سرنوشت کسانی که امام حسین (ع) و یارانش را به شهادت رساندند

 1- نام ظالم : حصين بن تميم

نقش او در حادثه عاشورا : يكي از فرماندهان سواران عمر سعد در كربلا بود. او فرمانده كمانداران بود و در روز عاشورا هنگامي كه علي اصغر در آغوش امام حسين (عليه السلام) پرپر مي زد حصين تيري به سوي امام پرتاب كرد كه به لب هاي مبارك امام اصابت لشکریان به عزم شکار رهسپار خارج از شهر شد . آهوی را دید ، به تعقیب آهو پرداخت . از سپاه خود خواست کسی از شما پشت سر من نیاید . آهو را آنقدر به دنبال خود کشید تا تشنه و بی رمق گشت . عربی بیابانی او را دید ، به او آب چشانید . یزید گفت اگر مرا می شناختی ؛ بیشتر احترام می کردی . اعرابی گفت : تو کیستی ؟ گفت : من یزدیم . اعرابی گفت خوش نیامدی ! چقدر منظره دیار تو زشت و صدای تو بد است ! آیا تو همان قاتل حسین نیستی ؟ اکنون همنگونه که حسین را کشتی ، تو را خواهم کشت . آنگاه شمشیر کشید تا او را بکشد آنگاه اسب رم کرد پای یزید در رکاب گیر کرد و اسب به سرعت پا به دویدن نهاد و سر و صورت یزید بر اثر کوبیدن و ساییده شدن ، خون آلود گشت و روده هایش پاره شد و سپاه او را در حالی که روح پلیدش به سوی آتش الهی رهسپار گریده بود، یافتند .بعضی گویند در حال مستی ، مسابقه اسب دوانی با میمون خود گذاشته بود و هنگام دویدن اسب ، به زمین خورد و مرد .

2- نام ظالم : عبید اله ابن زیاد

نقش او در حادثه عاشورا : چهره سفاک و حاکم کوفه و مسئول همه جنایاتی که در کربلا که نسبت به امام حسین (علیه السلام) و یاران و اهل بیت او روا داشتند .

سرنوشت او : زیدابن ارقم گوید وقتی سر امام حسین (علیه السلام) را در دست داشت ، دستش لرزید سر برزانوی او افتاد . یک قطره خون تازه از آن چکید آن قطره رانش را سوراخ کرد و هرگز بهبود نیافت و همواره محل آن عفونی و بد بو بود . از همین رو عبیداله بهمراه خود عطر داشت تا کسی بوی گند تعفن بوی زخم پایش پی نبرد . ابراهیم ؛ فرمانده دلیر و شجاع سپاه مختار ، وی را به همراه بسیاری از سپاه اش اسیر کرد و خود دستور داد پاهای ابن زیاد را با آتش بسوزاند . سپس خنجر خود را برداشت و از گوشت های ابن زیاد می برید و بصورت نیمه پخته بخورد ابن زیاد می داد و هرگاه امتنا از خوردن می کرد ، خنجر بر بدنش فرو می برد . در پایان ، سر او را گوش تا گوش برید . و جسدش را آتش زد و سر او را نزذ مختار فرستاد . مختار سر ابن زیاد و دیگر قاتلان را به مدینه نزد محمد ابن حنفیه و امام سجاد (علیه السلام) فرستاد

ملاحظات : وقتی سرابن زیاد را برای امام سجاد (علیه السلام) آوردند ، حضرت در حال غذا خوردن بود . فرمود : سپاس خدا را که وقتی مرا نزد این ملعون بردند ، سر پدرم نزد او بود و او غذا می خورد . گفتم : پروردگارا ، مرا نمیران تا سر این ملعون را ببینم در حالی که غذا می خورم . خدا را سپاس می گذارم که دعایم مستجاب شد .

3- نام ظالم : عمر ابن سعد وقاص

نقش او در حادثه عاشورا : فرمانده سپاه عبیداله ابن زیاد

سرنوشت او : ابوعمره ، فرمانده سپاه مختار به دستور مختار وارد خانه عمرسعد شد و او را میان رختخواب یافت عمرسعد چون قیافه خشمگین فرمانده سپاه مختار را دید به قصد او پی برد خواست از جایش بگریزد که لحاف به پایش پیچید و روی رختخواب افتاد . فرمانده به او مجالی نداد و سر از تنش جدا کرد و سر بریده را نزد مختار برد . جسد عمرسعد بعد از قتل ، بزودی دچار کرم و تعفن گردید و مردم می آمدند و او می دیدند .

ملاحظات : در گفتگو بین امام حسین (علیه السلام) و عمرسعد قبل از نبرد در کربلا پیش آمد امام سعد را بسیار نصیحت کرد اما عمر سعد در دام شیطان و هوس دنیا طلبی گرفتار آمده بود لذا امام فرمود : چرا اینقدر در اطاعت شیطان پافشاری می کنی ؟ خدایت هر چه زودتر در میان رختخواب بکشد و در قیامت از گناهت در نگذرد . به خدا قسم ، امیدوارم از گندم عراق بخوری مگر اندکی . عمرسعد از روی استهزا گفت : جوی عراق برای من بهتر است .

 4-نام ظالم : شمربن ذی الجوش ضبابی

نقش او در حادثه عاشورا : پس از جنایت های بسیار در عاشورا او همان کسی بود که سرامام (علیه السلام) را از قفا برید . او با گستاخی تمام بر سینه مبارک حضرت نشست و محاسن آن حضرت را به دست گرفت و با دوازده ضربه شمشیر سر از بدن آن حضرت جدا کرد .

سرنوشت او : ابو عمره ، از فرماندهان سپاه مختار به تعقیب شمر رفت و طی یک روز درگیری مسلحانه او را زخمی و اسیر کرده و به نزد مختار آورد مختار دستور داد او را گردن زدند و جسد او در یک دیگ روغن جوشیده افکندند و یکی از اطرافیان مختار شمر را با پای خود لگد کوب کرد . سپس مختار دستور داد سرشمر و یارانش را در میدان مقابل مسجد کوفه بر نیزه نصب کنند تا موجب عبرت دیگران شود .

ملاحظات : برخی او را از خوارج دانسته اند . بعضی نیز گفته اند از یاران علی (علیه السلام) بوده و بعد ها به صف حامیان حکومت اموی پیوسته است. او ابن زیاد و عمر سعد را تشویق و تحریک به جنگ با امام حسین (علیه السلام) نمود. وقتی شمر داخل در مجلس یزید شد گفت: ای یزید رکاب مرا از طلا و نقره پر کن چون من آقای وارسته ای را کشته ام که پدر و مادرش بهترین مردم بودند. یزید به شمر گفت : اگر می دانستی که او بهترین مردم است چرا او را به قتل رساندی؟ شمر گفت: من از تو جایزه می خواهم . یزید با پشت شمشیرش به سینه شمر زد و به او گفت: تو در پیشگاه من جایزه نداری با شنیدن این کلام شمر نا امیدانه برگشت.

  5- نام ظالم : اسحق ابن اشعت

نقش او در حادثه کربلا : او در کربلا بر امام حسین (علیه السلام) شمشیر زد و حرمت او را پاس نداشت.

سرنوشت او : با حیله مختار به طرف دارا لعماره رفت و به امید پناهندگی و امان گرفتن از مختار نا گهان بر سرش ریخته او گفت به امیر بگویید اگر مرا امان دهد سی هزار درهم بیست مرد با سلاح و دویست شتر هزار گوسفند و هزار دینار میدهم. گفتند : کشندگان حسین را امان نیست.

 6- نام ظالم : ابحر ابن کعب

نقش او در حادثه کربلا : از جنایت کاران ضحه کربلا پس از کشته شدن امام (علیه السلام) ابحربن کعب لباس امام را از بدنش بیرون آورد و حسین (علیه السلام) را برهنه بر روی زمین گذاشت.
سرنوشت او : پس از دستگیری وی توسط ابراهیم فرمانده دلیر سپاه مختار وی را نزد مختار برده مختار دست و پاهایش را قطع کرد و چمشاهایش را از حدقه درآورد و او را شکنجه های گونگون کرد و او را در آتش سوزاند .

ملاحظات : ابراهیم از کعب پرسید در روز عاشورا چه کردی او گفت مقنعه را از سر زینب کشیدم و گوشوارهایش را از گوشش گرفته و کشیدم تا آنکه گوشش پاره شد . ابراهیم گفت وای بر تو زینب بر تو چه فرمود گفت : خدا دست و پاهایت را قطع کند و خدا تو را قبل از آخرت تو را به آتش دنیا بسوزاند . مختار که قصد کشتن او را کرد او دو دست خود را از دست داده بود .

7- نام ظالم : ابوزرعه

نقش او در حادثه عاشورا : او با توصیه شمر در محاصره امام حسین (علیه السلام) به سوی حضرت حملهه برد و شمشیر به کف دست امام زد امام نیز ضربه ای به او زد .

سرنوشت او : هنگام عبور یاران مختار از در خانه ابوزرعه از خانه او به یاران مختار تیراندازی شد آنان نیز به خانه حمله ور شدن . در این میان ابوزرعه مورد تیرباران یاران مختار قرار گرفت . آنقدر بر او تیر انداختند تا نقش زمین شد سپس جسداش را به کنار رودخانه آوردند و جسد نیمه جان او را سوزانند .

8- نام ظالم : اخش بن مرثد

نقش او در حادثه عاشورا : از سربازان بی رحم عمر سعد بود وی پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) عمامه حضرت را ربود و بر سر نهاد او از افرادی بود که پیکر امام را زیر سم اسب خود لگد کرد .

سرنوشت او : مختار پس از دستگیری اخش دستور داد دست و پای او را بسته و با اسب بر او تاختند تا به درک واصل شد .

9- نام ظالم : اسحاق بن حوبه حضری

نقش او در حادثه عاشورا : او پس از جنایات در کربلا پس از شهادت امام اقدام به برهنه کردن امام حسین (علیه السلام) نمود او تنها پیراهن امام را سرقت کرد سپس به همراه نه سوار دیگر بر بدن شریف امام تاخت .

سرنوشت او : مختار دست و پای او را با میخ های آهنی به زمین کوبید و دستور داد با اسب بر او بتازند تا هلاک شود .

ملاحظات : او پس از پوشیدن پیراهن امام مبتلا به برمس شد و موهای بدنش ریخت .

10- نام ظالم : اسیدبن مالک

نقش او در حادثه عاشورا : او از ده نفری است که با اسبان خود بر بدن امام حسین (علیه السلام) تاخت بگونه ای که استخوان های سینه و پشت امام درهم شکست .

سرنوشت او : مختار دست و پای او را با میخ های آهنی به زمین کوبید و دستور داد با اسب بر او بتازند تا هلاک شود .

ملاحظات : ابوعرزاهدی گوید : ما حال ده نفری که بر بدن امام تاختند بررسی کردیم همگی زنا زاده بودند .

11- نام ظالم : بشر بن حوط

نقش او در حادثه عاشورا : در روز عاشورا جعفر بن عقيل را به شهادت رساند و دل امام حسين (عليه السلام) را به درد آورد.

سرنوشت او : عبدالله بن كامل از فرماندهان مختار او را در حال فرار دستگير و سرش را از تنش جدا كرد و به دستور مختار بدنش را سوزاند.

12- نام ظالم : جبيره بحلي

نقش او در حادثه عاشورا : يكي از ياران عمر سعد بود. او پس از شروع جنگ در مقابل خندق هايي كه امام حسين (عليه السلام) براي حفاظت اهل بيت دور خيمه ها كنده بود و پر از آتش كرده بود ايستاد و صدا زد : اي حسين آيا عجله كردي به آتش دنيا قبل از آتش آخرت؟ امام حسين (عليه السلام) به اصحاب فرمود اين مرد كيست ؟ عرض كردند : جبيره حبلي.

سرنوشت او : دعاي امام حسين (عليه السلام) در حق او تمام نشده بود كه اسب او خيز برداشت و او را با سر در خندق پرتاب كرد و سوخت.

ملاحظات : امام حسين (عليه السلام) فرمود : خداوندا او را در دنيا و قبل از آخرت بسوزان.

13- نام ظالم : حارث بن نوقل

نقش او در حادثه عاشورا : بر بدن زينب تازيانه زد و مانع رسيدن آب به خيمه گاه امام حسين (عليه السلام) شد.

سرنوشت او : مختار پس از دستگيري او را شديداً مجازات كرد و فرمان داد او را بر عقابين (دو چوب كه مقصر را بر آنان به دار مي كشيدند) كشيدند و هزار تازيانه به او زدند و هنگامي كه آب طلبيد مختار گفت: اي ملعون تو فرزند رسول خدا را تهديد كردي و آب ندادي من نيز تو را آب ندهم سپس فرمان داد تا هزار تازيانه ديگر بر او زنند و بمرد.

ملاحظات : او در خانه پيرزني پناه گرفته بود و پيرزن محل اختفا او را به مختار اطلاع داد.

   14- نام ظالم : حرمله بن بحاهل اسدي

نقش او در حادثه عاشورا : يكي از بي رحم ترين و سفاك ترين افراد سپاه كوفه بود.

سرنوشت او : مختار پس از دستگيري حصين گفت: حمد خداي را كه تو را به من رسانيد. بعد گوشتش را با قيچي مي بريد تا مرد.

ملاحظات : وقتي تير به لب مبارك امام اصابت نمود امام عرضه داشت بار الها من از آنچه دشمن بر من و برادرانم و فرزندانم و بستگانم وارد ساختند به پيشگاه تو شكايت مي كنم.

16- نام ظالم : حصين بن نُمَيز

نقش او در حادثه عاشورا : او فرمانده نيروهاي نظامي عبيداله بن زياد در كوفه بود. هنگاميكه در ظهر عاشورا امام حسين (عليه السلام) به نماز ايستاد حصين فرياد زد اي حسين هر قدر كه مي خواهي نماز بگزار خدا نماز تو را قبول نمي كند. او كشنده حبيب بن مظاهر است.

سرنوشت او : در نبرد سپاه شام با سپاه مختار به هلاكت رسيد.

17- نام ظالم : حكيم بن طفيبل

نقش او در حادثه عاشورا : او اولين كسي بود كه به سوي امام حسين (عليه السلام) تير اندازي كرد. او قاتل حضرت ابوالفضل العباس (عليه السلام) بود و لباس و اسلحه ي حضرت را به غارت برد . ديگر جنايت او تازيدن اسب بر پيكر مطهر امام حسين (عليه السلام) مي باشد.

سرنوشت او : عبيد الله بن كامل از فرماندهان سپاه مختار او را دستگير كرده او را برهنه كردند و دست بسته در كنار ديوار نگاه داشتند و آنقدر تير بر او زدند تا بمرد سپس سر او را به نزد مختار بردند.

 

 

18- نام ظالم : خولي بن يزيد اصبحي

نقش او در حادثه عاشورا : از چهره هاي بسيار كثيف و از عمال سر سپرده حكومت بني اميه و از فرماندهان سپاه يزيد در كربلا بود. او كشنده عبدالله بن علي و عثمان بن علي مي باشد و در غروب عاشورا با تمام افتخار سر مبارك امام حسين (عليه السلام) را به كوفه برد.او پس از شهادت امام حسين (عليه السلام) به غارت خيمه ها پرداخت.خولي پس از غارت خيمه ها به همراه شمر و سنان و ده نفر ديگر اسب بر بدن مطهر شهدا و امام حسين (عليه السلام) تازاندند.

سرنوشت او : ابوعمره فرمانده مختار خانه خولي را محاصره كرد. او خود را در چاه مستراح مخفي كرده بود. زن او كه كينه بسياري از او داشت ، محل اختفاي او را نشان داد.مختار دستور داد دست و پاهايش را بريدند و جسدش را نيز سوزاندند تا اينكه به خاكستر تبديل شد.

ملاحظات : حضرت زينب (سلام الله عليها) مي فرمايد: او به غارت خيمه اي مشغول بود به سوي من آمد و مقنعه ام را كشيد و گوشواره ام را از گوشم بيرون آورد در عين حال گريه مي كرد ، گفتم: تو غارت مي كني و در عين حال گريه مي كني ؟ گفت: براي مصائب شما اهل بيت پيامبر گريه مي كنم. گفتم: خداوند دست و پاهايت را قطع كند و در آتش دنيا قبل از آخرت بسوزاند.

19- نام ظالم : زرعة بن ايان

نقش او در حادثه عاشورا : نگهبان عمر سعد در شريعه فرات بود و مانع رسيدن آب به خيمه گاه امام حسين (عليه السلام) شد. در روز عاشورا چون تشنگي بر امام حسين (عليه السلام) چيره شد خود آنحضرت به سمت فرات رفت. زرعه فرياد زد تا ميان آب و امام فاصله بياندازد. زرعه تيري بسوي امام پرتاب كرد ، امام نيز تير را از بدن مباركش كند و خون جاري شد.

سرنوشت او : زرعه پس از عاشورا دچار تشنگي دائمي شد و همواره فرياد مي زد مرا سيراب كنيد. هرچه آب مي آشاميد شكمش بالا مي آمد و سيراب نمي شد و با همان فلاكت مرد.
ملاحظات : امام او را در روز عاشورا نفرين كرد و فرمود: خداوندا او را با تشنگي بكش و هرگز او را نبخش.

