش اطلاعات در خلاقیت 2- انگیزش و خلاقیت 3- خلاقیت و میزان خود پذیری 4- تخیل و خلاقیت 5- خانواده و خلاقیت .
1- نقش اطلاعات در خلاقیت :
اطلاعات یکی از عوامل اساسی خلاقیت وماده خام آن است و به گفته «ویلیام»، خلاقیت مهارتی است که اطلاعت پراکنده را به هم پیوند میدهد. نتایج تحقیقات «هیز» (1988) و «ویش بو» (1988) در رابطه با زندگی 76 آهنگساز و 66 شاعر مشهور نشان داده است که هیچکدام از ایشان زودتر از پنج سال از شروع دوران شاعری و آهنگسازی خویش، شعر یا آهنگ قابل توجهی نساختهاند، این امر نشانه آنست که بدون برخورداری از میزان مطلوبی از دانش نمیتوان شاعر، نویسنده، موسیقیدان و یا فیزیکدان خلاق شد.
رابطه هوش و خلاقیت :
تحقیقات علمی نشان داده است که هوش خارقالعاده معادل با داشتن استعداد خلاقیت نیست، به عبارتی دانش آموزانی که دارای هوش زیادند، الزاماًافرادی که ابداعی ترین ایدهها را خلق کنند، نمیباشند (قاسمزاده، حسن، ص 17.) همچنین محققانی چون رو، (1953) و مک کنیون (1968)، ضمن بررسی هوش افراد بسیار خلاق دریافتند، آنان از مردم عادی باهوشترند ولی از همکاران غیر خلاق خویش درخشانتر نبودند. «والدچ» و «رانکو » ضمن تایید این مطالب اظهار میدارند که داشتن حداقلی از هوش، برای خلاقیت ضروری به نظر میرسد .
از نظر «پیاژه» بوسیله نیروهای خلاقه است که کودک میتواند دورانهای مختلف اندیشه را طی میکند. برای اینکه عقل و هوش او رشد کند بایستی مراحل سختی را بگذراند. انبارهای از شواهد نشان میدهد که دو شیوه یادگیری و تفکر از وظایف اختصاصی نیمکرههای چپ و راست مغز حاصل میشود. قسمت چپ اطلاعات را بطور خطی، منطقی و متوالی پردازش نموده و اساساً با اطلاعات شفاهی سر و کار دارد. نیمکره راست، اطلاعات را بطور غیر خطی، از طریق درک مستقیم (شهودی) و بطور همزمان پردازش نموده و با اطلاعات تصویری، شنوائی و عاطفی سر و کار دارد .
استراتژیهای تفکر که بیشتر از ویژگی نیمکره چپ است، تحلیلی، متوالی، ومنطقی است . نیمکره چپ همچنین در درک تمایزها و تفاوتهای ظریف تخصص دارد. از آنجا که فرایند تفکر خلاق نیاز به مقدار زیادی تفکر مربوط به هر دو نیمکره دارد، انتظار میرود که هر فرد خلاق ایدهآل کسی باشد که بتواند وظایف اختصاصی هر دو نیمکره را به نحوی مکمل ادغام نموده و مورد استفاده قرار دهد. ولی شواهد موجود حاکی از آن است که در انواع متعددی از آزمونهای تفکر خلاق بزرگان که در وظایف مغزی نیمکره راست تخصص دارند، تقریباً بدون استثناء از افرادی که شیوه ادغام دو نیمکره را بکار میبرند، پیش میگیرند. چنین افرادی همچنین یادگیریهای خود را بیشتر مورد استفاده قرار میدهند .
2- انگیزش و خلاقیت :
انگیزش به حالات درونی ارگانیم که موجب هدایت رفتار به سوی نوعی هدف میشود، اشاره میکند. اخیراًبرخی از روانشناسان اجتماعی (لپر، کرین، نیس بت،1973 ) انگیزش درونی را از جنبه شناختی تعریف کردهاند، آنها عقیده دارند، اگر افراد درک کنند که بواسطه علاقه خود در فعالیتشان مشغول هستند، بطور درونی انگیخته میشوند اما اگر فعالیتهای خود را به عنوان کسب اهداف بیرونی ادراک کنند، بطور بیرونی انگیخته میشوند. نظریه پردازان روان شناختی عقیده دارند که خلاقیت از حالت برانگیختگی درونی مرتبط با فعالیت بیشتر از انگیختگی بیرونی مرتبط با فرد منجر به خلاقیت میشود .
از نظر گیلفورد، تا زمانی که عملی از روی عادت انجام گیرد، خلاقیتی در کار نیست ولی به مجردی که اجرای عملی احتیاج به تدابیر جدیدی داشت، جریان خلاقیت به کار میافتد. (خلاقیت کودکان، ص 19 )
در برخی نوشته های هیجان انگیز بوسیله آینده نگرانی مانند، (الوین تافلر، بنیامین سینگر و فردریک پولاک) درباره وجود رابطه بسیار قوی بین انگیزه برای یادگیری و نیل به دستاوردهای خلاق از یک سو و تصویر ذهنی شخص از آینده، از سوی دیگر بحث شده است. «تافلر» معتقد است که نحوهای که دانشآموز و دانشجو، آینده خود را میبینند با عملکرد آکادمیک آنها و نیز توانایی آنان برای زندگی، وفق دادن خود با محیط و رشد فکری آنان در یک جامعه پر تغییر ارتباط مستقیم دارد.
3- خلاقیت و میزان خود پذیری :
تعادل در میزان خود پذیری در صورتی که سایر شرایط موجود باشد باعث میشود که انسان در صدد به فعل درآوردن استعدادهای بالقوه خود از جمله خلاقیت باشد. نتایج تحقیقات «گراندال» (1954) در ارتباط با میزان خود پذیری و سازگاری اجتماعی نشان میدهد که هم کسانی که خود را کمتر از آنچه هستند به حساب میآورند و به دیگران نشان میدهند و هم کسانی که خود را بیشتر از آنچه هستند به دیگران نشان میدهند، در زندگی اجتماعی موفق نیستند. این دو گروه در روابط انسانی دائم با مشکلاتی مواجه هستند و با هدر دادن وقت و انرژی، بازده کارهای خلاقه آنان کاهش مییابد .
«میچر» جهت نشان دادن رابطه خودپذیری و اضطراب نتیجه گرفت، اضطراب یکی از عوامل مهم بازدارنده جریان خلاقیت است و عواملی است که در سازش آنها و بازده تحصیلی و خلاقیت آنان اثر سوء میگذارد .
4- تخیل و خلاقیت :
تخیل نوعی تفکر آزاد است و با بهره گیری از آن که خمیر مایه خلاقیت است، دنیایی بزرگ پهناور در مقابل چشمان دانشآموزان گشوده میشود و قادر میگردد، آزادانه خیال پردازی کند .
به گفته یکی از روانشناسان معاصر (هارلوگ،1982)، خلاقیت شکلی از تخیل کنترل شده است که به نوعی ابداع و نوآوری منجر میشود.
به نظر «فروید»، تفکر خلاق شکل عالی تخیلات آزاد و بازیهای دوره کودکی است. به عقیده او سرچشمه خلاقیت را باید در تجربیات دوره کودکی جستجو کرد. زیرا چگونگی تجارب دوران خردسالی در ظهور اندیشههای نو فوقالعاده موثر است. از طرفی تجارب خلاق و تخیلی به ما فرصت میدهد تا به رشد استعدادهای خود برای تفکر، عمل و تبادل نظر پرداخته و بتوانیم به گسترش مهارتهای جسمی و ذهنی خود، پرورش احساسات، حواس پنجگانه، کشف ارزشها و درک فرهنگ خود و دیگران بپردازیم. (کارلوس گالبن کین، 1982)
5- خانواده و خلاقیت :
بدون شک خانواده مهمترین نقش را در کنترل و هدایت تخیل و ظهور خلاقیت دارد . خانوادهها باید شرایط لازم جهت فعالیتهای متنوع برای کودکان را فراهم نموده و فرصتهای لازم را برای سوال کردن، کنجکاوی و کشف محیط به کودکان بدهند. تنیبه و تهدیدهای مکرر، آفت خلاقیتهای ذهن است. زمینه رشد خلاقیت در خانه زمانی فراهم میشود که به کودکانتان آزادی زیادی بدهند و به آنها احترام بگذارید. از نظر عاطفی در حد اعتدال به آنها نزدیک شوید و بر روی ارزشهای اخلاقی و نه قوانین خاص تأکید نمایید. با تشویق و تایید رفتار کودک و فراهم آوردن زمینههای مساعد و تدارک لوازم بازیهای دلخواه او، قدرت تخیل و خلاقیت کودکان را تقویت کنید. خیالپردازیهای کودکان را سرزنش نکنید زیرا خلاقیت او را محدود میسازید .
مهمترین عامل در بروز خلاقیت انگیزه است و این انطباق انگیزه و استعداد تواماً در خلاقیت کارساز است. محیط اجتماعی کودکان و تایید بر روی انگیزه خلاق بسیار مفیدتر از تاکید روی استعداد میباشد.
خانواده خلاق به ویژگیهای درونی نظیر پایبندی به ارزشها، داشتن علاقه به چیزی و صراحت و رکگویی، بیش از ویژگیهای بیرونی نظیر خانواده خوب، حسن سلوک و کوشا بودن، اهمیت میدهند از نظر «ویلیامز» تماس فعال با محیط زیست طبیعی، اجتماعی و فرهنگی میتواند تاثیر ثمربخشی بر بازده خلاقیت داشته باشد، به اعتقاد او هر اندازه محیط خانوادگی و تحصیلی کودک از نظر دانستنیها و اطلاعات غنیتر باشد به همان اندازه بازده خلاقیت کودک بیشتر است. محیطهای بیش از اندازه رسمی و بیش از اندازه آزاد برای خلاقیت نسبتاً مضرند و هرگز نخواهند توانست خلاقیت را در فرد بطور سالم بپرورانند. «پال تورنس» میگوید محیطی که هم آزادی بیان و هم ارتباط سالم را تبیین کند از لحاظ پرورش خلاقیت بهترین محیط محسوب میشود به ویژه اگر پاداشهایی نیز برای رفتارهای خلاق در نظر گرفته شود. در کنار خانواده، مدرسه نیز نقش بسیار مهمی در شکوفایی خلاقیتهای کودکان دارد .