20- نام ظالم : سنان بن انس نخعي

نقش او در حادثه عاشورا : از كساني بود كه به همراه شمر هنگاميكه امام حسين (عليه السلام) پس از جنگ بسيار و زخم هاي فراواني كه بر بدن مباركش وارد شده بود و يكه و تنها مانده بود به خيمه اهل بيت هجوم بردند. امام با دست مباركش اشاره فرمود اگر دين نداريد لا اقل آزاده باشيد ، با خانواده من چه كار داريد . پس از آنكه امام بر اثر ضربات نيزه ها و شمشير ها ديگر توان ايستادن نداشت ، سنان بن انس نيزه اي بر گودي گلوي امام حسين (عليه السلام) فرو برد و باز بيرون آورد و در قفسه سينه ايشان فرو برد سپس تيري به سوي امام انداخت آن تير بر گلوي امام وارد شد و در اثر آن تير ، امام بر زمين افتاد.

سرنوشت او : او را در بين را قادسيه دستگير و نزد مختار آوردند. مختار دستور داد ابتدا انگشتان آن خبيث را قلم كردند سپس دو دستش و بعد پاهايش را. ديگي بزرگ كه در آن روغن زيتون جوشيده آماده كردند و سنان نيز هنوز زنده بود وي را به درون ديگ جوشان انداختند تا بمرد.روايت ديگري مي گويد : ابراهيم فرمانده سپاه مختار گوشت ران او را قطعه قطعه كرد و آن را نيم پخت مي كرد و به خوردش مي داد و هرگاه امتناع مي كرد او را با خنجر زخمي كرده و زجر مي داد. در آخر سر او را گوش تا گوش بريد و جسد پليدش را سوزانيد.

ملاحظات : سنان پس از شهادت امام حسين (عليه السلام) به تحريك اطرافيان به خيمه عمر سعد رفت تا جايزه بگيرد و با نعره اي گفت: من آقاي بزرگوار را كشتم كه از نظر پدر و مادر بهترين مردم بود ، مرا غزق در طلا و نقره كن. عمر سعد با ناراحتي به او گفت واقعاً تو ديوانه اي ، و با چوب به سرش زد و او را از خو دور كرد.

21- نام ظالم : شيث بن ربعي

نقش او در حادثه عاشورا : او طرح اسب تاختن بر اجساد شهيدان را پيشنهاد كرد و خود نيز بر جسد مطهر امام اسب دوانيد.

سرنوشت او : شيث در جنگ ميان سپاه مختار و مصعب اسير شد و او را نزد فرزند مختار آوردند. دستور داد ران هايش را بريدند تا مرد و بعد سرش را جدا كرد و جسدش را سوزانيد.روايت ديگر مي گويد: مختار امر كرد دست و پاهايش را قطع كردند و در ميان شهر گذاشتند تا مانند سگ زوزه كنان جان داد.

22- نام ظالم : عبد الرحمن بن حصين

نقش او در حادثه عاشورا : از محافظين شريعه فرات بود. او پس از بستن آب فرات بانگ زد اي پسر فاطمه از اين آن يك قطره نچشي تا آن وقت كه طعم مرگ بچشي يا به حكم ابن زياد گردن دهي.
سرنوشت او : او پس از واقعه كربلا بيمار شد و تشنگي بر او غالب گشت. هر قدر آب مي خورد تشنگي او فرو نمي نشست و از تشنگي فرياد مي كرد تا به درك واصل شد.

ملاحظات : امام حسين (عليه السلام) پس از آنكه حصين بانگ زد و آن مطالب را گفت امام فرمود: كيستي؟ او خود را معرفي كرد سپس حضرت فرمود: خدايا او را از تشنگي بكش و هيچوقت او را ميامرز.

23- نام ظالم : عبد اله بن حوزه

نقش او در حادثه عاشورا : پس از حمله نخست در روز عاشورا در جلوي امام ايستاد و بي ادبانه امام را بانگ زد. امام فرمود: چه مي خواهي؟ گفت تئ را به آتش مژده مي دهم.

سرنوشت او : در حاليكه امام او را نفرين مي كرد ابن حوزه در ميان چاله مضطرب شد و او در ميان چاله افتاد و پايش به ركاب گير كرد و سرش روي زمين قرار گرفت. اسب رم كرد ، تاخت و او را با خود برد و سرش را به سنگ و خاشاك كوبيد تا مرد.

ملاحظات : پس از بانگ حوزه امام رو به ياران كرد و فرمود او كيست ؟ گفتند او ابن حوزه است . امام فرمود: بار اله ! او را از ما بسوي آتش جدا كن.

24- نام ظالم : عثمان بن خالد

نقش او در حادثه عاشورا : او كشنده عبدالرحمن پسر مسلم بن عقيل در كربلا است. او را به شهادت رساند و لباس او را ربود و در قتل امام حسين نيز حضور داشت.

سرنوشت او : عبدالله بن كامل از فرماندهان مختار پس از دستگيري ، او را گردن زد. وقتي خبر قتل او به مختار رسيد گفت: او نبايد دفن شود بايد سوزانده شود سپس جسد او را سوزاندند.

25- نام ظالم : عمرو بن حجاج

نقش او در حادثه عاشورا : با پانصد سوار مامور بستن آب به روي اهل بيت پيامبر شد و در اين كار بسيار بر حسين و اهل بيت او سختگيري كرد و اولين كسي بود كه بر بدن امام حسين (عليه السلام) شمشير زد يا تير انداخت.

سرنوشت او : آورده اند او از كوفه به بصره گريخت و راه را گم كرد و در راه به عطش مبتلا شد در اين حال ماموران مختار او را يافتند و نزد مختار آوردند و مختار سرش را از بدن جدا كرد.
ملاحظات : و از جمله كساني بود كه به امام حسين (عليه السلام) نامه نوشت و وي را به عراق دعوت كرد.

26- نام ظالم : عمرو بن صبيح

نقش او در حادثه عاشورا : بعضي مي گويند از: جمله كساني است كه بر بدن امام حسين (عليه السلام) اسب دوانده است اما خود او منكر شده است ولي قاتل عبد الله بن مسلم بن عقيل مي باشد.
سرنوشت او : مختار دستور داد نيزه داران آمدند و گفت آنقدر بر او نيزه بزنيد تا بميرد. بدن او با نيزه پاره پاره شد تا به درك واصل شد.

ملاحظات : عبد الله بن كامل به مختار مي گويد اي امير اين مرد مدعي است در كربلا كسي را نكشته است و فقط با نيزه بعضي از ياران امام حسين(عليه السلام) را زخمي كرده است ، دستور شما چيست؟

27- نام ظالم : قيس بن قطيفه

نقش او در حادثه عاشورا : در روز عاشورا پس از جنايات بسيار و پس از شهادت امام حسين (عليه السلام) ، قطيفه پيراهن امام را ربود و به قيس قطيفه شهرت يافت.عمر سعد سر امام و يارانش را به همراه قيس به كوفه فرستاد.

سرنوشت او : وي به وسيله ماموران مختار دستگير شد و آن ها در مكاني سر قيس را از تنش جدا كردند.

28- نام ظالم : عمرو بن سعد بن نقيل

نقش او در حادثه عاشورا : او به قاسم بن حسن حمله ور شد و با شمشير سرش را زخمي كرد و چند ضربه به قاسم وارد ساخت تا خون قاسم بر زمين افتاد. در اين هنگام عمويش امام حسين (عليه السلام) را به ياري طلبيد.

سرنوشت او : امام حسين (عليه السلام) صفوف دشمن را شكافت و به سوي عمرو شتافت او را با شمشير زد عمرو براي جلوگيري از ضربه ساعدش را جلو آورد و شمشير دستش را از آرنج بريد و در همان جا اسب ها جولان داده ، او را لگد مال كردند تا به درك واصل شد.

29- نام ظالم : مالك بن نسر

نقش او در حادثه عاشورا : در روز عاشورا در حاليكه امام حسين (عليه السلام) غرق در خون بود و تير سه شعبه به جسم مباركش وارد شده بود ، مالك بن نسر نزد امام آمد و زبان به دشنام او گشود و با شمشير بر سر آن حضرت زد كه عمامه را شكافت و بر سرش نيز شكافي وارد آورد و عمامه اش پر از خون شد.

سرنوشت او : پس از دستگيري مختار دستور داد دو دست و پايش را قطع كنند و او را رها كنند تا آن قدر بغلتد تا بميرد. دست و پاهاي او را قطع كردند و او در خون خود دست و پا زد تا مرد.

 30- نام ظالم : اشعث بن قيس

نقش او در حادثه عاشورا : در روز عاشورا بي شرمانه بر امام حسين (عليه السلام) جسارت كرد و گفت: اي حسين چه قرابت تو را با محمد مصطفي (صلي الله)امام حسين (عليه السلام) دست به دعا برداشت و فرمود: خدايا! همين امروز او را خوار گردان و سزاي اين گفتار را هر چه زودتر بدو برسان.
سرنوشت او : اشعث بن قيس پس از دعاي امام نياز به دستشويي پيدا كرد از لشكر بيرون رفت بر دهانه سوراخي نشست كژدمي سياه از آن سوراخ بيرون آمد و او را بزد. او در نجاست خود افتاد و به جهنم پيوست.

کار ترموستات در موتور چیست؟

ترموستات :

ترموستات وسيله اي است براي تنظيم درجه حرارت موتور اتومبيل كه بطور خودكار گرماي موتور را د رحد ايده ال كه حدود 85 درجه است نگه مي دارد .

لازم به توضيح است كه براي عملكرد درست موتور ، دماي آن بايد در محدوده معيني نگه داشته شود سرد بودن موتور باعث مي شود كه غلظت روغن بالا رود و روانكاري قطعات به خوبي صورت نگيرد و گرم بودن بيش از حد آن هم باعث مي شود روغن خيلي رقيق شود و خاصيت روان كنندگي خود را از دست بدهد بنا براين ضرورت كامل دارد كه دماي موتور در حد 85 در جه سانتيگراد نگه داشته شود .

 طرز كار ترموستات :

در ابتدا كه موتور سرد است ترموستات مسير ورود آب به رادياتور را مي بندد بنابر اين  آبي كه براي گردش در دور سيلندر مورد استفاده است قرار مي گيرد فقط همان مسير بسته دور موتور را طي مي كند و وارد رادياتور نمي شود تا گرماي آن به 85 در جه سانتيگراد برسد در اين حالت گرماي مزبور باعث فعال شدن ترموستات شده و جيوه اي كه درون آن است منبسط شده و مسير ورود آب به رادياتور را باز مي كند تا درجه حرارت بيش از اين بالا نرود با پائين آمدن حرارت مجدداً ترموستات بسته مي شود و همين سيكل مرتب تكرار مي شود تا درجه حرارت موتور در حد مطلوب باقي بماند .

در واقع اين ترموستات يك وسيله مكانيكي هوشمند است كه كار يك شير قطع و وصل اتوماتيك را انجام مي دهد .

استفاده از ترموستات هميشه بايد صورت گيرد و از اين نظر فرقي بين روزهاي گرم تابستان و يا روزهاي سرد زمستان وجود ندارد . ولي د ر ايران اينگونه معمول است كه ترموستات را فقط به هنگام فصل سرد سال و هنگام استفاده از بخاري ماشين مورد استفاده قرار مي دهند كه علت آن هم شرايط خاص موتور ماشين پيكان است كه استاندارد نيست !

 استفاده از بخاري ماشين در زمستان

ترموستات باعث مي شود آن بخش از آب كه قرار است براي خنك شدن به رادياتور برود به درون مبدل حرارتي بخاري ماشين برود و از گرماي آن براي گرم كردن فضاي داخل ماشين استفاده شود .

قبیله های سرخ پوست در آمریکا چگونه پیام رسانی میکردند؟

معمولا از برافروختن آتش، انواع صدای انسان و تغییر آ ن به صورت صداهای حیوانات که طبق یک قرارداد با مخاطب، معلوم و شناخته می شود، صدای بوق شاخی (دمیدن در شاخ بریده شده و دستکاری شده حیوانات)، و نظایر آن از دوران باستان، جهت پیام رسانی استفاده می شده است.

بعد از اختراع و ساختن و نظایر آن از دوران باستان ، جهت پیام رسانی استفاده می شده است. بعد از اختراع او و ساختن اینه، از طریق انعکاس نور خورشید و طی قراردادهایی میان ملوانان در روز از پیام رسانی با آینه استفاده می شده است.

  اشعه گاما

 اشعه گاما نوعی از امواج الکترومغناطیسی است. طول موج آن بسیار کوتاه است و از ۱ تا ۰٫۰۱ آنگستروم تغییر می‌کند. جرم آن در مقیاس اتمی صفر، سرعت آن برابر سرعت نور، بار الکتریکی آن صفر است. انرژی اشعه گاما از ۱۰ کیلو الکترون ولت تا ۱۰ مگا الکترون ولت تغییر می‌کند.

برد اشعه گاما بسیار زیاد است. مثلاً در هوا چندین متر است. خاصیت ایجاد یونیزاسیون و برانگیختگی در اشعه گاما نیز وجود دارد. ولی به مراتب کمتر از ذرات آلفا و بتا است. مثلاً اگر قدرت یونیزاسیون متوسط اشعه گاما را یک فرض کنیم، قدرت یونیزاسیون متوسط ذره بتا ۱۰۰ و ذره آلفا ۱۰۴ خواهد بود. قدرت نفوذ این اشعه به مراتب بیشتر از ذرات بتا و آلفا است. طیف انرژی اشعه گاما، همانند ذرات آلفا تک انرژی است. یعنی تمام فوتون‌های گامای حاصل از یک عنصر رادیواکتیو دارای انرژی یکسانی هستند.وبه علم کمک بسیار اساسی می کند.

این اشعه تنها از یک تکه فلز سرب به طول ۴۰ سانتی متر نمی‌تواند عبور کند. این پرتو از لحاظ انرژی شباهت بسیاری با اشعه ایکس دارد ولی مهمترین تفاوت این اشعه با اشعه ایکس در این است که اولاً منشا تولیداشعه ایکس یک واکنش اتمی است در حالی که منشا تولید اشعه گاما یک برهمکنش هسته ای است و دوم اینکه طیف اشعه گاما نسبت به اشعه ایکس همدوس تر و متمرکز تر می باشد.اشعه گاما Gamma ray اشعه ای که در انتهای طیف ودر بالاتر از منطقه اشعه ایکس قرار دارد.طول موج امواج گاما کمتر از چهارصدم نانومتر است. انرژی فوتونهای گاما بین ۱۰۰۰۰الکترون ولت تا یک میلیون الکترون ولت است.بر خلاف اشعه ایکس منشاءآن انتقالات بین حالت‌های مختلف درون هسته می باشد. تولید این اشعه در پدیده‌های اخترفیزیکی به شکل موارد زیر می‌باشد ۱-واپاشی هسته‌های رادیو اکتیو در انفجارات ابرنواختری ۲- در واکنشهای اشعه کیهانی ۳-تابش انحناء در میدان‌های مغناطیسی بسیار قوی ۴- برخورد ذرات ماده و ضد ماده.قدرت نفوذ اشعه گاما بسیار زیاد است برای جلوگیری از نفوذ آن از فلزاتی مانند سرب وتنگستن استفاده می شود.

فلزات قلیایی و قلیایی خاکی

فلزات قلیایی

فلزات قلیایی به عناصر گروه اول جدول تناوبی گفته می‌شود که شامل فلزهای لیتیوم، سدیم، پتاسیم، روبیدیوم، سزیم و فرانسیم می‌باشد. هیدروژن گرچه در گروه اول قرار می‌گیرد ولی دارای خصوصیات متفاوتی نسبت به دیگر اعضای این گروه می‌باشد، لذا آن را در دسته فلزات قلیایی قرار نمی‌دهند.

خواص

این عناصر بشدت با آب و هوا واکنش نشان می‌دهند و به همین علت آنهارا در نفت یا پارافین نگهداری می‌کنند.این عناصر بترتیب تمایل واکنش پذیری -کمبود الکترون در لایه آخر-واکنش پذیری بیشتری را دارا هستند وبه همین ترتیب نرم تر می‌شوند.

منابع فلزات قلیایی

این فلزات بدلیل واکنش‌پذیری زیاد بطور آزاد در طبیعت یافت نمی‌شوند و معمولاً بصورت ترکیب با سایر عناصر هستند. منبع اصلی سدیم، هالیت یا NaCl است که بصورت محلول در آب دریا یا بصورت رسوب در بستر دریا یافت می‌شود. پتاسیم بصورت فراوان در اکثر معادن بصورت کانی سیلویت (KCl) یافت می‌شود و همچنین از آب دریا هم استخراج می‌گردد.

فلزات قلیایی بسیار واکنش‌پذیر هستند و آنها را نمی‌توان با جانشین کردن سایر فلزات بصورت آزاد تهیه کرد. فلزات قلیایی بصورت فلز آزاد را می‌توان از الکترولیز نمکهای مذاب آنها تهیه کرد.