سن ورود به مدرسه سنی بسیار بحرانی و حساس در ارتباط با خلاقیتهای ذهنی است . عواملی همچون تکالیف زیاد، تأکید بر محفوظات، اجرای برنامههای هماهنگ و انتظار رفتارهای یکسان از دانشآموزان، عدم توجه به تفاوتهای فردی، اعمال انضباط و مقررات شدید، تشویق به کسب نمرات بالا و ایجاد جو قوی، رقابتهای فردی برای ممتاز شدن و عدم شناخت یا بیتوجهی به ویژگیهای کودکان خلاق سبب میشود که قدرت تخیل و خلاقیت آنها به تدریج کاهش یابد.
عواملی که مانع خلاقیت میشوند :
«گیلفورد» در این باره ویژگیهای زیر را نام برده است که عبارتند از: سلطهگری، منفیبافی، مقاومت، ترس، عیبجویی، انتقاد از دیگران، سازشکاری، تسلیم در برابر قدرت کمرویی. از موانع دیگر که بر سر راه خلاقیت دانشآموزان قرار دارند، عبارتند از: 1ـ عدم اعتماد به نفس 2ـ تمایل به همرنگی 3ـ عکسالعمل منفی 4ـ حذف خیالبافی 5ـ پیشداوریها6ـ ترس از انحراف وسعی در همنوایی با اجتماع 7ـ ارزشها و هنجاریهای فرهنگی .
نقش معلم در پرورش خلاقیت :
پال تورنس (1985) در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که خصوصیات مربی و شیوههای آموزش وی میتواند به افزایش تفکر خلاق بیانجامد. مربیانی که از شیوه کودک ـ محور در آموزش خود استفاده میکنند، کودکان را نسبت به محرکات محیطی پیرامون حساس مینمایند. از تأکید بر الگوهای قالبی اجتناب میورزند و کلاس را چنان سازماندهی مینمایند که محیطی تنوع و خلاق ایجاد شود. در نتیجه این روش موجب افزایش و رشد خلاقیت در کودکان میشود. بررسی انجام شده نشان میدهد معلمانی که خودخواهان تغییر در روشهای تدریس روزانهشان هستند، توان یادگیری آفرینندگی را دارند. راهکارهای آموزشی خلاقیت، محیطی انباشته از کنجکاوی و تنوع میآفریند. «وایتهد» معتقد است که شغل معلمی باید از یک «قاطعیت ویژه» برخوردار باشد و معلمان موفق باید بدقت بدانند که شاگردانشان به یادگیری چه مطالبی نیاز دارند.
و این موضوع باید مبتنی بر استانداردها و اصول منطقهای و مدرسهای باشد و همچنین باید آگاهی کامل از سطح نسبی ومیزان استعدادها و خلاقیت دانشآموزان داشته باشند.
بررسی نحوه ارتباط آموزشی معلمان خلاق نشان داده که آنها معمولاً از روشهای زیر استفاده میکنند :
1ـ استفاده از حواس مختلف، توجه به حواس مختلف و استفاده صحیح و بجا از آنها در فرایند یادگیری. مطالعات (بودو، 1358؛ شهرآرای، 1370) نشان داده است که این افراد از امکانات سمعی ـ بصر ی، کامپیوتری، کانالهای ارتباطی و دیگر وسایل کمک آموزشی بیشتر بهره میگیرند .
2ـ استفاده از تجربههای مستقیم: (نقش پرورش دهندگان خلاقیت در فراهم آوردن زمینه برای دستکاری اشیاء و تجربه و آزمایش، تشویق جهت پیدا کردن راههای جدید، ترغیب فراگیران به حدس زدن جهت ابداع و نوآوری )
3ـ استفاده از روش بحث و گفتگوی آزاد و متقابل :
بکارگیری سخنان خود جوش و گفتگوی آزاد و متقابل و غیر قالبی (بودو، 1358، نلر 1369) ، تشویق فراگیران به ارائه نظرات و انتقادات خود و فراهم آوردن شرایط مناسب برای داد و ستد اجتماعی و ذهنی، پاسخ غیر مستقیم به سئوالات کنجکاوانه آنها .
4ـ استفاده از روش فعال در تدریس :
تقویت قوه خلاقیت از طریق فعالیتهای خودبخودی با تکیه بر تجربیات عینی و امکانات فراگیر، رشد و توسعه آزادی عمل و استقلال فراگیر، عدم تکیه برحافظه شناختی و تاکید بر درک و فهم، تجزیه و تحلیل، ترکیب، ارزشیابی و حل مسئله در آموزشی. (روش اکتشافی)
5ـ استفاده از روش بارش مغزی یا کنکاش مغزی : استفاده از روشهای گوناگون جهت حل مساله، دادن فرصت لازم جهت تفکر عمیق و طرح نظر خودبطور آزادانه، نقش راهنما داشتن معلم و شرکت فعالانه فراگیران در جریان یادگیری.
6ـ استفاده تلفیقی از تفکر واگرا و همگرا : ایجاد موازنه منطقی بین این دو شیوه تفکر و استفاده از آنها در کنار هم. دادن فرصت به فراگیران در جهت کسب اصول و دانش و اطلاعات در رشتههای گوناگون به صورت فردی یا گروهی و فراهم ساختن زمینه مساعد برای تفکر واگرا .
7ـ توجه به تفاوتهای فردی : دارا بودن شناخت از تفاوتهای فردی فراگیران، تطبیق محتوا و روشهای آموزشی و پرورش خلاقیت را دارند. بنابراین خلاقیت توانایی ذاتی نیست، بلکه رویکردی روش شناسانه است که بیشتر افراد میتوانند آن را بیاموزند. بطور خلاصه میتوان به اصول زیر بنایی افزایش مهارت خلاقیت به ترتیب زیر اشاره کرد : 1ـ نگرش متفاوت معلم به موضوعات درسی .
2ـ استفاده از روشهای مختلف تدریس وراهکاریهای متفاوت .
3ـ تغییر در ابزار ارزشیابی و سنجش .
راههای ایجاد و پرورش خلاقیت :
علمای تعلیم و تربیت، روشهای متعددی برای آموزش خلاقیت پیشنهاد میکنند که اغلب مشابه به یکدیگر است که به برخی از آنها اشاره میکنیم :
1ـ احترام به عقاید عادی و غیر عادی کودکان .
2ـ طرح پرسشهای برانگیزنده و محرک .
3ـ تشخیص و تمیز استعدادهای کودکان
4ـ دادن آزادی عمل به کودکان (شکوفایی خلاقیت کودکان، ترزا آمابلی، ص 114 )
5ـ احترام به کودکان و ایمان داشتن به توانایی آنها. (تورنس، اسمیت، درو )
6ـ تشویق زیاد والدین در انجام کارهای خلاق .
7ـ حاکم بودن ارزشها نه قوانین .
8ـ داشتن تصاویر ذهنی مثبت از آینده کودکان خود .
9ـ احترام به تخیلات کودک
10ـ مشاهده اشیاء از نزدیک و دستکاری آنها .
11ـ تکمیل کردن اشیاء و امور ناقص، جملات ناتمام، داستانهای ناقص، نقاشیها و تصاویر نیمه تمام و مبهم .
12ـ تدارک فرصتهای مناسب یادگیری .
13ـ هدایت کودک به سوالات تازه .
14ـ واداشتن به کنجکاوی و کنکاشهای ذهنی .
«تورنس» اصولی برای توسعه تفکر خلاق از طریق مدرسه ارائه میدهد :
1ـ حساس کردن دانشآموزان به محرکهای محیطی 7ـ ایجاد فرصت برای تفکر خلاق
2ـ تشویق به دستکاری اشیاء 8ـ گسترش انتقاد سازنده
3ـ تشویق عقاید نو 9ـ روحیه حادثه جو داشتن
4ـ ایجاد جوی خلاق در کلاس 10ـ کسب شناخت در رشتههای گوناگون
5ـ آشنا کردن کودکان با فرایند خلاقیت 11ـ ارزشمند داشتن تفکر خلاق
6ـ ارزشیابی و تشویق یادگیری خود انگیز
نتایج نظرسنجی از تعدادی معلمان در زمینه خلاقیت :
نتایج بدست آمده از نظرات تعدادی از دبیران مجرب، در زمینه عنوان مقاله به شرح زیر میباشد :
- اکثراً معتقدند که ارتباط مستقیمی بین متون درسی و خلاقیت وجود دارد و محتوای درسی در عین پربار بودن باید جالب و جذاب بوده و متناسب با نیازهای فردی و اجتماعی طراحی شود. به روز بودن مطالب درسی، نقش مهمی در ایجاد خلاقیت داشته و زمینهساز و تقویت کننده آن میباشد .
- نحوه شناسایی دانشآموزان خلاق میتواند استفاده از روش مشاهده رفتار (یا از طریق مشاهده کارهای هنری ...) باشد.که این از طریق درگیری ذهنی دانشآموز نسبت به مطالب درسی، از عملکرد دانشآموز و از طریق ایجاد انگیزه در آنان، طرح سوالات معلم از شاگرد و پاسخ غیر معمول شاگرد به سوالات، انجام آزمایش و احترام به عقاید کودکان امکان پذیر میباشد .
- و اما خصوصیات عمده معلمان خلاق را در: علاقه به مطالعه، پر تحرک بوده و فعالیت و پویایی، نوآوری در طرح درس، پشتکار و جدیت، استفاده از حداقل امکانات جهت آموزش، داشتن ابتکار در تدریس، دارا بودن اعتماد به نفس، انعطافپذیری، استفاده از فعالیتهای فوق برنامه (رسمی ـ غیر رسمی)، توجه به تفاوتهای فردی دانشآموزان، استفاده از وسایل کمک آموزشی، منضبط بودن و دانش کافی میدانند .
- عوامل مانع در تفکر خلاق راعبارتند از: مسایل مالی و معیشتی (اقتصادی) 2ـ تبعیض قایل شدن 3ـ جمود فکری 4ـ عدم استفاده از وسایل کمک آموزشی 5ـ داشتن مشکلات روحی و عاطفی 6ـ بیحوصلگی و کمبود امکانات 7ـ استفاده از روشهای سنتی در تدریس 8ـ تکیه بر نمره و امتحان 9ـ تفکر قالبی و همگرا .
راههای ایجاد و پرروش خلاقیت :
1ـ ایجاد انگیزه در دانشآموزان 6ـ تشویق دانشآموزان به تحقیق و پژوهش
2ـ درگیری ذهنی با مطالب درسی 7ـ احترام به دانشآموزان
3ـ طرح موضوعات جدید 8ـ اهمیت دادن به فعالیتهای فوق برنامه
4ـ ایجاد فضای آموزشی مناسب 9ـ مطالعه و تحقیق
5ـ بکارگیری وسایل سمعی و بصری
- نقش معلم را در پرورش خلاقیت بصورت نقش محوری و به عنوان سکاندار علم و دانش میدانند و همچنین ایجاد نمودن روحیه پژوهش دردانشآموزان و ایجاد انگیزه، ابتکار و تشویق دانشآموزان به فعالیتهای غیر کلاسی .