خواص فیزیکی

فلزات قلیایی از چند جهت با بقیه فلزات تفاوت دارند. آنها نرم بوده و دارای نقطه ذوب و نقطه جوش پایین هستند. دانسیته پایینی دارند، بطوریکه دانسیته K و Na و Li از دانسیته آب پایین‌تر است. آنتالپی استاندارد ذوب و تبخیر کمتری دارند. به علت داشتن فقط یک الکترون در لایه ظرفیت معمولاً پیوندهای فلزی ضعیفی ایجاد می‌کنند. این فلزات وقتی در معرض شعله قرار می‌گیرند، رنگ آن را تغییر می‌دهند. وقتی عنصری در مقابل شعله قرار می‌گیرد، حرارت شعله انرژی کافی برای برانگیختن الکترون لایه ظرفیت را به لایه‌های بالاتر فراهم می‌کند.

الکترون در بازگشت به حالت پایه انرژی منتشر می‌کند و این انرژی دارای طول موج منطقه مرئی است که باعث می‌شود رنگ ایجاد شده در شعله دیده شود. شعاع یونی در فلزات قلیایی خاکی در مقایسه با شعاع اتمی آنها خیلی کوچک‌تر است. چون اتم یک الکترون در لایه S خود دارد که عدد کوانتومی آن با عدد کوانتومی لایه داخلی متفاوت است. بنابراین این لایه نسبتاً دور از هسته‌است.

وقتی اتم این الکترون را از دست داده و به یون تبدیل می‌شود، الکترونهای باقیمانده در تراز نزدیک نسبت به هسته قرار دارند. بعلاوه افزایش بار مؤثر هسته آنها را بیشتر به‌طرف هسته جذب می‌کند. بنابراین اندازه یون کاهش می‌یابد.

خواص شیمیایی

فلزات قلیایی عامل کاهنده قوی هستند. پتانسیل الکترود منفی آنها نشانگر میل شدید آنها برای از دست دادن الکترون در تبدیل به کاتیون در محلول است. آنها می‌توانند اکسیژن، کلر، آمونیاک و هیدروژن را احیا کنند. در اثر واکنش با اکسیژن هوا اکسید شده و تیره می‌شوند. بنابراین در زیر نفت نگهداری می‌شوند. بعلت واکنش با آب و تولید هیدروژن و هیدروکسید قلیایی نمی‌توان آنها را زیر آب نگهداری کرد.

واکنش با آب

از بالا به پایین، به شدت واکنش با آب افزوده می‌شود. لیتیم به آرامی با آب واکنش داده و حبابهای هیدروژن آزاد می‌کند. سدیم بشدت و همراه با مشتعل شدن با آب واکنش نشان داده و با شعله نارنجی می‌سوزد. پتاسیم در اثر برخورد با آب به شدت مشتعل شده و با شعله بنفش می‌سوزد. سزیم در آب ته نشین شده و به سرعت تولید هیدروژن می‌کند. آزاد کردن هیدروژن همراه با ایجاد امواج ضربه‌ای شدید است که می‌تواند باعث شکستن محفظه شیشه‌ای شود.

Na در آمونیاک حل شده و ایجاد محلول آبی تیره می‌کند که به‌عنوان عامل کاهنده در واکنشها استفاده می‌شود. در غلظتهای بالا رنگ محلول برنزی شده و جریان الکتریکی را همانند فلز هدایت می‌کند.

چند مورد غیر عادی در شیمی Li دیده می‌شود. کوچک بودن اندازه کاتیون Li در نشان دادن خاصیت کووالانسی در برخی ترکیبات و ایجاد پیوند دیاگونالی با منیزیم از آن جمله‌است.

اکسیدها

فلزات قلیایی در اثر واکنش با اکسیژن هوا ترکیب جامد یونی به فرمول تولید می‌کنند. هر چند که Na غیر از این، ترکیب پروکسید () به‌عنوان فراورده عمده و پتاسیم هم سوپر اکسید () را بطور عمده تولید می‌کند.

هیدروکسیدها

هیدروکسید فلزات قلیایی، جامدات یونی به فرم کریستالی در رنگ سفید و فرمول MOH است. قابل حل در آب هستند و همه بجز LiOH آبدار می‌شوند. محلول آبی آنها باز قوی است. اسیدها را خنثی کرده و نمک تولید می‌کنند.

هالیدها

هالیدهای این فلزات، همه جامد یونی به فرم کریستالی و به رنگ سفید بوده و قابل حل در آب هستند، جز LiF که بعلت داشتن انرژی شبکه بالا که ناشی از جاذبه الکتروستاتیکی بین یون کوچک +Li و -F است.

حالت اکسایش

این فلزات حالت اکسایش ۰ و ۱+ دارند. تمام ترکیبات شناخته شده آنها بر پایه +M است. اولین انرژی یونش آنها پایین است، زیرا الکترون آخرین لایه به خوبی الکترونهای لایه داخلی توسط جاذبه هسته محافظت نمی‌شود، بنابراین آسان تر برداشته می‌شود. انرژی دومین یونش بالا است، زیرا الکترون بعدی از لایه کامل برداشته می‌شود. همچنین به‌وسیله هسته، بخوبی جذب می‌شود.

انرژی یونیزاسیون از بالا به پایین با افزایش عدد اتمی و افزایش تعداد لایه‌ها بعلت دور شدن الکترون ظرفیت از هسته کاهش می‌یابد.

فلزات قلیایی خاکی

مقدمه


عناصر گروه دوم جدول تناوبی که به فلزات قلیایی خاکی معروفند در لایه ظرفیت الکترونی ، دارای آرایش nS2 هستند. آخرین عنصر این گروه یعنی رادیوم ، رادیواکتیو است. این فلزات سطحی درخشان و رنگ نقره‌ای سفید دارند. دارای واکنش‌پذیری بالایی هستند. اما واکنش‌پذیری این گروه به اندازه فلزات قلیایی (گروه I) نیست.

استخراج

فلزات قلیایی خاکی در پوسته زمین یافت می‌شوند. اما نه بصورت فلز آزاد بلکه بعلت فعالیت بالا بصورت ترکیب در کانی‌ها و سنگهای مختلف. کلسیم ، پنجمین عنصر فراوان در پوسته زمین و منیزیم هشتمین عنصر فراوان در پوسته زمین است. کانی‌های مهم منیزیم عبارتند از: کارنیت ، منیزیت و دولومیت. منیزیم از آب دریا هم استخراج می‌شود. با افزودن هیدروکسید کلسیم به آب دریا هیدروکسید منیزیم کم محلول بصورت رسوب ته‌نشین می‌شود. این رسوب بعد از تبدیل به کلرید منیزیم در سلول الکتروشیمیایی داونز الکترولیز می‌شود تا منیزیم فلزی بدست آید. منابع عمده کلسیم ، کالک ، سنگ آهک ، ژیپس ( سنگ گچ ) بی‌آب است.

خواص فیزیکی

این فلزات سخت‌تر و چگال‌تر از فلزات گروه اول هستند. دمای ذوب بالایی دارند. این خواص آنها تا حد زیادی ناشی از وجود دو الکترون در لایه ظرفیت است که پیوندهای قوی‌تری از فلزات گروه I ایجاد می‌کنند. منیزیم ، کلسیم ، استرانسشیم و باریم از این گروه در اثر حرارت در شعله ایجاد رنگ می‌کنند.

  • منیزیم: سفید درخشان
  • کلسیم: قرمز آجری
  • استرانسیم: قرمز خونی
  • باریم: سبز

شعاع اتمی و یونی بطور یکنواخت از بالا به پایین افزایش می‌یابد. شعاع یونی خیلی کوچکتر از شعاع اتمی است و این بعلت وجود دو الکترون در لایه S است که با از دست دادن آنها و ایجاد کاتیون M+2 بار مؤثر هسته بر الکترون‌های تراز کامل بیشتر شده و این باعث کاهش اندازه یون می‌شود.

خواص شیمیایی

از بالا به پایین این فلزات ، الکتروپزیتیوتر می‌شوند. واکنش با اکسیژن و کلر شدید است. تمام فلزات بجز بریلیم در دمای اتاق در معرض هوا اکسید شده و رنگشان تیره می‌شود. بریلیم بعلت واکنش‌پذیری بالا در زیر نفت نگهداری می‌شود. همه فلزات این گروه بجز بریلیم آب و اسیدهای ضعیف را به هیدروژن کاهش می‌دهند.

منیزیم بکندی با آب واکنش می‌دهد مگر اینکه آب داغ باشد. ولی کلسیم بشدت در دمای اتاق با آب واکنش داده و سوسپانسیون ابری سفیدی از هیدروکسید کلسیم تولید می‌کند. کلسیم ، استرانسیم و باریم در اثر حرارت با هیدروژن ترکیب شده و آنرا به فرم هیدرید احیاء می‌کند.

فلزات این گروه در اثر گرم شدن عامل احیاء کننده قوی برای احیاء نیتروژن به فرم نیترید هستند . منیزیم در CO2 سوخته و آنرا به کربن احیاء می‌کند. یعنی آتش منیزیم با CO2 خاموش نمی‌شود.

اکسید

اکسید این فلزات به فرمول عمومی MO بوده و یک اکسید بازی است و از حرارت کربنات یا هیدروکسید این فلزات با آزاد کردن CO2 تولید می‌شود. اکسید این فلزات انرژی شبکه و دمای ذوب بالایی دارند. بجز بریلیم بقیه دارای فرم پراکسید MO2 هم هستند، چون کاتیون Be+2 برای ایجاد پراکسید بسیار کوچک است.

اکسیدهای کلسیم ، استرانسیم ، باریم با آب واکنش داده و هیدرو اکسید تولید می‌کنند. هیدروکسید کلسیم که به آب آهک معروف است، بطور نسبی در آب محلول بوده و یک محلول بازی متوسط می‌دهد که برای شناسایی گاز CO2 بکار می‌رود.

حالت اکسیداسیون

فلزات قلیایی خاکی در تمام ترکیباتی که تشکیل می‌دهند حالت اکسیداسیون +2 دارند. بجز چند استثنا همه ترکیبات آنها یونی است. این فلزات دو الکترون در لایه آخر دارند که از دست دادن آنها نسبتا آسان است. اما برداشتن الکترون سوم بسیار مشکل است و به انرژی بالایی نیاز دارد، زیرا تحت جاذبه شدید هسته بوده و از لایه هشت تایی کامل برداشته می‌شود. بنابراین کاتیون این فلزات به فرم M+2 است.

فرار مالیاتی

فهرست مطالب

مقدمه 

فرار مالیاتی چیست

تمایز فرار مالیاتی و اجتناب مالیاتی

زمینه های پیدایش فرار مالیاتی

اندازه گیری فرار مالیاتی در ایران

کارت بازرگانی ، کد اقتصادی و فرار مالیاتی

ناکارآمدی نظام مالیاتی ایران علل و زمینه ها

عدم توتجه به رضایت مؤدیان مالیاتی

حقوق مالیاتی

 

مقدمه :

در بیشتر کشورها، بخش عمده ای از منابع درآمدی دولت، از طریق مالیات تامین می شود. سهم مالیات از کل درآمدهای عمومی در میان کشورها، متفاوت است و میزان آن بستگی به سطح توسعه و ساختار اقتصادی آنها دارد. در این میان، فرار مالیاتی و گریز از مالیات در کشورها باعث شده است تا درآمدهای مالیاتی کشورها، همواره از آنچه که برآورد می شود کمتر باشد و تمامی کشورها تلاش خود را برای کاهش این دو پدیده به کار می گیرند یا از طریق اصلاح نظام مالیاتی، به چاره جویی برمی خیزند.

فرار مالیاتی چیست؟
    هرگونه تلاش غیرقانونی برای پرداخت نکردن مالیات مانند ندادن اطلاعات لازم در مورد عواید و منافع مشمول مالیات به مقامات مسئول ، فرار مالیاتی خوانده می شود.
    تعریف فرار مالیاتی، برای انواع مالیات ها یکسان است. در فرار مالیاتی، به رغم تطبیق فعالیت با قوانین، در اجرای فعالیت یک یا چند ضابطه مصوب مراجع ذی ربط تعمداً نادیده گرفته می شود.
   


    تمایز فرار مالیاتی و اجتناب مالیاتی
    تمایز مفهومی بین فرار مالیاتی و اجتناب از پرداخت مالیات به قانونی یا غیرقانونی بودن رفتار مؤدیان مربوط می شود . فرار مالیاتی، یک نوع تخلف از قانون است. وقتی که یک مؤدی مالیاتی از ارائه گزارش درست در مورد درآمدهای حاصل از کار یا سرمایه خود که مشمول پرداخت مالیات می شود ، امتناع می کند ، یک نوع عمل غیر رسمی انجام می دهد که او را از چشم مقامات دولتی و مالیاتی کشور دور نگه می دارد. اما در اجتناب از مالیات، فرد نگران نیست که عمل او افشا شود . اجتناب از مالیات ، از خلاCهای قانونی در قانون مالیات ها نشات می گیرد. در اینجا فرد به منظور کاهش قابلیت پرداخت مالیات، خود دنبال راه های گریز می گردد . مثلاً درآمدهای نیروی کار را در قالب درآمد سرمایه نشان می دهد که از نرخ پایین تری برای مالیات برخوردارند. در اجتناب از مالیات ، مؤدی مالیاتی دلیلی ندارد نگران احتمال افشا شدن باشد، چرا که او الزاماً تمامی مبادلات خود را با جزئیات آن البته به شکل غیر واقعی، یاددا شت و ثبت می کند.
    در واقع ، عوامل اقتصادی با استفاده از روزنه های قانون مالیات و بازبینی در تصمیمات اقتصادی خود تلاش می کنند تا بدهی مالیاتی خود را کاهش دهند. از آنجا که اجتناب از پرداخت مالیات فعالیتی به ظاهر قانونی است، از این رو بیشتر از فرار مالیاتی در معرض دید است.
    به عبارت دیگر ، اجتناب از مالیات ، یک نوع سوء استفاده رسمی از قوانین مالیاتی است. این مقوله به بررسی و یافتن راه های گریز از پرداخت مالیات در قوانین مالیاتی مرتبط می شود که مؤدیان به آن وسیله خود را به نحوی از افراد مشمول مالیات کنار می زنند. مثلاً تبادل درآمد نیروی کار به درآمد سرمایه که نرخ کمتری از مالیات را به همراه دارد، مثالی از اجتناب مالیاتی است. به عنوان مثال، فرض کنید بر فعالیتی چون فروش دوچرخه، مالیات بر ارزش افزوده وضع شود. حال اگر فروشنده ای برای پرداخت مالیات کمتر ، دوچرخه کمتری بفروشد، رفتار وی بر پایه اجتناب از مالیات است. اگر همین فروشنده برای پرداخت کمتر مالیات ، میزان فروش دوچرخه را کمتر از مقدار واقعی آن به اداره مالیات گزارش کند، رفتار وی فرار از مالیات قلمداد می شود.
    بنابراین اجتناب مالیاتی ، قانونی و برای کاهش تعهدات مالیاتی فرد با دور زدن قانون یا استفاده کامل از ظرایف قانونی است ، اما تقلب یا فرار مالیاتی، غیرقانونی و مبادرت عمدی به اعمال خلاف قانون مانند گزارش غیرواقعی درآمد و فروش ، کسورات و تنظیم اظهارنامه ها است. نظام مالیاتی در شرایط آرمانی، باید قابلیت مقابله با هر دو نوع فرار مالیاتی را داشته باشد.