و بالاخره نقش تحصیلات والدین و جو عاطفی حاکم بر خانواده، وضعیت اقتصادی مطلوب خانواده، استفاده از امکانات تفریحی و رفاهی سالم، ایجاد فضای سالم و روانی در مدارس وتوجه به علایق و استعدادهای دانشآموزان و کمک به انجام پژوهش و تحقیق را عامل مهمی در شکوفایی استعداد دانشآموزان میدانند .
نظریه هیرشی :
عوامل خانوادگی که به جامعه پذیری وروابط عاطفی اعضای خانواده ، کنترل خانوادگی ، همانند سازی فرزندان با والدین، وگسیختگی خانواده وسایر ویژگیهای خانواده ارجاع داده می شود نقش مؤثری درایجاد رفتار بزهکارانه میان جوانان دارد.
هیرشی درآزمون نظزیه کنترل اجتماعی دریافت که افزایش تقید جوانان به والدین وگذران بیشتر اوقات فراغت فرزندان با خانواده، گرایش جوانان به بزهکاری را کاهش می دهد.(احمدی،1384،131)
نظریه هیرشی در مورد گروه همسالان ؛ هیرشی معتقد است که جوانانی که برخی از محیط های اجتماعی نظیر مدرسه، کار وخانه را به علت اعمال انضباط وسر پرستی شدید دوست ندارند به گذاران اوقات فراغت در خیابا ن ها با گروه های همسال وهم جنس خود تمایل دارند وانتظار می رود که این گروه از جوانان مرتکب رفتار بزهکارانه شوند، بنابراین درباره تأثیرات گروه های همسال بر گرایش جوانان به رفتار بزهکارانه ، خشونت های فیزیکی ، روانی واجتماعی از طرف والدین وکنترل های شدید خانوادگی از اهمیت ویژه ای برخودار است.
نظریه مرتون در مورد گروه مسالان
گروه همسالان گروهی است که اعضای آن عمدتاً سن مشابه داشته واغلب از یک جنس می باشند وبا
یکد یگر جرگه اجتماعی تشکیل داده وفرد با عضویت درآن درکنش متقابل با دیگر اعضای گروه قرار گرفته وبا ایفای نقش خود درگروه از حمایت گروهی بر خوردار می شود. گروه های همسال نقش مهمی در جامعه پذیری جوانان دارند،این نقش در جوامع مدرن که نقش خانواده کمتر است اساسی تر خواهد بود. جوانان به علت نیاز به برقرای روابط اجتماعی خاص بادیگران ونیاز به مورد توجه وعلاقه دیگران بودن واز سوی دیگران مورد تحسین واحترام قرارگرفتن، جایی که خانواده ومدرسه نتوانند این نیازهای جوانان راارضا نمایند جذب گروه همسالان می شوند.(احمدی،1384،140)
« مرتن معتقد است که برخی از جوانان قشرهای محروم جامعه با تشکیل گروههای همسال به رفتاربزهکارانه مشغول می شوند، زیرا بعضی از نیازهای آنان، به ویژه نیازهای عاطفی،تنها دربیرون از خانواده ومدرسه می تواند ارضا شود.»(احمدی،1384،141)
درجایی دیگر مرتن معتقد است ترکیبی از انتظارات وآرزوی جوانان برای موفقیت با فرصتهای بسیار محدود برای کسب موفقیت به تلاشهای جمعی وگروهی جوانان با استفاده از روشهای غیر قانونی برای دست یابی به اهدافی مشابه منتهی می شود.(احمدی،1384،141،142)
نظریه سادرلند:
رسانه های جمعی ، به ویژه رسانه های تصویری نظیر سینما وتلویزیون ، تأثیراتی مستقیم وسریع بررفتار جوانان دارند.«سادرلند معتقد است که جوانان در فرایند یادگیری اجتماعی به تقلید ازرفتار دیگران می پردازند وازطریق رسانه هابرخی ازرفتارهای بزهکارانه نظیر پرخاشگری وخشونت را می آموزند. » (احمدی،1384،143)
جوانانی که درمعرض تماشای فیلمهای خشونت آمیز وسکسی قرار می گیرند دریک فرایند همانند سازی با بازیگران فیلمها رفتار بزهکارانه را از طریق پیوستگی با رسانه ها یاد می گیرند. رفتارهایی که
رسانه ها به تصویر می کشند برچگونگی رفتار مخاطبان اثر می گذارد. به علاوه هنگامی که بازیگران
فیلمها وسریالهای خشن در رسانه های تصویری به عنوان گروههای مرجع جوانان عمل می کنند، جوانان ازبزهکاری ملایم نظیر تخریب اموال مدرسه به سمت بزهکاری شدید نظیر ضرب وجرح گرایش می یابند، به این معنی که باتقلید از بازیگران فیلمهای خشن پلیسی ، ابزارها وروشهای قدیم تر رفتار خشونت آمیز راکنار گذاشته واز ابزارها وروشهای جدیدتری که بازیگران فیلم به کار می برند استفاده می کنند. استفاده از اسلحه در بین جوانان آمریکایی به جای کارد برای قتل در فرایند همانند سازی وتقلید از رسانه ها شکل گرفته است. (احمدی،1384،143)
نظریه لمبروزو
لمبروزو سعی کرد این فکر را که بعضی از مردمان جانی بالفطره هستند که قبلاً «مبتنی بر دلایل عملی نبود درکتابی که در سال1875تحت عنوان انسان - جنایت منتشر ساخت صورت عملی بدهد او ضمن تشریح بدن جنایتکاران به این نتیجه رسید که میان نقایص خلقت از یک سو وجنایت از سوی دیگر رابطه بسیار نزدیک وجود دارد وبدین طریق نظری راکد درباره جنایتکاران بالفطره وجودداشت مورد تأیید قرار داد.»(دانش، 1369،120).گسترش علوم وتحقیقات روشن ساخت که نتیجه هایی که لمبروزو گرفته با شتاب زدگی همراه بود چراکه نقایص خلقت هر چند که با بزهکاری بی نسبت نیستند ولی شرط لازم آن هستند نه شرط کافی.