        زمینه های پیدایش فرار مالیاتی
    بررسی های مختلف نشان می دهد شایع ترین زمینه های پیدایش فرار مالیاتی چنین است:
1- عدم گسترش فرهنگ مالیاتی در جامعه: فرهنگ مالیاتی، مجموعه ای از طرز تلقی ، بینش و عکس العمل افراد در قبال نظام مالیاتی است. به عبارت دیگر طرز تلقی ، بینش ، برداشت ، آرمان ها ، ارزش های اجتماعی ، قوانین جاری و میزان تحصیلات و آگاهی ، از جمله عواملی هستند که فرهنگ مالیاتی را شکل می دهند.
2-  عدم مبادله کامل اطلاعات و نبودن سیستم نظارت و پیگیری در اخذ مالیات
   3-  تشخیص علی الراCس و وجود ضعف در اجرای آن
   4-  عدم استقبال از تسلیم اظهارنامه های مالیاتی و ضعیف بودن ضمانت های اجرایی: ارسال نکردن اظهارنامه، دلایل گوناگونی دارد. رایج ترین دلیل عدم ارسال، می تواند این باشد که در صورت به روز نبودن ثبت مؤدی، بهترین امکان برای ارسال نکردن اظهارنامه و پس از آن فرار از پرداخت مالیات فراهم شده است. دلیل دیگر عدم برخورد قاطع ماموران مالیاتی است که آن هم می تواند به دلیل عدم آشنایی و عدم تسلط کافی ماموران مالیاتی به قوانین مالیاتی و نداشتن مهارت کافی دراجرای آنها باشد.
  5-  تاخیر در وصول مالیات
  6-  عدم شناخت مؤدیان و مستند نبودن میزان درآمد آنها
7-  وجود معافیت های وسیع و متنوع: دولت ها گاه با اتخاذ برخی سیاست های حمایتی مالیاتی و معافیت های مالیاتی، راه فرار مالیاتی را باز می کنند و در صورتی که در سیستم اطلاعات کارآمد نیز در نظام مالیاتی موجود نباشد ، فرار مالیاتی گسترش می یابد. همچنین با اعطای معافیت های مالیاتی، گروهی از پرداخت مالیات معاف می شوند و این امر به کاهش درآمدهای مالیاتی دولت منجر می شود. بنابراین ، اگر اعطای معافیت ها با دقت لازم صورت نگیرد ، دولت برای کسب درآمد مالیاتی مورد نظر ، فشار سنگینی را بر گروه های دیگر جامعه وارد می کند. یعنی برای جبران بخش خالی کاسه درآمد مالیاتی ، میزان نرخ های مالیاتی بیشتری ، بر گروه هایی که از معافیت های مالیاتی بهره مند نیستند ، تحمیل خواهد شد. بی تردید اعطای معافیت های مالیاتی گسترده ، به ناکارایی نظام مالیاتی و ضعف نظام اجرایی مالیاتی منجر می شود.
    اندازه گیری فرار مالیاتی در ایران
    در سال های اخیر ، در بعضی از کشورها ، دولت ها و محققان سعی در اندازه گیری میزان فرار مالیاتی ، برای مالیات های خاص و نیز برای کل سیستم مالیاتی داشته اند . لیکن اندازه گیری میزان دقیق فرار مالیاتی در کشور ایران، با مشکلاتی روبه رو بوده است که از اهم موانع در راه تخمین فرار مالیاتی می توان به موارد زیراشاره کرد:
    1-  ناتوانی در استفاده از روش های مستقیم اندازه گیری ( چرا که مردم مقادیر فرار مالیات شان را ابراز نمی کنند)
    2-  انجام نشدن تحقیق جامع در مورد میزان فرار مالیاتی در هر یک از شاخه های مشمول مالیات در ایران.
    3- تفاوت تعاریف بین المللی مالیات با تعاریف مالیات در ایران ، به نحوی که برخی از درآمدهایی که در ایران جزو درآمدهای مالیاتی محسوب نمی گردد، در سایر کشورها سهم عمده ای از درآمدهای مالیاتی را به خود اختصاص داده است.
4-  عدم تطبیق آمارهای مراکز مختلف
5-  محرمانه بودن اطلاعات مربوط
    اما با این حال به دلیل آثار سوئی که فرار مالیاتی بر اقتصاد کشور دارد ، به توجه و بررسی بیشتری در این زمینه نیاز است. به طور کلی ، فرار مالیاتی سبب می شود که درآمدهای مورد نیاز دولت برای هزینه های دولت تامین نگردد و در نتیجه خدماتی که دولت می باید آن را فراهم سازد ، در حد مورد نیاز و باکیفیت ارائه نشود.
    کارت بازرگانی ، کد اقتصادی و فرار مالیاتی
    یکی از عوامل مؤثر بر فرار مالیاتی در ایران که به همان بحث ضعف قوانین و مقررات بر می گردد، سوء استفاده از کارت بازرگانی و کد اقتصادی توسط فرصت طلبان است. براساس ماده (169) مکرر قانون مالیات مستقیم مصوب 3/12/1366 با آخرین اصلاحات مصوب 27/11/1380، سازمان امور مالیاتی کشور مجاز شده است برای اشخاص حقیقی و حقوقی کارت اقتصادی صادر کند. شایان ذکر است از سال 1371 و به دنبال ارائه لایحه مالیات بر ارزش افزوده ، بحث کارت اقتصادی هم مطرح شد. اجرای سیستم مالیات بر ارزش افزوده در صورتی امکان پذیر است که تمامی مؤدیان شناسایی شوند و لازمه این کار استفاده از سیستم های مکانیزه در تمامی امور است. به این ترتیب برای این که شناسایی مؤدیان به آسانی صورت گیرد مقرر شد تا به هر مؤدی یک کد اقتصادی اختصاص یابد که البته قبلاً کدپستی و کد ملی مطرح بودند. در آن دوره مقرر شد تا اختصاص کد اقتصادی همراه با اجرایی شدن مالیات بر ارزش افزوده آغاز شود و برای شروع، تصمیم گرفته شد تا 1000 شرکت مهم، کد بگیرند. بر این اساس، آن دسته از مؤدیان مالیاتی که توسط وزارت دارایی اسامی آنها اعلام می شود باید کد اقتصادی می گرفتند و اگر مبادرت به این کار نمی کردند، باید بخشی از ارزش معامله انجام شده را به عنوان جریمه پرداخت می کردند. اگر مؤدی برای بار دوم از گرفتن کد امتناع می کرد، فعالیت او تعطیل می شد و......
    به این ترتیب، کد اقتصادی منشاء ایجاد یک بازار کاذب شد و گرفتن و اجاره دادن آن شغلی برای سودجویان شد. مثلاً شرکت ها به نام کارکنان خود کد اقتصادی می گرفتند و معاملات خود را بدون اینکه در جایی ثبت کنند، انجام می دادند و وزارت دارایی هم کاری نمی توانست انجام دهد. دلیل آن هم این بود که کد به نام افراد دیگری بود که عموماً اموالی برای توقیف کردن نداشتند. این بازار به حدی رونق گرفت که نرخ معاملات نیز براساس با کد و بدون کد اقتصادی انجام می شد. علاوه بر این، از آنجا که برخی مؤسسات از پرداخت مالیات و...معاف بودند ، برخی از بازرگانان با تبانی با چنین مؤسساتی، از کد اقتصادی آنها برای معاملات خود استفاده می کردند.
    علاوه بر اینها ، صدور برخی دستورالعمل ها و بخشنامه ها از جمله دستورالعمل شماره 43048/3528-211 مورخ 29/7/1381 مبتنی بر عدم دریافت مالیات علی الحساب از واردکنندگان دارای کارت بازرگانی که با هدف همراهی با بازرگانان واقعی در هنگام ورود کالا به کشور و جلوگیری از افزایش قیمت کالاها صادر شد، به سوء استفاده بیشتر از کارت ها و فرار مالیاتی دامن زد.
    بعدها، برای جلوگیری از سوء استفاده های بیشتر، برای اخذ کد اقتصادی، محدودیت هایی پدید آمد. به این ترتیب که مثلاً اخذ کد اقتصادی منوط به داشتن مغازه و محل کسب و... بود و از آنجا که برخی بازرگانان و تجار نمی توانستند کد اقتصادی دریافت کنند، اعتراض ها شروع شد.
    در این حال، برخی از گزارش های رسمی و غیر رسمی حاکی از فرار مالیاتی بسیار بالا فقط از ناحیه سوء استفاده از کد اقتصادی است و به این ترتیب به نظر می ر سد، مسئولان امر باید در اجرای سریع تر طرح جامع مالیاتی یا نظام مالیات برارزش افزوده، گام های اساسی بردارند .

ناکارآمدی نظام مالیاتی ایران علل و زمینه‌ها

اگرچه مالیات ستانی در ایران نوپا نیست و همچنین از وصول مالیات به طریق نظام شبه سیستمی‌در حدود یک قرن در ایران می‌گذرد، اما همچنان نمی‌توان ادعا کرد که نظام مالیات‌گیری در ایران حتی شبیه کشورهای تقریبائ  در حـال تـوسعه است. در هر صورت پایبندی به اصول و روش‌های نوین بشری در اجرای سیاست‌های توسعه، باید سرلوحهء کار مسوولان مربوطه قرار گیرد تا به هدف‌های مورد نظر در وصول حداکثر مالیات دست پیدا کنند. به نظر می‌رسد با توجه به تغییر و تحولات در نظام مالیاتی ایران از حدود یک‌سال پیش به ‌این طرف، بتوان امیدوارانه چشم به سوی نظام مطلوب مالیاتی داشت.    

نظامی‌که در سال‌های گذشته تبدیل بـه ویرانه‌ای شده است که اصلاح ساختاری و بنیادی آن هزینه‌های زیادی می‌طلبد. این مقاله به علل و زمینه‌های ناکارآمدی سیستم مالیاتی ایران از چهار بـعد قوانین و مقررات، فرآیندهای مالیاتی، مؤدیان و منابع انسانی پرداخته در برخی موارد راه‌کارهایی جهت برون رفت از این مشکلات بیان میدارد.     

1) قوانین و مقررات مالیاتی

یکی از مهم‌ترین عوامل موثر در تضعیف و عدم اثربخشی سیاست‌های مالیاتی، پیچیدگی و ابهام در قوانین و مقررات مالیاتی است. این مساله به تنهایی به کارآیی اجرایی سیاست‌های مالیاتی صدمه وارد می‌کند. به منظور تضمین اثربخشی دستگاه مالیاتی در قدم اول باید قوانین و مقررات مالیاتی و حسابداری به طور جامع تعریف و تضمین شود. برای رویه‌ها و قوانین جدید باید مجوزهای جدید اخذ شود تا در مجمع‌القوانین کشوری و آیین‌نامه‌های مالیاتی ثبت شود. تغییرات قوانین مالیاتی به شدت به استانداردهای نوین حسابداری وابسته است. به عبارت دیگر بـاید مقررات مربوط به مؤدیان در نگهداری دفاتر و فاکتورها و چگونگی ارایهء آن‌ها به سازمان مالیاتی، به صورت شفاف تبیین شود. در نهایت برای پیاده کردن اصلاحات باید حمایت ‌حاکمیت و آحاد مردم جلب شود.

به طور کلی قوانین خوب وکارآ، چندین خصوصیت و ویژگی به شرح ذیل را دارا هستند:

الف - کارآیی

در مورد کارآیی قانون، باید به این نکته توجه کرد که آیا قانون مربوطه از نظر اجرای سیاست‌های مالیاتی، کارآیی و اثربخشی را دارد به عبارت دیگر قانونی کارآ و اثربخش است که نتیجهء مورد نظر از تصویب آن حاصل شود. به عنوان مثال یکی از اهداف قانون برای الزام  مؤدیان مالیات بر شرکت‌ها به منظور ارایهء اظهارنامه و ترازنامه و سود و زیان، می‌تواند شناخت کامل از نحوهء گردش مالی یک شرکت در اقتصاد و استفاده از اطلاعات مالی این شرکت برای ردیابی مفاسد مالی بنگاه‌های دیگر باشد. چنانچه این هدف قانونگذار، با ارایهء درست ترازنامه و سود و زیان شرکت‌ها حـاصل شود می‌گوییم قانون، کارآ (اثربخش) بوده است.

ب - سازمان‌دهی

سازمان‌دهی منطقی باعث درک و فهم بهتر  مؤدیان و کاربران از قانون مالیاتی می‌شود. سازمان‌دهی قانون به این مفهوم است که مقررات مربوط به یک بخش خاص، همگی در کنار آن باشند به عبارت دیگر مطالب مربوط به هم تا جایی که امکان دارد در کنار هم باشند. به عنوان مثال  مؤدیان مالیاتی اشخاص حقوقی (شرکت‌ها) در صورتی که تمام مطالب مربوط به اجراییات و مقررات فصل امور مالیاتی شرکت‌ها در یک فصل جداگانه لحاظ شده است خیلی کم‌تر دچار سردرگمی و ابهام خواهند شد.

ج - قابلیت درک

در صورتی که بخواهیم قابلیت درک یک متن افزایش یابد، اولائ باید عبارت یک متن کوتاه باشد و ثانیائ از کلمات مرموز و غیرشفاف جلوگیری به عمل آید به عبارت دیگر، متنی گویا و ساده ارایه کرد.

حامیان استفاده از زبان ساده در قانون‌نویسی خواهان پرهیز از زبان حقوقی برای نیل به قانونی آسان و همه فهم هستند به عبارت دیگر تا جایی که امکان دارد باید از کلمات حقوقی و یا کلماتی که معروف به لغت‌نامه‌ای هستند پرهیز کرد به عنوان مثال می‌توان به جای عـبارت «کمیسیون تقویم املاک»، عبارت «کمیسیون (هیات) ارزیابی املاک» را به کار برد.

د - انسجام

مفهوم انسجام به دو گونه قابل فهم است: اول این‌که می‌تواند به معنی ارتباط معنی‌دار عناصر یک قانون با یکدیگر باشد و دوم این‌که با سایر مقررات و قوانین انسجام داشته باشد. به عبارت دیگر باید اطمینان یافت که قانون مالیاتی با بقیهء نظام حقوقی تلفیق شود. به عنوان مثال قانون مالیات‌های مستقیم نـبـایـد بـه هیچ عنوان با اصول و استانداردهای حسابداری و حسابرسی مغایرت و ناهماهنگی داشته باشد و یا در خود قانون، فصل مربوط به اشخاص حـقیقی با فصل مربوط به اشخاص حقوقی (شرکت‌ها) ناهماهنگ باشد به طوری که بعضی از مشاغل در قالب اشخاص حقوقی و بعضی دیگر در قالب اشخاص حقیقی تعریف شوند.

2) فرآیندهای مالیاتی

فرآیند مالیات‌گیری را می‌توان از لحاظ ترتیب زمانی به تدوین و تصویب قانون، شناسایی  مؤدیان، ‌تشخیص مالیات، کنترل و بازبینی تشخیص‌ها، طرح اعتراض به مالیات تشخیصی و نهایتائ وصول مالیاتی تجزیه کرد. ضعف سیاست‌های مالیاتی (مدیریت مالیاتی) در هر یک از این مراحل می‌تواند جلوی اهداف قانون‌گذار را به هر نحو بگیرد.

تحلیل فرآیندهای نظام مالیاتی از اظهار تا پرداخت در یک سیستم مالیاتی، زمانی مفید و ممکن است که اطلاعات بهنگام باشد و به درستی در مجاری صحیح قرار گیرد. اگر سازمان مالیاتی با اطلاعات ناقص مواجه شود، باید در سـیستـم اطلاعاتی و ممیزی خود تجدیدنظر کرده، آن را دگرگون سازد. از طرفی مطابق قوانین حسابداری مالیاتی، دستگاه مالیاتی باید درآمدهای مالیاتی (چه به صورت پول نقد و چه به صورت حـساب‌های بانکی مؤدی) را بدون واسطه از حساب مؤدی به حساب خزانه‌ واریز کند. غالبائ موانع قانونی و یا ضعف قانون باعث می‌شود که اطلاعات معتبر به دستگاه مالیاتی داده نشود. این امر فرهنگ تمکین مالیاتی را تضعیف می‌کند، اگرچه هیچ‌گاه قابل روءیت نیست. خلاصه تنگناها و مشکلات فرآیندهای مالیاتی در سیستم مالیاتی ایران به شرح ذیل قابل دسته‌بندی است:

‌غلب فرآیندها، ناکارآمد و پـراکنـده هستنـد. همچنین حداقل معیارهای سنجش برای آن‌ها وجود ندارد.

‌در حال حاضر مالیات بر درآمد مشاغل و شرکت‌ها تقریبائ از یک فرآیند مـشتـرک، پیـروی مـی‌کننـد. تمـام مالیات‌های دیگر دارای فرآیندهای مستقل و فرم‌های جداگانهء اظهارنامهء مالیاتی با دفعات تسلیم اظهارنامهء متفاوت هستند. این امر منجر به کاربرد بیهودهء منابع در فعالیت‌های تکراری می‌شود.

تقریبائ تمامی فرآیندها به روش دستی انجام می‌گیرد و توانمندی‌های ورود داده‌ها و ذخیره‌سازی ‌محدود است. فقدان تجزیه و تحلیل کامپیوتری، منجر به روند تشخیص و رسیدگی طولانی و دستی مالیات می‌شود که مستعد خطا هستند.

تـقـریبائ هیچ معیار سنجش استانداردی (مانند مدت زمان مورد انتظار، زمان‌بندی پروژه‌ای بر مبنای درصد پیشرفت کار و ...) برای فرآیندها وجود ندارد که به طور منظم قابل پیگیری و ردیابی باشد.

عدم توجه به رضایت  مؤدیان مالیاتی

در حال حاضر، اغلب فرآیندها از دیدگاه درونی سازمان مالیاتی طراحی می‌شود و کم‌تر توجهی به راحتی  مؤدیان می‌شود. این امر، موجب دلسردی  مؤدیان و انگیزهء اندک آنان برای تمکین از مقررات مالیاتی می‌شود.

فقدان آموزش  مؤدیان مالیاتی دربارهء تخصیص صحیح منابع مالیاتی دولت، موجب نارضایتی بیش‌تر و عدم تمایل آنان به پرداخت مالیات می‌شود.

قواعد شغلی و مقررات مالیاتی پیچیده، مانع از اصلاح فرآیندها می‌شوند.

به طور کلی ماموران مالیاتی، درک اندکی از نوع فعالیت و فلسفهء وجودی فرآیندهایی که به موجب مقررات انجام می‌شود و یا حاصل عادت‌های درازمدت دیگران است، دارند.

به طور کلی در مورد نحوهء تفکیک فرآیندها برای انواع پایه‌های مالیاتی، در قانون مالیات‌های مستقیم، سخنی به میان نیامده است.

اغلب مقررات مالیاتی، دارای ابهاماتی هستند که توسط ماموران مالیاتی تفسیر می‌شوند و درک جامع مدیریتی و جمعی از آن‌ها وجود ندارد.

وجود اطلاعات محدود، ضعف اطلاعاتی را در رابطه با  مؤدیان ایجاد می‌کند.

توزیع و انتقال اطلاعات محدود میان سازمان مالیاتی و سایر ذی‌نفع‌ها (وزارتخانه‌ها، ادارهء ثبت و  مؤدیان مالیاتی) منجر به تشخیص غیردقیق مالیات و از دست رفتن درآمدهای مالیاتی می‌شود.

اطلاعات ضعیف، توانایی سازمان مالیاتی ایران را در انجام حسابرسی موردی محدود می‌کند. به این دلیل که در حال حاضر تمامی شرکت‌ها و مشاغل (تـمامی پرونده‌های مالیاتی) مورد رسیدگی قرار می‌گیرند، بار کاری ممیزان مالیاتی غیرقابل تحمل است.

روش‌های اجرایی غیرموثر مـوجـب عـدم دقـت و حجم زیاد دادخواهی می‌شوند.

در بعضی مواقع ممیزان و  مؤدیان مالیاتی روابطی را برقرار می‌کنند که بر رعایت انصاف و عدالت ممیزان تاثیر می‌گذارد.

عدم وجود ساز و کارهای کنترلی در سیستم اجرایی مالیاتی، به ممیز مالیاتی قابلیت انعطاف‌پذیری بسیار زیادی را در هدایت تشخیص می‌دهد. این امر، بی‌دقتی و تقلب را افزایش می‌دهد.

به دلیل عدم وجود روش‌های اجرایی مالیاتی قوی، تعداد زیادی از دادخواهی‌های مالیاتی علیه سازمان مالیاتی کشور طرح می‌شود.

3) منابع انسانی

یکی از عوامل کلیدی در پیشرفت نظام مالیاتی، داشتن کارمندان کارآ و خلاق است. به منظور دارا بودن این پرسنل باید به 3 نکته توجه کرد:

1-  اختیارات و مسوولیت‌های هر شخص به طور کامل و شفاف، مشخص باشد.

2-هر فرد به رتبه و سمتی دست یابد که در آن تخصص، مهارت و تجربه داشته باشد.

3-  هر شخص به اندازهء شوونات، منزلت و مقامی که دارد حقوق و مزایا دریافت کند.

هـمــانـطــور کـه کـارمنـدان در مـوقعیت‌های مختلف، متناسب با مهارت و تجربهء خود، حقوق دریافت می‌کنند باید در ازای کارها و شیوه‌های جدیدی که در کار خود ارایه می‌دهند نیز پاداش دریافت کنند. اگر این سیاست‌ها به اجرا در نیاید، کارمندان به سکون و یکنواختی (روزمرگی) دچار شده، اغلب انگیزهء کار درست را از دست داده، به شدت از سازمان خود رنجور شده و عدم رضایت شغلی خود را بروز می‌دهند. در راستای سیاست‌های لازم جهت هدایت و سازمان‌دهی کارمندان سازمان مالیاتی باید به پرسش‌های ذیل پاسخ گفت:

1- چـگـونه باید کارمندان را در بخش‌های مختلف به کار گرفت؟

2- چگونه باید به کارمندان مختلف، حقوق پرداخت کرد؟

3-  چه قوانینی برای اعطای پاداش وجود دارد؟

4-  آیا شرح وظایف پرسنل به طور شفاف تعریف شده است؟

عوامل زیر در رابطه با پرسنل سازمان امور مالیاتی در اثربخشی و اصلاحات آن می‌تواند موثر باشد:

-پرداخت حقوق و مزایا متناسب با تخصص و فعالیت.

-انعطاف‌پذیری در نظام حقوق و دستمزد.

-اندیشه‌های گروهی کارمندان در دستگاه مالیاتی مدنظر قرار گیرد.

-داشتن امنیت شغلی از کارمندان رده پایین تا مدیران ارشد.

-با توجه به این‌که کارمندان سازمان نمایندگان دولت هستند که با قشر وسیعی از افراد جامعه در تماس هستند از افرادی به عنوان مامور اجراییات استفاده شود که قدرت جذب اندیشه‌های مفید جامعه را داشته باشند.

کارشناس امورمالیاتی

خلاصهء تنگناها و مشکلات منابع انسانی در سازمان امور مالیاتی ایران به اختصار عبارتند از:

‌ ساختار سازمانی موجود، از نوع سلسله مراتبی است و کارکنان رده‌های پایین از قدرت اندک برای تصمیم‌گیری برخوردارند و یا هیچ قدرتی در این زمینه ندارند.

‌ فعالیت‌های شغلی عمومائ به تاخیر می‌افتد زیرا کارکنان نمی‌توانند بدون تایید مدیریت، تصمیمی را اتخاذ کنند. این امر بر روی ارتباطات، ارتقا و آموزش نیز تاثیر دارد.

ارتباطات کارکنان تا حدود زیادی غیررسمی و فاقد ساختار اصولی است. (اغلب ارتباطات، عاطفی و دوستانه است)

تکیه بر روش‌های غیررسمی (شامل شایعات، سخن‌پراکنی، تعصبات غیرمنطقی و ....) ممکن است منجر به ارتباطات پیامی شود که غیرصحیح یا متناقض است.

l بعضی از مدیران به منظور افزایش و یا حفظ قدرت خویش، معمولائ اطلاعات را حفظ می‌کنند. این امر ممکن است مانع رسیدن پیام‌ها به تمامی کارکنان شود.

معمولائ عملکرد کارکنان از طریق آموزش، تحت کنترل مدیریت قرار نمی‌گیرد و همچنین عملکرد خوب کارکنان همیشه مشمول ارتقا و پرداخت‌های بهتر نمی‌شود.

اگرچه آموزش در داخل سازمان امور مالیاتی کشور ارزشمند تلقی می‌شود ولی برنامه‌‌های آموزشی در برخی موارد بیش از حد وسیع است و اغلب، نیازهای کارکنان و یا شکاف‌های مهارتی و علمی آن‌ها را پوشش نمی‌دهد.

در برخی موارد، به نظر می‌رسد ارتقا و جبران مالی، کم‌تر با عملکرد کارکنان مربوط است و بیش‌تر با ارتباط آن‌ها با افراد قدرتمند سازمان بستگی دارد.

‌‌در بیش‌تر مواقع، مراحل استخدام به کندی پیش می‌رود که باعث افزایش فشار کار می‌شود.

روش استخدام مؤدیان و ممیزان مالیاتی بیش‌تر بر معیارهای اخلاقی و درجهء تحصیلات دانشگاهی تکیه دارد تا بر این مساله که هر پست خالی باید با شرکت‌کنندگان واجد شرایط اشغال شود. برای مثال پست ممیزی به جای آنکه حسابدار باشد توسط فرد دارای مدرک کشاورزی اشغال شده است.

نیاز به منابع انسانی بیش‌تر

اکثر ادارات سازمان مالیاتی به اندازهء کافی کارمند ندارند تا حجم کار را کنترل کنند. به طور نمونه یک ممیز حدود 600 پروندهء مالیاتی را طی سال رسیدگی می‌کند.

در بعضی از ادارات مالیاتی، سیستم تشکیل پرونده در راهروها قرار دارد که فضای کاری را در تنگنا قرار می‌دهد.

تعداد کامپیوترهای کافی برای ممیزان وجود ندارد و در بعضی موارد، حوزه‌های مالیاتی هیچ کامپیوتری ندارند.

4- مؤدیان مالیاتی

مؤدیان مالیاتی، ‌عمومائ به دو دسته تقسیم می‌شوند: مؤدیان قانونمدار و مؤدیان خلافکار. مؤدیان قانونمدار آن‌هایی هستند که مطابق قانون و به نسبت سهم خود، مالیات را پرداخت می‌کنند و عمومائ مشکلی را برای سازمان امور مالیاتی ایجاد نمی‌کنند این نوع مؤدیان غالبائ تمکین می‌کنند و از ایجاد هزینه و مشکل برای سازمان پرهیز می‌کنند به همین علت سازمان مالیاتی نیز از این نوع مؤدیان اظهار رضایت کرده و غالبائ سعی می‌شود این نوع مؤدیان باقی بمانند و یا بر تعداد آن‌ها افزوده شود. اما در مورد دیگر مؤدیان خلافکار بحث و سخن بسیار است و سازمان امور مالیاتی سعی می‌کند با انواع سیاست‌ها، آن‌ها را وادار به پرداخت مالیات کند. مؤدیانی خلافکار محسوب می‌شوند که مالیات‌های معوق را به دستگاه مالیاتی تحمیل می‌کنند که همین موضوع یکی از گلوگاه‌های نظام مالیاتی ایران است. به نظر می‌رسد در این‌گونه مواقع، سنجش میزان مالیات‌های معوق و برنامه‌ریزی در جهت وصول آن‌‌ها، بهترین گزینه موجود باشد. مالیات‌های معوق به مالیات‌هایی اطلاق می‌شود که از حیث تشخیص مالیات، به مرحلهء فعلیت رسیده‌اند اما به هر دلیل به حیطهء وصول درنیامده و امکان وصول آن‌ها وجود دارد. بدیهی است اگر ثابت شود که حجم ذخایر مالیاتی معوق قابل وصول به حدی معنادار است که قادر به تامین اهداف درآمد مورد نظر خواهد بود، در آن صورت برنامه‌ریزی عملیاتی جهت وصول این مالیات‌ها منطقی و موجه است. اگر دستگاه مالیاتی ناگزیر از اعمال فشار مالیاتی بیش‌تری باشد چه بهتر که این فشار بر مؤدیان خلافکاری وارد شود که بعضائ سال‌ها از زیر مسوولیت پرداخت دیون مالیاتی خود شانه خالی کرده‌اند و اعمال خلاف قانون آن‌ها بعضائ مصداق تقلب مالیاتی بوده است. بدیهی است که مطالبهء دیون معوقهء دولت از عده‌ای متقلب، تنش‌های احتمالی ناشی از فشار مالیاتی را نیز به حداقل خواهد رساند و این با اهداف مورد نظر در خروجی سازمان از جمله رضایت‌مندی مؤدیان خوش‌حساب و ارتقای سطح عدالت مالیاتی نیز سازگار خواهد بود. یکی از راه‌های کاهش خطای مؤدیان در اظهار و پرداخت مالیات به کارگیری مناسب نظام جریمه و پاداش است. نظام جریمه باید به نحوی اجرا شود که به طور متوسط رفتار مؤدی مالیاتی را عوض کند. با این حال با مؤدیانی که بی‌نظم هستند و قانون را رعایت نمی‌کنند، باید به شدت برخورد کرد. همچنین باید توجه کرد که جرایم افراطی وضع نشود و مؤدیان ناامید نشوند. تجربه نشان داده است که تغییر ایجاد کردن در رفتار و نگرش مؤدیان مالیاتی یک هنر بزرگ است و عمومائ اقدامات سریع و فشارهای سنگین، تنها مسکنی است که در کوتاه‌مدت موثر است و اثرات جاودان ندارد. در بحث مربوط به تجزیه و تحلیل رفتار مؤدیان مالیاتی، معمولائ 5 عامل در وهلهء نخست باید واکاوی شود:

الف - فرهنگ مالیاتی

فرهنگ مالیاتی به معنای باورها و شناخت مردم در مورد مالیات و لزوم پرداخت آن توسط آن‌هاست. هرگاه بتوانیم ضرورت دریافت مالیات از مردم را به صورت مستدل و منطقی برای آن‌ها بیان کرده، به آنان آگاهی‌های لازم را داده و برای آن‌ها به صورت شفاف توضیح دهیم که مالیات دریافتی از مردم و توسط دولت صرف چه هزینه‌هایی می‌شود و در صورت نپرداختن مالیات، ‌ دولت و مردم دچار چه مشکلاتی خواهند شد و همچنین مردم به یک باور برسند که دولت مالیات دریافتی را برای بهبود وضع جامعه و توسعهء اجتماعی و رفاه شهروندان هزینه می‌کند آنگاه می‌توان ادعا کرد که مقدمات یک فرهنگ مالیاتی خوب برای پرداخت مالیات توسط عامهء مردم به وجود آمده است.

به این منظور باید:

1- مقبولیت عامه نسبت به مفهوم مالیات یعنی باور و اعتقاد عمومی نسبت به مالیات را ایجاد و گسترش داد.

2- مردم نسبت به حکومت و شرایط سیاسی جامعه، نگاهی مثبت داشته باشند.(به عبارت دیگر حکومت، مورد پذیرش مردم باشد.)

3- یک باور دو طرفه بین دولت و مردم وجود داشته باشد.

مهم‌ترین مواردی که می‌توان در سازمان مالیاتی ایران به اجرا درآورد تا به یک فرهنگ مالیاتی نسبتا مناسب دست پیدا کرد عبارتند از:

-گنجاندن موضوع مالیات در قسمتی از کتاب‌های درسی مدارس کشور

-اطلاع‌رسانی درست و مداوم و جلب حمایت عمومی

-آموزش و مشاورهء مؤدیان مالیاتی

-ساده‌سازی قوانین

-معرفی مؤدیان نمونه در سطح ادارات کل استانی

-گسترش فرهنگ پژوهش و تحقیق در زمینه نارسایی‌های سیستم مالیاتی ایران

-آموزش و التزام ماموران مالیاتی به برخورد مناسب و همراه با احترام به تمامی مؤدیان

-ارتباط تنگاتنگ با مجامع صنفی و اتحادیه‌ها

ب - تمکین

تمکین مالیاتی به مفهوم پایبندی مؤدیان به تکالیف مالیاتی و رعایت قوانین مالیاتی از سوی آن‌هاست. تمکین مالیاتی از جمله اهداف تمام سیستم‌های مالیاتی دنیاست که در آرزوی آن به سر می‌برند و بعضائ تا حد بسیار خوبی به آن دست یافته‌اند. متاسفانه در نظام مالیاتی ایران، ‌تمکین مالیاتی از رتبهء بسیار پایینی برخورد است نمونهء آن هم حجم بسیار بالای مالیات‌های معوقهء سال‌های گذشته و همچنین حجم زیاد پرونده‌ها در ادارات حل‌اختلاف مالیاتی است. در این شرایط وظیفهء سازمان امور مالیاتی است که عوامل انگیزشی و تشویق‌کنندهء نظام تمکین داوطلبانه را کشف و تقویت کند.

اهم موانع تمکین داوطلبانه مؤدیان مالیاتی ایران عبارتنداز:

1-  القای نظام مالیاتی ناعادلانه

2-  پیچیدگی قوانین، مقررات و بخشنامه‌های مالیاتی

3-  شفاف و منصفانه نبودن نظام جریمه

4-  برنامه‌های ضعیف آموزشی برای مؤدیان

5-  عدم توانایی دستگاه مالیاتی برای اثبات انصاف خود در دریافت مالیات

6- یک سری عواملی که جلوی فعالیت‌ها و برنامه‌های تحول نظام مالیاتی را می‌گیرد.

راهکارهای ارتقای تمکین داوطلبانهء مؤدیان مالیاتی از یک سو به منابع، عوامل، نیروی انسانی، امکانات فیزیکی و از سوی دیگر به مدیریت، زمان‌سنجی، تغییر فرآیند و سازوکارهای بازخوردی نیاز دارد. این راهکارها به چهار رکن نیروی انسانی، منابع فیزیکی، تشکیلات رسمی و سازمان غیررسمی استوار است. برای ارتقای سطح تمکین داوطلبانه باید با تشکیل کانون‌های تفکر در دستگاه مالیاتی به عارضه‌یابی ارکان فوق‌الذکر پرداخته شود.

ج - خودتشخیصی

سیستم خودتشخیصی مالیاتی، عمومائ بر این برهان استوار است که مؤدی بیش از هر کس دیگری به اوضاع و احوال مالی و درآمدی خویش آگاه است. بنابراین اگر سیستم مالیاتی به جایگاهی برسد که مؤدیان آن، خودشان به تشخیص صحیح مالیاتی بپردازند قطعائ از جنبه‌های مختلف باعث بهبود وصول مالیات خواهد شد.

د - اطلاع‌رسانی

از جمله وظایف مدیریت مالیاتی، آگاهی رساندن به مؤدیان برای سهولت بیش‌تر کار و مطلع کردن مردم از قوانین، آیین‌نامه‌ها و بخشنامه‌ها و تصمیمات سازمان است. این امر به طور سیستماتیک از فرار مالیاتی (اجتناب از مالیات) کاسته و باعث خودبه‌خودی افزایش تمکین مالیاتی می‌شود. ایجاد سایت اینترنتی، انتشار روزنامه و یا مجلهء تخصصی در زمینهء مالیات، ایجاد پایگاه‌های مشاوره در سراسر کشور، برنامه هفتگی رادیو و تلویزیونی، ایجاد بانک‌های مختلف اطلاعاتی و .... می‌تواند باعث اعتماد مؤدیان به سازمان مالیاتی شود.

ه - حقوق مالیاتی

حقوق مالیاتی، رشته‌ای از حقوق عمومی است که مقررات مالیاتی و مزایای اجرای آن‌ها را مقرر می‌دارد.  بنا بر تعریفی دیگر حقوق مالیاتی عبارت است از درخواست و گرفتن اموال به صورتی که در قوانین مالیاتی آمده و به صورت وسیله‌ای برای توزیع مخارج عمومی دولتی بین افراد. اگر قبول کنیم که مالیات پولی است که دولت جمع‌آوری می‌کند مفهوم حقوق مالیاتی را بهتر درک می‌کنیم. حقوق مالیاتی در اولین نگاه، مجموع مقررات حقوقی مربوط به مالیات به نظر می‌آید. مجموع این مقررات حقوقی در مورد اشخاص و اموالی اعمال می‌شود که قبلائ به موجب قوانین تعریف و بیان شده‌اند. بنابراین به جاست که سازوکاری طراحی شده تا مؤدیان مالیاتی از نحوهء تعامل خود با نظام مالیاتی به طور کامل آگاه شده و همچنین وظایف قانونی خود را در قبال این سیستم به نحو احسن اجرا کنند. از جمله می‌توان فلوچارت‌های راهنمای مؤدیان را طراحی کرد و در اختیار آن‌ها گذاشت تا مؤدیان به وسیلهء آن به طور کاملائ شفاف وظیفهء خود را انجام دهند.