«خلاصه طرز تفکرات وی چنین بوده است:
1. مجرمان وتبهکاران در جنبه توارث سیری قهقهرایی بازگشت به انسان های اولیه دارند.
2.عوامل اجتماعی در بزهکاری امری غیر قابل انکار است.
3.وراثت وسر نوشت ذاتی سبب پیدایش انحراف شده است.
4.افراد به علت نقایص درساختمان جسمی می توانند ازسرنوشت انحرافی خود فرارکنند.
لمبروزو معتقد است که رشد جرم وبزه مربوط به جنبه های مادرزادی وبازگشتی از خوی انسان های اولیه است.»(خاتمی.87:1366).
دیدگاه پیروان فروید
این گروه بزهکاری وجرم وجنایت رابه چند گروه به شرح زیر تقسیم کرده اند:
1. بزهکاری ثمره کیفر خواهی ناکامی است به عقیده فروید اشخاص ناکام بخصوص نوجوانان ازنظر روانی خشمگین می شوند وازنظر فیزیولوژی ودستگاه وجودی آنان یک حمله سریع را تدارک دیده با نیروی بسیارشدیدی علیه سدی که مانع رشد آنان شده ویا تحقق امیالشان می شوند به مبارزه برمی- خیزند وبدین ترتیب پرخاشگری ناشی از ناکامی تقریباً همیشه تعرض می انجامد.
2.بزهکاری می تواند ناشی از احساس حقارت است: اینها معتقدندکه برخی از افراد برای احساس حقارت خود را جبران نموده وخود را برتر از دیگران نشان دهد از ارتکاب جرم ابایی ندارند.
3.بزهکاری می تواند ناشی از سلب مسئولیت باشد: برطبق این نظریه آدمی صفات مضموم خود را به دیگری می دهد تا وجدان خود را راحت کرده واز باز خواست خویش برکنار باشد.
4.جرم ناشی از سادیم است: به عقیده فروید سادیسم از تثبیت شخصیت خود انسانی در مرحله آدم خواری (کانی بالیسم) ناشی می شود. این مرحله به زعم فروید اولین مرحله خود دوستی است که در اطفال هنگام شیر خوارگی بروز می کند.
5.جرم وجنایت ناشی ازفقدان محبت: طفل خورد سالی که هرگز طعم محبت رانچشیده دیگر امیدوار نیست که در بزرگی او را دوست بدارند این کودک در نهاد خود مملو از کینه است برعلیه بزرگسالان ولی احساس عمیق ناکامی خود رامخفی نگاه می دارد.کانون خانواده ای که براثر جدایی وناسازگاری والدین آشفته است آثاری در نهاد کودک باقی می گذارد که در سالهای بعد به صورت عصیان وطغیان وسرکشی از مقررات اجتماعی بروز می کند.» (صلاحی،1370،93)
چارچوب نظری:
برای چارچوب نظری یا تحلیلی این تحقیق ازنظریات افرادی مانند: هیرشی، سادرلند وکوهن استفاده شده است.
فرضیه های تحقیق:
با توجه به مطالب مطرح شده در قسمت های پیش وهمچنین اطلاعات بدست آمده از منابع متفاوت درخصوص عوامل مؤثر بربزهکاری نوجوانان می توان فرضیه های زیر را مطرح کرد:
-به طور احتمال میان عوامل خانوادگی وبزهکاری رابطه معناداری وجود دارد.(هیرشی)
-به طور احتمال میان برنامه های تلویزیون وبزهکاری رابطه معناداری وجود دارد.(سادرلند)
-به طور احتمال میان گروه همسالان وبزهکاری رابطه معناداری وجود دارد.(هیرشی)
-به طور احتمال میان خرابکاری وبزهکاری رابطه معناداری وجود دارد.(کوهن)
پیشینه تحقیق:
-تحقیق آماری انجمن اولیاء مربیان جمهوری اسلامی ایران
واحد پژوهشهای تربیتی انجمن اولیاء مربیان جمهوری اسلامی ایران درسال1361به منظور بررسی علل بزهکاری در میان نوجوانان تهران
«تحقیق از96نفر بزهکار کانون اصلاح وتربیت تهران بعمل آورد.»