عنکبوت و عنکبوت شناسی (Spider)

عنکبوتها بزرگترین گروه بند پایان را تشکیل می دهند همه آنها گوشتخوار هستند.

عنکبوت موجود جالبی است که در همه جا و همه انواع آب و هوا دیده می شود. این حشره را روی زمین، داخل آب و حتی زیر زمین هم می توان یافت. عنکبوت ها در اندازه های مختلف، از چند میلیمتر تا ۲۸ سانتی متر دیده می شوند.

عنکبوت‌ها یا به فارسی "کارتنک"ها جانوران بی مهرهٔ شکارگری‌اند که دارای بدنی دو بخشی ( سر و تن)، هشت پا و هشت چشم است. عنکبوت ها فاقد بخش‌های جوندهٔ دهان و بال‌اند. آنها در راستهٔ عنکبوت‌ها طبقه‌بندی می‌شوند که خود یکی از چند راستهٔ ردهٔ بزرگتر عنکبوتیان است. ردهٔ عنکبوتیان دربردارندهٔ گونه‌هایی چون گزدم ، کنه ، هیره ها ، شپش ها و عقربها است.

همهٔ عنکبوتان تار می‌تنند که معمولاً به صورت رشته‌ای پروتئینی از غده‌های تارتنِ انتهای شکم ایشان ترشح می‌شود.این تارها ابتدا به صورت مایع هستند و به شکل نخ نازکی از بدن عنکبوت خارج می شوند و سپس در تماس با هوا خشک شده و مانند نخ می شوند. قطر تار عنکبوت حدود یک دهم تار موی انسان است. این تارهای صاف و شفاف، بسیار نرم و سبک و در عین حال بسیار مقاوم هستند. حتی می توان گفت تار عنکبوت از فولاد هم سخت تر است.تارهای بافته شده چند نوع دارند، نوعی از آنها بسیار محکم اند و خاصیت کشسانی دارند. نوع دیگر هم مقاومت کمتری دارد و خاصیت کشسانی (ارتجاعی) ندارند.بسیاری از عنکبوت ها از تار برای شکار استفاده می کنند. به این صورت که توری یا پرده‌ای می‌تنند که حشرات در در آن به دام می‌افتند ولی گونه‌ های فراوانی هم هستند که آزاد شکار می‌کنند. از تار در بالارفتن از جایی، ایجاد دیوارهای هموار در لانه‌ های زیرزمینی، ساختن ساک تخم، درپیچیدن صید، و نگاهداری موقت اسپرم، و خیلی کارهای دیگر استفاده می‌شود.

گونه های عنکبوت

- عنکبوت پرنده خوار

- عنکبوت طلایی تار گرد

- عنکبوت بیوه سیاه

- عنکبوت خون آشام اعماق

- عنکبوت کمین کننده

- عنکبوت تار کروی باغی

علم و تاثیر آن در زندگی

اگر به من بگويي، فراموش مي کنم. اگر يادم بدهي، به خاطر مي آورم و اگر درگيرم کني، ياد مي گيرم. يکي از عوامل موثر در پيشرفت جوامع به ويژه در زمينه آموزش و پرورش، به تحول در محتواي کتب درسي، تغيير روش هاي تدريس (سنتي)، ايجاد زمينه هاي شکوفايي توانمندي هاي علمي و حرفه اي معلمين با استفاده از فن آوري آموزشي، فرهنگ سازي، تقديس، تقدير و تشويق مادي و معنوي مقام معلم، علم و علم آموزي و غيره بستگي دارد.

کشور ما ايران، با سابقه اي تاريخي و درخشان علمي و فرهنگي، منبع الهام و خورشيد روشني بخش ساير اديان و تمدن ها قرار گرفته است. به گونه اي که در بررسي ريشه هاي علمي و فرهنگي آنان مي توان آثار و تاثيرات اين انوار را به وضوح پيدا نمود. لکن متاسفانه در کشور خودمان و به ويژه در طي حداقل دو سده اخير، عليرغم شعارهاي فراوان، تلاش بايسته اي در جهت شناخت، بهره مندي و ارتقاي آن انجام نيافته است که نتيجه آن نيز وضعيت فعلي است. اين وضعيت، به اذعان قريب به اتفاق همه صاحبنظران علمي، فرهنگي و... حتي سياسي، شايسته مقام و منزلت ايران امروزي نيست. نکته مهم اين است که آيا مي توان در قرني که عصر آگاهي ناميده مي شود با روش هاي ديروزي، نسل امروز را براي فردا آماده نمود؟

علم گرايي، عقلانيت، توجه به اصول و گذر منطقي از الگوهاي حاکم (پارادايم ها) بسياري از مشکلات جامعه را حل مي کند.  حرکت در مسير علم و عقل در شکوفايي عوامل مختلف توسعه از قبيل منابع طبيعي، فيزيکي و انساني نقش بسزايي خواهد داشت. اگر جوانان به سمت جامعه اي عقل گرا و علمي سوق داده شوند آينده کشور بسيار درخشان خواهد بود و در اين ميان نقش معلمان بسيار برجسته است. مي توان از آموزش زبان هاي خارجي به عنوان يک اصل اساسي در بخش آموزش کشور ياد کرد با آموزش زبان هاي خارجي مي توان به راحتي با جهان خارج ارتباط برقرار کرد که اين امر در توسعه و پيشرفت علمي جامعه نقش ممتازي دارد.

توسعه انساني رکن اصلي توسعه پايدار است و بايد براي ارتقاي کيفيت آموزش در کشور تلاش شود. وظيفه آموزش و پرورش در جامعه شناخت و حل نيازهاي فکري جوانان است. تعليم و تزکيه نفس و آموزش فلسفه معاني زندگي به نسل هاي آينده از مهمترين وظايف معلمان است. در جامعه اي که علم و دانايي، محور توانمندي و توسعه جوامع بشري باشد ارتقاي کيفي آموزش و تربيت نسلي پرسشگر و خلاق امري ضروري است. کسري بودجه، ضعف فرهنگ مشارکت، تمرکز شديد، کهنه بودن سبک مدرسه داري، عميق نبودن تحقيقات، پايين بودن سرانه دانش آموزي، کمبود فضاي آموزشي از مهمترين تنگناهاي موجود در شيوه آموزشي کنوني است. توسعه کمي و کيفي آموزش، توسعه مشارکت عمومي، ارتقاي سلامت و بهسازي منابع انساني از مهمترين اولويت هاي کاري آموزش و پرورش مي باشد. وظيفه معلمان تربيت افرادي عدالت طلب، داراي استقلال و معتقد به کار گروهي است که به دور از تعصب و پيشداوري باشد. حضرت آيت الله خامنه اي تربيت نسلي متدين و آگاه را مهمترين وظيفه جامعه معلمان برشمردند و خاطر نشان کردند: آباداني کشور - پيشرفت مادي و معنوي جامعه و دستيابي به رتبه اول منطقه اي که در سند چشم انداز 20 ساله پيش بيني شده است در سايه تعميق ايمان و افزايش انگيزه هاي ديني جامعه و به ويژه نسل جوان امکان پذير است که معلمان در اين زمينه نقشي اساسي بر عهده دارند.

مفهوم واژه های «ضرب دیده» ،«آرتریت»و «روماتیسم»در ارتباط با مفصلهای بدن

ضرب دیدگی : معمولا ضرب دیدگی به معنی كشش یا پارگی الیاف (بافت های) عضلات است. اكثر ضرب دیدگی عضلات با همدیگر رخ می دهد. زیرا عضله بیش از حد توان كشیده می شود یا به شدت به آن فشار اورده می شود که بیش از توان انقباض عضله است.این آسیب ها به ویژه در حرکات ورزشی شایع هستند.

برای ضرب دیدگی(آسیب عضله) بهتر است عضله اسیب دیده برای چند روز اول بعد از آسیب بی حركت باشد. ممكن است توصیه شود كه در اسیب دیدگی شدید از عصای زیر بغل استفاده كنید. معمولا بعد از چند روز تدریجا شما می توانید دوباره از عضله استفاده كنید.

آرتریت‌ روماتوئید :عبارت‌ است‌ از یک‌ بیماری‌ طولانی‌ مدت‌ که‌ طی‌ آن‌ مفصل‌ به‌ همراه‌ عضلات‌، غشاهای‌ پوشاننده‌ و غضروف‌ متأثر می‌شوند. گاهی‌ چشم‌ و رگهای‌ خونی‌ نیز درگیر می‌شوند. این‌ بیماری‌ سه‌ برابر در زنان‌ شایعتر است‌ و معمولاً بین‌ سنین‌ 60-20 سالگی‌ رخ‌ می‌دهد. حداکثر بروز آن‌ در سنین‌ 50-35 سالگی‌ است‌.

علل‌ بیماری ناشناخته‌ است‌، ولی‌ این‌ بیماری‌ احتمالاً منشاِء خودایمنی‌ دارد. سابقه خانوادگی‌ آرتریت‌ روماتوئید یا سایر بیماریهای‌ خودایمن، عوامل‌ ژنتیک‌، مثل‌ نقص‌ در دستگاه‌ خودایمنی‌، جنس مونث در سنین‌ 50-20 سالگی، و استرس (استرس عاطفی‌ می‌تواند باعث‌ شعله‌ور شدن‌ بیماری‌ شود) از عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر بروز بیماری می‌باشند. هیچ‌ روش‌ خاصی‌ برای‌ پیشگیری‌ وجود ندارد.

ارتریت روماتوئید ممکن است تنها چند هفته یا چند ماه طول بکشد، یا برای تمام عمر با فرد مبتلا بماند.

آرتریت روماتوئید یک بیماری خودایمنی است که در آن بدن به اشتباه به سلول‌های خودش – در مفاصل – حمله می‌کند.

علائم آرتریت روماتوئید ممکن است شامل درد در مچ‌ها، انگشتان، یا زانوها باشد و نیز ممکن است باعث شود بیمار بلگند.

مفاصل ممکن است سفت و متورم شوند و دانه‌های پوستی روی بدن ظاهر شود.

یک علامت شایع دیگر این بیماری تب است که به ناگهان اوج می‌گیرد ولی به سرعت فروکش می‌کند.

درمان‌های اولیه برای آرتریت روماتوئید در جهت کنترل درد و بهبود کارکرد مفصل است. این درمان‌ها شامل فیزیوتراپی، تمرینات ورزشی و تجویز دارو است.

روماتیسم مفصلی: بیماریی است که سبب درگیری مفاصل می شود. این بیماری منجر به بروز سفتی و درد و تورم مفاصل می شود. اگر یک زانو یا دست مبتلا به این بیماری شود سایر مفاصل نیز درگیر خواهند شد. این بیماری معمولاً بیش از یک مفصل را درگیر کرده و هر مفصلی را دچار می کند. بیماران مبتلا به این بیماری معمولاً احساس خستگی داشته و گاهی اوقات دچار تب می شوند.

بعضی از افراد فقط برای چند ماه یا یک سال یا نهایتاً دو سال مبتلا به این بیماری بوده و بعد از طی این دوره بدون ایجاد هیچگونه ضایعه ای، بیماری رفع می شود. بعضی دیگر نیز گاهگاهی دچار علائم بوده و گاهی بهبود می یابند. در بعضی افراد نیز ممکن است بیماری بسیار شدید بوده و برای سالها یا تمام عمر باقی بماند. این فرم بیماری منجر به بروز صدمات شدید به مفاصل می شود.

علل اصلی بروز این بیماری هنوز بطور کامل شناخته نشده است. اما می دانند که در این بیماری سیستم ایمنی فرد علیه بافتهای بدن وی وارد عمل می شوند. عللی که تصور می شود فرد را مستعد بروز این بیماری می کند شامل ژنتیک ، محیط و هورمونها می باشند.

ضحاک

براساس قصه های شاهنامه، ضحاک، پسر مرداس پادشاه سرزمین تازیان (اعراب) بود. مرداس پادشاهی خوب و خداترس بود. مرداس آن قدر گله داشت که گفته بود هر کس که بخواهد می تواند از آنها بردارد، شیرشان را بدوشد و از پشم و پوستشان استفاده کند. لازم هم نیست پولی برای آنها بدهد.

اما ضحاک پسر مرداس مرد ناپاکی بود. ایرانیان به ضحاک "بیوراسپ" می گفتند. چون هزاران اسب داشت.

شیطان چگونه ضحاک را فریب داد

یک روز صبح زود شیطان به شکل انسانی که خوبی ضحاک را می خواهد، پیش او رفت. شیطان آن قدر حرف های شیرین گفت و داستان های جالب تعریف کرد تا ضحاک از او خوشش آمد. بعد شیطان به ضحاک گفت که من رازهای زیادی را می دانم که هیچ کس به جز من این رازها را نمی داند. ضحاک به او گفت:"از این رازها به من هم بگو". شیطان گفت:"به تو هم این رازها را می گویم اما نباید آنها را به کس دیگری بگویی. هرچه هم که من می گویم باید انجام دهی". ضحاک این شرط ها را قبول کرد.

بعد شیطان گفت:"چرا باید مرداس شاه باشد؟ تو باید پادشاه باشی". ضحاک اول از این حرف ناراحت شد. ولی شیطان گفت که تو قسم خورده ای که هر چه را که من می گویم انجام دهی. عاقبت ضحاک حرف های شیطان را قبول کرد.

مرداس در خانه اش باغی داشت که هر شب سروتنش را می شست و برای عبادت به آن باغ می رفت. او چراغی هم با خودش نمی برد. یک شب شیطان ضحاک را همراه خودش به آن باغ برد. آنها چاهی بر سر راه مرداس کندند و شیطان روی چاه را با علف پوشاند. آن شب وقتی مرداس به باغ رفت در چاه افتاد و مرد. بعد از مرگ مرداس ضحاک به جایش پادشاه شد.

نقشه شیطان بعد از پادشاهی ضحاک

وقتی ضحاک شاه شد، شیطان برایش نقشه دیگری کشید. این دفعه شیطان جوان زیبا و خوش سخنی را به کاخ ضحاک فرستاد. جوان به ضحاک گفت:"من آشپزم و می توانم غذاهایی بپزم که شاه هیچ وقت از آنها نخورده است". ضحاک هم او را رییس آشپزخانه کرد.

در آن زمان ها مردم جانوران را برای خوردن نمی کشتند. آنها مرغ و تخم مرغ و گوشت نمی خوردند. آنها بیشتر نان می خوردند و نان را با مواد مختلف درست می کردند.

اما فرستاده شیطان که آشپز ضحاک شد، کشتن و خوردن جانوران را به ضحاک یاد داد و از آن به بعد مردم هم گوشت خوردند.

جوانی که شیطان پیش ضحاک فرستاده بود، اول از زرده تخم مرغ برای او خوراک درست کرد. بعد از گوشت پرندگان و چهارپایان برایش غذا درست کرد. ضحاک هم با خوشحالی از این غذاها می خورد و به جوان آفرین می گفت.

بعد جوان نقشه جدیدی کشید. او شروع کرد به درست کردن سفره هایی پر از غذاهای جورواجور و بهترین غذاها را برای ضحاک آماده می کرد. روز چهارم که برای ضحاک سفره رنگینی چیده بود، ضحاک به او گفت:"هر آرزویی که داری بگو من برایت برآورده می کنم". جوان گفت:"من آرزو دارم که تو اجازه بدهی تا شانه هایت را ببوسم و صورت و چشمم را روی شانه های تو بمالم". ضحاک از این حرف مغرور شد و به جوان گفت:"بیا شانه من را ببوس". مأمور شیطان هم شانه او را بوسید و پس از این کار ناپدید شد و رفت.

مدتی بعد دو تا مار سیاه از جایی که مأمور شیطان بوسیده بود بیرون آمد. مارها هر روز بزرگ و بزرگ تر می شدند. ضحاک دستور داد که دو تا مار را از ریشه ببرند. اما دوباره دو مار سیاه از شانه های او روییدند. مردم هم از راز دو ماری که از شانه های ضحاک بیرون می آمدند باخبر شدند.

شیطان در لباس پزشک به دیدن ضحاک می آید

ضحاک پزشکان مشهور را جمع کرد. ولی آنها هر دارویی که درست کردند و به او دادند فایده ای نداشت. این بار هم شیطان در لباس پزشک به دیدن ضحاک آمد. او به ضحاک گفت:"بریدن مارها فایده ای ندارد. تو باید به آنها غذا بدهی تا آرام شوند و تو را اذیت نکنند. غذای این مارها هم مغز سر انسان است. شاید اگر مدتی مغز سر انسان بخورند، خودشان بمیرند. بنابراین دستور بده هر روز دو نفر را بکشند و مغز سرشان را بیرون بیاورند و به مارها بدهند". پس از این ماجرا به دستور ضحاک هر روز دو انسان را می کشتند و او مغزشان را به مارها می داد. مردم هم از ضحاک می ترسیدند. آنها اوایل می دیدند که هر شب دو جوان در شهر ناپدید می شوند. بعد فهمیدند که هر شب دو جوان را به کاخ ضحاک می برند و مغز سرشان را به مارها می دهند. ولی هیچ کس جرأت اعتراض کردن نداشت.

ضحاک به همین صورت هزار سال پادشاهی کرد. در زمان او دانش و هنر از بین رفت. دیوها آزاد شدند و جادوگری زیاد شد. یکی از کارهایی که او انجام داد کشتن جمشید پادشاه ایران بود. ضحاک جمشید را که خودش را خدا نامیده بود کشت و خواهرانش را که اسم یکیشان شهناز و اسم دیگری ارنواز بود به کاخ خودش برد.

معنی خواب بد ضحاک

چهل سال به پایان زندگی ضحاک مانده بود که او خواب بدی دید. او خواب دید که جوانی گرزی به شکل گاو را به سرش کوبید و جوانی دیگر او را با چرم بست و بعد آن دو با جوانی دیگر، هر سه نفرشان با اسب او را به طرف کوه دماوند بردند. بعد از این کابوس، ضحاک همه دانشمندان و ستاره شناسان و عالمان دینی را جمع کرد تا بگویند خوابش چه معنی ای دارد.

هیچ کدام از این افراد جرأت نکردند معنی خواب ضحاک را به خودش بگویند. تا این که در روز چهارم ضحاک عصبانی شد و گفت:"اگر راستش را نگویید دارتان می زنم". یکی از موبدان (عالمان دینی آن روزگار) که شجاع تر از بقیه بود گفت:"همه می میرند. کسی به نام فریدون هم به دنیا می آید که با گرزی فولادی به جنگ تو می آید. گرز را به سرت می کوبد و تو را از کاخ بیرون می آورد. چون تو دایه او را که گاوی مهربان است می کشی. به خاطر همین هم او گرزش را به شکل سر گاو درست می کند. این پسر هنوز به دنیا نیامده". وقتی ضحاک این حرف را می شنود بیهوش می شود و آن عالم دینی که خواب ضحاک را تعبیر کرده بود هم از فرصت استفاده می کند و فرار می کند.

ضحاک به دنبال قاتل خودش می گردد

بعد از مدتی ضحاک نشانی های فریدون را به همه جا فرستاد. در همان زمان فریدون هم به دنیا آمد. مادر فریدون وقتی شنید ضحاک به دنبال پسرش می گردد او را به مردی که مورد اعتمادش بود و در کوه زندگی می کرد سپرد. فریدون با خوردن شیر گاوی به نام پرمایه که در آنجا بود زندگی می کرد. پرمایه سه سال به فریدون شیر داد و از او مواظبت کرد.

در همان زمان جاسوسان ضحاک جای فریدون را پیدا کردند و به ضحاک خبر دادند. ضحاک هم فوری به صحرایی که فریدون در آن بود رفت. اما او را پیدا نکرد. چون فریدون به کوه رفته بود. ضحاک هم پرمایه را کشت و دستور داد که خانه ای که فریدون در آن زندگی می کرد را آتش بزنند. وقتی فریدون 16 ساله شد از کوه پایین آمد، پیش مادرش رفت و داستان زندگیش را از او پرسید.

فریدون وقتی داستان زندگی خودش و بلایی را که ضحاک بر سر پرمایه و پدرش آورده بود شنید تصمیم گرفت به جنگ ضحاک برود. او به یاد پرمایه به آهنگران گفت که برایش گرزی به شکل سر گاومیش درست کنند. برادرانش که از او بزرگ تر بودند هم او را همراهی می کردند.

مردم بر ضد ضحاک به پا می خیزند

در همین زمان ضحاک که می دانست فریدون جوانی شده به فکر راه حلی افتاد. او تصمیم گرفت عهدنامه ای بنویسد که همه بزرگان آن را امضا کنند. این عهدنامه می گفت که ضحاک در ایران و سایر سرزمین ها جز خوبی کاری نکرده تا اگر فریدون پیدایش شد این عهدنامه را نشانش بدهد و به او بگوید که آدم خوبی بوده. همه از ترس آن را امضا کردند. اما آهنگری به نام کاوه که با داد و بیداد وارد کاخ شد، عهدنامه را پاره کرد. او مردم را به دور خودش جمع کرد و بر ضد ضحاک به پا خواست.

در ساعتی که شگون داشت سپاه فریدون به سوی شهر اعراب که محل پادشاهی ضحاک در آن بود به راه افتادند. پیام آور ایزدی هم به فریدون چیزهای زیادی آموخت.

فریدون کاوه آهنگر را فرمانده سپاه کرد. آنها صبر کردند تا شب شد و سپاهیان ضحاک خوابیدند. کاوه آهنگر زیر درفش کاویان و نیزه به دست همراه سپاهش به پیش رفتند تا به اروند رود رسیدند. فریدون از رودبانان خواست تا هر چه که کشتی و قایق دارند بیاورند تا او با سپاهش از رود عبور کنند. ولی آنها گفتند که ضحاک دستور داده هر گروهی که می خواهد از رود عبور کند باید نامه ای با مهر ضحاک داشته باشد. فریدون عصبانی شد. سوار اسبش شد و به داخل رود رفت. سپاهش هم به دنبالش رفتند و همگی از رود گذشتند.

ضحاک به دام می افتد

فریدون با همان چیزهایی که از پیام آور ایزدی یاد گرفته بود طلسم ضحاک را به نام خدا باطل کرد و تمام جادوگران و دیوها را از بین برد. او خواهران جمشید را هم آزاد کرد. اما خود ضحاک به هندوستان رفته بود. چون که مارهایش دیگر با مغز انسان ها سیر نمی شدند و شیطان هم این بار به او گفته بود که برای درمان باید سروتنش را در خون انسان بشوید. شیطان گفته بود که اگر این کار را بکند حرف ستاره شناسان درباره این که فریدون او را می کشد هم درست از آب در نمی آید.

کمی بعد به ضحاک خبر دادند که فریدون وارد کاخ او شده. ضحاک سپاه خودش و دیوان را جمع کرد و از بیراهه به شهرش برگشت و کاخ خودش را محاصره کرد. فریدون هم اجازه داد که او وارد شهر شود. اما مردم شهر که از ضحاک بدشان می آمد با دیدنش از دیوارها به سوی او و سپاهش سنگ و خشت انداختند.

سرانجام ضحاک از یک راه میان بر وارد کاخ شد. فریدون که پنهانی او را نگاه می کرد گرزش را بالا برد و به سر او زد. فریدون خواست یک بار دیگر گرز را به سر او بکوبد که پیام آور ایزدی ظاهر شد و به او گفت:"مرگ برای ضحاک کم است. او را ببند و به بیابان ببر. در آن جا دو کوه نزدیک به هم می بینی که یک دره تنگ میان آنها است. ضحاک را در آن کوه ببند و اجازه نده کسی او را ببیند".

ضحاک را درست مثل خوابی که دیده بود با چرم شیر محکم بستند. او را پشت اسبی انداختند و به راه افتادند. دوباره پیام آور ایزدی ظاهر شد و از فریدون خواست ضحاک را به کوه دماوند ببرد. فریدون بر اساس گفته سروش او را به غاری برد. میخ های بلندی آوردند و دست ضحاک را به کوه بستند. طوری که نه پایش بر زمین باشد و نه دستش به کوه و همان جا آویزان بماند.

شیر مادر

شیر مادر، معجزه ای آرامش بخش برای مادر و کودک :

 شیر مادر علاوه بر داشتن تمام ویتامین ها و مواد غذایی لازم، حاوی مواد ضد بیماری است که کودک را در برابر انواع بیماری ها مصون نگه می دارد.
شیردهی نوزاد باید پس از تولد در کوتاهترین زمان ممکن آغازشود چرا که او را در مقابل ایجاد بیماری های التهابی روده در سنین بالاتر محافظت می کند.
مادران باید بدانند هیچ شیری حتی شیر خشک و شیرهای متفرقه نمی تواند جایگزین مناسبی برای شیر مادر باشد.
تقویت رابطه عاطفی بین مادر و نوزاد و تضمین سلامت مادر از دیگر فواید شیردهی نوزاد با شیر مادر است.
متخصصان اطفال می گویند: برقراری تماس پوست مادر و نوزاد بلافاصله پس از تولد و شروع تغذیه با شیر مادر ظرف ساعت اول، مساله ای موثر در رشد نوزاد است.
به گفته آنان، مادران جوان باید بدانند که شیر خوار در شش ماهه اول زندگی به هیچ چیز جز شیر مادر نیازی ندارد؛ یعنی شیر مادر نیاز شیر خوار به آب، قند و مواد مغذی برای رشد را تامین می کند.
مهمترین مزایای شیرمادر تناسب داشتن با دستگاه گوارش شیرخوار( عدم حساسیت) و داشتن ترکیب متناسب با نیازهای شیرخوار است.
نخستین شیر ترشح شده در هر نوبت شیرخوردن، آب، املاح، ویتامین و پروتئین بالایی دارد و با ادامه شیردهی درصد این مواد کم و مقدار چربی شیر زیاد می شود.
به این ترتیب، هم نیاز به مواد مغذی و آب و هم نیاز به کالری در هر وعده شیرخوردن تنظیم می شود که در هیچ شیر مصنوعی چنین شرایطی وجود ندارد.
متخصصان اطفال می گویند: شیر مادر ایمنوکلوبولین های زنده دارد و تا هشت ساعت خارج از یخچال نیز سالم می ماند .
به گفته آنان، مادر با شیردهی به وزن طبیعی خود باز می گردد و انجام این کار برای او و نوزاد ارتباط عاطفی قوی ایجاد می کند.
شیردهی همچنین اثر پیشگیری از بارداری دوباره دارد و در موارد استثنائی که مادر قادر به شیردهی نباشد، می توان شیردهی را قطع کرد.
کارشناسان تغذیه نیز می گویند: بین تغذیه با شیر مادر و ضریب هوشی (iq) رابطه وجود دارد و کودکانی که به مدت شش ماه یا بیشتر از شیر مادر تغذیه می کنند، بیشترین بهره را می برند.
تماس عاطفی که هنگام شیر دادن شکل می گیرد، احتمالا در افزایش ضریب هوشی نقش دارد اما نقش اصلی به عهده اسید های چرب است که در تکامل مغزی نقش خود را ایفا می کنند.
دکتر سیمین پارسا عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نیز معتقد است: حضور مشاور در کنار مادران در هنگام شیر دهی، امری ضروری است.
وی می افزاید: برخی از مادران پس از زایمان، دچار نگرانی های متعددی هنگام شیر دهی می شوند و با مشاهده عوامل مختلف، شیر دهی را قطع می کنند.
این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی اضافه می کند: برخی مادران به محض گریه بیش از حد، کم کردن یا بالا نرفتن وزن نوزاد خود، به سرعت مانع بهره مندی کودک از این شیر سالم و مملو ازپروتئین می شوند.
وی با بیان این مطلب که مادران باید بدانند بروز این مسایل هیچ ارتباطی به تغذیه کودک از طریق شیر مادر ندارد، می گوید: بیشتر مادران از فواید و مزایای شیر مادر برای خود و فرزندانشان مطلع هستند اما متاسفانه هنوز تاثیرات آن را باور ندارند.
وی اضافه می کند: این در حالی است که عده ای تصور می کنند در شرایط بحرانی و هنگامی که مادر افسرده ، عصبانی و دچار مشکلات خانوادگی شده است، باید فرزند را از مادر جدا کرد.
پارسا تاکید می کند: جدا کردن مادر و کودک در شرایط بحرانی، از نظر علمی درست نیست.
دکتر ناصر کلانتری دبیر انجمن علمی تغذیه با شیر مادر ایران نیز در این رابطه می گوید: متاسفانه، برخی افرادی که مطالبی را در مورد کاربرد شیر مادر ارایه می کنند یا آموزش می دهند، هنوز معجزه این شیر را نپذیرفته اند.
وی می افزاید: آنان ترجیح می دهند استفاده از شیر خشک را به مادران توصیه کنند غافل از اینکه عوارض این شیر گاهی به دلیل تهیه نادرست، باعث مرگ و میر نوزادان می شود.
به گفته وی، تدوام شیر دهی، استرس را در مادران کاهش می دهد و آرامشی بی نظیر را برای آنان به ارمغان خواهد آورد.
دکتر زهرا نوع پرست سرپرست سابق معاونت اجتماعی و پیشگیری از آسیب ها در سازمان بهزیستی کشور نیز می گوید: تداوم دوران شیر دهی، سبب کاهش استرس در نوزادان می شود.
وی اضافه می کند: شیر مادر در طول شش ماه، تمام انرژی، مواد مغذی و مایعات مورد نیار را برای شیرخوار فراهم می کند.
نوع پرست ادامه می دهد: اگر از بدو تولد نوزاد، تماس کودک با سینه و حتی خود مادر به سرعت برقرار شود، رشد و تکامل کودک از جنبه های مختلف و ابعاد شناختی تسریع می یابد.
وی می گوید: پدیده باندینگ یک ارتباط عاطفی بین مادر و شیرخوار است و هر چه ریشه های آن عمیق تر شود، شیردهی موثرتر و مفیدتر خواهد بود.
وی می افزاید: گفتار کودکانی که از شیر مادر بهره مند می شوند، کامل تر و نحوه صحبت کردنشان نیز روان تر از بقیه خردسالان است.
نوع پرست تصریح می کند: این کودکان همچنین از نظر میزان ضریب هوشی در مقایسه با نوزدانی که به شیر مادر دسترسی نداشتند، بسیار بالا است و حتی بینایی آنان نیز دارای تکامل بیشتری است.
به گفته وی، رشد شناختی، حسی و روحی کودک با استفاده از شیر مادر به طور چشمگیری ارتقا می یابد.
دکتر محمدرضا وفا متخصص تغذیه نیز درباره مفهوم تغذیه انحصاری با شیرمادر می گوید: مفهوم تغذیه انحصاری با شیرمادر این است که شیرخوار بجز شیرمادر به هیچ نوع غذا یا نوشیدنی دیگری( حتی آب) نیاز ندارد.
به گفته وی، شیرخوار باید در فواصل زمانی تقریبا منظم از شیرمادر تغذیه شود.
10 مرداد ماه، روز جهانی شیر مادر نامگذاری شده است.

 

شیر مادر، سلامت جسم و روان کودک را تقویت می کند:

 