آمارهای بدست آمده نشان می دهد حدود 1213' type="#_x0000_t75"> خانواده های بزهکاران در خانه درگیری داشته وحدود 1223' type="#_x0000_t75"> به کتک متوسل شده اند 27درصد معتاد و50 درصد محبت لازم که اعضای خانواده رابه یکدیگر نزدیک می کند محروم بوده اند همچنین طبق آمارهای بدست آمده در این تحقیق اکثر قریب به اتفاق بزهکاران از مناطق شلوغ وپر جمعیت شهر بوده اند که در این محلات ، تصادم وبرخوردهای خشونت آمیز بیشتر بوده وزمینه تجاوز به حقوق دیگران فراهم تر می باشد نتایجی که ازاین آمارها بدست آمده نشان می -دهد «گسیختگی روابط عاطفی خانواده «بخصوص والدین» بواسطه مشاجرات ونزاع های همه روزه ودر نهایت زندگی کردن در محلات شلوغ وپر جمعیت که گویای فقر مالی وفرهنگی حاکم برچنین محلاتی است ایجاد عقده های حقارت ودرماندگی در نوجوانان نمود وآنان را مستعد بزهکاری می- نماید»
تحقیق آقای خسرو خسروی
تحقیقی درخصوص بررسی علل بزهکاری در میان نوجوانان ایران در سال 1341روی 67 نوجوان بزهکار کانون اصلاح وتربیت تهران به عمل آورد. آمارهای بدست آمده ازاین تحقیق نشان می دهد که بیش از5/ 32درصد از بزهکاران درخانواده های از هم گسیخته زندگی می کردند وحدود 5/10 درصد
درخانواده هایی پرورش یافته اند که اختلاف خانواده درآنها تأثیر شوم بر روی رفتار نوجان باقی گذاشته است ازآمارهای بدست آمده چنین نتیجه گرفته شده که «گسیختگی خانواده بواسطه طلاق یا مرگ والدین» ونزاع های خانوادگی وعدم رعایت اقدام متقابل والدین در برخورد هایشان عوامل مؤثر در بروز رفتارهای نابهنجار وگاه بزهکارانه در میان نوجوانان می باشد. درضمن طبق آمارهای بدست آمده از این تحقیق بیشتر از 58 درصد بزهکاران به شاگرد مغازه گی ، 12درصد دانش آموزان و9 درصد به کشاورزی مشغول بوده اند ازاین آمار چنین نتیجه گرفته شده است که «پدیده بزهکاری» در میان طبقات پایین اجتماع نسبت به سایر طبقات بیشتر وجود دارد واین خود دلیلی بر رابطه فقر با بزهکاری می تواند باشد.
تحقیق آقای موریس پورو
آقای موریس پورو درسال 1948 درالجزایر تحقیقی رابر روی 654دختر وپسر بزهکار (525پسر129دختر) به منظور بررسی علل بزهکاری میان نوجوانان الجزایر به عمل آورد. نتیجه او نشان می دهد که«فقط 1213' type="#_x0000_t75"> خانواده های نوجوانان بزهکار مورد مطالعه به ظاهر دارای روابط سالمی بوده وبقیه یعنی 444نفردیگر در خانواده غیر طبیعی ونابسامان زندگی می کرده اند» به عبارت دیگر والدین این نوجوانان یا ازهم جدا شده بودند یا فوت کرده بودند ویا مسکن درستی نداشتند ویابزه نموده وزندانی شده بودند.
روش تحقیق:
برای اجرای این تحقیق از روش پیمایشی استفاده می نماییم.
روش تحقیق پیمایشی عبارت است از: جمع آوری منطقه اطلاعات درباره افراد- گروه ها واجتماعات ازطریق مصاحبه حضوری وبالینی(غیرحضوری) جهت اخذ داده ها به طور مستقیم وتعبیر وتفسیر نتایج حاصله به طریق آماری وپیمایشی ممکن می باشد.
ابزار اندازه گیری
برای جمع آوری اطلاعات روش های مختلفی وجود دارد که می توان از بهترین این روشها مصاحبه – پرسشنامه را می توان بیان نمود. چون به علت وقت گیر بودن امکان مطالعه از طریق مصاحبه روی تمام بزهکاران زندانی نمی تواند روش مناسبی جهت این پژوهش باشد لذا با توجه به بالا بودن هزینه از روش پرسشنامه استفاده می گردد یعنی تهیه وتنطیم تعدادی سؤال به صورت مکتوب که برای هر خواننده ای واضح- روشن وقابل فهم باشد . ما در این پژوهش از پرسشنامه های بسته استفاده می- کنیم،زیرا محاسن ای نوع سؤالات سهولت رد جواب دادن است که در استخراج وتجزیه وتحلیل نتایج کسب شده می باشد.
بنابراین وسیله اندازه گیری وشیوه جمع آوری با استفاده از یک پرسشنامه سی سؤالی به کار گرفته می -شود وسؤالات ازنوع پنج گزینه ای خیلی زیاد- زیاد- متوسط- کم- خیلی کم استفاده می شود.
تعریف عملیاتی واژه ها
نوجوان
این متغیر در سطح تربیتی طیف پنچ گزینه ای لیکرت(خیلی زیاد – زیاد- متوسط- کم- خیلی کم) سنجیده می شود.