شیر مادر بهترین و مناسب ترین غذا برای کودکان است، غذایی که سلامت آنها را تضمین می کند. شیر مادر به راحتی هضم می شود و مقدار چربی، قند و پروتیین آن به اندازه ای است که کودک برای رشد نیاز دارد. بررسی ها نشان داده است کودکانی که با شیر مادر تغذیه می شوند، در مقایسه با سایر کودکان از سطح سلامت بالاتری برخوردار هستند، ضریب هوشی بیشتری دارند، رشد و تکامل بینایی و مغزیشان بهتر است، سیستم ایمنی قوی تری دارند و کمتر دچار عفونت های تنفسی و گوارشی می شوند. کودکانی که از شیر مادر تغذیه می کنند کمتر در معرض خطر پوسیدگی دندان هستند، دندان ها ی مرتبی دارند و کمتر نیاز به ارتوندنسی پیدا می کنند. همچنین بررسی ها نشان داده است این دسته از کودکان در بزرگسالی کمتر دچار چاقی ها ی مفرط، اسهال و بیماری ها ی حاد می شوند. با وجود همه این فواید باز هم تعداد زیادی از کودکان با شیر مادر تغذیه نمی شوند. طبق آمارهای جهانی کمتر از 40درصد مادران به نوزادان خود شیر می دهند. مقامات بهداشتی جهان برای رفع این مشکل تلاش می کنند. مطالعات زیادی درباره فواید شیردهی و تغذیه با شیر مادر انجام شده است که نتایج همه این مطالعات لزوم تغذیه با شیر مادر را روشن می کند.
شیر مادر ارتباط عاطفی مادر و کودک را تقویت می کند
بررسی ها نشان داده است شیر مادر علاوه بر فواید فراوان جسمی که برای کودک دارد، موجب تقویت پیوند عاطفی میان مادر و کودک شده و نیازهای عاطفی کودک را تا حدود زیادی برطرف می کند. این موضوع موجب ایجاد آرامش بیشتر کودک شده و در رشد جسمی و ذهنی او تاثیر به سزایی دارد. اگر در ساعت اول تولد کودک با مادر تماس داشته باشد، در بدن مادر هورمونی به نام اکسی توسین یا هورمون عشق ترشح می شود که نه تنها برای کودک مفید و آرامش بخش است بلکه موجب کاهش افسردگی پس از زایمان در مادر می شود. شیر مادر نقش آرام بخش طبیعی برای شیرخوار و مادر دارد و نوزادانی که با شیر مادر تغذیه می کنند از سلامت جسمی و روانی بیشتری برخوردار هستند. همچنین میزان ابتلا به انواع بیمارها و مرگ و میر در کودکانی که از شیر مادر تغذیه می کنند کمتر از کودکانی است که با شیر مادر تغذیه نمی شوند. نکته دیگر اینکه قابلیت جذب پروتیین شیر مادر بیش از سایر انواع شیر است و کودکانی که از شیر مادر تغذیه می کنند از تکامل گفتاری بهتری برخوردار هستند. شیرخوارانی که از شیر مادر استفاده می کنند، از تکامل اجتماعی بهتری برخوردارند و حتی در سن یک سالگی، از توانایی ها ی روانی و اجتماعی بیشتری بهره مند هستند.
شیر مادر سالانه جان 3/1 میلیون کودک را نجات می دهد
طبق اعلام سازمان جهانی بهداشت آموزش شیردهی به مادرانی که تازه صاحب فرزند شده اند، می تواند سالانه جان 3/1 میلیون کودک را نجات دهد و این در حالی است که بسیاری از زنان در این مورد اقدامی انجام نمی دهند. طبق این گزارش کمتر از 40 درصد از مادران در سراسر جهان به نوزادان خود به خصوص در 6 ماهه اول تولد شیر می دهند که این موضوع به دلیل نداشتن آگاهی آنها درباره چگونگی شیردهی نوزادان است. به گزارش رویترز، بسیاری از مادران آموزش های مناسب برای این کار را ندیده اند و این موضوع به یکی از مشکلات عمده در کشورهای فقیر و غنی تبدیل شده است. به عقیده متخصصان، در 6 ماهه اول تولد مادران باید به طور پیوسته به کودکان خود شیر دهند و از دادن سایر نوشیدنی ها و غذاها به نوزاد خودداری کنند. همچنین برای پیشگیری از مرگ و میر نوزادان باید آگاهی مادران درباره ابتلا به انواع بیماری ها ی میکروبی و ویروسی از جمله آنفلوآنزا افزایش یابد و واکسیناسیون ها ی مختلف که برای کودکان ضروری است، انجام شود.
شیر مادر، کارآیی ریه ها ی کودکان را افزایش می دهد
بررسی ها نشان داده است قدرت و عملکرد ریه کودکانی که حداقل به مدت 4 ماه از شیر مادر تغذیه کرده اند، در مقایسه با کودکانی که از شیر خشک استفاده می کنند بهتر است. به گزارش رویترز، دانشمندان آمریکایی با بررسی حدود هزار و 33 کودک 10 ساله متوجه شده اند کودکانی که دست کم 4 ماه از شیر مادر تغذیه می کنند، نسبت به کودکانی که مدت کمتری شیر مادر مصرف می کنند یا آنهایی که با شیشه شیر می خورند، عملکرد ریه بهتری دارند. محققان دانشگاه کارولینای جنوبی اعتقاد دارند عمل فیزیکی ناشی از مکیدن شیر مادر برای شش بار در روز و به مدت بیش از 4 ماه، موجب افزایش ظرفیت و افزایش جریان هوا در ریه کودکانی می شود که از شیر مادر تغذیه کرده اند. از میان کودکان مورد مطالعه، 39 درصد 4 ماه یا بیشتر از شیر مادر تغذیه کرده بودند و حدود 40 درصد کمتر از4 ماه شیر مادر مصرف کرده بودند و 21 درصد دیگر با شیشه شیر تغذیه شده بودند. بررسی نتایج نشان داد ریه کودکانی که از شیر مادر تغذیه کرده بودند، قوی تر از کودکانی بود که با شیشه شیر خورده بودند. به عقیده محققان، افزایش توان ریه کودکانی که مدت 4 ماه یا بیشتر از شیر مادر تغذیه کرده بودند، به عمل مکیدن ناشی از تغذیه با شیر مادر ارتباط دارد. مطالعات دیگر نیز نشان داده اند که مدت زمان عمل مکیدن در تغذیه با شیر مادر دو برابر تغذیه با شیشه شیر است و تغذیه با شیر مادر به تلاش تنفسی بیشتری نیاز دارد.


شیر مادر از چاقی در سنین بالاتر پیشگیری می کند:


درباره ارتباط تغذیه با شیر مادر در وزن کودک در سنین بالاتر مطالعات زیادی انجام شده است. در سال 2005، محققان پس از بررسی نتایج 61 مطالعه انجام شده در زمینه ارتباط شیر مادر و چاقی در سنین بالاتر به این نتیجه رسیدند که تغذیه با شیر مادر در ماه های بعد از تولد با کاهش خطر چاقی ارتباط دارد. به عقیده پژوهشگران تغذیه با شیر مادر به چند دلیل با افزایش وزن در سنین بالاتر ارتباط دارد. کودکانی که از شیر مادر تغذیه می کنند، نظم بهتری از نظر تغذیه دارند و این سبب می شود که در سنین بالاتر تغذیه سالم تری داشته باشند. همچنین شیر مادر در مقایسه با شیر خشک انسولین کمتری دارد و میزان هورمون پروتیینی لپتین در بدن کودکانی که از شیر مادر تغذیه می کنند بیشتر است. بررسی نتایج تحقیقات نشان داد کودکانی که شیر خشک می خورند، در مقایسه با آنهایی که از شیر مادر تغذیه می کنند در هفته های اول زندگی سریع تر وزن می گیرند و این وزن گیری سریع با چاقی در سنین بالاتر ارتباط دارد.
شیر مادر هوش کودک را زیاد می کند
تحقیقات نشان داده است نوزادانی که از شیر مادر تغذیه می کنند در مقایسه با سایر نوزادان ضریب هوشی بالاتری دارند. در یک مطالعه که با هدف یافتن رابطه بین تغذیه با شیر مادر و ضریب هوشی انجام شد، محققان با بررسی ضریب هوشی 3000 کودک در بریتانیا و نیوزیلند متوجه شدند که تغذیه با شیر مادر موجب افزایش ضریب هوشی کودکان می شود. در همه کودکان ضریب هوشی به خاطر تغذیه با شیر مادر افزایش نشان نداد و فقط کودکانی که نوع خاصی از یک ژن را داشتند با خوردن شیر مادر ضریب هوشی آنها افزایش پیدا می کرد. این نوع خاص ژن به بدن کودک کمک می کند که اسیدهای چرب شیر مادر را بهتر جذب کند و بعد آن را به صورت مواد مغذی در اختیار مغز قرار دهد. به عقیده محققان، 90 درصد از کودکان این نوع خاص ژن را دارا هستند و تاثیر تغذیه از شیر مادر روی ضریب هوشی آنها قابل توجه است. تحقیقات پژوهشگران در بریتانیا و نیوزیلند نشان داده است ضریب هوشی کودکانی که این نوع ژن را دارند و از شیر مادر تغذیه شده اند، در مقایسه با کودکانی که شیر مادر به آنها داده نشده است، به طور میانگین 6 تا 7 واحد بیشتر است. این به این معنا است که اگر همه نوزادان از شیر مادر تغذیه شوند، تعداد کودکان با استعداد دو برابر خواهد شد.
فواید شیردهی برای مادران
فواید استفاده از شیر مادر تنها برای کودکان نیست و شیردهی برای مادران هم فوایدی دارد. بررسی ها نشان داده است شیردهی خطر ابتلا به سرطان های سینه، تخمدان و دهانه رحم را کاهش می دهد و زنانی که به فرزند شان شیر می دهند در مقایسه با سایر زنان کمتر به این بیماری ها دچار می شوند. همچنین مطالعات نشان داده است شیردهی احتمال پوکی استخوان را در زنان کاهش می دهد. بررسی ها نشان داده است مادرانی که به مدت 6 ماه تا یک سال به نوزاد خود شیر داده اند، در مقایسه با مادرانی که به فرزندشان شیر نداده اند در سنین60 سالگی به بعد دارای قوام استخوانی بهتری هستند. یکی دیگر از فواید شیردهی تناسب اندام و کمک به کاهش وزن و از دست دادن اضافه وزن بارداری است. چربی هایی که در دوران بارداری زیر پوست مادر ذخیره می شود، طی مدت شیردهی و همراه با فعالیت بدنی متوسط از بین می رود. با همه اینها متاسفانه هنوز تعداد زیادی از مادران به دلیل نداشتن آگاهی کافی در این زمینه شیردهی را به طور کامل انجام نمی دهند و فرزندانشان را از این نعمت بزرگ محروم می کنند.
شیردهی خطر ابتلا به دیابت نوع دو را کاهش می دهد
گروهی از محققان دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد در بررسی های خود دریافتند تغذیه کودک با شیر مادر، خطر ابتلای مادر به دیابت نوع دو را کاهش می دهد. یک سال تغذیه کودک با شیر مادر خطر ابتلا به دیابت نوع دو را برای مادران تا 15 درصد کاهش می دهد. اگر تغذیه کودک برای مدت بیش از یک سال ادامه یابد، خطر ابتلا به دیابت نوع دو حتی بیش از این نیز کاهش می یابد. در این تحقیق 157 هزار مادر مورد بررسی قرار گرفتند. تاثیر محافظتی تغذیه با شیر مادر تا 15 سال پس از آخرین زایمان ادامه می یابد.
شیردهی خطر ابتلا به سرطان سینه را کاهش می دهد
بررسی ها نشان داده است مادرانی که دست کم یک سال کودک شان را با شیر خود تغدیه کرده اند، 5 درصد کمتر از سایر زنان به سرطان سینه دچار می شوند. در صورت شیردهی به یک نوزاد دیگر این خطر تا 50 درصد کاهش می یابد. به گزارش رویترز و به عقیده پژوهشگران مرکز تحقیقات جهانی سرطان، خطر ابتلا به سرطان سینه در زنانی که 2 نوزاد را به مدت 6 ماه یا یک نوزاد را به مدت یک سال با شیر خود تغذیه می کنند تا حد زیادی کاهش پیدا می کند. سرطان سینه شایع ترین نوع سرطان در میان زنان است. تحقیقات نشان داده که شیردادن مادران به نوزادان از طریق سینه در دوره ای طولانی موجب کاهش خطر ابتلا به سرطان سینه شده و ادامه این کار در تولد نوزاد دوم نیز این خطر را تا پنجاه درصد کاهش می دهد. این در حالی است که نظرسنجی ها نشان می دهد از هر 4 زن، 3 زن از این موضوع بی اطلاع هستند. محققان به زنان توصیه می کنند که به نوازادانشان از طریق سینه شیر دهند و این کار را تا جای ممکن ادامه دهند. این کار در دوره ای یک ساله خطر ابتلا به این سرطان را تا 8/4 درصد کاهش می دهد. پزشکان معتقدند که شیر خوردن نوزادان، موجب پایین آمدن سطح هورمون های مرتبط با بروز سرطان در بدن مادر می شود.

17 نکته در باب تغذیه کودک:

سلامت:
1)هر كودكي از بدو تولد بايد كارت مراقبت(كارت رشد) داشته باشد. اين كارت شامل اطلاعات مربوط به واكسيناسيون و رشد كودك است.  
2)اين كارت بايد در زمان تولد در بيمارستان يا در اولين مراجعه در همه مراكز بهداشتي درماني رايگان در اختيار مادران قرار گيرد. دختران كارت صورتي و پسران كارت آبي رنگ دارند.   
3) شما بايد رشد كودك خود را از طريق وزن كردن منظم كه توسط بهورزان در روستاها و مراقبان بهداشت در مراكز بهداشتي در شهرها صورت مي‌گيرد و روي كارت رشد ثبت مي‌شود ، مورد توجه و پيگيري قرار دهيد.   
4) تا 6 ماهگي فقط به او شير مادر بدهيد و در اين كار پشتكار و حوصله به خرج دهيد. نگران نباشيد. اگر مشكلي در شير دهي داريد از مشاوره با مراقبان بهداشتي در مراكز بهداشتي يا پزشك كودك كمك بگيريد.   
5)شير خواراني كه تا 2سال شير مادر مي‌خورند شانس بهتري براي رشد و سلامت دارند و كمتر بيمار مي شوند. اين شانس را از كودك خود نگيريد.    
6) از 15 روزگي قطره ويتامين (آ) و( د) را شروع كنيد.   
7)ذخيره آهن بدن كودك از 6ماهگي كاهش مي يابد و هيچ غذايي نمي تواند نياز آهن كودك را تامين كند. در اين زمان شربت يا قطره آ هن را حتما شروع كنيد و تا دو سالگي ادامه دهيد.  
8) ميزان تجويز قطره هاي ويتامين آ و قطره آهن را از مراقب بهداشت يا پزشك كودك بپرسيد.      
9)از تغيير رنگ دندان كودك و يا طعم بد اين داروها نگران نباشيد . كودك بعد از مدتي به طعم عادت مي‌كند و دندان‌هاي شيري، بعدها با دندان‌هاي دائمي جانشين مي‌شوند . هربار بعد از دادن قطره، دندان‌هاي كودك را با يك تنظيف تميز پاك كنيد.دادن آب يا كمي آب ميوه بعد از قطره آهن به تغيير مزه دهان كودك كمك مي‌كند.   
10)از 6 ماهگي غذاي كمكي را شروع كنيد ولي در سال اول هر بار بعد از شير مادربه كودك غذا بدهيد تا غذا مانع از دريافت شير كافي نشود.     
11)غذاي كمكي را با توجه به توصيه‌هاي تصويري كه در كارت مراقبت درج شده تا زماني كه كودك مي‌تواند غذاي سفره را بخورد دنبال كنيد. غذاي كمكي را مي‌توانيد براي دو يا سه وعده تهيه كنيد و آن را در ظرف كوچك در دار در فريزر نگه داريد و بعد از بيرون آوردن و حرارت دادن (جوش) آن را خنك كرده و به كودك بدهيد.  
12)به غذاي كودك تايك سال اول نمك اضافه نكنيد.همين كار كوچك ذائقه كودك شمارا به غذاي كم نمك عادت مي‌دهد و احتمال ابتلاي او را در آينده به بعضي بيماري‌ها مثل افزايش فشار خون كم مي‌كند. ذائقه كودك در دو سال اول نقش مهمي براي آينده او دارد.   
13)معده كودك كوچك ونياز او از يك فرد بالغ بيشتر است معده او را با مواد بي‌ارزش پر نكنيد.    
14)در زمان بيماري كودك به دليل بي اشتهايي كمي وزن از دست مي‌دهد. بعد از بيماري با دادن وعده هاي غذاي اضافي سعي كنيد وزن از دست رفته رابه كودك باز گردانيد. كودك بعد از بيماري اشتهاي بهتري دارد و اگر مراقب او باشيد به سرعت وزن مي‌گيرد.          
15)به كودكان كم وزن بايد بيشتر توجه شود چون آنها بيشتر بيمار مي‌شوند و بيماري‌هاي پي در پي مي‌تواند خطرناك باشد.كمي روغن يا كره به غذاي اين كودكان اضافه كنيد
16)هربار بعد از تعويض كهنه كودك و هنگام غذا دادن به او، دست هاي خود را با آب و صابون بشوييد.      
17)جلوي كودك نگوييد غذايي را دوست نداريد.سعي كنيد از همه انواع مواد غذايي با توجه به توصيه هاي كارت رشد استفاده كنيد، اجازه دهيد كودك با طعم انواع سبزي، صيفي ،ميوه و...آشنا شود. تنوع غذايي، ريز مغذي‌هاي ضروري را بهتر به بدن مي‌رساند.

غذاهای مفید برای حافظه کودکان

کودک شما با اجرای یک برنامه غذایی صحیح، می تواند در مدرسه تمرکز لازم را داشته باشد.
غذاهایی که برای تغذیه کودک انتخاب می کنید بر نحوه عملکرد تحصیلی او تاثیر مستقیم دارد. اگر خواهان تقویت حافظه کودک خود هستید و می خواهید ذهن وی از رشد و عملکرد مناسبی برخوردار باشد از دادن غذاهای فرآوری شده، نوشابه های گازدار و دیگر غذاهای ناسالم به کودک خودداری کنید چرا که این نوع غذاها حاوی مقادیر فراوانی قند و سدیم هستند که باعث کند و ضعیف شدن فعالیت های مغزی وی می شوند. در اینجا چند غذای مفید برای حافظه کودک را به شما معرفی می کنیم: . غلات کامل، آنتی اکسیدان ها و چولاین غلات کامل، آنتی اکسیدان ها و چولاین که یک ماده مغذی است که عمدتا در تخم مرغ ها یافت می شود، برای رشد و تقویت مغز دارای اهمیت خاصی هستند. به این منظور می توان از انواع نان گندم و ماکارونی و یا جوی شیرین نشده همراه با انواع توت ها به عنوان صبحانه استفاده کرد. آنتی اکسیدان ها را می توان در انواع میوه و سبزی جات خام پیدا کرد. بسیاری از انواع لوبیاها نیز سرشار از آنتی اکسیدان ها هستند. . اسیدهای چرب امگا 3 اسیدهای چرب امگا 3 را می توان در روغن زیتون، آجیل، آووکادو، سالمون و تن ماهی پیدا کرد. اسیدهای چرب عملکرد شناختی حافظه را تقویت می کنند. تخم کتان ها نیز سرشار از اسیدهای چرب امگا 3 هستند و خوشبختانه بسیاری از کودکان این ماده غذایی را به راحتی در برنامه غذایی شان می پذیرند. . کلسیم و آب بدن کودک را همیشه به اندازه کافی مرطوب نگه دارید. هرگز برای مرطوب نگه داشتن بدن کودک به وی نوشیدنی های قندی مانند نوشابه های گازدار و آب میوه های صنعتی ندهید. سعی کنید همیشه در یخچال خود ماست، شیر سویا، پنیر داشته باشید چرا که این مواد غذایی منبع خوبی از کلسیم محسوب می شوند. . آهن مصرف آهن، سطح هوشیاری ذهنی و نیز انرژی بدن افزایش می دهد. گوشت مرغ، انواع گوشت قرمز، لوبیاها و میوه جات خشک از منابع خوب آهن به شمار می روند