برحسب نژادهای مختلف در اوایل سن دوازده سیزده سالگی دوران پیش از بلوغ شروع می شود تعادل جسمی، روحی کودک بهم می خورد این دوره تا پانزده یا شانزده سالگی ادامه می یابد وبه صورت بحرانی ظاهر می گردد این دوره زمان اضطراب وبحران بلوغ وتقریباً همیشه با خشم وناراحتی همراه است. این تحولی است که دانشمندان آن را لحظه متشنج یا دوران منفی خوانده اند. (احمدوند؛1374،163)
بیکاری
این متغیر درسطح تربیتی طیف پنج گزینه ای لیکرت(خیلی زیاد – زیاد- متوسط- کم- خیلی کم) سنجیده می شود. نداشتن شغل جهت تأمین مخارج زندگی
وضعیت خانوادگی
این متغیر درسطح ترتیبی طیف پنج گزینه ای لیکرت (خیلی زیاد – زیاد- متوسط- کم- خیلی کم) سنجیده می شود.
منظور ازوضعیت خانوادگی اینست که اطفال ونوجوانان به علت نفاق- ناسازگاری، اعتیاد پدر ومادر وتشنج در محیط خانوادگی طرد وتحقیر، کمبود محبت- ازهم گسیختگی خانواده(جدایی- طلاق- فوت) وعدم مراقبت وبی توجهی والدین وسرپرستان مخصوصاً درخانواده های پرجمعیت دست به اعمال نادرست می زنند یعنی این که ریشه بسیاری از بزهکاریها بستگی به وضعیت خانواده دارد.(دکتر احمدی؛1371،1)
نامناسب بودن وضعیت فیزیکی منزل مسکونی
این متغیر درسطح ترتیبی طیف پنج گزینه ای لیکرت (خیلی زیاد – زیاد- متوسط- کم- خیلی کم) سنجیده می شود. منزل کمتر از سه اطاق داشته باشد واز نظر قدمت ساختمان وسعت حیاط واطاقها«نامناسب» ارزیابی می شود.
وضعیت اجتماعی
این متغیر درسطح ترتیبی طیف پنج گزینه ای لیکرت (خیلی زیاد – زیاد- متوسط- کم- خیلی کم) سنجیده می شود.
منظور این است : در دورانی که ما زندگی می کنیم شرایط مناسبات اجتماعی برای یک زندگی انسانی وتوام با محبت فراهم نیست در این عصر انسانها از یکدیگر دور شده اند عواطف انسانی تقلیل یافته وناامنی – تشویش به انتقام جویی واضطراب زیاد شده است.(دکتراحمدی؛ 1371؛151)
وضعیت اقتصادی
این متغیر درسطح ترتیبی طیف پنج گزینه ای لیکرت (خیلی زیاد – زیاد- متوسط- کم- خیلی کم) سنجیده می شود. یعنی اینکه شکافهای اقتصادی بین طبقه محروم وطبقه مرفه نوجوانان را نسبت به چشم اندازه های آینده مایوس می نماید وآنها را نسبت به محیط های کار وفعالیت سالم محدود می کند وازسوی دیگر اقتصاد نامتعادل در روابط خانوادگی طبقه محروم ومتوسط جامعه اختلالاتی ایجاد می -کند بحران اقتصادی موجب بیکاری می شود در این صورت جوانان برای تأمین زندگی خود در مضیقه هستند وگاهی مر تکب بزه می شود.(یزد-خواستی، 1375،107)
میزان پایبندی والدین نسبت به اعتقادات مذهبی واخلاقی
این متغیر درسطح ترتیبی طیف پنج گزینه ای لیکرت (خیلی زیاد – زیاد- متوسط- کم- خیلی کم) سنجیده می شود. میزان پایبندی والدین نسبت به اعتقادات مذهبی واخلاقی حداقل«زیاد»ارزیابی میشود
گروهای ناسالم
این متغیر درسطح ترتیبی طیف پنج گزینه ای لیکرت (خیلی زیاد – زیاد- متوسط- کم- خیلی کم) سنجیده می شود. رابطه دوستی با کسانی که در تحصیل موفقیتی نداشته وترک تحصیل کرده اند بیکار هستند ویا اینکه مدتی را درزندان بسر برده اند.
جامعه آماری
تعریف جامعه: عبارت است ازهمه اعضای واقعی یا فرضی که پژوهشگر علاقمند است یافته ها وپژوهش رابه آن تعمیم دهد.
جامعه آماری ما تعدادی از پسران بزهکار در کانون اصلاح وتربیت در شهر بوشهر می باشند.
حجم نمونه
برای این پژوهش از فرمول برآورد حجم نمونه استفاده می شود.
منابع ومآخذ
-بررسی ساختار اجتماعی علل بزهکاری نوجوانان؛ نشریه: اطلاعات 7 /12/84
-دکتر بهرامی،هادی،روان شناسی نوجوانان – تهران- دانشگاه ابوریحان – 1358
-دکتر شامبیاتی- هوشنگ- بزهکاری اطفال ونوجوانان- تهران- پاژنگ
-بررسی جرم وبزهکاری در جامعه- نشریه : پیام- زمان 6/5/ 84
-دکتر احمدی- حبیب- جامعه شناسی انحرافات اجتماعی- تهران- وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی1384
-حصلاحی- جاوید- بزهکاری اطفال ونوجوانان- انتشارات تهران- گوتنبرگ 1345
-دانش - تاج زمان- جرم چیست ومجرم کیست – انتشارات تهران- کیهان 1363
-یزد خواستی- خانواده نابسامان – انتشارات اصفهان 1375
-احمد وند- محمد علی- روان شناسی کودکی ونوجوانی – انتشارات پیام نور 1374
دکتر احمدی – سید احمد – روان شناسی نوجوانان وجوانان انتشارات ترمه مشعل 1371